درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

نگاهی به فیلمنامه بازگشت پادشاه
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:58 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: علی اکبر رنجبر
آخرین ارسال: arshin
پاسخ 7
بازدید 911

امتیاز موضوع:
  • 20 رأی - میانگین امتیازات: 3.4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی به فیلمنامه بازگشت پادشاه
#1
تاثیر خرده پیرنگ های سازنده در استحکام ساختار داستان،با نگاه به فیلمنامه ی " بازگشت پادشاه "

توجه:
در این نوشتار سعی گردیده با نگاهی به سومین مجموعه ی ارباب حلقه ها (البته تنها فیلمنامه اثر) و مقایسه ی آن با " مجموعه ی هابیت " (البته باز از دیدگاه فیلمنامه های دو اثر) به دلایل عدم توفیق آنچنانی دو مجموعه ی هابیت که تا کنون منتشر شده پرداخته شود.امید است که در این راستا بتوانم مطالبی قابل استفاده را عنوان کنم.

خرده پیرنگ و پیرنگ فرعی:
دو واژه ای که شاید بیش از هر کلمه ای دیگر امکان اشتباه گرفتن آنها حتی توسط متخصصان سینمایی وجود دارد همین دو کلمه است.

پیرنگ فرعی :پیرنگ فرعی در ارتباط با پیرنگ اصلی تعریف می شود و معمولا با پیچیده کردن خط داستانی،به بلوغ هر چه بیشتر شخصیت اصلی کمک می کند.خودش قهرمان جداگانه ای ندارد و از لحاظ تماتیک پیرنگ اصلی را از لحاظ مفهمومی تکمیل می کند.

خرده پیرنگ :خرده پیرنگ بر خلاف پیرنگ های فرعی از داستان های کوچکی تشکیل گردیده که قهرمان جداگانه ای دارد و تقریبا همه ی آنها از لحاظ مفهومی دارای اهمیتی یکسان هستند.

بازگشت پادشاه:
حال برای بررسی هرچه بهتر این دو مفهوم نگاهی خواهیم داشت به فیلمنامه "بازگشت پادشاه " سومین سری از مجوعه ی سه گانه ی ارباب حلقه ها.
بازگشت پادشاه یکی از پرافتخار ترین فیلم های تاریخ سینماست.
بهترین فیلم،بهترین کارگردانی برای پیتر جکسون،بهترین فیلمنامه اقتباسی،بهترین تدوین،بهترین موسیقی،بهترین کارگردان هنری،بهترین طراحی لباس،بهترین چهره پردازی،بهترین آواز ارژینال،بهترین صدا،بهترین جلوه‌های ویژه،جوایزی هستند که این فیلم توانست از آکادمی اسکار بدست آورد. فیلمنامه اثر که بر گرفته و اقتباسی است از نوشته های جی آرآر تالکین موضوع بحث امروز ماست.

یکی از دلایل جذابیت بازگشت پادشاه، استحکام و قوام ساختاری فوق العاده اثر هست.ساختاری که با به هم پیوستن " خرده پیرنگ ها "ی بسیار،بهترین پایان ممکن را برای یکی از برترین سه گانه های تاریخ سینما خلق می کند.
برای شروع بیاید نگاهی به داستان فیلم بازگشت پادشاه بیندازیم.
داستان ادامه ی تلاش گروه برای نابود کردن حلقه ی قدرت است.اما با یک تفاوت اصلی نسبت به داستان های گذشته و آن جدا شدن و از هم پاشیدن اعضای گروه هست که هر کدام در نقاطی گوناگون برای دست یافتن به هدفی جداگانه تلاش می کنند.
هم زمان در گذرگاه کوهستانی، آراگون به همراه لگولاس و گیلمی مشغول پیشروی به طرف «کوه راه مردگان» است تا با پادشاهان مرده متحد شود.
هم زمان در ریوندل آرون تصمیم می گیرد که به سرزمینش بازگردد.
هم زمان در موردور، فرودو، سم و گولام در حال بالا رفتن از یک صخره هستند.
هم زمان در شهر میناس تریس،به رهبری گاندلف پیپین در حال بالا رفتن از یک پرتگاه مرتفع است. او می خواهد آتش روشن کند و با آن به دیگران علامت بدهد.
هم زمان در قسمت دیگری از میناس تریس، شاه دنتور در حال فرستادن تنها پسر باقی مانده اش به جنگی است که در آن پیروزی وجود ندارد.(راسخون)
می بینید چه گستردگی گوناگونی در روایت داستان وجود دارد؟
خرده پیرنگ هایی که هر کدام قهرمان خاص خود را دارند .قهرمان هایی که هرکدام یک نیاز دراماتیک مخصوص به خود را دارا هستند اما یک چیز این وسط وجود دارد که همچون نخ تسبیح که از هم پاشیدن دانه های تسبیح جلوگیری می کند، از هم گسستن ساختار داستان جلوگیری می کند و آن چیزی جز نیست جز نابودی حلقه ی قدرت.در واقع نیاز دراماتیکی که در مخرج مشترک تمام این خورده پیرنگ ها مشابه است همان انگیزه ی نابودی حلقه است.

حالا بیاید نگاهی به داستان " هابیت " بیندازیم.

هابیت داستان تلاش یک گروه دورف است برای به دست آوردن گنجینه ای که سال ها پیش اسماک آنرا از اجداد آنها گرفته.اگر به منبع اقتباسی این داستان نگاهی انداخته شود متوجه کم مایه بودن داستان کتاب برای تبدیل شدن به سه گانه ای مستحکم می شویم.

شما وقتی به ارباب حلقه ها و مجموعه ی سه جلدی آن نگاه می کنید متوجه می شوید که منبع فوق العاده کامل چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ نوع روایت به شمار میرود و یکی از قویترین کتاب های حتی ادبی ،که مطمنا چنین منبعی قایلیت های فوق العاده ای در اختیار عوامل فیلم قرار می دهد تا بزرگی اثر را روی پرده سینما به تصویر بکشند. اما در مقابل ما در اقتباس از منبع فیلم هابیت ها با یک کتاب کوچک حدودا 500 صفحه ای مواجه ایم که علاوه بر تعداد صفحات اندک منبعی چندان قوی و مستحکم همچون ارباب حلقه ها نیست و همین امر نویسندگان فیلمنامه رو مجبور کرده تا شخصیت ها و داستانک هایی رو از منابع دیگه ای همچون "سیلماریلیون" که به نوعی تاریخچه ی دنیای تالکین به شمار میرود استفاده کنند و برای گسترده کردن روایتشان از آن بهره ببرند.که به نظر می رسد چندان در این امر موفق نبوده اند و خیلی نتونسته اند به تقویت داستانشان کمک کنند.

حال این ضعف در منبع اقتباس چیزی است که نویسندگان فیلمنامه با وجود استفاده از منابعی دیگر نتوانسته اند آنرا برطرف کنند و جذابیت های سه گانه ی اراب حلقه ها خصوصا بازگشت پادشاه را رقم بزنند و این همان مطلبی است که ما می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

وجود و استفاده ی ماهرانه از خرده پیرنگ های گوناگون همان چیزی است که جذابیت های فوق العاده ای به بازگشت پادشاه می بخشد.

یکی از نقاط ضعفی که در "هابیت یک" به چشم می خورد،روند کند فیلم بود.چیزی که سازندگان این فیلم سعی کرده اند در قسمت دوم با اضافه کردن صحنه هایی از جمله درگیری های بسیار از جمله فرار دورف ها در بشکه ها از شهر الف ها و یا فرستادن گاندلف به ماموریتی که در منبع اصلی اشاره ای به آن نشده،سرعتی قابل توجه به اثرشان بدهند که تا حدودی هم موفق بوده اند.حتی اضافه کردن پیرنگ فرعی عاشقانه ای که بین مرد دورف و زن الفی شکل می گیرد چیزی است که می خواهد داستان را از آن پیوستگی مداوم و پرداختن به دورف ها جدا کند و حال و هوایی دیگر به داستان دهد تا آن یکنواختی موجود را در اثر از بین ببرد.

و این دقیقا همان چیزی است که به اعتقاد نگارنده از بازگشت پادشاه به ارث رسیده.توجه به داستان هایی موازی برای حفظ جذابیت های گوناگون.
وقتی به بازگشت پادشاه نگاهی می اندازیم، به یک روند کاملا منتطقی که به وسیله ی یه تدوین فوق العاده شکل گرفته دست پیدا می کنیم.روندی که حاوی پستی و بلندی های بسیار است.در یک جا ما شاهد تلاش فرودو برای رهایی از وسوسه های حلقه هستیم و در جایی دیگر شاهد نبردهایی سهمگین.در یک جا شاهد آماده شدن ارتشی تازه احیا شده هستیم و در جایی دیگر شاهد تلاش پپین برای ایجاد هماهنگی بین حرکت ارتش های گوناگون با روشن کردن آتش.و این همان چیزی است که به خوبی تماشاگر را در طول بیش از 200 دقیقه سرپا نگه می دارد و کشمکش ها و تعلیق ها و غافلگیر های گوناگونی را به او هدیه می کند.چیزی که باعث می شود تماشاگر در طول این زمان طولانی به تنها چیزی که فکر نکند همان زمان باشد و این موهبتی است که مجموعه ی هابیت ها خصوصا هابیت یک در دستیابی به آن ناتوان بوده.

نتیجه گیری:
فیلمنامه ی بازگشت پادشاه نمونه ایست بسیار عالی برای به تصویر کشیده قدرت خرده پیرنگ هایی که با به هم پیوستنشان،تجربه ی سینمایی فوق العاده ای را به مخاطبش هدیه می دهد.و این همان چیزی است که توجه به آن می تواند در بسیاری از موارد به مدد فیلمنامه نویسان ما بیاید.استفاده از خرده پیرنگ و یا پیرنگ هایی فرعی که در حکم عظلاتی قدرتمند باعث پویایی هر چه بیشتر ساختار داستانی ما شوند و با به حرکت در آوردن آن، موجبات همراهی مخاطب را با داستان ایجاد کنند.

علی اکبر رنجبر
«شعبده‌باز چیزی را به شما نشان می‌دهد،‌ بعد آن را غیب می‌کند، و در آخر دوباره آن را ظاهر می‌کند و هنر او، در این ظاهر کردن دوباره است نه غیب کردن» مایک کین(فیلم Prestige)
پاسخ
 سپاس شده توسط arshin
#2
من هیچ کدوم از این سه گانه رو ندیدم،اصلا فیلمهای اینچنینی را به سختی میبینم
و تشکر از نقد جالبت،باعث شد که شاید برم فیلم رو ببینم
اگر هنر نبود ، حقیقت انسان را می کشت.
پاسخ
#3
سلام و خسته نباشيد به خاطر نقدهاى خوبتون منم هىچ کدوم از اين فيلما رو نديدم مو قعيش بوده ولى کمتر فيلمايى ميبينم که جلوه هاى ويژه اش بر ارزش هنريش ميچربه. ولى مثالهاى شما کاملا ملموس بود ممنون
روزگار جالبیست!
مرغمان تخم نمی گذارد ولی گاومان هر روز می زاید!(حسین پناهی)
پاسخ
آگهی
#4
خواهش میکنم
ولی من به جای شما دو دوست عزیز تا فکرشو کنید فیلمو دیدم
شاید چیزی بیشتر از 30 بار
واقعا فوق العادس و بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینیدش
البته سعی کنید فیلم با کیفیفت و کاملشو گیر بیارید که اونی که من دارم هر کدوم چیزی در حدود 3 گیگ حجم داره
«شعبده‌باز چیزی را به شما نشان می‌دهد،‌ بعد آن را غیب می‌کند، و در آخر دوباره آن را ظاهر می‌کند و هنر او، در این ظاهر کردن دوباره است نه غیب کردن» مایک کین(فیلم Prestige)
پاسخ
#5
با سلام

علی اکبر عزیز ممنون از نقدت

والا من قبل از صحبت های دوستان فکر میکردم مشکل از منه که نمیتونم اینجور فیلما رو ببینم .
داداش اگه پا داد بجای منم نگاه کن چون حقیقتا نسخه ای که من از فیلم دارم کم از بلوری نیست منتهی واقعا دیدن اینجور فیلما برام عذاب آوره 70
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم
نکند فرق بحالم چه برانی چه بخوانی
چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی
من نه آنم که برنجم ، تو نه آنی که برانی

پاسخ
#6
دوست عزیز ارباب حلقه ها و هابیت هر دو اقتباسی از دو کتاب به همین نام نوشته آقای تالکین می باشند .(60-70 سال پیش نوشته این ها رو) . آقای تالکین در نامه هایش ( به شاگردان) نوشته که کتاب هابیت را بیشتر برای کودکان نوشته تا تا مخاطب بزرگسال . من هم سه جلد ارباب حلقه ها و هم هابیت را خوانده ام (البته همه ی فیلم ها را هم دیده ام) و باید بگم که هابیت قابلیت تبدیل شدن به سه گانه را نداشته است .
توصیه می کنم که حتما کتاب های آقای تالکین را مطالعه فرمایید . تو اینترنت هست .
پاسخ
آگهی
#7
درباره خرده پیرنگ ها مثال خوبی بود ای کاش می شد چند فیلم دیگ در کنار ارباب حلقه ها در مثال می اوردی!
من شکست نمی خورم. ایمان و دوست داشتن رویین تنم کرده اند.
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نگاهی کوتاه به کارنامه ی برادران داردن علی اکبر رنجبر 0 557 5-2-1393، 03:57 صبح
آخرین ارسال: علی اکبر رنجبر
  نگاهی به کارنامه ی فیلمنامه نویسی اریک راث علی اکبر رنجبر 2 1,408 2-5-1392، 07:39 عصر
آخرین ارسال: علی اکبر رنجبر
Brick اقتباس با نگاهی دیگر seyedmehdi1@gmail.com 3 1,570 22-2-1391، 02:46 صبح
آخرین ارسال: PARADOX
  نگاهی به ساختار فیلمنامه های اپیک/ دراماتیک mehrbod 0 1,387 22-11-1390، 03:17 صبح
آخرین ارسال: mehrbod

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :