درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

مصاحبه با اسکورسیزی
زمان کنونی: 21-9-1395، 09:42 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: بهنام فلاح نژاد
آخرین ارسال: بهنام فلاح نژاد
پاسخ 1
بازدید 625

امتیاز موضوع:
  • 17 رأی - میانگین امتیازات: 3.59
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصاحبه با اسکورسیزی
#1
مصاحبه با اسکورسیزی
"خیلی مهمه که جنبه آسیب پذیر عشق را تقویت کنیم!"
جرمی برگر: فیلم های شما اغلب شامل مردهایی با وضعیت غیرعادی هستند! از اونها در فیلم هاتون چه انتظاری دارید؟!
اسکورسیزی: تاکیدتون بر جنسیت خیلی مهمه! این واقعیه! آیا ما میتونیم به همون جنبه های انسانی از بازیگری مثل لئو دیکاپریو، از نسل خودش، که این کاراکترهای مرد را شکل داده علاقه مند شویم؟! با لئو من خیلی خوش شانس بوده ام! او از رفتن و لمس کردن این شرایطی که برای مردها آسیب زننده هستند هیچ ترسی ندارد! این یکی از نکات اساسی است: پذیرفتن آسیب پذیری در مردها! دنیرو هم همین را دارد! کیتل و دنیل دی لوییس هم قطعا همینطور! هر چقدر که او در دارودسته نیویورکی ها محکم است به همان اندازه نیز از لحاظی دیگر شکننده است! گاو خشمگین هم خیلی از این چیزها دارد! چگونه او قرار است بعنوان مرد بازی کند؟ چه انتظاری از او هست؟ خب یک مرد میتواند این کار را انجام دهد! واقعا؟! او همیشه میتواند به خشونت پناه ببرد؟! بعد از خشونت چه اتفاقی می افتد؟ باید از قدرت کاراکتر باشد که شما از رشد کردن نترسید!


جرمی برگر: پس بنظر ، خشونت یکی از قسمت های جدایی ناپذیر واکنش هاست!
اسکورسیزی: در این فیلم (گرگ وال استریت) خشونت به گونه دیگری وجود دارد! به صورت طمع رایج! اونها دارند از مردم سود میبرند اما در عین حال که نسبتا جالب است ، نسبتا بی رحمانه و وحشیانه نیز میباشد! من در واقع دیگر تصاویر خشونت امیز نمیبینم! ما جدامانده را ساختیم! شما دیگر حرکت زیادی از دوربین نمیبینید! در واقع در انتها ،جاییکه که کاراکترهای اصلی فیلم ،سرنوشت خود را میبینند تصاویر خیلی ساده هستند! درست انگار مانند یک قسمت تئاتر اتفاق می افتند! چیز زیادی وجود نداره که بگم!
ما به گونه ای به پایان مرگ رسیده ایم! من احساس میکنم در اون نقطه ،مرگ فرهنگی و مرگ روحی را در کشور داریم! نیکلسون در ماشین به من گفت: کشور موش ها- ایده کلی ای ست که ما دیگر قادر به اعتماد به کسی نیستیم! حتی قسمتی از دنیایی که خودمان در ان هستیم!
همه این ها به یک جا منتهی میشوند: سکانس آسانسور در جدامانده!
شما به دوربین دستی و بوم نیازی ندارید! دیگر اهمیتی ندارند! اینجا جاییست که دیوانگی جمله ( ممکنه درست باشه) ما را میبرد!
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مصاحبه با مولف کتاب "داستان" رابرت مک کی A-SO 1 2,651 15-9-1392، 01:59 صبح
آخرین ارسال: mohammad707
  مصاحبه‌ با آلخاندرو گونزالس ایناریتـــو بهنام فلاح نژاد 0 1,045 23-4-1392، 03:50 عصر
آخرین ارسال: بهنام فلاح نژاد

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :