درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

چرا شناخت انواع مختلف شخصيتها، به نوشتن فيلمنامه كمك مي نمايد
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:59 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 1
بازدید 1208

امتیاز موضوع:
  • 24 رأی - میانگین امتیازات: 3.54
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا شناخت انواع مختلف شخصيتها، به نوشتن فيلمنامه كمك مي نمايد
#1
منبع: screenwritinggoldmine.com

يكي از عوامل جذابيت داستانها، شخصيتهاي جذاب حاضر در آنها مي باشند. كاركترهايي كه عشق، ترس، افسوس، عاطفه و بسياري از احساسات قوي ديگر را در مخاطبينشان بر مي انگيزند. آنها در درون با خود دچار كشمكش هستند يا با دنياي برون در ستيز مي باشند. بي باك، ترسو، با درايت و سهل انگار هستند و خلاصه انسانهاي كامل (و قابل پذيرشي) بنظر مي رسند.
زماني كه در حال خلق يك شخصيت هستيد، مي بايست به اين نكته توجه داشته باشيد كه افراد در موقعيتهاي واقعي چه عكس العملهايي از خود بروز مي دهند و ضمناً قادر باشيد تا حد امكان اين واكنشها را به فيلمنامه منتقل نماييد.
براي اين منظور بايد به قوانين و الگوهاي رفتاري آگاه باشيد تا بتوانيد مخاطب خود را نسبت به آنچه كاركتر از خود بروز مي دهد، متقاعد نماييد. همچنين مي بايست بر موقعيتهاي ضد الگو نيز آگاهي داشته تا براي پيشبرد داستان و همراهي مخاطب با خود، از آنها به نحو مطلوب استفاده نماييد.
و البته گذشته از تمام اينها، بايد بدانيم داستان ما يك زندگي واقعي نيست.
اگر بخواهيد چندين شخصيت خوب و قابل قبول در داستان وارد نماييد، لازم است كه شما محدوده وسيعي از جنبه ها و ابعاد مختلف شخصيتي را مد نظر داشته باشيد. مي بايست مطمئن باشيد كه جنبه هاي درنظر گرفته شده براي يك شخصيت خاص، مطابقت كامل با آنچه كه مخاطب از زندگي واقعي مي شناسد، داشته باشد. رعايت تركيب درست اين وجوه در داستان، مي تواند فيلمنامه شما را هرچه بيشتر به واقعيت نزديك نمايد.
به متن و داستاني كه كاركترها در آن قرار دارند و تعداد وجوهي كه شما از شخصيت ايشان مد نظرتان مي باشد، ‌دقت نماييد. متوجه باشيد اگر قرار است چند جنبه مثبت شخصيتي را در كاركتري وارد نماييد، قابل تطابق و سازگاري باشند.
اين تركيب نبايد به بيش از سه شخصيت تجاوز نمايد. اگر قرار باشد جنبه هاي شخصيتي متفاوتي را از افراد مختلف با يكديگر تركيب نماييد، مخاطبين بزودي احساس بدي نسبت به اين موضوع پيدا مي نمايند. متوجه خواهند شد كه نوعي تداخل شخصيتي در اين تركيب بودجود آمده است كه بيانگر حداقل عدم تعادل ذهني كاركتر مي باشد و اين يعني يك جاي كار درست تثبيت نشده است. ثبات شخصيت به اين معني نيست كه شما براي رسيدن به مقصود، به شخصيتهايي تكراري، آماده و كليشه شده نياز مند باشيد. به عنوان مثال بهتر است آدم بدهاي مد نظرتان تا حد امكان مخاطره انگيز و قهرمانان نيز با در نظر گرفتن محدوده اي از جنبه هاي شخصيتي، ‌متقاعدكننده تر بنظر آيند. دنبال شخصيتي نباشيد كه قرار است در آخر فيلمنامه بدون هيچ دليل قانع كننده اي تغيير نمايد.

مراقب باشيد ابعاد يك شخصيت در تناقض نباشند
فرد آرامي را درنظر بگيريد كه روزي در يك اداره شلوغ، بخاطر فشار كاري، ناگهان كوهي از خشم شود. همه ما اين موضوع را در زندگي واقعي تجربه كرده ايم و دليل آن را هم مي دانيم. علي رغم اينكه اينطور افراد "غير واقعي" توصيف مي شوند، اما واقعيت اين است كه او واقعاً‌ براساس شخصيت واقعيش عمل كرده است. طبيعي است كه در كارش همه چيز را درخودش فرو مي برد و دم نمي زند. براي آرام كردن رئيس، سريع همه چيز را قبول مي كند. حاضر مي شود اضافه كارهاي بيشتري را بدون شكايت، قبول كند و زماني كه به نقطه شكست او مي رسيم، بدون اينكه هيچ گونه سابقه اي داشته باشد، ناگهان از خشم منفجر مي شود. و از همه بيشتر اين رفتار "غير طبيعي" براي همكاران او بسيار تعجب برانگيز مي باشد.
حال درباره شخص آرامي كه روزي به سر كارش مي رود و بدون هيچ دليل منطقي شروع به داد و فرياد مي كند، چه فكر مي كنيد؟ اينطور صحنه ها زماني براي مردم قابل قبول خواهد بود تا تنها براي مسخره بازي نباشد و دليل قوي در پشت آن قرار داشته باشد. در غير اينصورت ارزشي براي آن قايل نخواهند بود و شما مي بايست براي حفظ اعتبار شخصيت مورد نظر، ساير وجوه قابل قبول و منطقي او را نيز مشخص نماييد.. . .
مثلاً تصور فراموشي پاسپورت از طرف شخصيتي كه بسيار منظم مي باشد در هنگام رفتن به فرودگاه غير ممكن است مگر اينكه نشانه اي باشد براينكه از درون داراي مشكلات فراواني مي باشد.
و يا اينكه مادري كه داراي شخصيتي حساس نسبت به امورات فرزندانش مي باشد، با ممنوعيت ده ساله فرزندش از تحصيل، ‌نمي تواند تنها شانه اي بالا بياندازد و با خود بگويد از اين مسايل زياد پيش مي آيد!
تضاد شخصيتي در يك كاركتر خاص مورد قبول نمي باشد مگر اينكه موضوعي كمدي باشد كه در آن اتفاقات متضاد و بامزه قابل انتظار بوده و تماشاگران هم آمادگي قبول يك سري تناقضهاي آشكار را دارند. . .

تجربيات واقعي زندگيتان را بررسي كنيد
روانشناسان وقتشان را صرف تجزيه و تحليل انواع وجوه شخصيتي و رفتارهاي آدمي مي نمايند. و در اين خصوص منابع بسياري را ايجاد نموده اند. . . مي توانيم براي افزايش سطح شناخت خود از گروه ها و دسته بنديهاي شخصيتي، توصيفات موجود در اين خصوص را بازبيني و دوره نماييم. در نظر داشته باشيم كه قوانين توضيح داده شده در چه وقت ثابت هستند و چه وقت مي توان آنها را ناديده گرفت.
اينكه بدانيم چه وجوه شخصيتي قابل تركيب شدن با يكديگر هستند، مي تواند ما را در خلق صحنه هاي بهتر ياري رساند. درنتيجه پاسخهاي افراد به يكديگر قابل قبولتر، تغيير لحن و توازن گفتگوها منطقي تر و انتظاراتي كه افراد نسبت به هم دارند بدرستي پاسخ داده مي شود و دوستيها و ارتباطات بصورت قابل قبول شروع و پايان مي يابند و اينكه تضادها چطور ايجاد مي شوند، چطور ناديده گرفته مي شوند و يا چطور حل مي گردند، قابل لمس مي شود.

كاربرد و عدم كاربرد الگوهاي رفتاري
فيلم رواني(Psycho) را درنظر بگيريد. در اين فيلم در ظاهر رفتاري غير منطقي از ماريو كرين(Marion Crane) مشاهده مي شود. آيا يك كارمند مورد اعتماد با 48هزار دلار اسكنسهاي 100 دلاري بجاي رفتن به بانك واقعاً فرار خواهد كرد؟!
بله و ما هم به عنوان مخاطبين اين داستان، اين روند را قبول مي نماييم چرا كه قبل از آن متوجه موضوع پر دردسري كه او قبلش درگير شده است، شده ايم. وي بعد از ساعت ناهار دير به سر كار بر مي گردد چراكه با معشوقه اش در هتلي روابط نامشروع داشته و با بهانه كردن سردرد، براي پايان روز نيز مرخصي مي گيرد.
آيا براي نيرنگي كه بكار برده است، پاياني مي توان تصور نمود؟
او دروغ گفته است اما ما او را باور كرده ايم و احساس همراهي با او داريم چراكه بيش از شخصيت دفتريش، او را مي شناسيم. در نتيجه زماني كه در لحظه اي خاص تصميم مي گيرد با پولها فرار كند، او را درك مي كنيم. از شرايطش آگاهي داريم و وقتي معشوقه اش مي خواهد آنجارا به قصد كاليفرنيا ترك كند، معني آن براي او و ما مشخص مي باشد.
سرقتي كه به وي آن دست مي زند، گناهي بر اساس نفسش مي باشد كه در لايه هاي دروني شخصيتش شكل گرفته و صرفاً يك موقعيت پيش آمده شانسي نمي باشد.
اگر ما مانند همكارانش، اطلاعي درباره راز زندگي خصوصيش نداشتيم، و تنها او را شخصيتي مورد اعتماد و دوست داشتني مي دانستيم كه مي توان به عنوان منشي براي انتقال پول به بانك به او اعتماد كرد، آيا اين رفتار پيش بيني نشده اش را مي توانستيم قبول نماييم؟ بر اساس كاركتري كه در يك دفتر اداري مشغول بكار مي باشد، حتي اگر 40هزار دلار را يك انگيزه وسوسه انگيز درنظر بگيريم، باز هم اين رفتار دور از انتظار خواهد بود.
توجه كنيد كه حتي رئيسش كه بصورت تصادفي او را در خيابان مي بيند، موضوع برايش عجيب مي باشد اما خب دليل قانع كننده اي براي ظنين شدن ندارد و حتي فكر اينكه پولش در حال سرقت مي باشد، به ذهنش خطور نمي كند.
و اما پرده بعدي داستان. به متل مورد نظر و صحنه ساندويچ خوردن ماريون مي رسيم كه نُرمن بيتس( Bates)نيز خود را آماده اقدامات شريرانه اش كرده است و در ظاهر هردو افرادي آرام، منطقي و با رفتار عقلايي هستند. در ظاهر امر در ميان صحبتهايشان اشاره اي به موقعيت ماريون نمي شود اما در اين حين متوجه مي شويم، كه اوضاع آنچنان هم نرمال و طبيعي نيست.
جريان از چه قرار است؟ آنها در حال يك گفتگوي مودبانه با يكديگر هستند و سعي مي كنند سكوت زيادي بينشان برقرار نباشد. تا اينكه كم كم صحبت راحتر شده و به اينجا مي رسند كه مهمترين چيز در زندگيشان چه مي تواند باشد. در اينجا ماريون در درونش اقرار مي كند كه روياهاي دست نيافتني بدرد او نمي خوردند و مي بايست كه به فونيكس(Phoenix) برگردد و به فكر مرتب كردن اوضاع باشد.
در يك فيلم عاشقانه، قهرمان ما مشكلات زيادي را بر فايق شدن بر آنها در پيش رو دارد اما نهايتاً‌تصميم مي گيرد به پاي معشوقش بايستد. اما در اينجا نورمن بيتس به عنوان يك محرك جانبي، تاثير ناخودآگاهي بر ماريون مي گذارد تا اينكه به راه درست برگردد.
در فيلم "رواني" اگرچه ضمير ناخودآگاه ما متوجه موضوعي ميان ماريون و نورمن مي شود، اما دقيقاً نمي تواند به آن اشاره نمايد بلكه بصورت ترسي خزنده خود را نشان مي دهد. آيا نورمن سوالاتش زيادي خصوصي نيست؟ آيا اين روشي براي فرار از عصبانيت خودش مي باشد. زيادي مودب و پرسشگر نيست؟ آيا ماريون آرام شده و به اين فكر افتاده است كه واقعاً‌چه كاري انجام داده و اكنون در حال انجام چه كاريست؟
هرچه كه باشد، فيلمنامه نويس به كمك بازيگران و كارگردان موفق شده كه بدون باز كردن جزئيات داستان، شما را متقاعد كند اتفاقي قرار است رخ دهد. روابط ميان اين دو نفر پوسته ظاهري آن است و درواقع قرار است ما به نتيجه اي ديگر توسط ضمير ناخودآگاهمان برسيم و آن اينكه نورمن جوان شخص خوبي نيست.

هانيبال و كلاريس
در فيلم سراسر وحشت سكوت بره ها، هانيبال لكتر(Hannibal Lecter)، داراي رفتاري كاملاً‌ نرمال است كه همين موضوع بسيار ترسناكتر و وهم انگيزتر مي باشد تا اينكه بخواهيم از خشونت موجود در سرشتش ترسي داشته باشيم. اما در انتهاي فيلم با تمامي اين خصوصياتش مي تواند فرار كند چراكه شخصي باهوش، موقر و خوشرو است و مي داند چگونه با رفتار و ادبي فوق العاده، در كنشها، رفتار، گفتگوها و مناظرات شركت نمايد و نتايج را به نفع خود به پايان ببرد.
درظاهر ممكن است كمي قلدرمآب بنظر برسد اما اين موضوع باعث نمي شود كه او را شخصيتي رواني به حساب آوريم.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
زمانهايي وجود دارد كه با وجود در بند بودن، وزنه قدرت در مكالمات به سمت اوست. و زماني هم البته توازن اين قدرت در سمت كلاريس قرار مي گيرد و مي تواند به همان خوبي كه مطلبي دريافت كرده است، پاسخ آن را بدهد. در اولين ملاقات بين هانيبال و كلاريس، مي توانيم تركيبي از تزلزل و آسيب پذيري عصبي را شاهد باشيم. كلاريس اكنون شخصي با تجربه و كاركشته در اداره FBI مي باشد اما در مقابل هانيبال نيز مي تواند با نقب زدن به دوران كودكي او، درونش را به تزلل وا دارد.
فيلمنامه پيش رو مي تواند مارا متقاعد كند كه كلاريس كاملاً اين توانايي را دارد كه هانيبال را به عنوان يك شخص عادي مورد پيگرد قرار دهد اما با اين فرض كه موقتاً هيولايي را كه در درون هانيبال وجود دارد، ناديده بگيريم. و البته نقطه تاريك موضوع هم همين مي تواند باشد چراكه بعد از آن بهت زده از خود خواهيم پرسيد كه آيا ديگر مي توان به كسي اعتماد نمود؟
نهايتاً اينكه نه كلاريس و نه هانيبال، هيچيك خارج از محدوده شخصيتيشان عمل نكرده اند و وجوه شخصيتي كه نويسنده به هريك از ايشان داده است، در تناسب با هم مي باشند.

اين موضوع به چه معناست؟

از ديدگاه يك فيلمنامه نويس، توانايي درك تفاوتهاي ميان مردم، اين قابليت را به شما مي دهد تا در پرورش و پيشبرد داستان، به همان شكلي كه قابل قبول مخاطب باشد، پيش رويد.
آنگاه خواهيد توانست افرادي متقاعد كننده در كنار و يا دربرابر شخصيتهاي اصلي وارد نماييد تا قابليت باز كردن گره داستان را در انتها داشته باشند: مثلاً ‌شخصي كه در برابر قهرمان پر سرو صدا، شخصي آرام و درونگراست، يا شخصيتي آرمانگرا كه مخاطبين فيلم را در خصوص انتهاي داستان راهنمايي مي نمايد و خلاصه فرديست قاطع كه به دنبال پيشبرد داستان مي باشد.
همچنين به اين معني است كه شما قرار نيست نصف مخاطبينتان را از دست بدهيد به اين دليل كه يك عده شخصيت داريد كه بينندگان نتوانند با ايشان ارتباط برقرار نمايند.
پس به فكر باشيد كه تركيب شخصيتها در نظرتان قرار داشته باشد اما نه آنطور كه موجب گيج شدن مخاطبتان گردد بلكه باندازه تا اين وجوه شخصيتي در طول داستان نسبت به يكديگرعمل كرده و باعث تلنگر مورد نظر به مخاطب شما گردند.
يك فيلم جنگي را در نظر بگيريد. هيچ سربازي تمام وجوه شخصيتي كه مناسب پيروزي در جنگ مي باشد را دارا نمي باشد اما يك گروهان باهم چطور؟ قهرمان دلير ما آنقدر صفات درست شخصيتي بهمراه دارد كه او را قهرمان داستان به حساب آوريم اما اين صفات به شكلي نيستند كه مخاطبين فكر كنند با يك شخص بدون لغزش و خطا و يك قديس روبرو هستند و در نتيجه از ديدن ادامه فيلم منصرف شوند.
مثلاً فيلم "12 مرد خشمگين". قطعاً‌چنانچه هر 12 نفر هيئت منصفه به يك شكل بودند،‌ ديگر فيلمي دركار نبود.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
در عوض ببينيد كه بين آنها افرادي درونگرا و برونگرا هستند. چگونه نظرات را به خود جلب مي نمايند. استدلالهاي مختلف بين عده اي از آنها كه حقيقت را فقط سفيد و يا سياه مي بينند و يا افرادي كه احساسات مختلفي نسبت به اتفاق پيش آمده دارند.
توجه كنيد كه چطور بحثي داغ و پرسرو صدا دور ميز در جريان است و در اين ميان هنري فندا Henry Fonda با رفتاري آرام و درعين حال كاملاً پرقدرت،‌ سعي مي كند جو متشنج را آرام نمايد. ببينيد چه كساني نگران خانواده همكاران خود در اين مجموعه بوده و كداميك به هيچ عنوان از مواضع خود عقب نشيني نمي نمايند.

وظايف پيش رو
تمامي منابعي را كه شامل توضيح درباره شخصيتها و روابط بين آنها مي باشد،‌ بدست آورده و مطالعه نماييد. اينكه چه خصوصياتي مي تواند بطور همزمان در يك فرد وجود داشته باشد و اين خصوصيات در تقابل با هم، چه كنشهايي را بوجود مي آورند.
تمريني انجام دهيد. دو شخصيت متفاوت را در يك سناريو در كنار هم قرار دهيد. آيا براي رفتن به تعطيلات با هم توافق دارند و يا بحث مي كنند. درباره دكوراسيون منزل با هم بحث مي كنند؟ و يا سر مبلمان منزل حاضر به كوتاه آمدن نيستند؟
چه كسي چه مي گويد و موفقيت به چه شكل از آن چه كسي خواهد شد؟
براي اين سناريو چند نتيجه كاملاً‌غير معمول درنظر بگيريد. مثلاً‌ گذراندن تعطيلات در خيمه اي در مغولستان، طراح داخلي منزل كه بدليل يك اشتباه در پشت دكور ساخته شده قرار مي گيرد و ببينيد با ديدي واقع گرايانه چطور مي توانيد به اين نقطه پايان برسيد. چه شخصيتهايي و به چه تعداد براي رسيدن به اين نقطه لازم داريد؟
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط بیداری


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شنل قرمزی- نوشتن شخصیتهای بهتر به کمک افسانه های کهن G.Manager 2 418 8-12-1394، 04:05 صبح
آخرین ارسال: moji.30nama
  نكاتي براي فيلمنامه نويسان G.Manager 8 7,579 26-8-1394، 01:36 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  کی و چه وقت شروع به نوشتن یک فیلمنامه کنیم? G.Manager 4 2,840 21-8-1393، 11:51 صبح
آخرین ارسال: bahrami rad
  پنج نقطه عطف كليدي در فيلمنامه هاي موفق Mohammad Ali 0 823 7-6-1393، 11:17 عصر
آخرین ارسال: Mohammad Ali
  عناصر تشكيل دهنده قالب فيلمنامه G.Manager 13 8,778 29-5-1393، 12:49 صبح
آخرین ارسال: poom

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :