درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

کلاه قرمزی و علل موفقیت و ماندگاری!؟
زمان کنونی: 20-9-1395، 10:08 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: اکبرخوردچشم
آخرین ارسال: Mostafa
پاسخ 5
بازدید 533

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.74
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کلاه قرمزی و علل موفقیت و ماندگاری!؟
#1
کلاه قرمزی و آن شخصیت خنده دار و دوست داشتنی را بیست و چند و نزدیک به سی سال است همه می شناسند. در ویکی پدیا درباب کلاه قرمزی آمده است:
« کلاه قرمزی نام شخصیت عروسکی ایرانی است که توسط ایرج طهماسب و حمید جبلی خلق شده‌است. فیلم‌های ساخته شده براساس این شخصیت از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است. کلاه قرمزی با بیش از دو دهه فعالیت در عرصهٔ سینما و تلویزیون از یک عروسک، به پدیده‌ای فرهنگی تبدیل شد که توانست مخاطبان بسیاری در بین نسل‌های گوناگون پیدا کند.

کلاه قرمزی برای اولین بار در مجموعه‌ای تلویزیونی به نام صندوق پست که در ابتدای دههٔ ۱۳۷۰ پخش می‌شد ظاهر شد و سپس در سه فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله (۱۳۷۳)، کلاه قرمزی و سروناز (۱۳۸۱) و کلاه قرمزی و بچه ننه (۱۳۹۱) بازی کرد. کلاه قرمزی از سال ۱۳۸۸ با همراهی چند عروسک دیگر در قالب جُنگ نوروزی به تلویزیون راه یافت و در آن سال پرمخاطبترین برنامه نوروزی شد. ویژه‌برنامه‌های نوروزی کلاه قرمزی تا امروز ادامه دارد.»
چند سالی است کلاه قرمزی در ایام نوروز مهمان خانه ها شده و علاوه بر کودکان، بزرگسالان هم مهمانش شده اند و یکی از نقاط قوت قوت این مجموعه داشتن دیالوگ های قوی است؛ مثل:
مشاعره خانواده:

فامیل دور: چی بگم؟!

آقای مجری: اگر در بند در ماندو نه! اون قبول نیست!
فامیل دور: اونو میخواستم بگم آخه! اینو میگم حالا: از در درآمدی و من از خود به در شدم...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر، بی تو پسر نمی‌شود!
آقای مجری: نه بچه جان! یه شعر قشنگ؛ باید میم هم داشته باشه.
پسرعمه زا: می تو پسر نمی‌شود... خوبه؟!
فامیل دور: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم...
آقای مجری: این دیوونم کرد از دست این دره!
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!
ببعی: مرنجان دلم را که این مرغ وحشی، ز بامی که برخاست، مشکل نشیند، ببببعععع! عین بده...
پسرعمه زا: سلطان غم مادر!!
و یا در یکی از بخش ها با حضور شهاب حسینی عنوان شد:
پسرخاله:اون پوست شکلاتارو بده به من..
شهاب حسینی:پوست شکلات میخوای واسه چی؟
پسرخاله :یه پیرزنه هست پاهاش درد میکنه فقیرم هست..
شهاب حسینی:خب؟
پسرخاله:بعضی وقتا میرم بهش کمک میکنم خونشو تمیز میکنم و بعضی کارای دیگه...
شهاب حسینی :اهان.....بعدش؟؟؟؟؟؟
پسرخاله:هیچی همیشه بهم میگه بردار از اون شکلاتا بخور منم چون کلاچندتا دونه شکلات داره نمیخورم وواسه اینکه ناراحت نشه این پوست شکلاتارو بهش نشون میدم.
و اما...
چه خوب دوستان حاضر در سایت مشارکت کرده و از زوایای گوناگون علت موفقیت و ماندگاری این مجموعه و شخصیت را بررسی کنن.
منتظریم!
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
 سپاس شده توسط Reza1992
#2
متشکر از نظر بسیار خوب جناب خورد چشم....
و...
زمانی که کلاه قرمزی شروع میشود مرد آشنایی به صفحه ی تلویزیون می آید ومی گوید : سلام بچه ها! و اکثر کسانی که سلام او را پاسخ میگویند کودکان دیروزند که مشتاقانه پای حرف ها , داستان ها و حتی نصیحت های آقای مجری می نشینند . ایرج تهماسب و گروهش یکی از نوستالژی های زیبای کودکان دهه شصت , دهه هفتاد و هشتاد است که با ورود متفاوتش به دهه ی نود علاوه بر برنامه ایی برای کودکان به برنامه ایی مورد علاقه برای خانواده ها در سنین متفاوت بدل شده است .
روند رو به رشد برنامه ی کلاه قرمزی و محبوب شدن این برنامه علل متفاوتی داشت , صداقت و صمیمیتی که در طول برنامه قدرت خود را از دست نداده است , شخصیت هایی بامزه و دوست داشتنی و به روز بودن برنامه با حفظ اصالت و خاطره های شیرین آن . اوایل که کلاه قرمزی با این ورژن جدید وارد صفحه ی تلویزیون شد بسیاری بر این باور بودند که تعدد شخصیت های داستان و کمرنگ شدن نقش کلاه قرمزی و پسر خاله ی معروف به کیفیت برنامه صدمه زده است اما پس از گذشت مدت کوتاهی شخصیت های داستان به قدری قوی ظاهر شدند که برنامه ی کلاه قرمزی بدون آنها تصور نمی شد.
نکته ی جالبی که در کلاه قرمزی وجود دارد جان گرفتن شخصیت های این داستان است و به همین دلیل است که این برنامه رده های سنی متفاوتی را به خود جذب میکند , عروسک هایی که انگار همه فراموش کرده ایم که فقط عروسکند! طنز موجود در کلاه قرمزی طنزی دلنشین و به دور از حواشی است , طنزی برگرفته از ذهن خلاق سازنده های آن و قدرت طنز پردازی آنها که با عروسک هایی مردم را شاد و جذب خود می کنند . برنامه ی کلاه قرمزی در هر دوره ایی با نقطه ی عطف خاصی درخشیده , دوران پدر و مادر های ما با کلاه قرمزی و پسر خاله زمان کودکی خودمان با کلاه قرمزی و سروناز و حال با کلاه قرمزیی که هر عید جواب انتظار تماشاچیانش را به شایستگی می دهد. این نوشته را با پرداختن به آخرین فیلم سینمایی طهماسب یعنی کلاه قرمزی و بچه ننه منفی نمیکنم و گفته را به همین جا ختم میکنم و از طرف خودم و تمام تماشاچیان کلاه قرمزی میگویم که :
آقای مجری...ممنونیم!
داستانی بنویسید که اگر نویسنده اش نبودید زیر باران به خاطر ان در صف می ایستادید.(رابرت مک کی)
پاسخ
 سپاس شده توسط Reza1992
#3
سلام....
ممنون از این نقدجامع
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
آگهی
#4
ببخشید که از موضع نقد و رویکرد منتقدانه این مجموعه خارج میشم.

کلاه قرمزی یه جورایی مسبب آشنایی من با دنیای سینما بوده و من اولین بار سینما رو با همین کلاه قرمزی درک کردم. اولین بار در پیشگاه همین کلاه قرمزی صندلی تاشوی سینما رو لمس کردم. یادم میاد که کلاس اول دبستان بودم و به زحمت روی صندلی سینما می نشستم. پاهام هم به زمین نمی رسید. یه دونه از این پفک نمکی های اون زمان دستم بود و هی مواظب بودم بچه ی شیطون بغل دستیم ازم کش نره. سینما آفریقای مشهد بود و از طرف دبستان مون رفته بودیم به اتفاق خانم معلم.
اولین صحنه ای که روی پرده خوب خوب یادمه چهره ی اون پیرزنه که نمی دونم دقیقا چه نسبتی با کلاه قرمزی داشت و و الان می دونم که فکر کنم مرحومه فرخ لقا هوشمند بود. اولین بار که تصویر در اون ابعاد از یه آدم در حال حرکت می دیدم. بعد کلاه قرمزی رو یادمه که داخل یه جعبه ی کارتنی بود و داشت وانمود کرد تو تلویزیونه. الان که بهش فکر می کنم احساس خیلی خوبه واسم داره. اون صحنه های آوازی و اون ترانه ی «آقای راننده ، یالا بزن تو دنده» حسابی هنوز تو گوشمه. یادمه از همون موقع به بعد همیشه تو اردوهامون این ترانه رو تو اتوبوس ها می خوندیم...
و من از همون موقع از این آقای مجری و این کلاه قرمزی و پسرخاله خاطره ها دارم. آقای مجری که به نظر میرسه همون جور مونده و تغییری نکرده. کمی لباس هاش عوض شده یا کمی چاق تر شده. موهاش کم و زیاد نشده فکر کنم. کلاه قمرزی که کمی چهرش پخته تر شده و دماغش بهتر شده. رنگ و روش بازتر شده. راستش برنامه نوروزی رو هم که نگاه می کنم علی رغم علاقه ای که به همه شون دارم و با احترام به جناب فامیل دور، خود کلاه قرمزی و پسرخاله رو یه جور دیگه ای دوست دارم.
من از این ها خاطره دارم...
عاشق فیلمنامه نویسی ام چون به من اجازه ی خلق یک دنیای تازه را می دهد با آدم های تازه...
پاسخ
#5
متن های بسیار قوی و هوشمندانه + شخصیت پردازی های یونیک
برای بهترین ها دعا کن؛ برای بدترین ها آماده باش
PRISONERS
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شنل قرمزی- نوشتن شخصیتهای بهتر به کمک افسانه های کهن G.Manager 2 418 8-12-1394، 04:05 صبح
آخرین ارسال: moji.30nama

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :