درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

نکاتی که باید فیلمنامه نویسان بدانند
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:34 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: اکبرخوردچشم
آخرین ارسال: majid-chesta
پاسخ 10
بازدید 1138

امتیاز موضوع:
  • 20 رأی - میانگین امتیازات: 3.6
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکاتی که باید فیلمنامه نویسان بدانند
#1
شاید به نوشته ی زیر برخی دوستان خرده بگیرند و بگویند این نکات را ما سال ها پیش آموخته ایم و ....اما خب، مرور کردنشان خالی از لطف نیست!
1ـ فيلم نامه طرحي ساختاري براي فيلم است كه هفت جزء اصلي دارد: داستان، طرح، صحنه، شخصيت، گفتگو، ماجراي عاطفي و ماجراي فيزيكي.

2ـ فيلم هنري دسته جمعي متكي به مهارت هنرمندان و فن سالاران است، اما قدرت و استحكام هر فيلم به فيلم نامه اش بر مي گردد.

3ـ از قبل هيچ زمان معيني را براي تكميل بخش خاصي از روند فيلم نامه نويسي مشخص نكنيد، زيرا پيش بيني زمان لازم براي تكميل هر مرحله بسيار سخت است.

4ـ با آگاهي از پايان داستان خط سير تكاملي خاصي در اختيار داريد، كه از شروع تا گره گشايي را مي توانيد دنبال كنيد. شما قبل از تعيين مقصدي در ذهن، همين طور سوار ماشين نمي شويد و برويد. اين منطق در مورد داستان يا فيلم ناميه نويسي نيز صدق مي كند.

5ـ هرچه بيشتر بنويسيد راحت تر مي نويسيد. اين در مورد تكامل فيلم نامه صادق است. تجربه باعث صيقل دادن و مهارت و حس غريزي شما مي شود و اعتماد به نفس تان را تقويت مي كند.

6ـ تا وقتي كاملاً آماده نشده ايد شروع به نوشتن اولين دست نويس فيلم نامه نكنيد. تا وقتي دست نويس فيلم نامه كامل نشده، براي پرداخت، تصيح و بازنويسي آن توقف نكنيد.

7ـ يكي از هيجان انگيز ترين لحظات عمر يك نويسنده، كشف فكر اوليه داستان است. مرحله قبلي اغلب هفته ها يا ماه هاي پر دردسر و بي نتيجه اي بوده است. آنگاه نويسنده گام به گام و مرحله به مرحله جزئياتش را مي نويسد تا عناصر كليدي مشخص شوند. در اين مرحله عناصر كليدي نه پرورش يافته اند و نه كاملاً مورد تشخيص قرار گرفته اند. وقتي مفهوم داستان شكل گرفت، روند خلاصه منحصر به فرد در سراشيبي مي افتد و به تدريج سرعت مي گيرد.

8ـ در پيروي از روش فيلم نامه نويسي يادتان باشد كه تا وقتي از موضوعي مطئن نشده ايد كار را شروع نكنيد، آن وقت درك خاصي از روند كار نخواهيد داشت. با پايبندي اين مطالب مي توانيد تا رسيدن به هدف بر هر مانعي غلبه كنيد.

9ـ پيش از آن كه بتوانيد خود را آماده نوشتن فيلم نامه كنيد، بايد موضوعي معين، يعني يك ماجرا و يك شخصيت داشته باشيد. پيش از آنكه فيلم نامه را شروع كنيد بايد موضوع را ـ يعني آنچه فيلم نامه درباره ي آن است ـ بر حسب شخصيتي كه مسير ماجراي دراماتيك را طي مي كند بشناسيد.

10ـ نوشتن فيلمنامه مثل كوه پيمايي است . در حين صعود فقط سخره هاي پيش رو و صخره هاي پشت سرتان را مي توانيد ببينيد. نمي توانيد ببينيد كه از كجا آمده ايد و به كجا مي رويد. اين اصل هنگام نوشتن نيز صادق است .

11ـ شما درباره چه مي نويسيد؟ آنرا روي كاغذ بياوريد. ابتدا ممكن است چند صفحه شود.آنرا به چند جمله كاهش دهيد. و بر موضوع ماجرا و شخصيت متمركز شويد. شايد براي جدا كردن اجزاي داستان چند روز فكر كردن لازم باشد. نگران مدت زمان آن نباشيد فقط اينكار را انجام دهيد.

12ـ ساختار مهمترين عنصر فيلمنامه است. نيرويي است كه همه چيز را در كنار هم نگه مي دارد. اسكلت، ستون فقرات و شالوده است، بدون ساختار داستان نداريد و بدون داستان فيلم نامه اي نخواهيد داشت.

13ـ فيلم نامه خوب خط سيري قوي براي ماجراي دراماتيك دارد،روبه جايي دارد، به جلو حركت مي كند و گام به گام به سوي گره گشايي مي رود .

14ـ ساختار دراماتيك عبارت است از : ترتيب خطي حوادث مرتبط، ماجراهاي فرعي و وقايعي كه به گره گشايي دراماتيك ختم مي شود .

15ـ شخصيت خوب، قلب،روح و سيستم اعصاب فيلم نامه شماست . تماشاگر عواطف و احساسات را از طريق شخصيت هاي شما تجربه مي كند.

16ـ وقتي شخصيت هايتان را خلق مي كنيد، بايد درون و بيرون، آرزوها، ترسها و روياها، چيزهاي را كه دوست دارند و چيزهايي را كه دوست ندارند، پسزمينه و چگونگي عادات رفتاريشان را بشناسيد.

17ـ چهار عنصر باعث ايجاد شخصيت خوب مي شود. اين چهار عنصر عبارتند از : نياز دراماتيك، ديدگاه، تغيير ، طرز برخورد.

18ـ نياز دراماتيك عبارت است از آنچه شخصيت طي فيلمنامه مي خواهد به دست آورد، برنده شود ، از آن خود كند و به آن برسد.

19ـ ديدگاه يعني شيوه اي كه شخصيت دنيا را مي بيند. يك شخصيت خوب هميشه يك ديدگاه معيين را ابراز مي دارد. چنين شخصيتي فعال است و فقط واكنشي از خود نشان نمي دهد ، بلكه بر اساس ديدگاهش عمل مي كند.

20ـ يك شخصيت موفق هميشه در طي داستان تغيير مي كند .

21ـ آگاهي از طرز برخورد شخصيت به شما اجازه مي دهد كه به شخصيت ها بعد ببخشيد. طرز برخورد شخصيت ممكن است كه مثبت باشد يا منفي ، سلطه گر باشد يا سلطه پذير، انتقادي يا خنثي ،در باره طرز برخورد شخصيت فكر كنيد.

22ـ ساختار دراماتيك را مي توان چنين تعريف كرد: ترتيب يافتن خطي رخدادهاي مرتبط به هم، ماجراهاي فرعي يا رويدادهايي كه به گره گشايي دراماتيك منجر مي شوند.

23ـ ماجرا چيزي است كه در فيلمنامه اتفاق مي افتد و شخصيت كسي است كه ماجرا بر او واقع مي شود .در تمام فيلمنامه ها اين ماجرا و شخصيت ماجراست كه بصورت نمايشي در مي آيند. شما به عنوان نويسنده فيلمنامه بايد بدانيد كه فيلم شما درباره چه كسي است و بر او چه رخ مي دهد. اين گام اوليه در نوشتن فيلمنامه است.

24ـ وقتي بتوانيد موضوعتان را در يك يا چند جمله از نظر ماجرا و شخصيت بطور خلاصه بيان كنيد، تازه شروع كرده ايد به بسط و توسعه عناصر و شكل و ساختار در فيلمنامه‌تان .البته ممكن است كه مجبور شويد صفحات زيادي درباره داستانتان بنويسيد تا به توانيد عناصر اساسي آن را پيدا كرده و داستان پيچيده‌تان را در يك يا چند جملهء ساده خلاصه كنيد. ولي چندان نگران نباشيد، فقط بايد همچنان بنويسيد تا بتوانيد انديشه اصلي داستانتان را به روشني و خلاصگي بيان كنيد.

25ـ موضوعتان مي تواند ايده اي از مندرجات روزنامه، خبر تلوزيون يا واقعه اي باشد كه ممكن است براي دوست يا فاميلي اتفاق افتاده باشد. وقتي به دنبال موضوعي مي گرديد موضوع هم به دنبال شما مي گردد. در نهايت جايي و زماني موضوع را خواهيد يافت، اما احتمالاً موقعي كه اصلاً انتظارش را نداريد.

26ـ بسياري از اوقات اشخاص شروع به نوشتن فيلم نامه مي كنند و خبر ندارند كه به كجا مي روند. ده دوازده صفحه را صرف پيدا كردن داستان مي كنند. وبي آنكه بدانند اشكال از چيست، فيلم نامه {سست و خسته كننده} مي نمايد و به اين ترتيب در چند صفحه اول گيج و سردرگم هستند.

27ـ چيزي كه خواننده بر آن دقت مي كند شيوه كنار هم گذاشتن كلمات بر كاغذ است: سبك نگارش، داستان در باره چيست و در باره كيست و آيا ماجرا و شخصيت ها در يك بطن دراماتيك قوي بنا شده اند يا خير.

28ـ شما درباره چه مي نويسيد؟ آنرا روي كاغذ بياوريد. ابتدا ممكن است چند صفحه شود.آنرا به چند جمله كاهش دهيد. و بر موضوع ماجرا و شخصيت متمركز شويد. شايد براي جدا كردن اجزاي داستان چند روز فكر كردن لازم باشد. نگران مدت زمان آن نباشيد فقط اينكار را انجام دهيد.

29ـ شما بايد به نوشتن عادت كنيد. اين فرصت را به خود بدهيد كه چند صفحه بسيار بد بنويسيد. خودتان مايل باشيد كه چيزهايي را امتحان كنيد كه به دردتان نمي خورد يا گفتگوهاي خام دستانه، پر آب و تاب يا خسته كننده بنويسيد. در اين مرحله اصلاً مهم نيست. بنشينيد و ده صفحه اول فيلم نامه را با تمركز بر شخصيت اصلي ، فرضيه دراماتيك و موقعيت دراماتيك بنويسيد. به ياد داشته باشيد كه طولاني ترين سفر ها با نخستين گام آغاز مي شود.

30ـ به قسمت اول فيلمنامه شروع يا آغاز مي گويند.در اين قسمت نويسنده فرصت دارد تا داستان را خود بنا كند. در ابتداي فيلمنامه بايد بلا درنگ خواننده تان را به موضوع جلب كنيد. در ابتداي بخش اول فرصت داريد تا به خواننده بفهمانيد شخصيت اصلي كيست؟ قضيه داستان چيست؟ و موقعيت چيست؟

31ـ در انتهاي قسمت اول يك نقطه عطف وجود دارد. نقطه عطف،حادثه يا اتفاقي است كه در داستان چنگ مي اندازد و آن را به جهت ديگري پرتاب مي كند.

32ـ قسمت دوم فيلمنامه را ميان يا روبرو مي گويند. حجم عمده داستان فيلمنامه در اين بخش است. اين قسمت به اين دليل روبرويي نام دارد كه شالوده تمام درام ها را برخورد تشكيل مي دهد. وقتي توانستيد نياز شخصيت خود را مشخص كنيد، يعني وقتي فهميديد او در طول فيلمنامه چه مي خواهد انجام دهد و هدفش چيست آن وقت مي توانيد در سر راه اين نياز مواقعي خلق كنيد و با اين كار بر خورد ايجاد كنيد. در پايان قسمت دوم هم نقطه عطفي وجود دارد كه باعث مي شود داستان به گره گشايي برسد.

33ـ قسمت سوم فيلمنامه را گره گشايي مي گويند. اين قسمت پاسخي به اين سوال هاست: داستان چگونه تمام مي شود ؟ بر سر شخصيت اصلي چه مي آيد؟ يك پايان قوي ، داستان را چنان تمام مي كند كه به آن قابليت درك و احساسي از تمام شدگي بدهد.

34ـ وقتي بتوانيد انديشه تان را به صورت موجزي از نظر شخصيت و ماجرا بيان كنيد، وقتي بتوانيد انديشه تان را به صورت اسمي { داستان من درباره اين شخص در اين مكان كه در حال انجام اين كار است } بيان كنيد، آن وقت شروع كرديد به تهيه فيلم نامه تان. گام بعدي، بسط موضوع است. بايد به ماجرا جسميت بدهيد و روي شخصيت داستان متمركز بشويد تا خط داستاني گسترش يابدو جزئيات، مورد تاكيد قرار گيرند. از هر راه كه مي توانيد موضوعتان را گرد آوري كنيد. اين كار هميشه به نفع شماست.

35ـ تحقيق در فيلمنامه نويسي مطلقاً امري حياتي است. هر نوشته اي مستلزم تحقيق است و تحقيق يعني گرد آوري اطلاعات. يادتان باشد كه دشوار ترين كار نوشتن اين است كه بدانيد چه مي نويسيد. بسياري فقط با يك انديشه مبهم و نيم شكل يافته ، شروع به نوشتن مي كنند. اين وضع فقط سي صفحه دوام دارد و پس از آن نويسنده باز مي ماند. زيرا بعدش نمي داند كه چه خواهد كرد و كجا خواهد رفت، عصباني مي شود. سر خورده مي شود و كار را رها مي كند.

36ـ هر چه بيشتر بدانيد بهتر مي توانيد ارتباط برقرار كنيد. از اين رو موقع اتخاذ تصميم هاي خلاق، از پايگاه انتخاب و مسئوليت عمل خواهيد كرد.

37ـ تحقيق كردن به شخص ايده مي دهد، شخص را با آدمها و موقعيت ها و محيط آشنا مي كند. با تحقيق مي توان به چنان درجه اي از اتكا به نفس رسيد كه هميشه بر موضوعتان مسلط باشيد و از روي انتخاب و نه اجبار يا ناآگاهي عمل كنيد.
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
#2
تمام این چیزهای که میگید من از داداش علیرضا گرفته بودم و خونده بودم.بازم ممنون و اگر پستی توی این سایت نمیگذارم چون میدونم یکی از یکی نویسنده تر می خواد ازم ایراد بگیره.
پاسخ
#3
بی نهایت ممنون و سپاس گذارم از متن پر محتوا و هدایت گرتان با تشکر....
[/font]
پاسخ
آگهی
#4
خیلی هم خوب
ممنون از شما
هر آن کس که می خواهد پرواز کردن بیاموزد
ابتدا بایستی ایستادن و راه رفتن و دویدن و صعود کردن و رقصیدن را یاد بگیرد .
هیچ کس پرواز کردن را با پرواز کردن نمی آموزد...!
پاسخ
#5
خوب بود
پاسخ
#6
سلام
این نکات هم مفید و جالب بود
اما یه سوال آیا این نکات قلب فیلمنامه حساب میشه؟؟؟
یعنی نکاتی هست که باید حتما مورد توجه قرار بگیره؟؟؟؟
پاسخ
آگهی
#7
یاداوری یاداوری
من شکست نمی خورم. ایمان و دوست داشتن رویین تنم کرده اند.
پاسخ
#8
با سلام
بیایید با نگاهی‌ اجمالی‌ به‌ آنچه‌ فیلمنامه نویسان‌ موفق‌ به ط‌ور روزمره‌ انجام‌ می
دهند، رمز موفقیت‌ آنان‌ را دریابیم‌:
1_ انگیزه ای‌ قوی‌ برای‌ نوشتن‌
نویسندگان‌ موفق‌ بدون‌ انگیزه‌ و هدف‌ به‌ جایگاه‌ امروزی‌ خود نرسیده اند. همه‌ آنها دلایل‌ متفاوتی‌ برای‌ نوشتن‌ دارند که برخی‌ از آنها کم‌ و بیش‌ اهمیت‌ بیشتری‌ دارند. این‌ دلایل،‌ خواه‌ برای‌ بیان‌ منظ‌ور باشد یا روزنه ای‌ برای‌ تخیلات‌ و یا میل‌ به‌ سرگرم‌ کردن‌ افراد، برای‌ نویسندگان‌ واقعی‌ رضایت بخش‌ نیست‌. آنها از نوشتن‌ تنها برای خودشان‌ لذت‌ می برند. اما پیش‌ از دست‌ کشیدن‌ از کار به‌ دلیل‌ غیرعملی‌ بودن‌ طرح شما‌، به‌ یاد داشته‌ باشید که‌ دلایل‌ خوب‌ و بد وجود ندارند. شما تنها به‌ یک‌ دلیل‌ مؤثر
احتیاج‌ دارید؛ حتی‌ اگر بسیاری‌ از نویسندگان‌ می گویند که‌ از نوشتن‌ لذت‌ می برند، چون‌ دوستش‌ دارند، اما افرادی‌ هم‌ هستند که‌ از این‌ کار بیزارند و در عین‌ حال‌ هنوز آثار خوبی‌ از خود بر جای‌ می گذارند. «منیت»‌ یک‌ عامل‌ مؤثر وقوی‌ برای‌ نوشتن‌ است‌ خواه‌ نویسنده‌ با آن‌ موافق باشد، خواه مخالف .هر یک‌ از ما می تواند اعتراف‌ کند که‌ برای: پول‌، شهرت‌، انتقام‌ و یا برای‌اینکه‌ توانایی‌ خود را به‌ اثبات‌ برساند، می نویسد. شما باید وسوسه‌ و یا به‌ گفته‌ «لینو هانتر» عشق‌ نوشتن‌ را داشته‌ باشید. همه‌ نویسندگان‌ موفق‌ صرف‌ نظ‌ر از انگیزه شان‌ به‌ کار و زندگی‌ خود عشق‌ می ورزند. آنان می دانند لازمه‌ موفقیت‌ چیست‌ و برای‌ رسیدن‌ به خواسته‌ خود از هیچ‌کوششی‌ فروگذار نمی کنند و باید اینط‌ور هم باشد. شهرت‌ و زندگی آنها‌ در گرو آن‌ است‌.

2_ ایجاد ‌معیاری برتر و عالی
می توان‌ گفت: چون فیلمنامه نویسان‌ موفق‌ بهتر از ما کار می کنند، موفق اند؛ آنهامی توانند نوشته‌ خوب‌ را از بد تشخیص‌ دهند. هنگام‌ کار، زمان‌ لازم‌ را برای‌ پیشرفت‌ مهارتشان‌ در نظر می گیرند.آنان می دانند لازمه‌ موفقیت‌ چیست‌ و برای‌ رسیدن‌ به خواسته‌ خود از هیچ‌کوششی‌ فروگذار نمی کنند و باید اینط‌ور هم باشد. شهرت‌ و زندگی آنها‌ در گرو آن‌ است‌.بنابر این، شما به صورت فردی‌ مبتدی‌ لازم‌ است‌ این‌ معیارها را بشناسید و کار خود رابه‌ نسبت‌ آن‌ بهبود بخشید. نوشته‌ بزرگان‌ را بخوانید و آنها را با کار خود مقایسه‌ کنید. سپس‌ به‌ تفاوت‌ آنها پی خواهید برد. ‌این‌ کار موجب‌ می شودکیفیت‌ کار بالا رودبه‌ قول‌ «ارنست‌ همینگوی‌» بزرگترین‌ موهبت‌ برای‌ هر‌ نویسنده‌ خوب‌، آن است‌ که‌قوی‌ و دقیق‌ باشد. پس‌ فرق‌ نوشته‌ خوب‌ و بد چیست‌؟ استادان فن‌ معتقدند نوشته‌خوب‌، انسان‌ را دگرگون‌ می کند. شخصیتهایش‌ هماهنگ‌ و داستانش‌ پیچیده‌ است‌.انسان‌ را متحیر می کند و رضایت‌ عاطفی‌ او را برمی انگیزد و اگر کلیشه ای‌ وخسته‌ کننده‌ باشد، بد است‌.
اگر می خواهید در جایگاه فیلمنامه نویس‌، مهارت شما افزایش یابد، باید پیش‌ از اینکه‌ درباره‌ کارتان‌ قضاوت‌ کنند، خودتان‌ خوب‌ و بد آن‌ را تشخیص‌ دهید.

3_ تکیه‌ بر ادراک‌ و نوشتن‌
آنچه‌ انسان‌ را به‌ هیجان‌ می آورد، فیلمنامه نویسان‌ موفق‌ هرگز به‌ خود اجازه‌ نمی دهند فکرشان‌ تسخیر شود. آنها مطالبی را می نویسند که‌ ایشان را به هیجان‌ می آورد و هرگز در این‌ خصوص‌ تردید نمی کنند.بیشترین‌ توصیه‌ در این‌ باره‌ آنکه‌ هر چه‌ می دانید، بنویسید. اما گاهی‌ این‌ نوشته ها ممکن‌ است‌ برای‌ شما و مخاطبان‌ خسته‌ کننده‌ باشد. احساس‌، نوشته‌ شما را بهتر
می کند. آنچه‌ موجب‌ هیجانتان‌ می شود، شما را به‌ وجد می آورد‌ و مجذوب‌ خود می کند؛ زیرا از احساس‌ شما برخاسته‌ است‌.
نگران‌ روش‌ نباشید و همیشه‌ آنچه‌ می بینید، ننویسید؛ زیرا تا بخواهید شروع‌ کنید، به‌ اندازه‌ دو سال‌ عقب‌ افتاده اید.
تردید، فکر را مختل‌ می کند. خواستن،‌ توانستن‌ است‌. مط‌مئن‌ باشید نوشته شما تأثیرگذار خواهد بود.
حالا دیگر مشکلی‌ وجود ندارد. آثار دیگر را بخوانید و از تهیه‌ کنندگان‌ بپرسید به دنبال‌ چه‌ هستند؛ اگر آنچه‌ در جستجویش هستند، همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ موجب‌هیجان‌ شما می شود، تصمیم‌ به‌ نوشتن‌ بگیرید و باز هم‌ به‌ عمومیت‌ اثرتان‌ که‌برخی‌ آن‌ را عاملی‌ تجاری‌ می نامند، فکر کنید. از زمانی‌ که‌ سرگرمی‌ جمع‌ مورد نظ‌ر است؛‌ هنر نقطه‌ مقابل‌ تجارت‌ است‌.در مبحث‌ هنر، هدف‌ سرگرمی‌ مخاطب‌ است‌، مگر اینکه‌ برای‌ سرگرمی‌ خودتان‌بنویسید. فرصت هایی‌ را که‌ می خواهید با داستانتان پیشنهاد کنید، بسیارند و شما تنها هنگامی در کارتان‌ موفق‌ خواهید بود که‌ طبق‌ خواسته‌ مردم‌ و استودیوها بنویسید. این‌ امر به آن معنا نیست‌ که‌ برده‌ آمار و ارقام‌ شوید، بلکه‌ به آن معناست‌ که‌ باید مطلب‌ و نوشته‌ خود را با کسانی که‌ شهرت‌ جهانی دارند، پیوند
دهید.

4_ نظ‌م‌ در نوشتن‌ و تعیین‌ اهداف‌
تعجب‌ خواهید کرد اگر بدانید برخی‌ از نویسندگان،‌ حتی‌ قبل‌ از نوشتن‌ آثار خود آنهارا به‌ قیمت‌ میلیون ها دلار می فروشند. نویسندگان‌ موفق‌ بسیار منظبط هستند. آنها نوشتن‌ را امری‌ ضروری‌ می دانند و هنگامی‌ که‌ کسی‌ می گوید بیش‌ از حد
گرفتارم این‌ به آن معناست‌ که‌ کارهای‌ دیگری‌ وجود دارد که‌ شخص‌ بیشتر به‌اجرای آن‌ تمایل دارد و کاملا واضح است‌ که‌ میل‌ به نوشتن‌، باید با عمل‌ همراه‌ باشد؛ در غیر این صورت به‌ خودی‌ خود معنا ندارد‌.فیلمنامه نویسان‌ موفق‌ منتظ‌ر نمی مانند تا به‌ آنها الهام شود؛ البته‌ مواقعی‌ هم‌ است‌ که‌ در نوشتن‌ تعلل‌ می کنند؛ اما با این حال،‌ بالاخره‌ می نویسند. آنها به خوبی‌ می دانند که وظیفه آنها‌ نوشتن‌ است‌ و موفقیت شان‌ در گرو چیست‌ و درست‌ به‌ همین‌ دلیل‌ تا زمانی‌ که‌ اطلاعات‌ به‌ ذهنشان‌ خط‌ور می کند، منتظ‌ر می مانند.
رایج ترین‌ شیوه‌، تعیین‌ اهداف‌ نوشتن‌ است‌ که‌ عبارت است‌ از: تعداد ساعات‌ نوشتن‌ و تعداد صفحات‌ و صحنه هایی‌ که‌ باید روزانه‌ نوشته‌ شود؛ اگر با خودتان‌ عهد کنید که‌ چنانچه‌ تا پایان‌ از پشت‌ میز کارتان‌ بلند نشدید، به‌ خود جایزه‌ بدهید؛ متوجه خواهید شد که‌ چقدر زود نوشتن‌ هر فیلمنامه را تمام‌ خواهید کرد؛ البته‌ باید قدم‌ به‌ قدم‌ پیش‌ بروید.
فرق‌ بین‌ نویسندگان‌ موفق و کسانی‌ که‌ رویای‌ موفقیت‌ را در سر می پرورانند، این‌ است‌ که‌ گروه‌ اول‌ در پایان‌ هر روز نسبت‌ به‌ روز قبل‌ صفحات‌ بیشتری نوشته اند.

5_ پی بردن‌ به‌ اصول‌ کار و سازگاری‌ با آنها
آنچه‌ نویسندگان‌ بلندپرواز از منابع‌ خبری‌ می دانند مقالات‌ فریبنده‌ درباره‌ فروش‌فیلم ها و دستمزدی‌ است‌ که‌ به‌ بازیگران تعلق‌ می گیرد. اما واقعیت‌ این‌ است‌که‌ چنانچه‌ فیلمنامه نویس‌ نباشد، تولیدکننده‌، کارگردان‌، بازیگر، همه‌ و همه‌ از آبدارچی گرفته‌ تا فیلمبردار دست بسته می مانند. هیچ کس‌ بدون‌ نوشته‌ قادر به‌ کار کردن نیست‌؛ با این‌ حال، در مراحل‌ فیلمسازی‌ به فیلمنامه نویسی‌ آنطوری که‌ باید توجه‌ نمی شود.
نویسندگان‌ بلندپرواز باید بدانند چنانچه‌ اثر آنها به‌ فروش‌ نرسد و یا حمایت نشود، موفق‌ نخواهند بود. اگر دست اندرکاران‌ بدانند که‌ نوشته‌ شما به‌ پیشرفت‌ کار آنها کمک‌ می کند، شما را دوست‌ خواهند داشت‌؛ در غیر این صورت،‌ شما را به‌ فراموشی‌ خواهند سپرد.
پس‌ چنانچه‌ خود را با شرایط‌ وفق‌ ندهید، باید خود را برای سرخوردگی‌ آماده‌کنید. نویسندگان‌ موفق‌ واقعیت‌ امر را می دانند و خود را با آن‌ وفق‌ می دهند.آنها می دانند که‌ کارشان‌ بازنویسی‌ می شود‌ و با ستارگان‌ فیلم‌ و کارگردانان‌پیش‌ می روند و وظ‌یفه‌ آنها کیفیت‌ و کار خوب‌ است‌.

6_ برانگیختن‌ احساسات‌ در خواننده‌
شاید باور نکنید اگر بگوییم‌ بهترین‌ عنصر در هر داستان‌ و یا مهمترین‌ دلیلی‌ که‌ افراد را وادار به‌ سینما رفتن‌، رمان‌ خواندن‌، تماشای‌ تلویزیون‌ و دیدن‌ نمایشنامه‌ می کند، عنصری‌ است‌ که‌ در آثار مبتدیان‌ وجود ندارد و آن‌ عواطف‌ و احساسات‌ است‌.
تأثیر هر فیلمنامه‌ در برقراری‌ ارتباط‌ عاطفی‌ با خواننده‌ یا بیننده‌ است‌. اگرنگاهی‌ به‌ فیلم های‌ روز بیندازید، خواهید دید که‌ همه‌ آنها به‌ بیننده‌ وعده‌ هیجان‌، تأثیرگذاری‌، شگفتی‌، ابهام‌، رضایت‌ و جذابیت‌ می دهند. آیا اثر شما می تواند این‌ وعده ها را عملی‌ کند؟
هر بار که‌ تصمیم‌ به‌ نوشتن‌ می گیرید در هر لحظه‌ نگران‌ از دست‌ دادن‌ خوانندگان خود‌ باشید. در هالیوود، بدترین‌ جرم‌ این‌ است‌ که‌ خواننده‌ یا بیننده‌ هر فیلم‌ بگوید پایان‌ داستان‌ چه‌ شد؟هیچ‌ خواننده ای‌ وقت‌ خود را صرف‌ داستانی‌ خسته‌ کننده‌ نمی کند و هیچ‌ بیننده ای‌ ۸/۵ دلار برای‌ یک‌ فیلم‌ کسل‌ کننده نمی پردازد.
فیلمنامه نویسان‌ موفق‌ اثر خود را بازنویسی‌ می کنند تا هم‌ خود و هم خواننده از آن تأثیر بگیرند.

پیشنهاد آخر

در پایان،‌ اگر بنا باشد به‌ شما پیشنهاد‌ کنم، آن‌ پیشنهاد این‌ است‌ که‌ هرگز به‌فکر این‌ نباشید که‌ چگونه‌ وارد بازار کار شوید، بلکه‌ به‌ این‌ فکر کنید که‌ چط‌ور خواننده‌ از آن ‌تأثیر بگیرد.

به یاد داشته باشید که‌ هر فیلمنامه نویس‌ بالاخره موفق‌ میشود نظر تهیه کننده‌،شرکت‌، همکار و یا خواننده‌ را به‌ خود جلب‌ کند.

مط‌مئن‌ باشید سرانجام‌ موفق خواهید شد؛ البته‌ سعی‌ کنید رفتار، عادت‌، مهارت‌و ط‌رز برخورد خود را بهتر کنید.

اگر این‌ شش‌ ویژگی‌ مؤثر بود، آنها را امتحان کنید؛ در غیر این صورت، توانایی های‌ خود‌ را توسعه‌ دهید. خیلی‌ هم‌ جدی‌ برخورد نکنید. بازی‌ و استراحت‌ کنید، بخورید، بخندید، عشق بورزید، بخوابید و بنویسید و روزانه‌ هر قدر که‌ لازم‌ باشد
تکرار کنید

این مطلب رو چندوقت پیش خوندم برای من خوب بود گفتم شاید برای شما هم مناسب باشه. متاسفانه سایتش یادم نیست.
موفق باشین.
پاسخ
#9
البته یه نکته مهم را نباید فراموش کنیم و آن اینکه ، هر کسی با توجه به شرایط و وضعیت زندگی و شغلی ، باید خودش را  با آن شرایط و  تمام  مطالبی که به عنوان راهنما دریافت می کند وفق دهد .

 غیر از این می شود ، مثل سرگذشت بعضی از زوجهای جوان ، که اصل کتاب روانشناسی را روی خودشان و بچه هایشان پیاده می کنند و آخر هم یا طلاق ِ یا فرار ... ( هر کشوری ، هر شهری ،هر روستایی ، هر محله ای ، هر خانواده ای و هر فردی اداب و رسوم و شرایط و وضعیت خودش را دارد  ) .
 
پاسخ
آگهی
#10
از كتاب جعفر حسني بروجردي ( از ايده تا فيلم نامه ) نكات مهم ( بيست مورد) را به عنوان سرفصل و خلاصه ميآورم .هر چند كه موضوع بيشتر از اينها است. با اين نيت كه حداقل آن چيزي را كه در اين كتاب مطرح است را تيتر وار عنوان كرده باشم.:
1-الهام از شخصيت حادثه و يا موضوع ؟...
فيلم نامه نويس در ابتدا بايد پايان قصه اش را بداند.او نمي تواند خود را به دست شخصيت قصه بسپارد.بهتر است نويسند هاي جوان فيلم نامه را بر اساس حادثه شروع كنند.شخصيت اصلي هم كسي است كه ميخواهد دست به عملي بزند و يا مانعي روبرو ميشود...
2-سوژه يابي:
از منابع مختلفي ميتوان سوژه يابي كرد .مثل كتابها ؛ داستانها ؛ رمانها ؛ حوادث... ولي گاهي اوقات سوژه ها از تخيل نشات ميگيرد و نياز ي هم به پاي بند بودن به اصل ماجرا نيست ولي نوع نگاه و زاويه ديد مهم است.نكته مهم اين است كه سوژه چه نسبتي با جامعه دارد ...
3-مخاطب عنصر اساسي :
فيلم براي نگهداري از موزه ها تهيه نميشود.اصل بر شناخت مخاطب است ...
4-قالب بياني :
ميخواهيم فيلم نامه بنويسيم .قالب آنرا ميشناسيم؟تفاوتهاي آنرا با رمان وداستان ميدانيم؟رمانها حالات دروني شخصيت ها ؛ عواطف و خاطرات را با استفاده از توصيفات و توضيحات بيان ميكند .ولي در فيلم نامه همه چيز بايد شكل عيني و نمايشي داشته باشد....
5-نياز حياتي :
هر درامي بايد يك نياز حياتي و دروني داشته باشد.چيزي كه آرامش شخصيت را به هم بزند...
6-جايگاه شخصيت در فيلم نامه :
بهترين تعريف شخصيت : شخصيت كسي است كه دست به عمل غير منتظره ولي باور پذير ميزند...بر خلاف تيپ كه اعمال و رفتاري قابل پيش بيني دارد...
7-جاذبه و دافعه:
كشمكش و تقابل انديشه ها و رفتارها در داستان فيلم نامه است.كشمكش لزوما اكشن و حوادث بيروني نيست...
8-چه كسي داستان را روايت ميكند؟
در فيلم نامه نويسي ما بيشتر از زوايه ديد سوم شخص ( داناي كل) و گاهي نيز اول شخص استفاده ميكنيم...
9-ساختار يك خطي و تخت :
طرح يك خطي فاقد قصه فرعي است...قصه هاي فرعي با اصلي بايد رابطه تنگاتنگي با هم داشته باشند...
10-شخصيت پردازي در فيلم نامه
اين نكته به درك و شناخت ما ازشخصيت استوار است.شخصيت ها با دقت ؛ تجربه و تحقيق خلق ميشوند...
11-نقش ضد قهر مان در قصه :
كسي كه در مقابل قهر مان قرار ميگيرد و يا به مخالفت و دشمني ميكند ضد قهر مان است.انگيزه هاي قهر مان و ضد قهر مان براي تقابل بايد منطقي باشد...
12-تصادف در ساختار فيلم نامه :
استفاد ه از عنصر تصادف در شروع داستان مشكلي ايجاد نميكند.اما بايد هر حادثه ريشه در اتفاق قبلي داشته باشد...
13-ضرورت نگارش خلاصه داستان :
فيلم نامه نويسان حرفه اي قبل از نوشتن با جزييات ؛ اقدام به نوشتن طرح كلي و خلاصه ميكنند...
14-زمان در فيلم نامه :
زمان در فيلم نامه به زمانهاي جاري ؛ در اماتيك و فيزيكي تقسيم ميشود.زمان دراماتيك ميتواند كش دادن زمان واقعي باشد.زمان جاري همان زمان داستان از شروع تا پايان آن است .و زمان فيزيكي مدت تايم مربوط به هر صحنه است...
15-ايجاز :
حاوي حداكثر اطلاعات در كوتاهترين مدت و حجم ميباشد...
16-تعليق :
ايجاد انتظار و دلهره و نگراني است...پيرنگهاي داستاني براي جذابيت نياز به رمز و راز دارند...
17-ريتم در فيلم نامه
سرعت حركت داستان.انبوهي از ديالوگهاي زياد و فاقد كشمكش ميتواند ريتم را خسته كننده كند...
18-غلبه بر ترديد و دوددلي در هنگام نوشتن :
برخي از هنرجويان در هنگام نوشتن آنقدر خود را در گير چيزهايي مثل نقاط عطف ميكنند كه در نهايت دچار وسواس و عدم اطمينان ميشوند.با خط كشي بر اصول فيلم نامه ؛ احتمال زيادي هست كه فيلم نامه خشك و تصنعي شود.توصيه من اين است كه زياد وارد اين جزييات نشوند و ترديد را كنار بگذارند...
19-فيلم نامه هاي كوتاه:
چيزي كه در فيلم نامه كوتاه اهميت دارد فكر و ايده آن است.فيلم نامه هاي كوتاه شخصيت مستقلي براي خود دارند.فيلم نامه كوتاه روايتي كوتاه از يك موضوع و يا برشي از يك زندگي است.فيلم نامه كوتاه ميتواند قصه اي آن چناني نداشته باشد ولي حاوي صحنه هاي بكر و گيرا باشد...
20-شكل روان و ساده ديالوگها در فيلم نامه :
ديالوگهاي قلمبه و عبارتهاي مشكل حالتي خاص و تصنعي دارند.اگر به كار بردن اين نوع ديالوگ جريي از رفتارهاي شخصيتها هستند ؛ به كار گرفته ميشوند ...
مراد ...فيلم نامه دوازده رخ:
فيلمي که «اگر يکي خواست از يکي از اون پنجره‌ها خودش رو بندازه پايين، فکر کند باشه برا بعد، بگذار اول برم يه دفعه ديگه اون صحنه رو ببينم.»
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :