درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

نكاتي براي فيلمنامه نويسان
زمان کنونی: 15-9-1395، 07:52 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 9
بازدید 7556

امتیاز موضوع:
  • 35 رأی - میانگین امتیازات: 2.54
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نكاتي براي فيلمنامه نويسان
#1
منبع: HI ARTS
نویسنده: Sam Firth
نكاتي براي فيلمنامه نويسان (قسمت اول)

چطور يك فيلمنامه نويس شويم

ساده ترين جواب براي سوال چطور فيلمنامه نويس شويم، اين است كه بنويسيم و بنويسيم. مثل هر شغل ديگر، فيلمنامه نويس شدن هم به این معنی است كه کاملاً در كار نوشتن سناريو به صفت (حداقل) خوب دست پيدا كنيم. البته داشتن يك استعداد و قدرت تخیل قوي براي داستانسرايي، ابزار بسيار كارامدی هستند، اما تنها راه واقعي براي رسيدن به اين مقصود، همانا تلاش ما مي باشد. بيشتر كار فيلمنامه نويسي هنر است كه البته با سخت كوشي بدست خواهد آمد. خواندن سناريو و ديدن فيلمهای مختلف قسمتي از كار مي باشد. رسيدن به اين درك كه چطور فيلمها نوشته شده و داراي ساختار مي شوند و اينكه چطور جلوه هاي بصري در این حالت تاثير گذار مي شوند، نيز ضروري مي باشد.

شروع كنيد
شاید سخترين قسمت نوشتن يك فيلمنامه، مواجهه با يك صفحه سفید و خالي می باشد. خلق ايده داستان يكي از مهمترين قسمتهاي كار مي باشد و در نتيجه ثبت آني ايده هايي كه در هر زمان به ذهنتان مي رسد باعث خواهد شد تا در هنگام رويارويي با يك كاغذ سفيد، دچار تشويش و نگرانی نشوید.
ثبت روزانه ايده هايي كه به ذهنتان مي رسد و همچنين تفكر در مورد جهان هستی(بصورت عام)، يك كار خيلي خوب براي خلق، حفظ و ثبت ايده هايتان بوده و به اندازه داشتن يك مكان مناسب براي نوشتن، حايز اهميت مي باشد. جهان اطرافتان، خودتان و زندگيتان را زير نظر داشته باشيد. در مورد مشاهداتتان مطلب بنويسيد. ايده های داستاني در اينجاها هستند كه خود را نمايان مي سازند. روزنامه ها و ساير نشريات را بخوانيد و از اخبار خلاصه برداري نماييد. مطالعه ديگر انواع داستانسرايي ها مانند رمانها، تاتر و حتي ديدن كارتون، درك ما را نسبت به چگونگي تاثيرگذاري اين قصه ها، همانند احساسات خودمان و افراد اطرافمان، افزايش مي دهد. ساخت فيلم و نوشتن فيلمنامه، تماماً حول محور مشاهده، تفكر و به اشتراك گذاري آنچکه به انسانيت مربوط مي شود، چرخش می نماید.
شايد بهتر باشد روند نوشتن يك فيلمنامه را از بعدي ديگري، بصورت مراحلي متفاوت و مجزا در نظر آوريم: خلاقيت و نقد. طوفان ذهني و ثبت هر گونه ايده و نظر عجيب و خارق العاده كه به ذهن مي آيد، کاری غير قابل انكار است كه براي فيلمنامه نويسي لازم مي باشد. درست دراینجاست كه ايده جديد و حل خلاقانه مساله ظهور پيدا مي كند. بندرت پيش مي آيد كه بهترين ايده را براي اولين بار شما داشته باشيد، پس با ذهني باز اجازه دهيد كه ايده ها همچنان به فكر شما وارد شوند. اين را مرحله خلاقيت فيلمنامه نويسي می نامند. دسته بندي و جدا كردن ايده هاي خوب از بد، مرحله نقد فيلمنامه نويسي را تشكيل مي دهد. اگر در مرحله خلاقيت، زيادي مته به خشخاش بگذاريد، چشمه جوشان ايده هايتان را خشك خواهيد نمود. و اگر هم اصلاً اهل نقد خود و ايده هايتان نباشيد، كارتان اثري بي ارزش و بدون ساختار در خواهد آمد.

درام و قصه گويي
زمانيكه تعداد بسياري فيلم و فيلمنامه ديديد و خوانديد، كم كم صاحب ديدگاهي غريزي در شناخت درام و قصه گويي خواهيد شد. مهمترين نكته اي كه مي بايست به خاطرداشته باشيد اين است كه قصه ها بر اساس علت و معلول شكل مي گيرند و هر حادثه باعث بوجود آمدن ماجراي بعدي مي شود.
همچنين مهم است كه يك شخصيت مركزي براي داستان خود انتخاب نماييد. تقريباً همه داستان نويسان يك شخصيت مركزي دارند كه ساير موضوعات داستان حول او پرداخت می گردند. اين شخصيت محوري هميشه يك انسان نيست بلكه مي تواند يك حيوان، گياه و يا يك تخته سنگ سخنگو نيز باشد. شرح ماجرا در يك قصه، با تلاش شخصيت اصلي داستان حول يك هدف يا مقصود بوجود مي آيد. تعارض و کشمکش همچنین یک جزء اساسی در داستانگویی و درام می باشد. همیشه موانعی وجود دارند که شخصیتهای محوری داستان را از رسیدن به هدف باز می دارند. هرچه اهداف بزرگترو مهمتر باشند، ریسک بیشتری هم بدنبالشان بوجود خواهد آمد. درنتیجه هر چه ریسک بیشتری بوجود آید، داستان نیزاز لحاظ دراماتیک قویتر خواهد شد. تماشاگران می بایست با ترس و امید بیشتری به دنبال کار شخصیت اصلی باشند.
با دیدن ژانرها و انواع مختلف فیلمهای سینمایی می توانید به یک دید کلی دررابطه با نوع شخصیتها، اهداف و گره های داستانی مشخص برسید. برای مثال در فیلمهای اکشن هدف شخصیت اصلی معمولاً نجات جهان می باشد.

دریافت نظرات و راهنمایی ها

دریافت نظرات و راهنمایی از نویسندگان حرفه ای برای سایر افراد تازه کار باارزش می باشد. نویسندگی یعنی فعالیت در یک محیط بسته و برای ساعتهای طولانی. تمام اقسام داستانگویی درباره ارتباط با مخاطبان می باشد. خواننده فیلمنامه، نویسندگان دیگر یا کارگردانان، اولین مخاطبان برای فیلمنامه شما می باشند. خیلی مهم است که شما اثرتان را ابتدا بوسیله این افراد محک زده و سپس آن را برای افرادی که بر روی کارتان ارزش گذاری می کنند، آماده نمایید.
در زمان مناسب، بازخورد و اظهارنظر دیگران می تواند بسیار سودمند باشد. این موضوع به ما نشان می دهد که چرا یک فیلمنامه تاثیرگذار نبوده و یا به عبارت بهتر تاییدی باشد بر اینکه یک سناریو چطور می تواند قابل توجه باشد. بازخوردها به اشکال مختلفی می توانند دریافت شوند. معمولاً گروهی از نویسندگان می توانند در جلساتشان در خصوص عملکرد هفتگی هریک از اعضا به تبادل نظر و عقیده بپردازند. اگر چنین گروههای کاری در نزدیک شما وجود ندارد، تشکیل و راه اندازی آن کار سختی نمی باشد. فقط کافی است یک تعداد از سناریونویسان را پیدا نموده و آنها را برای مشارکت در کار متقاعد نمایید. اثربخشی یک گروه از نویسندگان، تنها به تبادل نظر محدود نبوده و شامل انتقال تجربیات ایشان به یکدیگر نیز می باشد. اغلب در این گروه ها می توان به طرحهای سرمایه گذاری نیز دست یافت. همچنین در این گروه های کاری شما می توانید نویسندگانی را که همراستا با شما و در جهت فعالیتهای شما تلاش می نمایند، پیدا نمایید.
فیلمنامه نویسی، حرفه ای انفرادی و (معمولاً) تک نفره است که فراز و نشیبهای پذیرش اثر و یا رد آن، تنها قسمتی از این کار می باشد.
متخصصین فراوانی هستند که می توانند برای فیلمنامه شما در قبال دریافت هزینه و یا بصورت رایگان اظهار نظر نموده و نقاط قوت و ضعف آن را به شما گوشزد نمایند. موسسه HI-ARTS در این خصوص تسهیلاتی را فراهم نموده است که شما بوسیله آن می توانید به کمک افراد حرفه ای در این کار، نسبت به آثار خود بازخورد دریافت نمایید.
برای آماده شدن خود و اثرتان صبور باشید و سپس آن را ارسال نمایید. زمانیکه نسبت به کارتان احساس اطمینان داشتید، بهترین موقع است تا نظر دیگران را درباره آن جویا شوید. چنانچه شما هنوز در ابتدای کار باشید، دریافت نظرات فراوان می تواند بیشتر ابهام برانگیز و یا حتی مضر در کارتان نیز باشد.
دریافت اظهار نظر پس از سومین یا چهارمین ویرایش اثرتان می تواند مثمرثمر باشد. به دنبال شخص یا هر منبعی که به نظر ایشان اطمینان دارید، باشید. افراد عادی همیشه بر روی فیلمها صاحب نظرند چه به آن علاقه مند باشند و چه نباشند و نظریات ایشان نیز در این مورد گاهی درست از آب در می آید و گاهی هم نادرست. جلب نظر واقعی از جانب کسی که فکرتان و کارتان برایش قابل درک باشد، سختر و درعین حال با ارزشتر می باشد.

ارسال آثارتان
احتمالاً تا سومین یا چهارمین فیلمنامه خود را ننوشته باشید، آمادگی لازم را برای ارسال کارتان به کارگردانان، تهیه کنندگان و دفاتر سینمایی نخواهید داشت . برخلاف مسابقات مختلف سناریو نویسی، خیلی مهم است که بخاطر داشته باشید که تنها یک فرصت دراختیارتان می باشد. اگر یک دفتر سینمایی از اولین کار شما راضی نباشد، معمولاً وقتشان را برای کاردوم شما صرف نخواهند کرد. اگر بخواهید کاری را بصورت ناتمام و یا بدون استفاده از تمامی ظرفیتهای موجود در خود، ارسال نمایید، شاید شانس دیگری پیدا نکنید. مطمئن باشید که آماده اید و کاری را که می خواهید ارسال نمایید، با تمام توان و قابلیتهای خود بوجود آورده اید. همیشه کارتان را با دقت بازبینی نمایید و همچنین امکان وجود غلط املایی را در آن از بین ببرید. غلطهای تایپی اولین چیزی است که به نظر افراد می رسد.
اصلاً و ابداً کاری را که خود مورد بازبینی قرار نداده اید، برای کسی ارسال ننمایید.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#2
منبع: HI ARTS
نویسنده: Sam Firth

مقدمات نوشتن يك فيلمنامه

اين مقاله يك ديد كلي درباره نحوه عملكرد داستان بصري به ما ارايه مي دهد. داشتن ايده هاي عالي براي نوشتن يك فيلمنامه، قسمتي از كار است كه غیر اکتسابی بوده و از طريق آموزش بدست نمي آيد. ضمن اينكه يادگيري نحوه ساختارمند كردن اين ايده ها به يك قصه قوي، حرفه نويسندگي را تشكيل مي دهد. در ادامه توضيح ساده اي در خصوص ساختار فيلمنامه و همچنين توضيح اصطلاحات بكار رفته درآن، مي آيد:

داستان گويي بصري

وقتي داستاني در قالب فيلمنامه در مي آيد، همگان به یاد این جملات معروف می افتند که تصاوير مي توانند باندازه هزاران كلمه صحبت كنند، صحنه ها تاثيرشان از كلمات بيشتر است و آنچه كه شخصيت انجام مي دهد و طرز رفتار وي، با اهميتر از آن چيزي است كه به زبان مي آورد. همين هاست كه حركت رو به جلوي يك فيلم را عینیت می بخشند.
فيلمنامه ها توصيفي هستند از داستانهاي بصري. داستانهايي كه به همراه تصورات و تصاوير نقل مي گردند. تفكرات دروني، احساسات و انگيزه ها، آنچنان در قالب يك فيلمنامه گنجانده نمي شوند. تنها اطلاعاتي كه در يك فيلمنامه قابل دسترسي مي باشد، چيزي است كه بر پرده خواهيم ديد و صدايي است كه در هنگام ديدن فيلم خواهيم شنيد. احساسات شخصيتها در قالب اعمالشان نشان داده مي شوند. اشتباهي كه اغلب نويسندگان براي اولين بار مرتكب مي شوند اين است كه از ديالوگها براي ارايه اطلاعات مهم طرح فيلمنامه شان استفاده مي كنند و يا شخصيتهايشان اكثر تفكرات و احساسات درونيشان را به اين شكل ارايه مي دهند. اين نوع نوشتن به تحرير تفسيري Exposition‌ معروف مي باشد. فيلمها و سناريوها ما را به خلصه اي از تصورِ واقعيت وارد مي نمايند و در نتيجه ما طوري در داستان غوطه ور مي شويم كه انگار واقعيت دارد. اما اگر شخصيتهاي داستان آنطور كه شرحش در بالارفت، به سخن وري بپردازند، اين تصور خيال انگيز از بين خواهد رفت و فيلم ديگر قدرت جذب مارا نخواهد داشت. حتي در واقعيت هم مردم تمايلي به صحبتهايي به اين شكل ندارند. مكالمات تا حد امكان مي بايست به شكل واقعي آن در زندگي نزديك باشد.

درك داستانسرايي

همه داستانها بطور معمول يكسري مشخصه هاي پايه دارند كه براي درك كلي آن مفيد مي باشد. تعدادشان هم زياد نيست و اگر چنانچه فيلمنامه شما اثر كارايي نبود، اين نشانه هاي ويژه قطعاً به شما كمك خواهند كرد.
تمام داستانها بر اساس علت و معلول خلق مي شوند و هر اتفاقي دليل ماجراي بعديش خواهد بود. اين موضوع شايد در ظاهر مطلبي پيش افتاده باشد اما نويسندگان در اغلب موارد آن را فراموش كرده و مشكلات داستانشان را با حوادث پي در پي، تصادفي و ناخواسته بيشتر مي نمايند.
اين حوادث زنجيروار منطقي، حول شخصيت اصلي داستان به وقوع مي پيوندند. شخصيت محوري در اكثر فيلمهاي داستاني بدنبال يك هدف يا مقصود مي گردند كه اين هدف مي تواند حتي فرار از چيز خاصي باشد. شخصيت اصلي مي تواند يك انسان باشد اما لزومي بر آن نبوده و مي تواند هر چيز ديگر هم باشد. به عنوان مثال در فيلم اوديسه فضايي 2001 ساخته استنلي كوبريك، شخصيت محوري فيلم در واقع خود انسانيت قرار گرفته بود.*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
درام در نتيجه خلق كشمكش بوجود مي آيد و كشمكش به دنبال ايجاد مانع براي شخصيت محوري داستان در رسيدن به اهدافش خلق مي شود. اين موضوع در اغلب موارد به معني داشتن اهداف متضاد برای دو شخصيت مي باشد. گاهي هم تمام اين كشمكش در نتيجه تقابل شخصيت با نيروهاي درونيش ايجاد مي گردد. زماني هم قهرمان با جامعه يا نيروهاي طبيعي دست و پنجه نرم مي كند. علي اليحال قويترين و سخترين مشكل، قطعاً انگيزش قويتري را هم براي رسيدن به هدف مي طلبد و هرچه موانع بزگتر باشند، داستان دراماتيكتر خواهد گرديد. بنابراين در هنگام نوشتن فيلمنامه، در بعضي مراحل، پرسيدن يكسري سوالات مي تواند در پيشبرد داستان كمك نمايد: شخصيتهاي اصلي داستان چه كساني هستند؟ آنها به دنبال چه هستند؟ و چه موانعي در سر راهشان موجود مي باشد؟ به منظور ساختارمند كردن يك قصه، لازم است كه شما جواب اين سوالات را بطور واضح و روشن داشته باشيد.

نوع داستان(ژانر)
نوع و دسته بندي فيلم شما، اغلب موارد مشخص مي كند كه تماشاچيان براي ديدن شخصيت اصلي داستانتان، منتظر ديدن چه كسي هستند، هدفش چيست و چه موانعي در سر راهش وجود خواهد داشت. مثلاً وقتي مي خواهيد به ديدن يك فيلم اكشن برويد، انتظار داريد قهرمان مردي باشد كه هدفش معمولاً نجات دنيا است و موانع راهش نيروهاي طبيعي و يا يك حكمراني ستمگر با رهبري شيطان صفت مي باشد. اين مشخصات با روند رو بجلوي فيلم، لزوماً به معني عينيت بدون تغيير نيست و چنانچه مثلاً قهرمان اين فيلم يك زن بود، احتمالاً ويژگيهاي زنانه را هم با خود به همراه خواهد داشت.

ساختار سه پرده اي
ساختار سه پرده اي، ابزار ديگري است كه در حين نوشتن يك فيلمنامه مي توان از آن بهره مند گرديد. با اجراي اين تركيب بندي، ساختار موجود مي تواند توضيحي در خصوص نحوه اجراي داستان و علي الخصوص فيلم بلند سينمايي، ارايه نمايد. در هنگان صحبت با يك كارگردان يا تهيه كننده، لازم است كه نشان دهيد اين ساختار بندي داستان، برايتان قابل درك مي باشد. در واقع اين يك زبان قابل درك براي فيلمنامه نويسي و حتي وسيله اي براي دفاع از عملكرد داستان مي باشد.
قصه ها بطور طبيعي داراي ساختاري سه پرده اي مي باشند. در زبان خيلي ساده اين موضوع به معناي داشتن شروع، ميانه و پايان است. آغاز فيلم يا پرده اول، مرحله معرفي داستان، شخصيتها و اهدافشان مي باشد. پرده دوم يا ميانه فيلم، زماني است كه قهرمان در جهت رسيدن به اهدافش در برابر موانع موجود، دست به تلاش و كوشش مي زند. پرده سوم نتيجه زحمات شخصيت فيلم براي رسيدن به اهدافش است كه مي تواند منجر به پيروزي يا شكست شود. در پرده سوم، شخصيت محوري اغلب با هدف جديدي روبرو مي شود كه مي بايست پيگيري نمايد و اندكي بعد مشخص مي شود كه در واقع مقصود واقعي داستان نيز همين موضوع بوده است. در داستانهاي غم انگيز نيز تحقق هدف بسيار بعيد بوده و در واقع شخصيت اصلي از رسيدن به هدف واقعيش باز مي ماند.

نقاط عطف

اغلب اوقات فيلمنامه ها داراي نقاط عطف مي باشند. نقطه عطف زماني است كه قهرمان تقريباً به خواسته اش رسيده است اما در آخرين لحظه اين موفقيت از چنگش خارج مي شود و يا دقيقاً بالعكس. در اين ميان تماشاگران، بوسيله اين نقاط زماني دچار شُك شده و به دنبال كردن ادامه ماجرا در ميانه بيم و اميد ترغيب مي گردند. اميد براي موفقيت قهرمان و ترس از شكست وي. شالوده فيلمنامه ها حول دو نقطه عطف اساسي ايجاد مي گردد. اولي در ميانه پرده دوم، به شكلي كه تمام ماجرا به گونه اي كنار هم چيده شده كه قهرمان به هدفش برسد و در آخرين لحظه قهرمان با شكست مواجه مي شود. نقطه عطف دوم در انتهاي پرده دوم اتفاق مي افتد. در اين نقطه نقش اول مدام به شكست رسيده است و به فرودترين نقطه داستان رسيده كه اكنون متوجه مي شود براي اينكه اوضاع مجدد بر وفق مرادش باشد، چه كاري را مي بايست انجام دهد.

كاشت و برداشت
كاشت و برداشت از تكنيكهايي است كه بوسيله فيلمنامه نويسان، قصه گويان و حتي كمدينها استفاده مي شود. در اغلب داستانها اطلاعات در دقايق اوليه(پرده اول)، در بستر داستان كاشته مي شوند و نتيجه در انتهاي كار برداشت مي شود. اگر نتيجه گيري منطقي داستان براي تماشاگران، نيازمند آن است كه قسمتي از يك سري اطلاعات مهم را به همراه داشته باشند، تا انتهاي فيلم در انتظارشان نگذاريد و اين اطلاعات را همان ابتدا بكاريد! اين باعث خواهد شد كه فيلم كمتر تصنعي بنظر آيد.

مكالمات
ديالوگ در فيلمنامه ها براي ارايه شخصيت داستان استفاده مي شوند. البته ما بيش از آنچه كه مردم مي گويند، از عملشان بيشتر آنها را خواهيم شناخت. تنش داستان از جايي آغاز مي شود كه شخصيت چيزي را برخلاف عملش به زبان مي آورد. در واقع در اينجاست كه به رفتار واقعي افراد نزديك مي شويم. توضيح اينكه وقتي شخصيت احساسات و يا اطلاعاتي راجع به برنامه اش براي رسيدن به هدف بيان مي كند، بايد با ترديد به آن نگاه كرد.

قالب فيلمنامه

سناريوها با شكلي متفاوت قالب بندي مي گردند تا حق مطلب به شكل نثری بصري ادا گردد. قسمتي از علت آن به مسايل تكنيكي كار بر مي گردد. مثلاً با استفاده از قالب بندي استاندارد براي فيلمنامه ها، مي توانيم تقريباً زمان فيلم را حدث بزنيم. هر يك صفحه بطور تقريب حدود يك دقيقه از فيلم را نشان مي دهد. نرم افزارهايي در اين زمينه وجود دارند كه مي توان به همراه قالب بندي هاي مختلف سناريو، از وب سايتهاي مختلف دانلود كرد. در اين ميان، شكل فيلمنامه هاي تلويزيوني، اندكي با سينمايي فرق دارد. به اين نكته مهم توجه نماييد كه فيلمنامه طرحي براي يك فيلم مي باشد و با يك قطعه نمايشي ادبي كاملاً متفاوت مي باشد و به همين خاطر نويسندگان نبايد خود را درگير متون يا زبانهاي صغيل ادبي نمايند. صحنه ها مي بايست بصورتي ساده و واضح توصيف شده باشند تا خوانندگان فيلمنامه Readers با خواندن آن گويي در حال ديدن فيلم نيز باشند.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#3
منبع: HI ARTS
نویسنده: Sam Firth

كجا و چه وقت كارمان را ارسال نماييم؟

زمانيكه فيلمنامه اي داشتيد كه احساس كرديد بهترين اثری است كه مي توانسته ايد بنويسيد، چند گزینه پیش رو داريد كه درمورد آن می توانید انجام دهيد. احتمالاً تا حالا 3 يا چهار فيلمنامه هم تا كنون نوشته ايد كه اكنون به اين سطح از توانمنديتان رسيده ايد.
جاهاي مختلفي وجود دارد كه مي توانيد سناريو خود را بر اساس هدفي كه در ذهن داريد، بفرستيد:
مي خواهيد آن را به يك فيلم سينمايي تبديل كرده و خود را به عنوان يك نويسنده بشناسانيد؟ یا می خواهید فقط پولی بابت کارتان دریافت نمایید؟ اگر سناریوی قوی در دست دارید ارزشش را دارد که خود به دنبال بودجه مناسبی برای ساخت فیلم باشید و با درکی درست از کارگردانی، خودتان برای تبدیل آن به فیلم آستین بالابزنید! یک فیلم ساخته شده نسبت به یک فیلمنامه تکمیل شده، شانس بیشتری برای کسب مخاطب دارد!

رقابتها و برنامه های آموزشی

انجمن فیلم انگلستان و بیشتر آژانسهای سینمایی مانند Scottish Screen، برنامه ها و فرصتهای سرمایه گذاری فراوانی برای نویسندگان دارند. در این مورد لازم است که شواهدی دال بر وجود ارزش آثارتان را ارایه دهید و مثلاً در خصوص انجمن فیلم انگلستان، لازم است تا در رزومه کاریتان، کار با ارزشی در خصوص نویسندگی یا ساخت فیلم داشته باشید. بعضی از برنامه های اشاره شده در بالا، مانند برگزاری کارگاههای نویسندگی است که شما را از نزدیک با کار حرفه ای در صنعت سینما آشنا می کند. آشنا کردن نویسندگان با کارگردانهای هم طرازشان از دیگر طرحهای مذکور می باشد. همچنین در اروپا مسابقات و برنامه های رقابتی بسیاری برگزار می شود که منتخبین بر اساس رعایت اصول پایه نویسندگی، معرفی می گردند. شرکت در این مسابقات امکان تماس با فیلمسازان حرفه ای، تهیه کنندگان و عاملین آژانسهای سینمایی در تمام اروپا رافراهم می کند و باعث می شود یک نویسنده خاص نسبت به گذشته اش از اعتبار بیشتری برخوردار گردد.

پیدا کردن یک کارگزار
انتخاب یک کارگزار، برای اکثر فیلمنامه نویسان دربهای جدیدی را برویشان می گشاید و سرآغازی خواهد بود برای یک حرفه موفقیت آمیز نویسندگی بخصوص در حوزه تلویزیون. پیدا کردن یک کارگراز برای موفقیت، لازم و ملزوم یکدیگر می باشد چراکه کارگزاران خیلی بندرت با مشتری که تا کنون کار و دریافت حرفه ای نداشته است، به توافق می رسند و از طرفی هم برای انجام و دریافت دستمزدی حرفه ای از یک کار، بدون کارگزار موفقیتی حاصل نخواهد شد. به همین علت می بایست به گزینه ارسال مستقیم کار به تهیه کنندگان و کارگردانها مانند کارگزاران توجه نمود و ضمناً گزینه تولید اثر بوسیله خودمان هم مد نظر باقی بماند. داشتن یک فیلمنامه هم برای ساخت یک سریال تلویزیونی و هم برای یک فیلم سینمایی، کاملاً سودمند است.
خیلی مهم است که کارگزار طرفتان، به کارتان و مسیری که برای آینده تان ترسیم کرده اید، اعتقاد داشته باشد. کارگزاران و آژانسهای کارگزاری معمولاً حوزه های خاصی را مد نظر دارند که کار شما می بایست متناسب با این حوزه ها قرار گیرد. اگر زمانی خواستید اثرتان را به یک فیلم سینمایی تبدیل نمایید، قطعاً کارگزاری با ارتباطات بالای تلویزیونی به دردتان نخواهد خورد. در هنگام برخورد با یک کارگزار و برگزاری یک جلسه در ارتباط با کارتان، مهم است که صداقت را مد نظر داشته باشید و حس و دورنمای واقعی خود را به او منتقل نمایید.
یک پیشنهاد برای کارتان این است که نویسندگان هم سبکتان را بشناسید و ببینید که با کدام یک از کارگزاران در ارتباط هستند. کارگزاران معمولاً سلیقه های مشخصی دارند و این کمکتان می کند که شخص مورد نظر راپیدا نمایید. صحبت با دیگر نویسندگان و آشنایی با نحوه برخوردشان با کارگزاران نیز می تواند مفید باشد.
کارگزاران در اینترنت نیز قابل شناسایی هستند و همچنین در این زمینه می توانید به کتاب راهنمای The Knowledge در ارتباط با صنعت فیلمسازی مراجعه نمایید.

کارگردانان و تهیه کنندگان

بهترین اتفاقی که می تواند برای یک فیلمنامه نویس رخ دهد آن است که اثرش بوسیله شخصی که آن را درک می کند، تولید شود. دیدن آثاری که به فیلم تبدیل شده اند، یکی از بهترین بازخورها در این زمینه می باشد. لازم است رویه تبدیل یک فیلمنامه به فیلم کاملاً درک گردد. داشتن یک اثر برای تبدیل به فیلم، حتی اگر فیلم کوتاه هم باشد، می تواند یک پروژه بزرگ باشد. اعتبار یک فیلم کوتاه هم می تواند زمینه ساز یک فیلم تبلیغاتی برای کار شما باشد که می توانید آن را برای سایر کارگردانها و کارگزاران ارسال نمایید. اگر فیلم برنده جایزه ای بشود، باعث شناخته شدن نام شما هم خواهد شد و این برای بدست آوردن قویتر یک کارگزار خیلی بهتر خواهد بود.
ارسال اثر به کارگردانها باعث ایجاد رابطه و همکاریهای جدید خواهد شد. لازم است که در این خصوص تهیه کنندگان ایشان نیز شناسایی شود و کار برای آنها نیز ارسال گردد همچنانکه ایشان نیز بر روی پروژه های مختلفی در حال کار هستند و شاید هم به دنبال فیلمنامه هایی برای کار با دیگر کارگردانان با تجربه می باشند. خیلی خوش شانس خواهید بود اگر کارتان توسط کارگردانی که همطراز شما می باشد، ساخته شود. همچنین بخت با شما خواهد بود اگر این همکاری را برای مدت طولانی(با شرط خوب بودن تمام شرایط) ادامه دهید که فیلمسازی نیز چیزی جز این نخواهد بود.
دانشجویان کارگردانی معمولاً به دنبال فیلمنامه های قوی می گردند تا آن را برای پروژه های پایان ترمشان به فیلم تبدیل نمایند. پس ارزش آن را خواهد داشت تا به این دانشکده ها سری بزنید و بوسیله برد دانشکده به دنبال این دانشجویان بگردید. جشنواره های سینمایی نیز مکانهای عالی هستند که شما می توانید افرادی را که در گیر کار هستند ملاقات کنید و همچنین شرکت در کلاسهای سینمایی که نویسندگان و کارگردانها در آن شراکت داشته باشند، نیز به همین شکل خواهد بود.

واحدهای درسی فیلمنامه نویسی

بهترین دوره های فیلمنامه نویسی در انگلستان شما را ملزم می کنند تا جهت شرکت در کلاسهایشان، حداقل یک کار تمام شده را داشته باشید. لزوماً هم به دنبال دریافت حق آموزش از شما نمی باشند. شرکت در کلاسهای سناریونویسی در یک دانشکده سینمایی، یک فرصت عالی است تا با دیگر نویسندگان و کارگردانهای همطراز خود آشنا شوید. همچنین در این محل، می توانید مکانی را هم مخصوص کار بر روی یک اثر خلاقانه، فراهم نمایید. در اینجا یک فرصت ایده آل می توانید برای گرفتن نظرات دیگران در رابطه با کارتان پیدا کنید که هیج جای دیگر امکان آن را نداشتید. مدارس سینمایی محلهای بسیار خوبی هستند که هر لحظه ایده های جدید در آنجا خلق می شود. واحدهای درسی معمولاً هزینه زیادی به همراه دارند اما از طرف دیگر معمولاً بودجه های آماده ای نیز برای نویسندگان با استعداد فراهم می نمایند.

فرضیه، تم، ایده و سیناپس

اکثر دوره ها، پروژه هایی را کار می کنند که لازمه آن ارایه یک فرضیه، تم، قصه ای یک جمله ای و در نهایت سیناپس از جانب شما برای اثرتان می باشد.
یک فرضیه معمولاً به این شکل تعریف می شود که ایده داستان شما در یکی دو خط نوشته شود. تم و ایده معمولاً کوتاهتر بوده و در قالب چند کلمه بیان می شود مانند تم داستان فیلم "بیگانه" که به این شکل ارایه شد:" آرواره ها در فضا". سیناپس هم نسخه کوتاه شده ای از داستان شما است که در قالب یک یا دو پاراگراف می باشد. یک طرح معمولاً یک مدرک یا صفحه ای است که موارد بالا در آن لحاظ شده و توضیحاتی هم در خصوص قالب و سبک بصری کار، در آن داده شده است.
به کمک این موارد سرمایه گذاران خواهند فهمید که ایده شما چیز با ارزشی جهت سرمایه گذاری می باشد یا خیرو یا اصلاً ارزش وقت گذاشتن برای خواندن را دارد یاخیر. یادگیری نحوه صحافی اثر و تهیه یک سیناپس باعث خواهد شد تا مقدمات کار حرفه ای برای شما فراهم گردد.
نهایتاً اینکه صنعت فیلمسازی در کشورهای مخالف اندکی با هم متفاوت می باشد که تحقیق در این زمینه بی فایده نخواهد بود.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
آگهی
#4
نویسنده: هاشمی، محمد[/b]
نشریه: فرهنگ و هنر »
(4 صفحه - از 49 تا 52)

نکته‌ های مهم درباره‌ی فیلمنامه‌نویسی‌ سینمای داستانی برای فیلمنامه‌نویسان تازه کار

1-از جامعه‌ی پیرامون خود فاصله نگیرید
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
در فیلم«بارتون فینک»(برادران کوئن)،فینک که یک نمایشنامه‌نویس‌ موفق برادوی است،فرصتی پیدا می‌کند تا در هالیوود فیلمنامه بنویسد.او به تهیه‌کننده‌یی معرفی می‌شود و تهیه‌کننده از او می‌خواهد که فیلمنامه‌یی‌ درباره‌ی یک قهرمان کشتی بنویسد.فینک به یک مسافرخانه‌ی درجه دو می‌رود و در آن‌جا به دور از اجتماع و به تنهایی،روزهای متمادی خود را محبوس می‌کند تا این فیلمنامه را بنویسد اما هرچه تلاش می‌کند،نمی‌تواند کاری مطابق سفارش تهیه‌کننده بنویسد و در نهایت و پس از مدت‌ها حاصل‌ کارش-که تهیه‌کننده را به شدت از کوره به در می‌برد-فیلمنامه‌یی است‌ درباره‌ی کشتی گرفتن همین قهرمان کشتی با روح خود!

اگر می‌خواهید فیلمنامه‌یی داستانی بنویسید که بتواند با توده‌ی وسیع‌ تماشاگر ارتباط برقرار کند،باید داستانتان به واقعیت زندگی مردم،دردها، رنج‌ها،شادی‌ها و سرخوشی‌هایشان نزدیک باشد.پس واضح است که برای‌ نوشتن چنین فیلمنامه‌یی باید آدم‌ها را بشناسید و برای شناخت آن‌ها باید در میانشان زندگی کنید،با آن‌ها دوست شوید،گفت‌وگو کنید،سؤال بپرسید و جواب بگیرید،با دقت به دیالوگ‌های روزمره‌شان گوش فرا دهید و...و خلاصه از تجربه نمودن این امور غفلت نورزید.فینک نتوانست فیلمنامه‌ی‌ مردم‌پسندی بنویسد چون از جامعه دور بود و آدم‌ها را نمی‌شناخت.اگر او می‌خواست فیلمنامه‌ی خوبی درباره‌ی کشتی بنویسد،اولین کاری که باید انجام می‌داد این بود که باید به دیدن مسابقات کشتی می‌رفت،فضای‌ این مسابقات،شخصیت کشتی‌گیرها و حتی تماشاگران این ورزش را از نزدیک موشکافی می‌کرد،روی رفتارشناسی آن‌ها مطالعه می‌کرد و...ارنست‌ همینگویی به این ویژگی معروف بود که از هیچ نوع تجربه‌یی هراس نداشت‌ حتی اگر آن تجربه جان او را هم به خطر می‌انداخت.او در انواع جنگ‌ها و جنبش‌ها در گوشه و کنار جهان شرکت می‌کرد و هرچند این تجربه‌ها باعث‌ شد که در اواخر عمر انواع دردها و مرض‌های جسمانی را تحمل کند اما در عین حال پیش‌زمینه‌ی خلق شاهکارهایی شد که تا ابد در زمره‌ی بهترین‌ آثار ادبی جهان باقی ماند و منبع بسیار خوبی برای خلق اقتباس‌های ماندگار سینمایی گردید.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

2-قدرت تخیل خود را رها کنید
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
این نکته هنگام نگارش پیش‌نویس اول فیلمنامه است که اهمیت دارد. اگر فکرمی‌کنید می‌توانید فیلمنامه بنویسید،حتما قوه‌ی تخیل خوبی دارید -یا آن را با مطالعه‌ی زیاد و درست کسب کرده‌اید یا به‌طور غیراکتسابی و غریزی واجد آن هستید-اما اگر قدرت تخیل قوی ندارید و تنها به خاطر این‌که حرفه‌ی فیلمنامه‌نویسی-به هر دلیلی-برایتان حرفه‌ی جذابی به‌ نظر رسیده و به سوی نویسندگی در سینما روی آورده‌اید،وقت خود را بیهوده‌ تلف نکنید چون قدرت خیال‌پردازی اولین و اساسی‌ترین ویژگی برای کسی‌ می‌باشد که امیدوار است روزی فیلمنامه‌نویس موفقی شود.به هر ترتیب اگر این قوه‌ی تخیل ممتاز را دارید،در اولین پیش‌نویس فیلمنامه‌تان اجازه دهید که این قدرت شما رها شود و قلم و ذهن و داستان شما را به هر جا که دلش‌ خواست ببرد.حتما وقتی که می‌خواهید نوشتن فیلمنامه‌تان را شروع کنید «پیرنگ»یک خطی داستان خود را می‌دانید،یعنی نقطه‌ی شروع و پایان‌ برایتان مشخص است،پس قلم را بدون معطلی روی کاغذ بگذارید و سعی‌ کنید تخیل خود را به پرواز درآورید به طوری که بتواند شما را از آغاز به پایان‌ برساند و نگران این نباشید که در طول این مسیر چه‌قدر انصراف داشته‌اید. قدرت تخیل به شما کمک می‌کند که با وجود تمام این انحراف‌ها در نهایت‌ به سر منزل مقصود برسید.

حال پس از اندکی استراحت در بازنویسی‌های بعدی است که باید این‌ انحراف‌ها را تصحیح کنید و داستان را به راه درست خود هدایت کنید،کم‌ و کاستی‌ها و حشو و زواید کارتان را پیدا کنید و آن‌ها را اصلاح کنید.اگر بخواهید از همان ابتدا تخیل خود را محبوس در این امور کنید،شاید خیلی از جزییاتی که بعدها در سر و سامان دادن به فیلمنامه‌ی نهایی به کارتان می‌آید فراموشتان بشود و در فیلمنامه‌ی اولیه نباشد.شاید هم حاصل کارتان از لحاظ ساختاری خیلی خشک و بی‌انعطاف از آب دربیاید.به هر ترتیب باید به قدرت‌ تخیل خود ایمان داشته باشید اما مراقب هم باشید که این ایمان باعث نشود چشم بر مشکلات-بسیار زیاد پیش‌نویس اول-فیلمنامه‌تان ببندید.

3-سید فیلد یک شروع است

هر علاقه‌مند به فیلمنامه‌نویسی بعید است که حتی اگر کتاب‌های‌ آموزش فیلمنامه‌نویسی این استاد معروف را نخوانده باشد،در گوشه و کنار و در نشریات تخصصی سینمایی و فیلمنامه‌نویسی گوشه‌هایی از آموزش‌های فیلمنامه‌نویسی سید فیلد را مطالعه نکرده باشد.سید فیلد فیلمنامه را به سه بخش پرده‌ی اول،دوم و سوم تقسیم می‌کند و در خلال این تقسیم‌بندی‌ها بسیاری از نقاط حساس در فیلمنامه را تعریف‌ می‌کند:مثل نقطه‌ی عطف اول و دوم،پیچ پیرنگ اول و دوم،نقطه‌ی‌ بحرانی و...به‌طور قطع بسیار مهم است که-اگر قرار باشد فیلمنامه‌ی‌ شما کار جذاب و تماشاگر پسندی از آب درآید-در جاهایی مسیر داستان‌ را عوض کنید(نقاط عطف)،در جاهایی با دادن اطلاعاتی که از تماشاگر مخفی نگه داشته‌اید باعث غافلگیری او شوید و...اما به یاد داشته‌ باشید که شما فیلمنامه‌یی درباره‌ی آدم‌هایی با پوست و گوشت و خون‌ می‌نویسید و معادله‌ی ریاضی حل نمی‌کنید.اگر بخواهید فرمول‌های سید فیلدی را جلوی روی خود قرار دهید و دقیقا طبق همین الگوها پیش‌ بروید حاصل کارتان خشک و بی‌انعطاف خواهد بود.خود سید فیلد هم‌ گفته که هیچ راه قطعی برای نگارش یک فیلمنامه‌ی خوب وجود ندارد. این آموزش‌ها را به عنوان مقدمه‌یی برای شروع به کار فیلمنامه‌نویسی‌ حتما مطالعه کنید ولی بدانید که این اصول وحی منزل نیستند و بیش‌تر به کار آشنایی اولیه می‌آیند و پس از مطالعه‌ی آن‌ها می‌توانید همه‌ی آن‌ مطالب را فراموش کنید و آن‌طور که احساس می‌کنید کارتان دلچسب‌ خودتان و دیگران خواهد شد،بنویسید.

4-باید بتوانید تماشاگرتان را میخکوب کنید و به او رودست بزنید
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
این نکته‌یی بسیار مهم است که در سینمای ایران به‌ندرت می‌توان نمونه‌یی‌ از آن را حد اقل در سینمای بدنه که ادعایش جذب عامه‌ی تماشاگران است، مشاهده کرد اما در فیلم‌های موفق جهان که برای این مخاطب ساخته‌ شده‌اند،همیشه همین عامل نجات‌دهنده و متمایزکننده در فیلمنامه‌ها رعایت‌ شده است،مثلا در فیلم«دیگران»(آلخاندرو آمنابار)تا نزدیکی‌های پایان‌ فیلم تمام توجه تماشاگر به این قضیه معطوف است که نیکول کیدمن و دو فرزندش آدم‌های زنده‌یی هستند که در یک قصر عصر ویکتوریایی اسیر روح‌ چند مرده در خانه‌شان شده‌اند.نشانه‌هایی ظاهری در فیلم وجود دارد که بر این نکته تأکید و تماشاگر را بر این امر مطمئن می‌کند اما وقتی در پایان‌ فیلم متوجه می‌شویم که کیدمن و بچه‌ها خودشان روح هستند،ناگهان انواع‌ نشانه‌های دیگر که در فیلمنامه بر روح بودن آن‌ها صحه گذاشته برایمان‌ مرور می‌شود ولی این نشانه‌ها آن‌قدر پنهانی و هوشمندانه در فیلمنامه قرار داده شده که ما سرسری از آن‌ها عبور کرده‌ایم،بنابراین وقتی در پایان‌ اثر می‌فهمیم آن‌ها خودشان روح بوده‌اند،هم غافلگیر می‌شویم و احساس‌ رودست خوردن و میخکوب شدن را پیدا می‌کنیم و هم این احساس را لوث شده و بی‌منطق نمی‌یابیم.فیلم«رهایی از شائوشنگ»(فرانک دارابانت) پر از چنین غافلگیری های جذابی است به خصوص در جایی که می‌فهمیم‌ شخصیت اصلی فیلمنامه عکس بزرگ«ریتا هیورت»را برای علاقه‌ی‌ بی‌حصرش به این هنرپیشه‌ی زن بر دیوار سلول خود نصب نکرده،بلکه از آن به عنوان پوششی استفاده کرده برای نقبی که از پشت آن عکس شروع‌ شده و به خارج زندان ختم می‌شود و شخصیت اصلی این نقب را با حوصله‌ی‌ هرچه تمام‌تر و با یک وسیله‌ی کنده‌کاری بسیار کوچک و در طی مدت زمان‌ بسیار زیادی حفر کرده است.در سینمای ایران فیلمنامه‌ی«نقاب»نوشته‌ی‌ پیمان قاسم‌خانی کاملا حاوی این نکته‌یی است که بر آن تأکید دارم اما متأسفانه این ویژگی کمیاب در یک فیلمنامه‌ی ایرانی چندان‌که باید مورد توجه قرار نگرفته تا زمینه‌ساز تحولی در فیلمنامه‌نویسی سینمای ایران باشد!

5-فیلمنامه‌ی اولتان برمبنای تجربه‌ی شخصی‌تان باشد
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
شاید شما ذاتا آدم منزوی‌یی باشید و زیاد با جامعه‌ی اطرافتان تعامل نداشته‌ باشید اما استعداد خوبی برای پرواز تخیلتان در نوشتن فیلمنامه داشته باشید، شاید سن و تجربه‌تان آن‌قدر کم باشد که هر قدر هم شناخت از اطرافتان‌ داشته باشید،احساس کنید آن‌چه از مراودات‌تان گرفته‌اید هم‌چنان خام و ناپخته است و...هرچه که هست باید با گذر زمان یا تقویت روابط عمومی و ...بر این مشکلات فایق آیید تا فیلمنامه‌های بعدی‌تان جامع‌تر و کامل‌تر باشد اما این دلیل نمی‌شود صبر کنید تا خصوصیات سنی یا اخلاقی مناسب را به‌ دست آورید و بعد فیلمنامه‌نویسی را شروع کنید با وجود تمام این ویژگی‌های‌ منفی،مطمئنا شما تجاربی شخصی را از سر گذرانده‌اید و می‌توانید درباره‌شان‌ بنویسید.پس شروع کنید و از همین تجارب بهره بگیرید و طوری بنویسید که گویی می‌خواهید خاطره‌یی را برای جمعی از دوستان یا خانواده‌تان تعریف‌ کنید وآن را باید طوری تعریف کنید که تا آخرش را خیلی با علاقه گوش‌ بدهند به احتمال زیاد با این روش حاصل کارتان به عنوان یک کار اول قابل‌ قبولی خواهد شد اما در فاصله‌ی کار اول تا دوم و سوم و...دست طبیعت و اراده‌ی خداوند شما را بزرگ‌تر می‌کند و خواست خودتان برای قرار گرفتن در شرایطی که بتوانید تجربه‌اش را از زندگی افزایش دهید،در کارهای بعدی به‌ کمکتان خواهد آمد.یادتان باشد اگر 02 ساله هستید و استعداد متوسطی هم‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) دارید،هیچ وقت نمی‌توانید مثل یک فیلمنامه‌نویس 05 ساله بنویسید.پشتکار داشته باشید و دستیابی به مقدماتی که عنوان شد،مرتب بنویسید تا اگر الآن یک فیلمنامه‌نویس 02 ساله هستید 03 سال بعد بتوانید فیلمنامه‌هایی‌ بنویسید که در خور شأن و پختگی یک آدم 05 ساله باشد.

6-امکانات فیلمسازی را در نظر بگیرید
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
این نکته به خصوص در سینمای ایران خیلی مهم است.فیلمنامه یک‌ اثر ادبی است که برای بردن جلوی دوربین نوشته می‌شود و برخلاف‌ رمان هویتی کاملا مستقل ندارد.خیلی از فیلمنامه‌ها هستند که مطالعه‌ی‌ آن‌ها به عنوان یک اثر مستقل هم تجربه‌ی جذابی است اما واقعیت این‌ است که فیلمنامه‌نویسان حرفه‌یی آثارشان را فقط با هدف چاپ شدن‌ نمی‌نویسند و از محل خرید کتاب‌ها توسط مردم ارتزاق نمی‌کنند بلکه‌ آن‌ها فیلمنامه‌ها را به سفارش یا برای ارایه به یک تهیه‌کننده یا فیلمساز می‌نویسند تا آن را جلوی دوربین ببرد.یک فیلمنامه در صورتی برای‌ نویسنده‌اش بازدهی مالی خوبی خواهد داشت که یک تهیه‌کننده پیدا شود و آن را خریداری نموده و با آن فیلم بسازد اما اگر در مورد فیلمنامه‌یی‌ که شما نوشته‌اید-هر قدر هم کار خوبی باشد-تهیه‌کننده‌یی ساخت‌ آن را در حد مقدورات و امکانات خود نبیند،نمی‌توانید فیلمنامه‌تان را بفرشید و هر قدر هم که کارتان ممتاز باشد برایتان بازده مالی نخواهد داشت،بدون پول هم چگونه می‌خواهید به کار و زندگی‌تان ادامه دهید؟! برای بهتر روشن شدن این مطلب هر فیلمنامه‌نویس حرفه‌یی در سینمای‌ ایران می‌داند که نمی‌تواند فیلمنامه‌یی در گونه‌ی«سینمای فاجعه» بنویسد که طی آن مریخی‌ها به زمین هجوم می‌آورند و مشغول تاخت‌ و تاز و تخریب و ویرانی وسیع می‌شوند؛چیزی مثل«روز استقلال» (رولند امریخ)یا«مریخ حمله می‌کند»(تیم برتون)،چون ساخت چنین‌ فیلمنامه‌هایی در محدوده‌ی امکانات فیلمسازی سینمای ایران نیست. همین‌طور که جلوتر می‌روید و حرفه‌یی‌تر می‌شوید خواهید دید که این‌ امکانات دایره‌یی بسیار محدود دارد و به‌طور حتم این محدودیت‌ها را در تمام جوانب و جزییات کار خود رعایت کنید.اگر می‌خواهید از طریق‌ فیلمنامه‌نویسی،آن هم در شرایط بسیار سخت سینمای ایران ارتزاق‌ کنید،چاره‌یی جز توجه کامل به این محدودیت‌ها ندارید.

7-حتما نباید از یک اثر ادبی شاخص اقتباس کنید
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
اگر علاقمند هستید فیلمنامه‌های اقتباسی بنویسید حتما یک دلیل‌ مشخص برای این کار دارید:دنیایی که نویسنده در داستان خود خلق‌ کرده با دنیای اندیشگی شما نزدیک است و به نوعی شما نقاط مشترک‌ذهنی زیادی با نویسنده‌ی مذکور دارید.اما اگر گاهی یک پاورقی روزنامه‌ یا یک رمان یا داستان کوتاه درجه دو را خواندید و احساس کردید از آن خوشتان آمده و گمان می‌کنید دوست دارید از روی آن فیلمنامه‌یی‌ بویسید نباید تصور کنید که حتما سطح درک زیبایی شناسانه‌ی شما پایین است یا جهان‌بینی‌تان نقطه‌ی درک عمیقی را یدک نمی‌کشد. «آلفرد هیچکاک»تعدادی از بهترین فیلم‌هایش را با ایده گرفتن از داستان‌های درجه دو ساخته است.«فریدون جیرانی»اکثرا ایده‌های‌ فیلمنامه‌هایش را در صفحات حوادث روزنامه‌ها می‌جوید.شما می‌توانید با ایده گرفتن از یک اثر ادبی درجه چندم یک فیلمنامه‌ی خیلی خوب‌ بنویسید،به شرط آن‌که واقعا درک زیبایی‌شناسی مناسب و اندیشه‌ی‌ متمایز و منحصر به فردی در جهان ذهنی‌تان داشته باشید و ماده‌ی خام‌ موردنظر هم این پتانسیل را داشته باشد که ایده‌یی شود برای این‌که این‌ جهان ذهنی منحصر به فرد را در دنیای سینما عینی کنید.

8-در اولین فرصت شروع کنید و نوشتن‌ را به تعویق نیندازید
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
اگر می‌خواهید فیلمنامه‌نویس شوید،باید بدانید که یکی از سخت‌ترین‌ کارهای دنیا را انتخاب کرده‌اید.شما باید از هیچ،همه‌چیز بیافرینید.در لحظه‌ی شروع کاغذ سفیدی پیش رویتان قرار دارد که فقط و فقط باید با تکیه بر قوه‌ی تخیلتان آن را سیاه کنید،آن هم طوری که بتوانید افراد زیادی را که بعدها تماشاگر فیلم خواهند شد،به سوی خود جلب‌ کنید طبیعی است که در این لحظه‌ی شروع سخت‌ترین لحظه‌های عمر خود را پشت سر می‌گذارید چون باید«یک دنیا»بیافرینید و برای خلق‌ این دنیا باید بر مشکلات طاقت‌فرسایی فایق آیید،ولی باید به خودتان‌ بقبولانید که اگر می‌خواهید فیلمنامه‌نویس شوید چاره‌یی جز رو در رو شدن با این مشکلات طاقت‌فرسا ندارید و هیچ راه فراری هم وجود ندارد. توجیهاتی مثل:«بگذار فردا که تمرکز بیش‌تری دارم بنویسیم»یا«بگذار امروز کارهای خانه را انجام دهم مثلا جارو بزنم،ظرف‌ها را بشویم و...و فردا که دلشوره‌ی کم‌تری دارم فیلمنامه را شروع کنم»،فقط بهانه‌هایی‌ هستند تا از برابر مانع سختی که پیش‌رو دارید بگریزید و هرچه بیش‌تر بگریزید،بیش‌تر کارتان به تعویق می‌افتد و یک دفعه چشم باز می‌کنید و می‌بینید روزها گذشته‌اند و شما هنوز هیچ چیز ننوشته‌اید.پس در اولین‌ فرصت شروع کنید و بدانید اگر قوه‌ی تخیل خوبی داشته باشید به زودی‌ و پس از شروع،صفحات سیاه‌شده‌ی زیادی خواهید داشت و قسمت‌ مهمی از مسیر نوشتن را پیموده‌اید.حال اگر در میانه‌ی کار تصمیم‌ گرفتید به فعالیت جنبی‌یی دست بزنید و حین آن به فیلمنامه‌تان هم فکر کنید،نتیجه‌ی کار بهتر خواهد شد یا یک فراغت فکری برایتان حاصل‌ می‌شود.می‌توانید این کار را بکنید به شرطی که روند کارتان در ادامه‌ی‌ پیش‌نویس اول یا بازنویسی‌های بعدی به تعویق نیفتد،هرچند نظر بنده‌ این است که پیش‌نویس اول را تا جایی که قوای جسمانی‌تان اجازه‌ می‌دهد باید پیوسته بنویسید.

9-تنهایی ننویسید

جای خواندم که«پیمان قاسم‌خانی»گفته بود می‌تواند چندین روز در خانه بماند و اصلا بیرون نرود و در تنهایی فقط بنویسد.حتی اگر این واقعیت‌ داشته باشد،قاسم‌خانی از همسرش«بهاره رهنما»که خودش یک بازیگر سینماست مطمئنا برای نوشتن،نظرهایی می‌خواهد،کما این‌که مثلا در فیلم‌ «نان و عشق و موتور 0001»،قاسم‌خانی و ابو الحسن داوودی همکاری‌ تنگاتنگی،به روایت گفت‌وگوهای مطبوعاتی‌شان،باهم داشته‌اند و در کارهای طنز تلویزیونی‌اش هم همیشه نگارش گروهی در دستور کار است.

«ژان کلود کریر»که یکی از فیلمنامه‌نویسان معتبر و قدیمی سینمای‌ جهان است و به خصوص چند فیلمنامه از بهترین کارهای«لوییس بونوئل» را نوشته است،از جمله«جذابیت پنهان بورژوازی»(2791)،«شبح آزادی» (4791)و«این میل مبهم هوس»(7791)،در مصاحبه‌ی گفته است‌ که فیلمنامه نوشتن به تنهایی ممکن است انسان را تبدیل به یک موجود روان‌پریش کند(درست مانند شخصیت جک نیکلسون در فیلم«درخشش» استنلی کوبریک و همانند همان اتفاقی که برای نویسنده‌ی پیرو کار کشته‌ی‌ فیلم«بارتون فینک»رخ داده بود).

«بیلی وایلدر»در طول دوران فعالیت سینمایی خود چند همکار فیلمنامه‌نویس ثابت داشت که همیشه باهم تمام مراحل نوشتن را طی‌ می‌کردند.پس با توجه به چنین تجاربی،این یک واقعیت است که انسان‌ اساسا موجودی اجتماعی بوده و اگر مدتی از اجتماع دور بماند،دچار آسیب‌های‌ روحی خواهد شد به خصوص که درگیر کاری باشد که اساسا با روح و فکرش‌ سروکار داشته باشد.

از سوی دیگر تعامل فکری با هرکس که او را در کار خود صاحب‌نظر می‌دانید یا به نظرش اعتماد دارید باعث پویایی فکرتان خواهد شد در حالی‌ که نوشتن به تنهایی،هر قدر هم که قدرت روحی داشته باشید،باعث خواهد شد که بالاخره روزی مثل نویسنده‌ی پیر و دایم الخمر«بارتون فینک» چشمه‌ی تخیلتان خشک شود و آن‌وقت ضربه‌های روحی شدیدتری را متحمل می‌شوید به خصوص که حالا انتظارها از شما بسیار بالاتر رفته و شما زیربار این فشار روانی هم قرار دارید که مبادا با کار جدیدتان نتوانید این‌ انتظارها را برآورده کنید.

در آثار پیچیده مثل آثار«کوئنتین تارانتینو»از جمله«قصه‌های عامه‌پسند»، «سگ‌های انباری»و«12 گرم»ساخته‌ی آلخاندرو گونزالس ایناریتو!
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
حتی اگر برای مثال در آثار تارانتینو دقت کنیم،می‌بینیم کاری که‌ انجام شده این است که قطعات یک داستان کلاسیک مثل قطعات‌ یک پازل درهم ریخته‌اند و جابه‌جا شده‌اند و امکان این وجود دارد که‌ با قرار دادن این قطعات سر جای خود،یک داستان کاملا کلاسیک‌ را از فیلم‌های پست مدرنیستی او استخراج کنیم و حتی شاید بتوانیم‌ بگوییم که تارانتینو ابتدا همان داستان کلاسیک را نوشته است و بعد با حوصله قطعات روایت را جابه‌جا کرده است تا روایت متفاوت و جدیدی‌ را از لحاظ ساختاری ایجاد کند.صرف‌نظر از این‌که به نظر من چنین‌ نگرشی در سینمای ما که هنوز حتی نتوانسته به درستی از مرحله‌ی‌ داستانگویی سنتی عبور کند به هیچ وجه جایی ندارد اما به‌هرحال اگر می‌خواهید فیلمنامه‌نویس خوبی شوید هر قدر هم که احساس می‌کنید صاحب جهان‌بینی متفاوتی هستید،سعی کنید در درجه‌ی اول یک‌ داستان خوب با شروع و میانه و پایان مناسب و با همه‌ی ویژگی‌های‌ لازم برای جذب توده‌ی تماشاگر بنویسید.اگر اصول داستان‌نویسی را به درستی بدانید،مطمئن باشید که دیدگاه متفاوت شما از خلال همین‌ داستان خودنمایی خواهد کرد و لازم نیست حتما تلاش کنید و عرق‌ بریزید که این دیدگاه متفاوت به صورت گل‌درشتی در چشم خواننده یا تماشاگر اثرتان مشخص باشد.

10-بردبار باشید

در جایی از قول خانم«مینو فرشچی»خوانده‌ام که گفته بودند:«خیلی از تهیه‌کننده‌های سینما گمان می‌کنند فیلمنامه‌نویس کار چندانی نمی‌کند و فقط مقداری ورق کاغذ و حد اکثر 90 صفحه سیاه می‌کند و هرکسی‌ می‌تواند این کار را انجام بدهد!بنابراین برای فیلمنامه‌نویسی ارزش‌ اندکی قایل‌اند و دستمزد کمی را به فیلمنامه‌نویس اختصاص می‌دهند». «بیلی وایلدر»اصلا خودش را یک فیلمنامه‌نویس می‌دانسته که مجبور بوده است کارگردانی کند چون طی تجاربی متوجه شده کارگردانان به‌ خاطر عدم درک کامل جهان داستانی که او آفریده،فیلمنامه‌هایش را در حین اجرا خراب کرده و حتی جایی خاطره‌یی تعریف می‌کند از این‌ که چگونه یک ستاره‌ی سینما باعث شده یک سکانس بسیار حیاتی‌ فیلمنامه‌ی وایلدر-که از نظر آقای ستاره بی‌معنی بوده است-از فیلمنامه‌ایش در حین اجرا حذف شود!

واقعیت تلخ کار فیلمنامه‌نویسی این است که چون ابزاری که برای‌ نوشتن با آن سروکار دارید ابزار به ظاهر ساده‌یی در حد کاغذ و قلم‌ است،قریب به اتفاق گمان می‌کنند کار ساده‌یی است که هرکسی‌ توان انجامش را دارد بنابراین فیلمنامه‌نویسان جایگاه کوچکی را در میان هزینه‌های تولید به خود اختصاص می‌دهند البته اگر کار توسط یک تهیه‌کننده و کارگردان تأیید شود،باید مشمول بازنویسی‌هایی شود. پیشنهاد نه چندان مناسب این است که خودتان کارگردانی یاد بگیرید و فیلمنامه‌هایتان را خودتان بسازید.این پیشنهاد مناسب نیست چون در این صورت مقدار زیادی از انرژی شما صرف کاری خواهد شد که شاید در آن استعداد خوبی نداشته باشید اما پیشنهاد بهتر آن است که صبر کنید و پشتکار داشته باشید.با گذر زمان بالاخره روزی فرا خواهد رسید که شما احترام و ارزش متناسب با کار خود را می‌یابید و این مشکلات‌ کم‌تر و کم‌تر خواهند شد به خصوص در شرایط ویژه‌ی سینمای ایران‌ باید خیلی بردبار باشید تا به چنین فیلمنامه‌نویسی تبدیل شوید.

11[b]-به یاد داشته باشید که هر استاد فیلمنامه‌نویسی‌ لزوما نباید فیلمنامه‌نویس هم باشد

با این عنوان آخر،هم تا حدودی سنگ خودم را به سینه می‌زنم و هم‌ می‌خواهم راهی دیگر را پیش پای علاقه‌مندان به فیلمنامه‌نویسی باز کنم.چون بنده در همین مقاله‌ی مختصر شاید توانسته باشم تا حدودی‌ ثابت کنم که در حد خودم دریافت‌های تجربی و دانشی مناسبی درباره‌ی‌ حرفه‌ی فیلمنامه‌نویسی،که بسیار به آن علاقه‌مندم،کسب کرده‌ام اما شرایط و دغدغه‌های متفاوت زندگی در برهه‌های مختلف و همین‌طور شرایط خاص سینمای ایران اجازه نداده است که بتوانم فرصت خیلی‌ زیادی به دست آورم که روی این علاقه‌ام سرمایه‌گذاری کنم.خیلی‌ها هستند که در این مواقع می‌گویند تو که خودت تا به حال یک فیلمنامه‌ هم ننوشته‌یی چه‌طور می‌توانی به دیگران درس فیلمنامه‌نویسی بدهی‌ ولی واقعیت این است که چنین نتیجه‌گیری‌ها و صدور آرایی چندان‌ منطقی نیست چون اولا هر علاقه‌مند به فیلمنامه‌نویسی حتما تجاربی‌ در این زمینه داشته که شاید هربار به دلایلی نتیجه‌ی چندان مطلوبی‌ که باعث دیده شدن کارهایش شود،از آن تجارب حاصل نشده است‌ که ثانیا حتی به فرض که چنین چیزی هم نباشد و کسی که درس‌ فیلمنامه‌نویسی می‌دهد،هیچ فیلمنامه‌یی در طول عمرش ننوشته باشد اما این محال نیست که همان علاقه باعث شده باشد که با تحقیق و تفحص تبدیل به یک فرد صاحب‌نظر در آموزش فیلمنامه‌نویسی شده‌ باشد.برای مثال«سید فیلد»هیچ‌گاه فیلمنامه‌ی شاخصی ننوشته اما فیلمنامه‌های زیادی را تصحیح و اصلاح کرده و راهکارهای زیادی‌ برای حل مشکلات فیلمنامه‌نویسان ارایه داده که باعث گردیده آثارشان‌ تبدیل به فیلمنامه‌های شاخصی شوند.پس به بهانه‌ی این‌که نگارنده‌ی‌ این مطالب یک فیلمنامه‌نویس حرفه‌یی نیست،مطالعه این مقاله را از دست ندهید و مطئمن باشید که اگر در شروع راه نوشتن برای سینما هستید این نکات برایتان راهگشا خواهند بود،هرچند کمبود مجال اجازه‌ نمی‌دهد بحث‌های گسترده‌یی مانند گفت‌وگونویسی یا شخصیت‌پردازی‌ در فیلمنامه را در این مقاله‌ی کوتاه باز کنیم اما در همین حد هم گمان‌ می‌کنم یک فیلمنامه‌نویس تازه‌کار بتواند با مطالعه‌ی این مطلب برای‌ شروع و ادامه‌ی کارش امیدوار شود.از سوی دیگر همین شیوه هم‌ روشی است برای پیگیری یک علاقه‌مند به فیلمنامه‌نویسی که اگر شرایط زندگی به او اجازه نداده که وارد جرگه‌ی فیلمنامه‌نویسی حرفه‌یی‌ شود،حد اقل بتواند تجربیات و نتایج مطالعاتش را درباره‌ی نوشتن برای‌ سینما به فیلمنامه‌نویسان تازه‌کار ارایه دهد.

پاسخ
#5
دوستان عزیزم، توقع می ره که هر کدوم از شما نظر و نوشته ایی رو پست کنه تا روند نویسندگی تو این سایت جاری بشه، دستتون به قلم نمی ره مگه؟ بنویسید، نقد کنید، زیر سوال ببرید، سوال رو پاسخ بدید...

نوشتن یک امر طاقت فرسا و شیرین است.
پاسخ
#6
همه ی موارد درست بود فقط یک مقدار در باب سید فیلد ... من نمی فهمم چه پافشاری در کار با سید فیلد هست ... روشی که منحصر به هالیووده آن هم فیلم های دهه های قبل ... سعی کنید با ترکیب نقاط اوج و سقوط + گره گشایی روش های جدیدی در روایت داستانی پیدا کنید

در باب مورد یازدهم ... قسمت "شرایط خاص سینما" خیلی مخالفم ... با توجه به شرایط الان تلویزیون و سینما به هر حال راه های ورود خیلی آسون تر شده ولی در کل با ماهیت مورد یازده موافقم ... یک معلم خوب صرفا یک فیلم نامه نویس خوب نیست !
پاسخ
آگهی
#7
به خاطر نکته هایی که گفتین متشکر.با این نظرتون که گفتین فیلمنامه ها رو کپی میکنن و یا کار غافلگیر کردن مخاطب خیلی کم انجام میشه واقعا موافقم.
الان چن وقته هرچی فیلم هالیوودی میبینم مخصوصا تو ژانر وحشت میبینم چه سکانسا و حتی چه دیالوگایی که بی هیچ تغییری استفاده نشدن!امیدوارم یه روز برسه که چن تا فیلم درست و حسابی رو پرده های سینمای کشورمون بیاد.
پاسخ
#8
نکاتی برای فیلمنامه نویسان(قسمت چهارم)

منابع و مآخذ فیلمنامه نویسان
این بخش جزئیاتی درباره کتابها، فیلمها، سازمانها، واحدهای درسی و وبسایت هایی که برای کمک به فیلمنامه نویسان (در انگلستان) در دسترس هستند، در اختیار خواننده قرار می دهد که به کمک آنها فرصتهای مناسبی در اختیارش قرار خواهد گرفت. پر واضح است که بعضی وب سایتها بر اساس شرایطی تغییر یابند اما در هر صورت اکثر سازمانهای نام برده شده به کمک موتورهای جستجو در اینترنت قابل فراخوانی هستند.

فیلمها
سناریونویسان لازم است خود را غرق در فیلمهای سینمایی نمایند! هم از نوع کلاسیکش و هم مدرن امروزی. اولین قدم برای فیلمنامه نویسی دیدن تا حد امکان فیلمهای مختلف از انواع گوناگون آن و از انواع قدیمی و جدیدش می باشد. فیلمهای ذکر شده در ذیل، عناصر متفاوتی برای شکل گیری یک نویسنده سینمایی در اختیار قرار می دهند:

• اقتباس Adaptation به کارگردانی اسپایک جونز Spike Jones محصول 2002
• بازیگر The Player به کارگردانی رابرت آلتمن Robert Altman محصول 1992
• شنا با کوسه ها Swimming with Sharks به کارگردانی جورج هانگ George Huang محصول 1994
• زندگی در نسیان Living Oblivion به کارگردانی تام دسیلو Tom DeCillo محصول 1995
• فستیوال Festival به کارگردانی انی گریفین Annie Griffin محصول سال 2005
وب سایت IMDB محلی عالی برای جستجوی فیلمها و دریافت اطلاعات مختلف درباره آنها می باشد.

فیلمنامه ها
قدم بعدی، دیدن یک فیلم و سپس خواندن فیلمنامه آن و یا بالعکس و فهمیدن رابطه میان سناریو و محصول نهایی تولید شده از آن می باشد. فیلمنامه های منتشر شده بسیاری وجود دارد که سودمند هستند. فقط مراقب باشید خودتان را با فیلمنامه هایی که هنوز به فیلم تبدیل نشده اند، گیج ننمایید. وب سایتهای زیر محلهای خوبی برای دریافت فیلمنامه های اصل هستند:
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

کتابها
کتابهای فراوانی در خصوص وجوه مختلف فیلمنامه نویسی و رویه های خلاق نویسندگی بخصوص درباره یادگیری آن به شکل یک حرفه، در دسترس می باشند که سودمند هستند. در ذیل مواردی برای شروع کار پیشنهاد گردیده است:

• ابزار فیلمنامه نویسی: راهنمای نویسندگان به ارکان و فن فیلمنامه نویسی – نوشته دیوید هاوارد و ادوارد مابلی- سال انتشار 1995
• داستان: خمیر مایه، ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی – نوشته رابرت مک کی – سال انتشار 1999
• هنر و علم فیلمنامه نویسی – نوشته فیل پارکر – سال انتشار2003
• Bird by Bird نکاتی در خصوص نویسندگی و زندگی – نوشته آن لاموت – سال انتشار1995
• سیر و سلوک نویسندگان، ساختارهای اسطوره ای برای نویسندگان – نوشته کرستوفر وگلر – سال انتشار 2007

نویسندگان زیر نیز تاکنون کتابهای مختلفی در خصوص عناصر مختلف فیلمنامه نویسی تالیف نموده اند:
• سید فیلد
• لیندا سگر
• کِن دانسیگر و جف راش

آژانسهای سینمایی
دفاتر سینمایی همه امکانات را (بسته به شرایط) می توانند برای فیلمنامه نویسان و سازندگان فیلم فراهم نمایند. آنها اغلب برنامه هایی ملی و محلی درخصوص سرمایه گذاری و همچنین اهدای کمک و بورسهای رایگان برای سناریونویسان، فیلمسازان و سایر مبتکرین در حال آموزش دارند. همچنین منابع اطلاعاتی هم در خصوص سایر مسایل سرمایه گذاری و فرصتهای مفید کاری برای فیلمنامه نویسان در داخل و خارج از انگلستان به شما ارایه می دهند. به عنوام مثال Scottish Screen یک آژانس سینمایی است که برنامه های مختلفی مخصوص نویسندگان اسکاتلندی دارد و انجمن فیلم انگلستان برنامه هایش تمامی انگلستان را در بر می گیرد:

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

جشنواره ها
جشنواره های سینمایی، محلهای عالی برای دیدن فیلمهای کلاسیک و جدید هستند ضمن اینکه می توانید با تمام عوامل سینمایی هم رابطه داشته باشید. درصورتی که تاکنون به عنوان یک فیلمنامه نویس یا فیلمساز کارنموده اید، در این خصوص می توانید درخواست موجودیت حقوقی نیز نمایید که به شما در دسترسی به اکثر فیلمها و رویدادهای سینمایی و فرصت ملاقات با حرفه ایها، کمک می نماید. از مهمترین این فستیوالها در انگلستان می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

• The Edinburgh International Film Festival *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
• The Times BFI London International Film Festival
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

جشنواره های کوچکتر محلی فراوانی هم وجود دارند که ارزش دیدن خواهند داشت و شما می توانید در خصوص آنها اطلاعات بیشتر را از اینترنت دریافت نمایید.

سایر وب سایها
راهنمای نویسندگان انگلستان یک واحد صنفی از نویسندگان فیلم، تلویزیون و رادیو می باشد. این مجموعه علاوه بر انجام کارهای صنفی مرتبط با نویسندگان، کار سازماندهی رویدادها و دوره های آموزشی را نیز برعهده دارد که مکان بسیار عالی برای ارتباط با سایر نویسندگان فراهم می آورد. اعضای این انجمن خبرنامه ای را نیز به همراه جزئیات اخبار و رویدادهای و فرصتهای نویسندگی سینمایی و سایر مسایل مرتبط با حوزه سینما دریافت می نمایند. نویسندگان آماتوری هم که تا کنون تجربه حرفه ای نداشته اند می توانند به عنوان علاقه مندان و یا دانش آموزان نویسندگی در این اتحادیه عضو شوند.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

The Knowledge نیز یکی دیگر از بانکهای اطلاعاتی با قابلیت جستجو است که در خصوص شرکتهای تهیه و تولید، دفاتر سینمایی، دست اندرکاران و افراد خودفرمای این حوزه در انگلستان می باشد. *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

وب سایت BBC در این خصوص بخشی دارد که برای نویسندگان خیلی مفید می باشد. جزئیاتی از فرصتهای کاری برای سناریونویسان و همچنین قالب بندی های متنوع فیلمنامه نویسی که قابل دانلود نیز می باشد، از جمله امکانات آن می باشد.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#9
وقت بخیر

لاگ لاین: Logline
کل داستان فیلم در یک خط شامل ایده اصلی، قهرمان و مشکل پیش رویش

سیناپس: Synopsis
خلاصه یک تا سه صفحه ای از فیلمنامه که به زبان حال نوشته شده است

پیرنگ یا طرح: Plot
ترتیب اتفاقات مهمی که در داستان بوقوع می پیوندد. در واقع همان سکانس بندی فیلمنامه بصورت ساده که در مقاله *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید* بیان شده است. البته عدد گذاری در کار نیست و تقریبا پشت سرهم نوشته می شوند.

پیش نویس یا خلاصه فیلمنامه: Treatment
یک توصیف صحنه به صحنه از فیلمنامه که به زبان حال نوشته شده و بدون دیالوگ بیان می گردد. از 15 تا 60 صفحه نوشته شده و معمول ان 20 تا 30 صفحه است. 
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط moji.30nama
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پنج نقطه عطف كليدي در فيلمنامه هاي موفق Mohammad Ali 0 819 7-6-1393، 11:17 عصر
آخرین ارسال: Mohammad Ali
  عناصر تشكيل دهنده قالب فيلمنامه G.Manager 13 8,762 29-5-1393، 12:49 صبح
آخرین ارسال: poom
  چند نكته درباره فيلمنامه نويسي G.Manager 4 1,849 4-7-1392، 04:21 صبح
آخرین ارسال: amirnasr
  9 راه غيرنوشتاري براي پيشرفت در فيلمنامه نويسي mehrbod 5 1,115 28-2-1392، 11:36 عصر
آخرین ارسال: mehrbod
  5 موضوعي كه قبل از نوشتن فيلمنامه لازم است بدانيم G.Manager 5 4,129 4-10-1391، 03:03 صبح
آخرین ارسال: mehrbod

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :