درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

داستان، زیربنای فیلمنامه
زمان کنونی: 16-9-1395، 02:17 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: اکبرخوردچشم
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم
پاسخ 1
بازدید 377

امتیاز موضوع:
  • 17 رأی - میانگین امتیازات: 3.41
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان، زیربنای فیلمنامه
#1
بديهي است كه داستان، اساس و جوهر هر فيلمي است. اولين و مهم ترين هدف يك فيلم، گفتن يك داستان و سرگرم كردن تماشاگر است و اگر فيلم نتواند داستانش را خوب تعريف كند و تماشاگر را جذب كند، مطمئناً فيلم ناموفقي لقب خواهد گرفت. اين كه داستان فيلمنامه چيست و درباره كيست، اصلاً مهم نيست. مهم اين است كه شما بتوانيد داستانتان را درست تعريف كنيد و تماشاگر را با داستان درگير كنيد. هر داستاني، فارغ از ساختاري كه قرار است آن را شكل دهد، وجود دارد. يعني شما ابتدا داستان را داري و عبد فرم آن را تعيين مي كنيد. يكي از مهم ترين عناصري كه ساختار (فرم) يك داستان را شكل مي دهد، عنصر زمان و ترتيب وقوع وقايع داستان است. معمول ترين ساختار، ساختار خطي است. در ساختار خطي، شما وقايع داستانتان را به ترتيب واقعي، يعني به همان ترتيبي كه واقعاً اتفاق افتاده اند در معرض ديد خواننده (بيننده) مي گذاريد. ساختارهاي ديگري نيز نظير ساختار مدور، معكوس و ... وجود دارند كه من در اينجا نمي خواهم وارد آن شوم. ولي نكته اي مي خواهم روي آن تأكيد كنم اين است كه عنصر زمان در روايت داستان از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. اگر شما قصد داريد كه ساختار خطي زمان را در داستانتان به هم بزنيد، بايد به اين نكته توجه كنيد كه تماشاگر، ممكن است نتواند خودش را با ساختار مورد نظر شما وفق دهد و در نتيجه، دچار سردرگمي شود و در نهايت چيزي از داستان شما نفهمد. پس اگر مي خواهيد فيلمنامه اي با ساختار غير خطي بنويسيد، بايد هميشه تماشاگري را هم كه قرار است اثر شما را تماشا كند، در نظر داشته باشيد و پيش زمينه هاي لازم را كه مانع از سردرگمي او مي شوند را در كارتان وارد كنيد. مثلاً كوئنتين تارانتينو در فيلم پالپ فيكشن، هوش و استعداد فوق العاده اي از خود نشان داد و توانست داستانش را به نحو تقريباً قابل قبولي روايت كند اما نويسندگان و كارگرداناني كه درصدد تقليد از او برآمدند، معمولاً آثار غيرقابل فهمي ساختند و تماشاگران را گيج و سردرگم كردند.
دومين چيزي كه شما بايد به آن توجه كنيد اين است كه داستانتان بايد نو و جديد باشد البته بعضي ها مي گويند كه اين امكان وجود ندارد كه شما بتوانيد يك داستان كاملاً نو و جديد تعريف كنيد، زيرا هر داستاني كه به ذهن شما برسد، قبلاً تعريف شده. اين ادعا كاملاً اشتباه است. شما مي توانيد داستاني را كه تاكنون هزار بار گفته شده، با پرداختي نو و جديد دوباره تعريف كنيد. نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه نسل هاي قبلي به نوبت جاي خود را به نسل هاي جديد مي دهند و مسلم است كه داستاني كه شما در زمان حاضر تعريف مي كنيد - حتي اگر قبلاً توسط ديگران روايت شده باشند - در حال حاضر جديد است،‌ زيرا اكثر افرادي كه در نسل جديد زندگي مي كنند، ارتباط چندان مستمري با فيلم هاي قديمي تر ندارند و همه چيز را به روز شده (up to date) مي خواهند. نكته سوم در مورد داستان اين است كه يك داستان خوب، بايد تماشاگر را به شگفتي وا دارد. معمولاً هرچيز جديد، با خودش شگفتي هم مي آورد، پس جديد بودن داستان شما مي تواند متضمن شگفت انگيز بودن آن نيز باشد. اگر شما فصل هاي داستانتان را طوري كنار هم بچينيد كه تماشاگر را ترغيب كند تا ادامه فيلم را تماشا كند، آن وقت شما توانسته ايد با داستاني تماشاگر را به شگفتي واداريد. بعضي رمان ها آن قدر خوب و شگفت انگيز نوشته مي شوند كه خواننده، يك لحظه نمي تواند از خواندن آن دل بكند و تا صبح بيدار مي نشيند تا رمان را بخواند. فيلمنامه شما هم بايد چنين خاصيتي داشته باشد.
عنصر مهم ديگر در داستان، پايان آن است. داستاني كه يك پايان درست و حسابي نداشته باشد، اصلاً داستان نيست. داستاني كه پايان خوبي نداشته باشد، به هيچ عنوان نمي تواند تماشاگر يا خواننده را جلب كند. البته پايان خوب صرفاً به معني پايان خوش نيست، بلكه به معناي پاياني است كه با داستان جور در مي آيد. اگر مي خواهيد جذابيت و قابل توجه بودن داستانتان را چك كنيد، قبل از اين كه فيلمنامه نهايي را بنويسيد، داستان آن را براي افراد مختلف تعريف كنيد و واكنش آنها را بسنجيد. از آنها بپرسيد كه آيا اين داستان براي شما شما جالب و قابل قبول بود يا نه. شما با درنظر گرفتن واكنش ديگران به داستانتان، مي توانيد ميزان جذابيت آن را تعيين كنيد و حتي مي توانيد با بهره گرفتن از نظرات آنها،‌بر جذابيت داستانتان بيفزاييد. اين را بدانيد كه كاركرد چند ذهن، بيشتر از يك ذهن است، پس هميشه درباره داستانتان از ديگران نظر بخواهيد. مطمئن باشيد كه جذاب بودن داستان فيلمنامه، عامل اصلي به فروش رفتن آن است.
توصیه می شود برای این که داستان فیلمنامه در دستتان باشد، تا آنجا که برایتان میسر است داستان بخوانید؛ داستان کوتاه، بلند و حتی رمان! چراکه مطالعه ی داستان برای نویسنده ی فیلمنامه امری ضروری و لازم است و در این رهگذر او نه تنها با تکنیک های داستان و رواتیگری اشنا می شود، بلکه خود می تواند در فیلمنامه اش داستان خود را پیاده کند
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چگونه از ایده‎‎های‎مان یک داستان بسازیم؟ sarouye 1 680 2-12-1394، 03:31 عصر
آخرین ارسال: porsafar90
  سنجش کشمکش در داستان G.Manager 0 368 14-11-1394، 02:01 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  نگاهي به فيلم نامه گاو و داستان بر اساس عزاداران بيل ( قصه چهارم ) majid-chesta 0 554 31-4-1393، 02:34 عصر
آخرین ارسال: majid-chesta
  قلاب داستان، ضرورت اولیه فیلمنامه اکبرخوردچشم 3 916 16-3-1392، 11:16 عصر
آخرین ارسال: cinemams
  شخصیت و کشش در داستان اکبرخوردچشم 4 753 9-3-1392، 05:19 عصر
آخرین ارسال: شیرین بانو

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :