درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

چطور یک فیلمنامه بنویسیم
زمان کنونی: 16-9-1395، 02:17 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 2
بازدید 2030

امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 3.39
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چطور یک فیلمنامه بنویسیم
#1
منبع: wildsound-filmmaking-feedback-events.com

قسمت اول
(نکته مهم در خصوص این مقاله آن است که نویسنده بدون رعایت اسلوب خاصی، مطالب مورد نظرش را به نگارش در آورده است!)
نوشتن یک فیلمنامه، تماماً شامل شخصیتها، طرح داستان و تم آن می باشد. اینها سه بنیاد اصلی برای ساخت یک قصه عالی می باشند.

"یک سناریوی خوب می بایست بدون داشتن دیالوگ هم کامل باشد" دیوید مَمِت David Mamet

4مرحله اساسی برای تمام فیلمنامه ها
1. کلیت داستان: یک جمله که قهرمان قصه را معرفی می کند و بیان می کند که قرار است به چه چیزی دست پیدا کند.
2. شخصیتها: افرادی که در قصه حضور دارند.
3. چیدمان ماجراها(PLOT STRUCTURE): حوادث داستان و روابطی که میان شخصیتها برقرار است. مشخص می کند که در قصه چه اتفاقی و در چه زمانی رخ خواهد داد.
4. صحنه های منحصربفرد: (با توجه به)شیوه نگارشِ حوادث، توصیف صحنه ها و مکالماتی که کشمکشهای داستان را افزایش می دهند، صحنه ها ایجاد می شوند.

داستان همیشه با سوال "چه می شد اگر" شروع می شود
اگر این اتفاق می افتادچه می شد؟
اگر آن اتفاق می افتاد چه می شد؟
این قصه داستانی است درباره . . . . . . . که . . . . . . .
هر فیلمی نیازمند هیجان، شادی و غم می باشد. سوالاتی که قبل از نوشتن فیلمنامه لازم است جوابشان را بدانید، به شرح ذیل می باشند:
• شخصیت اصلی مورد نظرتان کیست؟
• برای رسیدن به چه چیزی تلاش می کند؟
• چه کسی او را از رسیدن به مقصودش باز می دارد؟
• اگر قهرمان موفق نشود، چه اتفاقی می افتد؟
و فراموش نکنید که . . . .
داستان متعلق به چه کسی است؟ برای چه کسی می بایست اهمیت قابل شویم، با او چه چیز را بشناسیم و فیلم را دنبال کنیم؟ (اصلاً)برچه اساس می بایست فیلم را از دیدگاه فیلمنامه نویسی یک شخصی دیگر دنبال کنیم؟ کجا می بایست صحنه ها را شروع و کجا تمام کنیم؟ نکته صحنه مورد نظر در چه چیز نهفته می باشد؟ اصلاً چرا این صحنه باید وجود داشته باشد؟ مهمترین اطلاعاتی که بیننده می بایست از این صحنه بدست آورد، چیست؟ تمرکز صحنه بر روی چه چیز می باشد؟ روند حرکت صحنه به کدامین سمت می باشد؟ آیا اصلاً جهتی می توان برای صحنه قایل بود؟ یا حسی برای حرکت به سویی؟ یا نکته ای برای ارایه در آن؟ آیا این صحنه داستان را به جلو خواهد برد؟ وقتی به نکته مورد نظر رسیدیم، می توانیم از صحنه خارج شویم؟ آیا به خاطر داریم که صحنه ها از تصورات ما خلق می شوند؟ آیا به خاطر داریم که با تصاویر، مشکلات و احساساتِ قصه می خواهیم کار کنیم نه فقط با یکسری اطلاعات؟ روابط حاضر در صحنه ها جذاب هستند؟ آیا صحنه ها تکراری هستند یا خیر؟ یکنواختند؟ کسل کننده اند؟ یا قرار است اتفاقاتی دراماتیک و جذاب رخ دهد؟ آیا تماشاگران سرگرم خواهند شد؟

عناصر لازم برای موفقیت یک سناریو
1. قابلیت عرضه در بازار
2. خلاقیت
3. ساختار شکیل
مردم همیشه می خواهند با فیلم ارتباط برقرار نمایند. خلاقیت در نوشتن فیلمنامه به ما کمک می کند

تحقیق: (مشتمل بر چند نوع می باشد)
تحقیق نسبت به گذشته: گذشته خود را بکاوید، خاطراتتان را دوباره زندگی کنید و سپس آنها را بر کاغذ آورید.
تحقیق تخیل آمیز: همان خلاقیت در احساسات و افکار درونیتان می باشد. به عبارت دیگر، رویاهایتان چه می باشد؟
تحقیق درباره واقعیات: برای پرداخت داستان و شخصیتهایتان تحقیق نمایید. خلاقیت یعنی انتخابهایی مبتکرانه برای اینکه داستانتان شامل چه چیزهایی می باشد و چه چیزهایی نداشته باشد.

" من ازتمام فیلمهای ساخته شده نکته برداری می کنم". کوئنتین تارنتینو

فاکتورهای لازم برای پرورش یک شخصیت خوب:
1. نیاز دراماتیک – او چه می خواهد؟ به چه چیز می خواهد دست یابد؟ انجام چه کاری را می خواهد به اتمام برساند؟
2. دیدگاه – نقطه نظر و جهان بینی قهرمان برای شناخت پیرامونش
3. رفتار – نوعی ابراز عقیده
4. تغییر – شخصیتها می بایست تغییر کنند
عمل و کنشِ(شخصیت) است که فیلم را می سازد.

هدف درج مکالمات در فیلمنامه:
• حرکتِ روبه جلویِ داستان
• انتقال حقایق و اطلاعات به خواننده
• آشکار نمودن کاراکتر
• برپایی ارتباطات شخصیتها
• واقعی، طبیعی و خود فیلمنامه نویسی انگیز نمودن شخصیت مورد نظر
• آشکار ساختن مشکلات داستان و شخصیت
• آشکار نمودن حالات روحی کاراکتر
• توضیح کُنشها

" من متوجه شده ام که وقتی بر روی یک سناریو کار می کنم، مثل یک آنتن گیرنده هستم و همه چیز به فیلمنامه ام ربط پیدا می کند: دستورالعمل پخت غذا، لطیفه ای که کسی تعریف می کند، هر تابلویی که می بینم . . . همه چیز تبدیل به مواد فیلمنامه نویسی اولیه برای نوشتن فیلمنامه ام می شود." وسلی استریک Wesley Stric، نویسنده فیلمنامه های تنگه وحشت، گرگ، معتقدین راستین و Arachnophobia


احساسات شخصیتها معرف آنها می باشند، و توضیح می دهند که صاحبشان چطور به اطراف واکنش نشان می دهد. احساسات شامل چهار موضوع می شود: عصبانیت، غم، شادمانی و ترس
مهمترین چیزی که یک شخصیت لازم دارد، همانا هدف است. کارکترها از چهار چیز شکل می گیرند: انگیزش، کنش، اهداف و مسیر. اگر نمی دانید شخصیتتان چرا قصد انجام عملی را دارد، پس برای بیننده هم بسیار سخت خواهد بود که درگیر داستان بشود. برای اینکه یک هدف به بهترین شکل ممکن اثرگذار باشد، نیاز به سه چیز داریم:
1. یک چیزی می بایست در خطر باشد تا تماشاگر متقاعد گردد در صورتی که شخصیت اصلی به هدف نرسد، دستاورد خیلی بزرگی از بین خواهد رفت. یک موضوعی که می تواند کاملاً به زندگی کارکتر نیز بستگی داشته باشد.
2. رقیب: رسیدن به هدف آسان نیست چون کسی هست که می خواهد نقش اول داستان(معمولاً شخصیت محوری) به مقصودش نرسد.
3. رسیدن به هدف آنچنان سخت است که کاراکتر در راه رسیدن به آن تغییر می کند.

تغییر و دگرگونی: خواسته های جدید او را شکل می دهد و شخصیت اجازه می دهد که این تغییرات اتفاق بیافتد.
موانع
کاراکترها می جنگند، می ستیزند، جرو بحث می کنند، وادار می کنند و سعی می کنند دیدگاهشان، تصمیمشان و کنشی را که بر سایر افراد وارد می نمایند، ثابت نگه دارند.
موانع درونی: شخصیتها در درونشان نسبت به خود، کنشهایشان و حتی نسبت به آنچه که می خواهند، اطمینان کامل ندارند. و این حالاتشان را بوسیله صحبت برروی تصویر یا از طریق مکالمه با دیگران ابراز می دارند.
موانع اجتماعی: کارکتر ما در برابر یک گروه از افراد که یک اجتماع (سیاسی، تیمی، رهبری) را تشکیل می دهند، قرار دارد.
موانع(وابسته به)شرایط: ناگهان حادثه ای وحشتناک اتفاق می افتد. چطور می توان با آن کنار آمد. با رهبری (می توان از آن گذشت) یا اینکه این موضوع تنها موقعیتی شخصی است؟
موانع فرا جهانی: کارکتر در برابر نیروهای فوق طبیعی
دردسر همیشه (در داستان) کاربرد فیلمنامه نویسی دارد. این موضوع بیان کننده بازیهای قدرت، تضادها، دیدگاه های مختلف، رفتارهای متفاوت، افکار و اهدافِ کلیِ متفاوت می باشد. شخصیتها درخصوص زندگی رفتارهای مختلفی دارند و دربارۀ چیزهای مختلف، موضعهای شخصی می گیرند.

کنش دو قسمت دارد: تصمیم به عمل و خود عمل. کار شخصیت اصلی حرکت رو به جلوی داستان به کمک کنشهایش می باشد. وی می تواند تحقیق کند، بررسی کند، کشف کند، حقه بزند، استراتژی طراحی کند، خود و دیگران را تغییر دهد، محیط جدیدی خلق کند، مهارت به خرج دهد و نهایتاً برای خوب و بد، دادخواهی و کینه جویی می کند.

" فکر می کنم اولین کاری که قبل از نوشتن فیلمنامه باید انجام دهید این است که بنشینید و زندگینامه اش (قهرمانِ داستان) را بنویسید." لارنس کانر Lawrence Konner، فیلمنامه نویس(جواهر رود نیل، پیشتازان فضا(ق ششم) و Beverly Hillbillies)


عملکرد شخصیتها
هر شخصیت حاضر در فیلمنامه می بایست دلیلی برای حضورش داشته باشد.
شخصیت اصلی:
• اقدام برای کنش
• مسئول هدایت فیلم به جلو
• (نقطۀ)تمرکز فیلم
• کسی که داستان دربارۀ اوست. شخصیتی که انتظار داریم به دنبالش باشیم
نقشهای پشتیبان:
• شخصیت اصلی همیشه برای رسیدن به هدفش، کمک و پشتیبانی نیاز دارد.
• افرادی که با وی و یا در برابر وی هستند.
• افرادی که گوش می کنند، نصیحت می کنند، به جلو می رانند یا باز می دارند، مجبور به تصمیم گیری می کنند، مواجه می شوند، بررسی می کنند
• شخصی قابل اعتماد و امین برای قهرمان
• نقشی گشاینده برای روند داستان و آشکار شدن اطلاعات
• رساندن اطلاعات برای قهرمانِ در سفر
• مهم است که فعال باشند تا در روند رو بجلوی داستان موثر باشند.
کارکترهایی که سایر وجوه داستان را شکل می دهند:
• شخصیتهایی که چیزی را به داستان اضافه می کنند
• شخصیتهای بامزه – افرادی که صحنه های جدی را در تعادل نگه می دارند
• شخصیتی متمایز برای پیشی گرفتن
• کمک به بیننده برای شناخت بهتر از قهرمان بخاطر تفاوتهایی که بینشان برقرار است.
شخصیتهای شماتیک
• شخصیتهایی که در خدمت انتقال و بیان تم فیلم می باشند.
• عقایدشان را بین رفتار، اعمال و صحبتهای گاهگاهی بیان می کنند.
• شخصیتی با دیدگاه نویسنده
شخصیتهای پُر کننده MASS AND WEIGHT CHARACTERS:
• افرادی که حول شخصیتهای پرقدرت در فیلمنامه قرار دارند
• دست راست شخصیت اصلی
• تعادل را حفظ کنید، تعداد این افراد را زیاد نکنید. اما مطمئن باشید به اندازه کافی حضور دارند.
مطمئن باشید که شخصیتهای منحصربفرد به یک شکل عمل ننمایند.

هر کارکتری از سه بنیاد اساسی تشکیل شده است:
• ترکیب فیزیکی: سن، جنس، ظاهر و ناتوانایی ها
• هویت: هوش، ترکیب احساسات و مانند آن
• پس زمینه: هرچه که برای شخصیت تا روز شروع فیلمنامه اتفاق افتاده است.

هویت شخصیت- هویت تماشاگر
1. حس همدردی را در شخصیت بوجود آورید: بیننده با قربانی شدن کارکتر، احساس اندوه نماید.
2. کارکترتان را در مخاطره بیاندازید: بینندگان با قرار گرفتن شخصیت در دردسر، برایش احساس نگرانی می کنند.
3. شخصیتتان را دوست داشتنی نمایید: از سه طریق
• برایش وجه ای خوب یا پسندیده در نظر بگیرید
• فردی بامزه باشد
• در کاری که می کند، وارد باشد
تنها به این شکل می توانید نقاط ضعفی هم به او نسبت دهید.
4. هرچه سریعتر شخصیت را معرفی کنید: یک نظریه فیلمنامه نویسی جاری در هالیوود می گوید که در همان ده صفحه اول این اتفاق بیافتد.
5. نشان دهید که شخصیت با نیروی درونیش در ارتباط می باشد.
• قدرت برای بیننده جذابیت ایجاد می کند
• به دنیای خیال انگیز، هویت می بخشد
• می خواهد قدرت پول باشد یا رهبری یک جمع
• قدرتِ بیان احساسات بدون توجه به نوع آن
• قدرت فریفتن جنس مقابل
• مردم افرادی را که آرزو دارند بتوانند، دوست دارند.
6. به کارکترتان نقطه ضعف و نقصهای آشنا بدهید: مانند روش وودی آلن
7. فوق قهرمان: تماشاگر او را تنها در دنیای خیالی باور می کند
8. کارکترتان را در موقعیتی قابل لمس قرار دهید
9. از چشمان بینندگان استفاده نمایید: تماشاگر فقط اطلاعاتی را که قهرمان می آموزد، فرا می گیرد.
شخصیت شما یک بشر عادی نمی باشد. او قسمتی از یک اثر هنری است.
نویسنده می بایست شخصیتش را از دوستانش بهتر بشناسد.
REMEMBER TO LEAVE ROOM FOR THE ACTOR
عاشق کارکترتان بشوید، اگر نمی توانید با آنها همراه شوید، پس خلقشان نکنید.
شخصیت شما خود آگاه است: به زندگی نگاه کنید و شخصیتتان را از آن انتخاب کنید
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط بیداری
#2
قسمت دوم


"یکی از مهمترین چیزهایی که می بایست فرا بگیرید آن است که چطور و چه وقت گوش دهید؛ و نمی بایست به هر کسی گوش کنید"
امی هولدن جونز Amy Holden Jonesفیلمنامه نویس(پیشنهاد بیشرمانه، Mystic Pizza)

طرح فیلمنامه نویسی PLOT Screenwriting
برای اکثر نویسندگان، پلات جالبترین قسمت نوشتن فیلمنامه می باشد و در واقع اولین دلیلی است که شروع به نوشتن می کنند. ایدۀ خوبی برای یک قصه دارند و می خواهند که شروع به نگارش آن کنند.
طرح فیلمنامه ترکیبی از دو چیز است:
1. چه اتفاقی قرار است برای شخصیتها بیافتد
2. نظر به اینکه چه کسی هستند، چه خواهند کرد؟
اکثر طرحها بودن حضور شخصیت شکل نخواهند گرفت. شخصیت، موتورِ حرکت داستان می باشد و بالعکس. می دانید که همیشه فیلم بدی خواهید دید اگر هر کسی بخواهد که خودش را در داستان فیلم قرار دهد. شخصیتی منحصر به فرد باید عهده دار فیلمنامه نویسی حرکت طرح ما باشد. آخرین چیزی که شما به عنوان نویسنده لازم دارید آن است که شخصیتی از طرح باشید.

"مسایلی که من برایشان به دردسر می افتم، (مثل) شکل بخشیدن به پدر خوانده یا اولین صحنه ای که برای فیلمنامه Patton نوشتم، موضوعاتی هستند که به خاطرم سپرده شدند."
فرنسیس فوردکاپولا نویسنده و کارگردان

اجازه دهید درباره اصول صحبت کنیم
هر داستانی یک شروع، میانه و پایان دارد و هر قصه ای می بایست از یک دیدگاهِ مشخص حادث شود. می تواند از دیدگاه یک شخصیت بوجود آید(یا از شخصیتهای مختلف و از صحنه ای به صحنه دیگر) یا می تواند از نقطه نظر بینندگان بوجود آید. ما تماشاگران در حال تماشای داستان هستیم و آنچرا که در حال رخ دادن است، می بینیم.
درباره خواندن یک رمان فکر کنید. داستانی که شخصیت اول آن روایتگر داستان باشد یا بر اساس سوم شخص، ماجراها بیان کننده داستان باشند. هردو می توانند برای فیلمنامه مناسب باشند.
بفهمید که در فیلم چه چیز در خطر است و مشکل موجود چه می باشد؟
1. بقا: بسیاری از فیلمهای خوب درباره حفظ بقا، فطرت بشری و موقعیتهای مرگ و زندگی هستند. اگر دنبال فیلمنامه ها و قصه های هالیوودی هستید، نظری به فیلمهای پرفروش تاریخ بیاندازید. 99 درصدشان داستانی درباره قرار گرفتن کارکتر در موقعیت مرگ و زندگی است.
2. اطمینان و امنیت: لازم است موقعیتی با امنیت/حفاظت شده مجدد بدست آید
3. عشق و تعلق: کسی که انتظار ارتباطی را می کشد، می خواهد در جایگاه معشوق قرار گیرد.
4. عزت نفس و اعتبار: می خواهد که مورد تحسین واقع شود و هنرها و مهارتهایش شناسایی شوند.
5. نیاز به درک و شناخت: کنجکاوی و فهم این مطلب که اتفاقات چطور حادث می شوند و چه کاری برای رسیدن به پاسخ می بایست انجام دهند.
6. کمال گرایی THE AESTHETIC: تلاش برای رسیدن و همراه شدن با نیرویی عظیم تر و بزرگتر از خود
7. خود شکوفایی SELF-ACTUALIZATION: شخصیتها نیاز دارند که خود را بیان کنند- اینکه چه کسی هستند. تماشاگر مشتاقانه کسی را می خواهد که به دنبال پیروزی باشد. بسیاری از کمدیها دارای چنین ساختاری می باشند.
خطرات را همانطور که کارکتر به دنبال هدف است، ایجاد کنید: فشار و موانع مختلف بوجود آورید

طراحی صحنه ها
صحنه ها حول امیال، کنشها، موانع و تغییرات شکل می گیرند.
هر صحنه ای می بایست تداعی کننده یک نقطه عطفی کوچک، متوسط یا بزرگ باشد
تاثیرات نقاط عطف به چهار شکل می باشد:
• غافلگیری
• افزایش کنجکاوی
• بینشِ(عمیقتر)
• (کشفِ)مسیری تازه
لازم است که بیننده را به سمت امید و انتظار هدایت کنید، قانعشان کنید که می فهمند و آنگاه برایشان شکافت و غافلگیری بوجود آورید. غافلگیری و حس کنجکاوی همیشه تماشاگر را درگیر داستان می کند. به آنها لذت کشف زندگی را بدهید، رنج و خوشی در یک اندازه و در مسیری که تا حالا به تصورشان نرسیده است.

برپایی/نتیجه گیری

• برپایی داستان بوسیله لایه بندی دانسته ها صورت می گیرد.
• نتیجه گیری، پوشش نادانسته ها و تقدیم شناخت به بیننده است.

سه نکته ای که برای همراه کردن بیننده با داستانتان لازم دارید:
1. همدلی با شخصیتها. لازم نیست به آنها علاقه مند باشیم، بلکه درکشان کنیم و با احساسشان همراه باشیم.
2. ما می دانیم که کارکترمان چه می خواهد و اجازه دهیم که آن را بدست آورد
3. می بایست ارزش ریسک را در زندگی شخصیت درک کنیم.
بیننده هرچه چیزی را بیشتر تجربه کند، به همان نسبت هم تاثیر کمتری بر وی خواهد داشت. در یک داستان عالی، احساسات به سرعت اوج و فرود می گیرند. این موضوع راهگشایی برای آهنگ داستان می باشد.

قانون ایجاد مشکل: هیچ چیز در داستان به جلو رانده نخواهد شد مگر با ایجاد موانع. همانطور که موانع و مشکلاتِ راه، احساسات و افکار ما را درگیر خود می کنند، ما به سفری با ساعتها بیخبری قدم گذاشته ایم که تنها هدایت می شویم.

" معمولاً وقتی در کارتان به مانعی بر می خورید، به این دلیل است که موتور داستانتان را گم کرده اید."
امی هولدن جونز


در یک فیلمنامه تقریباً
• 40 تا 60 صحنه داریم
• 12 تا 18 سکانس داریم
• سه پرده: شروع، میانه و پایان

مسیر هالیوود
به خاطر دارم که در شروع کارم، کتابهای فیلمنامه نویسی زیادی می خواندم و در دوره های آموزشی آن شرکت می کردم. همه به نظر یک چیز را می گفتند. بیشتر شما هم می دانید آن کتابها و نویسندگان چه کسانی هستند. این همان چیزی است که همه آنها درباره حرکت رو بجلوی داستانتان می گویند:
سه پرده اصلی را مشخص کنید
پرده اول 25 تا 30 صفحه
پرده دوم 50 تا 60 صفحه
پرده سوم 20 تا 25 صفحه
پرده اول
• نشان دهید که کجا هستید، داستان درباره چیست، شخصیت اصلی کیست و به کجا می خواهیم برویم.
• لازم است که همینجا اتفاقی بیافتد. اگر تا صفحه 10، مشخص نکنید که طرح اصلی داستان درباره چیست، در اینصورت در دردسر خواهید افتاد. شخصیت اصلی لازم است که همان اول معرفی شود.
• در انتهای پرده اول، سوال اصلی را مطرح کنید: آیا . . . . فلان کار را انجام خواهد داد؟ (معمولاً انجام کاری که باعث بهتر شدن شخصیت ما خواهد شد)
• فیلمهای موفق را بررسی کنید. فوراً به اصل ماجرا می پردازند و شخصیتها را سریعاً مشخص می کنند.

پرده دوم
• در ابتدا، شخصیت اصلی در یک حالت سرگردانی به سر می برد. در حال درک این موضوع است که به چه نیاز دارد تا به هدفش برسد.
• سپس در برابر یک مانع بزرگ قرار می گیرند و معمولاً هم شکست می خورند. این شروع شکل گیری ترس و گرفتاریهای درونی/ بیرونی آنهاست که سرانجام در پرده سوم بر آن فایق می آیند.
• معمولاً در انتهای پرده دوم، به جنگاوری تبدیل می شوند که می فهمند برای پیروزی به چه چیزی نیاز دارند. و در اینجاست که تمامی قطعات (پازل) در طرح داستان به یکدیگر می رسند و پرده سوم شکل می گیرد.
• پرده دوم با حادثه ای/مانعی بزرگ به پایان می رسد که معمولاً پرده سوم را با ضرباهنگی سریع ایجاد می نماید.

پرده سوم
• چیزی که معمولاً اتفاق می افتد، یک خیزش بزرگ برای کارکتر اصلی می باشد. آنها در مسیرشان قرار می گیرند.
• سپس بوسیله تکانی بزرگ ضربه می خورند و شما احساس می کنید که همه چیز از دست خواهد رفت.
• و البته آنها با این ضربه رودرو شده و در نهایت پیروز می گردند.
• پرده سوم همه چیز را در بر می گیرد. طرح اصلی و تمام زیر طرحهای جانبی را. همه به یکدیگر گره می خورند.
• معمولاً با هیجان و ضرباهنگ سریع همراه است. بیننده بر روی لبه صندلیش قرار گرفته است.
حال اجازه دهید به پرده اول بازگردیم
8. چیزی وجود دارد که حادثه انگیزشی INCITING INCIDENT خوانده می شود.
• و آن زمانی است که شما داستانتان را وارد عمل می نمایید(معمولاً 10 صفحه اول)
• داستان را با کنترلی نسبی آغاز می کنید. سپس فیلمنامه نویسی زندگی برای همه از تعادل خارج می شود، و داستان واقعاً شروع می شود.
• شخصیت اصلی به حادثه انگیزشی واکنش نشان می دهد و سعی می کند همه چیز را به تعادل بازگرداند.
• هسته اصلی داستان شکل می گیرد. شروع تمایل و تلاش شدید شخصیت محوری برای بازگرداندن تعادل به زندگی.
داستانها همیشه شکل یک سوال را به خود می گیرند. تلاش و جستجو همیشه یک شکل از قصه می باشد. آنها می توانند یا نه؟ سوال همین است.
طراحی حادثه انگیزشی: این ماجرا تنها به دو شکل اتفاق می افتد. اتفاقی یا تصادفی. حالا می خواهد بوسیله یک تصمیم صورت گیرد یا فقط حادثه ای باعث بوجود آمدنش باشد.

" تصور و پنداری خیال انگیز و منحصربفرد، همان است که مارا شکار می کند و به هنر تبدیل می گردد"
جولیا کامرون Julia Cameron، نویسنده(مسیر هنرمند)


بخاطر داشته باشید صحنه هرگز آنچه که صحنه درباره اش می باشد، نیست.
1. مشکل را تعریف کنید
• چه کسی قرار است محور صحنه ما باشد، آن را به حرکت درآورد و باعث بوجود آمدن ماجرا شود؟
• به شخصیت توجه کنید، چه می خواهد؟ سپس از خود بپرسید:
به چه موانعی نیاز دارند؟
لشگریان قهرمان چه می خواهند؟
2. صحنه ها را به قسمتهای کوچکتر تبدیل نمایید
• هر قسمت، تغییر یک کنش یا واکنش به رفتار شخصیت می باشد.
3. قسمتها را براورد کرده و محل نقطه عطف را مشخص نمایید.
• نقطه اوجِ عملکردِ تمام شخصیتها را پیدا کنید
4. از هرچه که صحنه را آغاز می کند و به پایان می برد، نکته برداری کنید.
• مرسوم ترین و پیش پا افتاده ترین کار حال حاضر، تمام کردن سریع صحنه و دیر شروع کردن آن می باشد.

ریتم و ضرباهنگ: بر اساس طول صحنه تنظیم می شود. چه مدت طول خواهد کشید که در یک مکان و زمان باشیم؟ 2 تا 3 دقیقه بطور متوسط برای هر صحنه در نظر بگیرید.(البته فراموش نکنید که همیشه به همین راحتی نیست!)
وحدت و کثرت: چون بعضی ماجراها در ابتدا رخ می دهد، پس بعضی دیگر می بایست در انتها قرار گیرد.
آهنگ حرکت: ریتم، آرامش، توازن، صلح و شناخت. اما ما دنبال تغییر هستیم، چالش، فشار، خطر، ترس و نه تکرار
فقط بگذارید داستان سریع آغاز گردد، سپس به شخصیتها اجازه دهید که افراد جدیدی را وارد نمایند. به شخصیتهایتان اعتماد داشته باشید. آنها به شما خواهند گفت که طرح داستان چطور می تواند در مسیر درستش گشایش پیدا کند. همیشه در داستان شما کسی هست که معرفی شود و داستان را به نقطه اوجش برساند.
یکی از بهترین موضوعاتی که می توان از آن برای ادامه نوشتن فیلمنامه سود جست، همانا داستان را باور داشتن است. باور کنید که شما در حال کشف آن هستید، بجای اینکه آن را خلق کنید. اگر باور کنید که قصه جایی در ذهن شما بطور کامل حضوردارد، آنگاه مهم نیست که شما نتوانسته اید مشکل را با کمی کار کاراگاهی- تحقیقی به انجام برسانید.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط بیداری


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چطورفیلمنامه یک سریال را بنویسیم؟ اکبرخوردچشم 2 1,149 22-4-1392، 07:22 عصر
آخرین ارسال: علی اکبر رنجبر
  چگونه داستان کوتاه بنویسیم؟ A-SO 0 2,246 29-6-1391، 04:07 عصر
آخرین ارسال: A-SO
  چگونه داستان طنز بنویسیم mehrbod 7 8,227 23-5-1391، 06:54 عصر
آخرین ارسال: mehrbod
  چطور يك فيلمنامه بنويسيم؟ نكات فيلمنامه نويسي 1 G.Manager 3 81,812 19-1-1390، 01:48 عصر
آخرین ارسال: roz
  چطور مي توان پرده سوم داستان را پوياتر و بهتر نمود G.Manager 0 1,088 5-12-1389، 03:47 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :