درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

ما در احاطه یک سری فرمول فیلمنامه نویسی هستیم؟
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:34 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: بهنام فلاح نژاد
آخرین ارسال: sametfilm1379
پاسخ 5
بازدید 1095

امتیاز موضوع:
  • 25 رأی - میانگین امتیازات: 3.76
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ما در احاطه یک سری فرمول فیلمنامه نویسی هستیم؟
#1
Exclamation 
با هر کسی درباره فیلمنامه نویسی صحبت می کنیم با چند فرمول مشخص جلو می رود البته بعضی ها یه چیزایی هم بهش اضافه می کنن ولی در کل همه ی فیلمنامه ها در یک قاب محدود شکل می گیرند. چرا؟
ما همیشه محدود هستیم در طرز فکر بعضی ها که حتی چند فیلمنامه هم ننوشتن.
ما توی دنیای بی نهایت زندگی می کنیم ولی همه داستان هایمان ابتدا و انتها دارند این به خاطر این قاب که ما رو محدود می کنه نیست؟
ما چگونه باید در فیلمنامه نویسی به نقطه نا متناهی برسیم این همان اثر جوهر است.
یه جمله معروف هست که میگه:<دیوانگی این است که کاری رو بار ها و بارها تکرار کنی و انتظار نتایج متفاوت را داشته باشی>
همه ی آدم های بزرگ که جریان ساز بودند از این قاب بیرون آمدند مثل تروفو و ....
اما اون ها هم یه مشکلی دارند ما رو از قاب در نیاوردند بلکه ما رو وارد یک مدیوم بزرگ تر کردند به راستی قاب بی نهایت چیست؟
شاید این هم دغدغه شما باشد که دوست دارید داستانی رو بنویسید که یک چیز جدید است(برای اولین بار). ولی اصلا مدیوم بی نهایت وجود دارد؟
ما برای هر چیزی اسمی می گذاریم کاش ژانری به نام بی نهایت وجود داشت و ما به جای فراتر از ذهن انسان می رفتیم.
اگر موضوعی را مدام برایتان تکرار میکنند،
بدانید که به احتمال زیاد آن موضوع یک دروغ است ...
سینما جادو می کند.............بهش فکر کنید.............
پاسخ
#2
داداش من فعلا نه توی ایران و نه توی هالیوود و نه هیچ جای دنیا
نمی شه خارج از قاب کلاسیک سه پرده ای فیلمنامه نوشت!

مگر اینکه خودت نویسنده و کارگردان و سرمایه گذار باشی!!!
اونوقت می تونی هر چی دوست داشتی بنویسی و بسازی و هیشکی هم بهت گیر نده!!!
عاشق ژانر وحشت - فانتزی - تریلر - هجویه و فیلمنامه هایی
هستم که حرفی برای گفتن ندارن!!!
ولی ملت رو حداقل برای یه ساعت از دنیای پر از مشکلاتشون جدا می کنن!
پاسخ
#3
با سلام خدمت دوست گرامی
من زیاد متوجه مطلب شما نشدم اما این توضیحات را بدهم که :
ببینید هر چیزی در این دنیا قاب ثابت و مشخصی دارد. مثلاً انسان، لیوان، گل، درخت، پایان نامه، فیلم نامه و ... . اگر به دقت به دور و برت نگاه کنی، تمام انساها از نظر ظاهر مانند هم هستند فقط باطنشان متفاوت است. انسان قابی است با باطنهای متفاوت. همان طور که فیلم نامه قابی است با محتویات متفاوت. اگر شخصی قدرت فوق العاده تفکر داشته باشد، میتواند این قاب را تغییر دهد یا چیزی به آن اضاف کند.
در مورد محدود شدن در طرز فکر دیگران این به خودت بستگی دارد که خودت را محدود کنی یا نه اگر برتر از این محدودیت بلدی آستین بالا بزن و با مدرک جلوتر از انها برو
اگر هم می خواهی به بی نهایت فیلم نامه نویسی برسی که من هم آرزویش را دارم، باید همان قاب محدود را درک کنی همان قابی که کمتر کسی چیز از آن برای کس دیگری میگوید.
در مورد اینکه موضوعات فیلم های ایرانی مدام تکراری است این مربوط به برخی سیاستهای غلطی است که در وزارت ارشاد و صدا و سیما وارد شده است، به عنوان مثال در 4 الی 5 سال گذشته اولاً به دلیل پیش بینی بحران های اقتصادی، دوماً به دلیل افزایش جمعیت، سوماً به دلیل کاهش بی کاری به دلیل نبود اشتغال زایی، سن ازدواج را با ترفندهایی به 30 الی 35 سال کشاندند و اکنون بعد از این همه سال تمام فیلم های ایرانی روی عشق و عاشقی می چرخد و تکراری عجیب در آنها خودنمایی میکند.
من برداشتی که از گفته های شما داشتم این است و اگر متوجه نشدم، لطفا واضح تر بیان کنید.
متشکر .
به هر کجا پا می گذارم، نخ و سوزنی آماده لب دوختن است.
هیچ توجیهی نمی تواند حقیقت را کتمان کند.
پاسخ
 سپاس شده توسط toba
آگهی
#4
این حرفا خوبه ولی برای کسی که به همه ی قاب ها و قائده ها مسلط باشه.ما باید اول الفبای فیلمنامه رو از بزرگانمون یاد بگیریم بعد از اون ها بگذریم
پاسخ
#5
Rainbow 
1- شخصيت پردازي :
يک قصه از اشخاص و کارهايش حرف ميزند. بعضي ها به اشخاص ، يعني شخصيتهاي انساني بيشتر توجه دارند در حاليکه براي بعضي ديگر ، بيشتر کارهاي افراد مطرح است .
بعضي از رمان نويسان اکتفاء ميکنند به اينکه در چند صفحه بطور کامل و مفصل بشرح خصوصيات يک فرد بپردازند. بعضي از فيلمسازان به اعمال بيشتر علاقه دارند و شخصيت پردازي را بعنوان ( مهملات روانشناسانه ) کوچک قلمداد ميکنند ، در حاليکه در قصه ي فيلم هر دوي اين عوامل مهم ، ضروري و حائض اهميت هستند .
" عمل " بخودي خود وجود ندارد. عمل بايد از يک کسي سر بزند. پس براي درک و تعقيب عمليات يک فرد ، بايد خود او را شناخت. از طرف ديگر ، شناخت يک فرد تا عملي از او سر نزند ممکن نيست. آدميزاد به اعمالشزنده است. گر چه هر کس به حسب سليقه ي خود شخصيت يا اعمال را ممکن است ترجيح بدهد. بهر جهت در سينما هيچيک از اين دو عامل را نبايد از نظر دور داشت .
شخصيتهاي ابداعي معمولاً قلابي از کار در مي آيند. براي جلوگيري از اين امر ، نويسنده به شناخت دقيق و عميق روحيه ي بشري و به معلومات روانشناسي نياز دارد .
اما روانشناسي علمي ست بسيار وسيع که درباره اش هزاران کتاب نوشته شده و ما حتي جزئي از آنرا نميتوانيم در کتاب حاضر منعکس کنيم. با اين همه آگاهي از اين علم ، براي هر نويسنده اي يک شرط ضروري اوليه محسوب ميشود .
نويسنده براي خلق شخصيت ، غير از روانشناسي بايد از شخصيت پردازي دراماتيک ( نمايشي ) هم سر رشته داشته باشد. پس مسأله تنها آفريدن يک شخصيت زنده ي قابل قبول و منطقي نيست بلکه ، شناساندن اين شخصيت به تماشاگر هم مطرح است. در واقع بايد کلمات را روي کاغذ به نحوي رديف کرد که در ذهن بيننده القاء يک فرد زنده را کند. که بيننده آنچنان اين فرد زنده را باور کند که طي طول مدت نمايش فيلم او را دوست يا دشمن خود بداند و انجام اين عمل به هيچ وجه کار ساده اي نيست.
با در نظر گرفتن يک فيلم عادي و متوسط ، قالب سينما در کار شخصيت پردازي روشن و موفق ، از هر قالب هنري ديگري دشوارتر و پر اشکال تر است. در عمل در زمان با بهترين و عميق ترين اشکال شخصيت پردازي روبرو ميشويم. کافي است شخصيت پردازيهاي غريب و حاد آثار ( داستويوفسکي ) ، ظاهر بسيار زنده ي ادمهاي قصه هاي " همنيگ وي " پيکرهاي نافذ و نيرومند نوشته هاي " بالزاک " و کاووش بي رحمانه ي ذهن افراد را در " يوليسس " از جيمزجويس در نظر بگيريم .
نويسنده ي رمان نه تنها روحيه ي شخصيتها بلکه انگيزه و اعمال آنها را هم ميتواند وصف کند. سينما چون از کليه ي اين عوامل و ابزار محروم است ، شخصيت پردازي در آن کار بسيار مشکلي ميشود .
اشکالات شخصيت پردازي آنچنانکه در ذات و بطن سينما نهفته است ، آنقدر بزرگ و متعدد است که تنها نويسندگاني که بر ساختمان دراماتيک تسلط کامل دارند ميتوانند شخصيتهاي سناريو را زندگي ببخشند. نويسنده هاي ديگر که اين تسلط را ندارند و يا راه را غلط ميروند ، غالباً به خلق شخصيتهاي قالبي و قراردادي متوسل ميشوند .
آنچه نويسنده ي سناريو را هر چه بيشتر به آفريدن يک شخصيت قالبي سوق ميدهد آن است که قهرماني را که او بوجود آورده نقشش را هنرپيشه اي ايفا ميکند که به محض ظهور روي پرده شخصيت آشناي خاصي را به تماشاچي القاء ميکند .
هر کس با خواندن کتاب ، قهرمان را در خيال خود به نحوي زنده ميکند ، طرح ميريزد و باز ميسازد. قهرماني که در تصور نويسنده بصورت واحد ظاهر گشته ، در ذهن يک ميليون خواننده به يک ميليون شکل کما بيش متفاوت ؛ تجسم خواهد يافت. ولي فيلم سينمائي تصور هنرپيشه اي که نقشي بازي ميکند بشکل واحدي بنظر همه ي بينندگان ميرساند ، تصوير درشت صورت هنرپيشه ي قاطع ، غائي ، روشن و بي بروبرگرد است و جائي براي آزادي تصور و ظرائف لحن و " تُن " هاي متفاوت باقي نميگذارد .
چهره ي هنرپيشه عموميت و کليت دارد : در نتيجه هنرپيشه بخاطر ريخت ظاهريش انتخاب ميشود. ظاهري که بايد همان شخصيتي را که نقش او نشان ميدهد بازگو کند. و يا نقش بايد به تناسب ظاهر هنرپيشه نوشته شود. آنچه اين مشکل را پيچيده تر ميکند انست که هنر پيشه ي مورد نظر قبلاً در نقشهاي ديگري هم ظاهر شده است و در نتيجه به ما فوراً مي آموزد که از نقش او ، از ظاهر او چه شخصيتي را انتظار داشته باشيم .
« بخشي از کتاب در دست نگارش توسط مديرعامل و صاحب امتياز شرکت صامت فيلم »
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  معرفی کتاب جم و جور،فیلمنامه نویسی تریلر josephjoblu 4 167 21-8-1395، 12:37 عصر
آخرین ارسال: zootopia
  جزوه ی فیلمنامه نویسی اکبرخوردچشم 9 2,155 8-5-1395، 05:39 عصر
آخرین ارسال: azade
  اخلاق در فیلمنامه نویسی G.Manager 0 433 10-9-1394، 01:03 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
Video استانداردهای فیلمنامه نویسی G.Manager 17 12,995 18-4-1394، 05:48 صبح
آخرین ارسال: حسن محمدی نژاد
  فیلمنامه نویسی اصغر فرهادی aliaram 45 4,437 16-5-1393، 11:53 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :