درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

.:نقد و بررسی رمان هایی که خوانده ایم.:
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:31 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: shawshank
آخرین ارسال: majid-chesta
پاسخ 51
بازدید 5212

امتیاز موضوع:
  • 28 رأی - میانگین امتیازات: 3.75
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
.:نقد و بررسی رمان هایی که خوانده ایم.:
#1
به نام خداوند هستی بخش

نیاز به توضیح آنچنانی نیست برای اینکه اهمیت ادبیات داستانی در سیر فیلمنامه نویسی را متوجهش شویم و اینکه تا چه حد مطالعه ی آثار ادبیات داستانی در رشد و پرورش ذهنی نویسندگان جوان تاثیرگذار خواهد بود...
توضیح زیاده نمی دهم چرا که خواننده ی این سطور به اهمیت ادبیات داستانی در سیر پیشرفت فیلمنامه نویسیش از نویسنده ی این سطور آگاه تر است

هدف از این تاپیک بررسی رمان هاییست که مطالعه کرده ایم و الزاما قرار نیست بررسی اجمالی و ساختار شناسانه از آثار انجام دهیم(که اگر بشود فبهاالمراد!)بلکه هدف تنها بررسی آن قسمتهایی از رمان است که شباهت های ساختاری با فیلمنامه دارد.
به طور مثال:
بررسی شخصیت پردازی
سیر روابط علت و معلولی
درام در اثر
کنش و واکنش
دیالوگ نویسی
فضا سازی

و.....
و نیز حستان از خواندن اثر که آن نیز در جای خود بسیار مهم است که بر می گردد به نکته ی ایی مهم که سلیقه ی شخصی است!

ذکر چند نکته را هم خالی از لطف نمی دانم:
1)در شروع نقدتان(یا نظرتان) با فونت جداگانه نام اثر و نویسنده را از متن تفکیک کنید

2)از زبان محاوره ایی پرهیز کنید

3)در صورت تسلط بر نویسنده ی رمان می توانید تحلیل از قلم نویسنده و جهان بینی اش هم ارائه بدهید

4)حداقل در 5 سطر نظرتان را بگویید

5)این تاپیک علاوه بر نقد هدفش معرفی آثار برگزیده ی ادبیات داستانی نیز هست پس تا آنجا که در توانتان است سیر داستان را لو ندهید و لذت خواندن رمان را از بقیه ی افراد نگیرید

امیدوارم این تاپیک در علاقه ی دوستان به ادبیات داستانی نقشی-ولو کم-ایفا کند.

ممنون از همکاریتان....
پاسخ
#2
خب من برای نمونه از دفترچه ام(!) یک یادداشت کوچیک قرار میدم!



نمایشنامه ی درس
اوژن یونسکو

همیشه فراریم از نمایشنامه ها،فیلمها،رمان ها و خلاصه اثرات هنری با مدیوم نمایش که درام را قربانی ایدئولوژی می کنند و بیشتر به یک مانیفیست شبیه اند تا مثلا در اینجا نمایشنامه!
نمایشنامه ی درس اوژن یونسکو سومین نمایشنامه ایست که از یونسکو می خوانم پس از تجربه ی فوق العاده ایی مثل "کرگدن" و تجربه ی گیجی(!) مثل "تشنگی و گرسنگی"و هنوز هم که هنوز است از نمایشنامه ی کرگردن صدای فریاد برانژه در گوشم است که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده و پنجره را باز کرده "من کرگردن نخواهم شد و با شما خواهم جنگید"!
اما نمایشنامه ی "درس"نمایشنامه ی خشکی است ،گرچه تفکر برانگیز است و ضد تمام جنبش های ایدئولوژیک که به زور چون چاقوی پروفسور می خواهند مخاطبان دندان دردشان را که گوششان به این یاوه ها بدهکار نیست را علامه کنند جبه می گیرد اما هیچ حسی در آن نیست!
بیشتر شبیه حکایات آموزنده است!به شخصیتهایی غلو شده و یا حتی باسمه ایی ،گرچه تاکید دارد که مینیمال می خواهد باشد اما دوست دارم که بگویم که دوست داشتم(!)این نمایشنامه و مضمونش را در مدیومی مثلا"مقاله ایی فلسفی"می خواندم،چرا که اگر بنا بر تفکر صرف باشد همان مقاله های فلسفی بیشتر کفاف می دهد و کم خرج تر!
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#3
مروری گذرا بر تعدادی از آثار پائولو کوئلیو

دغدغه های مشترک

در نوشته های نویسنده ی بزرگ و شناخته ی شده ی برزیلی یعنی پائولو کوئلیو می توان رگه ها و مولفه های آشنای بسیاری را یافت که شاید در میان همه ی آن ،بتوان به "دغدغه های مشترک روزمرگی،آرزوی شخصی و انقلاب درونی" اشاره داشت.روزمره گی ای که در "ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد" در نهایت به خودکشی(انقلاب) او منجر می شود و بستری شدن در بیمارستان روانی حوادث دیگر داستان را خلق می کند،و یا در اثر شناخته شده ی " کیمیاگر" دیدن یک رویا بهانه ای می شود برای خروج از پوسته ی تکراری روزمره گی برای دنبال کردن هدف شخصی.همچنین در "یازده دقیقه" ما با دختری آشنا می شویم که اهداف بلند پروازانه اش دارد در میان پنجه های بی رحم روزمره گی نابود می شود که سرانجام آن اتقلاب آشنا باعث خلق دردسرهای بسیاری برایش می شود.و یا در "زهیر" ی که این باز زنی شوهر دار و گزارشگر در جنگ عراق برای رسیدن به آرزوهای شخصیش، زندگی متمول و خو گرفته به روزمره گی را با نویسنده ی مشهور داستان،فدای تحقق هدفی شخصی می کند.
اما در میان همه ی آثار این نویسنده شاید بتوان به اثر متفاوت "برنده تنهاست" اشاره داشت که در کنار همان مولفه های آشنا،دغدغه های جدید و البته مدرنی از جمله "سینما و مد" را مورد نقدی اعجباز برانگیز قرار می دهد و یکی از بهترین رمان های عامه پسند که در آن مخاطب می تواند به نقدی جامعه از عناصری همچون شهرت و ثروت دست یابد را خلق می کند.
«شعبده‌باز چیزی را به شما نشان می‌دهد،‌ بعد آن را غیب می‌کند، و در آخر دوباره آن را ظاهر می‌کند و هنر او، در این ظاهر کردن دوباره است نه غیب کردن» مایک کین(فیلم Prestige)
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
آگهی
#4
سمفونی مردگان / عباس معروفی [size=large]

بدون شک برای من هنوز هم که هنوزه بهترین رمانیه که خوندم. روایت بسیار درست و البته سینمایی که حتی شنیدم آن زمان هم داریوش مهرجویی قصد ساختن آن را داشت. که خداراشکر نساخت. ( طبق قرارداد تاپیک توسط جناب شائوشنگ دارم زور میزنم ادبی بنویسم. نکنید با من این کارارو)

تقریبا چهار پنج سالی هست که علاقمند به خواندن داستان و رمان شده ام. سمفونی اولین آن بود و تا به حال بهترین آن. کتابی که هر خطش مرا مجذوب خود کرد. دغدغه و یکی از ریشه های بدبختی جامعه ایرانی را به خوبی نشان داده بود. سنت و تربیت سنتی که به شخصه شدیدا با کتاب و تفکرات آن ارتباط برقرار کردم. ولی بعدها نتوانستم با هیچیک از کتابهای عباس معروفی ارتباط برقرار کنم. شاید عباس آمد تا سمفونی را بنویسد و بعد برود. مانند کاپولا که آمد تا پدرخوانده را بسازد و برود. یکی از جملات این رمان همیشه ورد زبانم است که میگفت: تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد...

پی نوشت: در مورد جوایز بین المللی و توفیقات این کتاب بهتر است از آقای گوگل جویا شوید.
یه روز یه بارون واقعی میاد و همه کثافات و اراذل و اوباش رو میشوره و میبره ... (تراویس/ راننده تاکسی)
پاسخ
#5
جنایت و مکافات
فئودور داستایوفسکی



هیچوقت لذت مطالعه ی رمان جنایت و مکافات اثر داستایفسکی رو فراموش نمی کنم! مخصوصاً اون جاهایی که شخصیت اصلی داستان که دانشجویی روان پریشه از نگاه خودش به دنیای پیرامونش نگاه می کنه! حوادث داستان نظم خاصی دارند! هیچ چیز توی رمان چند صد صفحه ای اضافه نیست! شخصیت به جا میاند و میرند! تعلیق داستانی خوبه! کلیت کار روایتگر دنیای درون شخصیت هاست که ظاهری آروم دارند. خیلی جاها قلم نویسنده مثل دوربین فیلم برداری حرکت می کنه و تصویرهای درونی و بیرونی ارائه می کنه! لحظه به لحظه ی اثر منتظر حادثه در پی حادثه هستیم تا این که کار تموم میشه و .....
فرصت کنم جتما یه بار دیگه این اثررو می خونم!
توصیه می کنم توی تابستون امسال این رمان رو مطالعه کنید؛ فوق العاده اس!
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
#6
دخمه
ژوزه ساراماگو



آخرین رمانی که هفته پیش خواندش را تمام کردم " دخمه" اثر ژوزه ساراماگو نویسنده پرتقالی برنده نویل بود . پیشتر دو رمان کوری و بلم سنگی رااز این نویسنده خوانده بودم که کوری بیشتر به دلم نشسته بود . به چند سطری در مورد دخمه بسنده می کنم . شخصیتهادر این رمان در عین اینکه ساده و از طبقه متوسط رو به پایین هستند و نویسنده با حرکتی آرام و نرم به زندگی روزمره و اتفاقات و نگرانیهای آن می پردازد اما از نظریه پردازی فلسفی نویسنده در امان نیستند . نویسنده علاوه بر حضور مداوم و پایا پای خودش در کار - که البته این از لمانهای رمان های پست مدرن است - گاهی فلسفه را از زبان آنها وارد کار می کند. کشمکش و درگیریهای شخصیتها در این کار بیشتر درونی و منفعل است هر چند کشمکش بیرونی با دنیای که به سرعت مدرن می شود و سعی دارد سنت را نابود کند هم در سطحی دیگر ادامه دارد . نویسنده القای روزمرگی پوچی و اسیر شدن در دوران مدرنیته را در این کار توسط تکرارهای مکرر ، افعال آرام و کند و دیالوگهای نرم که گاه به فلسفه می زنند انجام می دهد . این کارها هر چند کتاب را کسالت بار کرده اما تاثیر شگرفی بر ذهنیت خواننده و درک این حالتها دارد . گاهی نویسنده نیش قلمش را متوجه نظریه های علمی و فلسفی می کند و آنها را به طنز می کشد . .فضاها سرد کسالت بار با سرعتی کند هستند اما به شدت در گیرانه اند و خواننده را در گیر می کنند . روابط علت و معلولی محکم و سرجای خود هستند جز در قسمت پایانی و اتفاقی که توی دخمه می افتد و تحول ناگهانی و سریع کوزه گر .تشخص دادن به یک سگ و قرار دادن او در ردیف یکی از شخصیتها موثر کار یکی دیگر از ویژگیهای این کتاب است . عشق در این کار در حاشیه منزوی و نرم پیش می رود اما در نهایت مثل بیشتر رمانهای کلاسیک ناجی ، زندگی بخش و امید آفرین می شود !

به بیابان نظر کردم عشق باریده بود !
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
آگهی
#7
آخرین روز یک محکوم
ویکتور هوگو




ویکتور هوگو را با شاهکارش بینوایان می شناسیم،به شخصه رمان گوژپشت نتردام را بسیار دوست دارم و آن را شاهکاری بی بدیل می دانم در عرصه ی ادبیات داستانی.
سبک نویسندگی ویکتور هوگو برآمده از عصری که در آن می زیست رمانتیسیم است،جنبش هنری که بیشتر بر احساسات سوار است تا رئالیسم!
آخرین روز یک محکوم را به شدت رمانتیسیم می دانم(!) تمام رمان و فضای آن بر احساسات گرایی تکیه دارد و هیچ گونه دلیلی برای اینکه جرم محکوم چیست به بیننده ارائه نمی دهد که به عقیده ی من این نقطه ی ضعف بزرگی است که ما را به جای آنکه با شخصیت همزادپنداری کنیم به حس ترحم به او می کشاند! و برای همین است که آخرین روز یک محکوم را از ضعیف ترین آثار هوگو می دانند!
از آنجا که هوگو منتقد سرسخت قانون اعدام بوده گو آنکه تمام دلایل منطقی را قربانی احساسات و خشونت استفاده از "گیوتین" در ملا عام کرده و تمام سعیش را کرده که خواننده را به قبح این عمل توجهش را جلب کند و ترحمش را نیز!
با وجود این نمی توان از قدرت هوگو در تصویر پردازی های بی بدیلش از فضا چیزی نگفت!
با وجود این آنچه لب کلام است قربانی شدن درام بر منطق است که خواننده را مشمئز می کند و به جای همزادپندری با شخصیت ترحم به شخصیت را روا می داند که چقدر این بد است!
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#8
ضد یاد
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
شاید نام مسعود بهنود را همگی شنیده باشیم. مردی که کتاب هایی جون از سید ضیا تا بختیار و 375 روز بازرگان را که امروزه از منابع تاریخی به حساب می آیند نوشته است اما در این مورد کار تاریخی نیست...
ضد یاد ، مجموعه ای است بسیار زیبا متشکل از تعدادی داستان کوتاه که در زمان معاصر روی میدهد. فضای داستان گونه کار ما را به یاد آثاری چون سه تار از جلال آل احمد می اندازد. فضایی که تنها درصورتی متوجه آن میگردیم که با اصطلاحات صده گذشته و همچنین روابط مردمی آن زمان آشنایی داشته باشیم.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
شخصیت های کتاب برگرفته از خاطرات مسعود بهنود میباشد که به شیوه مناسبی پرداخت شده است به گونه ای که با همین ماجرا های کوتاه نیز میتوان به راحتی با آنها ارتباط برقرار نمود.
از طرف دیگر شیوه روایت این کتاب و همچنین زمان آن فرصت مناسب را برای اقتباس از کار و تبدیل داستان های آن به فیلم نامه ای مناسب فراهم می آورد.
در مقدمه کتاب آمده است:
"این مجموعه انتخابی است از یادداشت های کتابچه ای قدیمی که صد ها نقل ، خاطره و برخورد را در طول سی سال در آن نوشته ام. بی هیچ ترتیب و آدابی از میان آن چندتایی بیرون کشیده ام و و این را ضد یاد نام نهادم. نامی که از ضد خاطرات آندره مالرو برگرفته ام چرا که باورم هست اینان نه خاطره اند و نه یاد. چیزی است میان این دو... "
رقابت در هنر بی معناست (وودی آلن)
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#9
بازگشت یکه سوار - پرویز دوایی

خاطرات ( سینمایی) پرویز دوایی (منتقد،نمایشنامه نویس و داستان نویس )است که در سال ۱۳۷۰ و در حالی که خودش در پراگ ساکن بود منتشر شد.
از این لحاظ کتاب را می توان یک اتوبیوگرافی دانست،در عین حال یک رمان زنده و نوستالژیک با لحنی دوست داشتنی که از این نظر کمی به آثار سلینجر شباهت دارد
اگر هنر نبود ، حقیقت انسان را می کشت.
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
آگهی
#10
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
شاهزاده و گدا
مارک تواین



بدون شک یکی از ماندگارترین های ادبیات داستانی است که رنگ کهنگی به خودش نمی گیرد.از ایده ی ابتکاری اش می شود به اشکال مختلف اقتباس کرد و فضاها و کاراکترهای جدید خلق کرد.فکر می کنم این داستان تاحد خیلی زیاد توانسته تاثیر محیط بر رفتار و گفتار آدمهارا بیان کند و اینکه برای شناخت بیشتر باید بتوانی موقعیت های جدید را درک کنی.جذابیت های این داستان می تواند حس خوب و فراموش نشدنی در خواننده اثر ایجاد کند که سادگی در روایت قصه یکی از مهمترین علل آن می باشد
وانه هو رب الشعری ( سوره نجم آیه 49 )

همانا او پروردگار ستاره ی شعری است
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#11
باران مرگ؛ نام رمانی است از گودرون پاوسه وانگ( نویسنده ی آلمانی) که حسین ابراهیمی ترجمه کرده؛ این اثر که رمان نوجوان است درباره ی نوجوانی حرف میزنه که در دو دنیای درون و بیرون سیر می کنه و براش حوادثی خواندنی پیش میاد و...
این کتاب برنده ی بهترین کتاب سال1988 آلمان غربی بوده.
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#12
نمایشنامه ابله اثر فوریو بوردون،بر اساس رمانی به همین نام از داستایوفسکی
ترجمه علیرضا زارعی
داستان ابلهی با نام مستعار شاهزداه و مانند دیگر آثار داستایوفسکی بروز شرارت ها و نکات منفی انسان روسی و تقابل آن به خیر و نیکی
همه انسانهای داستایوفسکی به نوعی ابلهند چون تنها به مادیات فکر میکنند،و شاید بتوان گفت نام ابله کمی ایهام دارد

ده روز شگفت انگیز ...الری کوئین
ماجرای کاراگاهی خصوصی( و در اصل نویسنده رمانهای پلیسی ،معمایی)با نام الری کوئین (نام خود نویسنده )که برای کمک دوستش که دچار بیماری مرموزی است ،قرار است پرده از رازی بردارد و برای 10 روز مهمان خانه انها می شود و اتفاقات راز آلودی که در ادامه می افتد....
اگر هنر نبود ، حقیقت انسان را می کشت.
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
آگهی
#13
بادبادك باز / خالد حسيني

سلام. اين رمان رو اخيرا خوندم. بسيار خوندن اون رو توصيه مي كنم. اين رمان به شدت تصويري و بسيار خوش فرم نوشته شده. فرم خوبي داره يعني اينكه همه ي اجزاي داستان با رابطه ي علت و معلولي خوبي به هم وابسته هستند و حس و حال خوبي هم سير داستان به شما ميده و بعيد به نظر ميرسه از خوندنش خسته بشيد. قدرت تخيل و تصوير سازي شما رو هم قوي مي كنه. واقعا ميشه به نوشتن فيلمكنامه از روي اين رمان فكر كرد.
عاشق فیلمنامه نویسی ام چون به من اجازه ی خلق یک دنیای تازه را می دهد با آدم های تازه...
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#14
نمی دونم فیلمنامه هم میشه گفت یا نه،ولی پیشنهاد میکنم حتما فیلمنامه بخونید و اینجا معرفی کنید

memento- کریستوفر نولان
فیلمنامه رو که خوندم بیشتر متوجه بعضی حفره ها شدم،می خوام بگم که قدرت تصویر کمی اشکالات و کمبودهای فیلمنامه رو می پوشونه،در نقد فیلمنامه ها این مورد رو هم در نظر داشته باشیم بد نیست
در کل فیلمنامه با اینکه خیلی وابسته به تکنیک بود، ولی باز هم از خوندنش خسته نشدم.
اگر هنر نبود ، حقیقت انسان را می کشت.
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
#15
قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار
محمد علی جمال زاده
محمد علی جمال زاده پدر داستان کوتاه زبان فارسی آغاز گر سبک نو در شیوه ادبیات داستانی ایران است. مجموعه داستان های کوتاه وی ، اولین داستان های کوتاه زبان فارسی در تاثیر پذیری از ادبیات غربی میباشد.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
مجموعه کتاب قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار شامل دوازده داستان کوتاه است که از آثار معاصر به شمار میرود. هم چون عموم کار های جمال زاده ، این اثر نیز به واقعیات صده گدشته میپردازد و قصد نشان دادن روزگار آن زمان و تاثیرات مردمی از فرهنگ غربی میپردازد.
برا مثال در آغاز داستان عروسی داریم عروسی آمده است:" از پدیده های نو ظهور عصر ما ، یکی هم مسئله ی زناشویی است که به صورت های گوناگون و هرگز دیده نشده جلوه گر میشود"
شیوه روایت داستان نیز بر پایه شخصیت پردازی های قوی و همچنین توصیف دقیق وقایع و رویداد ها در حد نیاز است. به گونه ای که مطالعه کتاب تجربه ای نو را در داستان کوتاه به همراه خواهد داشت.
رقابت در هنر بی معناست (وودی آلن)
پاسخ
 سپاس شده توسط آریایی
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تاثیر گذارترین رمان قرن بیستم raharad 5 945 9-2-1395، 01:02 عصر
آخرین ارسال: آریایی

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :