درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

کافه پیانو
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:32 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: raharad
آخرین ارسال: raharad
پاسخ 1
بازدید 401

امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 3.73
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کافه پیانو
#1
نویسنده: فرهاد جعفری

تقدیر شده در جایزه ادبی اصفهان و برگزیده نظر سنجی روزنامه اعتماد از منتقدان به عنوان بهترین رمان سال 1386

تا حالا بیش از 35بار تجدید چاب شده
لحن داستان برخلاف داستان های کلاسیک بسیار سریع روان و بدون گیر های ادبی نوشته شده است..

موضوع:
راوی داستان مردیست که در شغل قبلی خود یعنی دایر کردن دفتر روزنامه شکست خورده و اکنون در پی اختلافاتی با همسرش جدا از او زندگی می کند و کافه ای به نام کافه پیانو زده تا از طریق درآمد کافه ، مهریه همسرش پری سیما را تهیه نماید . کتاب به صورت فصل فصل است و هر فصل ماجرایی مربوط به یکی از مشتریان کافه یا گوشه ای از زندگی راوی ......

این کتاب هم جزء کتاب هایی هست که خیلی دوست دارم و تا حالا چندبار خوندم.
توصیه می کنم که شما هم بخونید

برگزیده هایی از متن کتاب

* اگر می بینید کسی کار بزرگی نمی کند، برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند؛ یا اساسا آدم کوچکی است.


* همه چی برعکسه تو این مملکت... قوطی بازکنش زرتی تا می شه ، کنسروش به هیچ قیمتی باز نمی شه.....


* ازش پرسیدم وقتی پدرش مرده چه حالی داشته .
پرسید : چطور مگه؟
گفتم : هیچی . همین جوری .... می خوام بدونم .
گفت که وقتی پدرش داشته از بیماری کبد می مرده دستش را گرفته بوده توی دستش . داشته یواش یواش می مرده و سردتر می شده . برای همین خیال می کند که دست او – یعنی پسرش که پدر من باشد – از حد معمول داغ تر است و نکند تب دارد این است که بر می گردد و بهش می گوید تب داری بابا جان ...


* ازم پرسید : بابایی ما پولداریم؟
گفتم : نه ما طبقه متوسط رو به پایینیم .
پرسید: یعنی چی ؟
گفتم : یعنی نه آنقدر داریم که ندونیم باهاش چی کار کنیم نه اون قدر ندار و بدبخت بیچاره ایم که ندونیم چه خاکی بریزیم سرمون..


امیدوارم شما هم خونده باشید یا اگه نخوندید حتما بخونید و لذت ببرید

با سپاس.
می‏دونی چرا نمیشه که تو "یه رودخونه" دو بار قدم بذاری؟»
بخاطر اینکه همیشه در حال حرکته.
[/align]
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :