درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

کشمکش داستانی و میزان آن
زمان کنونی: 20-9-1395، 10:10 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: اکبرخوردچشم
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم
پاسخ 1
بازدید 397

امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کشمکش داستانی و میزان آن
#1
ر داستان گویی ،به خصوص در روند شکل گیری فیلمنامه کشمکش و تقابل خیلی جالبتر از آسایش و آرامش است .کشمکش هنگامی شکل می گیرد که یک نا برابری ما بین نیاز های ضروری شخصیت و توانائی او یا خواسته ی شخصیت و باید های اخلاقی او وجود داشته باشد . علت جذاب بودن کشمکش برای ما این است که عدم تعادل موجود ، یک موقعیت غیر قابل پیش بینی را برایمان خلق می کند . کنش های داستانی بدون کشمکش به شدت بی مزه عمل می کنند . از نقشه بالا برای بررسی اینکه برای شخصیتها / طرح / داستان ، چقدر کشمکش نیاز دارید استفاده کنید .

0 کمترین کشمکش : این زمانی است که توانائی شما در انجام کاری برابر با نیاز انجام آن کار باشد و یا خواسته شما برای انجام کاری همسنگ با باید های اخلاقی انجام آن است . « من در انجام آنچه که نیاز به آن دارم توانائی دارم ، و من می خواهم کاری را انجام دهم که معیار های اخلاقی من امر به انجام آن می کند .

10 کشمکش متوسط : این جائی است که نابرابری فقط در مسیر نیاز های ضروری / توانائی یا فقط در مسیر باید های اخلاقی / خواسته وجود داشته باشد . « من نمی توانم کاری را انجام دهم اما نیاز به انجام آن دارم . » یا « می توانم کاری را انجام دهم اما هیچ نیازی نسبت به انجام آن احساس نمی کنم . » یا « می دانم که وجدان و معیار های اخلاقی چه حکمی می کند اما نمی خواهم آن را انجام دهم . » یا « واقعا می خواهم کاری را انجام دهم اما انجام آن از نظر اخلاقی درست نیست . » ومثالهائی مانند آن .

20 بیشترین کشمکش : بیشترین کشمکش هنگامی است که نابرابری هم در مسیر نیاز های ضروری / توانائی و هم در مسیر باید های اخلاقی / خواسته هر دو با هم وجود داشته باشد . یعنی تضاد و نابرابری در مسیر واقعیت/ پندار و مسیر استدلال/ احساس باشد . این جائی است که شما نیاز به انجام کاری دارید که کاملا با توانائی شما در انجام آن کار ناهمگون است ( یا بالعکس ) و علاوه بر آن خواسته انجام آن کار در شما در تضاد با باید های اخلاقی و وجدانتان در انجام آن کار است ( یا بالعکس ) . به عبارت دیگر اگر احساس که حد فاصل بین نیاز و خواسته است در تضاد با استدلال که حد فاصل بین توانائی و وجدان است باشد این حالت بیشترین کشمکش را ایجاد می کند یا بالعکس یعنی واقعیت که حد فاصل بین توانائی و خواسته است در تضاد با پندار که حد فاصل بین نیاز و وجدان اخلاقی است باشد باز هم بیشترین کشمکش را ایجاد خواهد کرد . « من نمی توانم کاری را انجام دهم اما نیاز به انجام آن دارم ، از طرفی می دانم که وجدانم مرا به آن امر می کند اما نمی خواهم آن را انجام دهم . » یا « من می توانم‌ آن کار را انجام دهم اما هیچ نیازی نسبت به آن احساس نمی کنم ، از طرف دیگر واقعا می خواهم آن را انجام دهم اما وجدان و معیارهای اخلاقیم آن را نمی خواهد .
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :