درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنید    
*نادان بمانید و جستجوگر *

استراتژی داستانگویی: کشمکش درونی شخصیت
زمان کنونی: 27-8-1396، 08:10 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 1
بازدید 895

امتیاز موضوع:
  • 8 رأی - میانگین امتیازات: 4.38
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
استراتژی داستانگویی: کشمکش درونی شخصیت
#1
منبع: scriptmag.com
نویسنده: Paul Joseph Gulino
دوستان پیشنهاد می گردد خود فیلم را هم دانلود و مشاهده نمایید.

آیا شخصیتهای شما برای کارکرد درست فیلمنامه نیاز به یک قوس یا کشمکش درونی دارند؟

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
کری هیز Kerry Hayes: مجموعه بازیگران فیلم افشاگر Spotlight ارتباط حسی خود را با تماشاگران به شکلی ظریف برقرار می نمایند.

فیلم افشاگر (نوشته جاش سینگر Josh Singer و تام مک کارتی Tom McCarthy و به کارگردانی مک کارتی) در چند مجموعه نامزد دریافت جایزه گردیده است از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه. دلیلش هم واضح است. فیلمی خوش پرداخت، ساختار مند و جذاب.

به احتمال زیاد، دلیل دیگرش موضوع فیلم است: خبرنگاران پردل و جراتی که پیگیر برملاسازی فساد در کلیسای ثروتمند و با نفوذ هستند و البته داستانهایی با تم "حق نشان دادن جرایم" مورد علاقه مردمی است که  در پی قضاوت در خصوص اهمیت و ارزش بنیانهای فکریشان هستند. و البته این حقیقت که افراد شیطان صفت در حال حاضر در خط اول اخبار قرار دارند، حقیقتی مضاعف است.

با این حال با تمام تمجیدهای صورت گرفته برای فیلم، دو موضوع در استراتژی که از طرف فیلمسازان آن بکار گرفته شده، مورد غفلت قرار گرفته است: فقدان تحول شخصیت و فقدان کشمکشهای شخصی در بین کارکترهای اصلی داستان.
آیا این موضوعات مهم است؟ همیشه خیر، اما در این مورد بخصوص، می توانستند بدین طریق فرقی اساسی میان یک فیلم خوب از یک سو و فیلمی بهتر با تاثیر گذاری بیشتر و طولانی تر از سوی دیگر، ایجاد نمایند. آیا وقتی شُک حاصل از رسوایی کلیسای کاتولیک، به پایان می رسد، هیچ مساله عمیقتر انسانی دیگری در ادامه دیده می شود که بتواند طنین انداز داستان گردد؟ بنظر که پیدا کردنش مشکل باشد.

کارکترهای زیاد و فقدان کشمکش درونی
داستان خود مجموعه ای است با شخصیتهای مختلف که همه بدنبال برملا ساختن تهدیدهای مختلفی هستند که در حین بررسیهایشان، گریبانگیرشان شده است. و از طرف دیگر افرادی هم هستند که بدنبال مدیریت عملیات و گرفتن تصمیمهای اساسی تر می باشند. همچنین داستان براساس ساختاری کلاسیک، درامش را به تکه های کوچکتر تقسیم می نماید: خبرنگار تشنه اطلاعات است اما منبع خبر تمایلی به افشای آن ندارد چرا که رشوه گرفته است و یا خود را متعهد به کلیسا می داند و یا اینکه پای یکسری دادخواستهای قانونی درمیان است و یا اینکه اصلاً تمایلی به این کار ندارند. با اینحال خبرنگاران بشدت پیگیر بوده و نهایتاً به مشکلات غلبه می کنند.

بتدریج قطعات پازل جور شده و قهرمانان داستان آنچه را که نیاز دارند، بدست آورده و ارتباطات را کشف می کنند و سرانجام به پیروزی می رسند.
گسترش ارتباطات میان مخاطبین و تعداد زیاد شخصیتهای اصلی مختلف داستان، باعث می شود که رابطه قوی احساسی ایجاد شده، بتدریج بین آنها کم رنگ گردد و همین باعث کاهش شدت تاثیر و ضربه عاطفی فیلم گردد.
گذشته از آن هیچ کدام از کارکترهای اصلی داستان، هیچگونه نفع شخصی در این تعقیب و گریز نداشته و مثلاً هیچ گونه ریسک از دست دادن کار و یا مورد ظرب و شتم قرار گرفتن و یا حتی ترس طرد شدن هم برایشان وجود ندارد. باندازه کافی مشخص است که خبرنگاران همه کاتولیک هستند و البته یکی از آنها، مایک(با بازی مارک رافلوMark Ruffalo) اعتراف می کند که بدلیل مسایلی که در طول داستان مشخص می شود، از کلیسا جدا افتاده است. اما بهرحال این موضوع دراماتیزه نشده و صرفاً به عنوان موضوعی که خارج از شروع داستان ایجاد شده، بیان می گردد. سایر افراد ظاهراً با قربانی شدن کلیسا در این خصوص کمی مشکل داشته باشند و بهمین خاطر نگران اصلیشان این است که امکان داشته باشد روزنامه بوستون گلوب بدلیل کاتولیک بودن خوانندگانش، مورد بی مهری آنها قرار گیرد.

پس فیلمی که ما داریم درباره یک عده آدمهای خوب است که می خواهند کار خوبی انجام دهند بدون اینکه متحمل هیچ گونه هزینه ای گردند و در آخر هم پیروز ماجرا می شوند. چه کسی هست که نخواهد آدمهای خوبی را ببیند که می خواهند کارهای خوب انجام دهند؟

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

تغییرات شخصیت و کشمکشهای درونی
من درباره قوس شخصیتی کارکترها همیشه بحث می کنم. اساساً امکان دارد برداشتی که از این موضوع صورت می گیرد تغییر در سطح آگاهی شخصیت لحاظ گردد به عبارت دیگر آنچه که یک کارکتر می خواهد(چیزی که نسبت به آن آگاهی دارد) در مقابل آنچه که واقعاً نیاز دارد(اغلب کاملاً متفاوت با خواسته شان، که معمولاً در زیر فشار داستان به آن پی می برند). بطور خلاصه قوس شخصیتی کارکتر همان فرایند یادگیری او ]از زندگی[ بحساب می آید.

دو کتاب چاپ شده اخیر "فتح اجتماعی زمین" The Social Conquest of Earth-2012  و "داستانگویی با حیوانات" The Storytelling Animal-2013 نیز درباره مزایای داستانگوییِ تحول محور بحث کرده و کشف اشتباهات دیگران را در این خصوص به عنوان یک جز مهم بررسی می کنند. بنابراین جای تعجب ندارد که قوس شخصیتی کارکتر- به عنوان توصیفی از آنچه که قهرمان در طول داستان فرا می گیرد- یک الگوی کاملاً معمولی در داستانگویی سینمایی باشد.

درهرحال مفهوم یک کشمکش درونی بیانگر ابزاری است که به کمک آن درام داستان تشدید می گردد و بخوبی باکارکرد آموزش داستان سرایی در ارتباط است چراکه در واقع بازتاب دهنده موقعیت های معمول زندگی می باشد. فرار از ساختمانی که در حال سوختن است، ذاتاً وضعیتی دراماتیک و چشمگیر است چراکه رویارویی با آتش در واقع مساله مرگ و زندگی است که باید برآن فایق آمد. و بهرحال تصمیم مشخص است: فرار کن یا بمیر.
حال تصور کنید که شما مسئول سلامت بیمارانی هستید که در ساختمان هستند. مساله اینجاست که اگر بخواهید آنهارا فراموش نمایید و فرار کنید، آنها از بین خواهند  رفت و همین باعث بوجود آمدن کشمکشی درونی خواهد شد که فشارش بر شما قابل درک خواهد بود. پس اکنون مساله تنها فرار از ساختمان نیست. در واقع ایجاد راهبردی مناسب بین حفظ جان خود و نجات افرادی که چشمشان به شماست، می باشد.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
هیچ یک از شخصیتهای فیلم افشاگر در قبال کنشهایشان هزینه درخوری را متحمل نمی شوند.

و راه حل
ارایه یک اثر پرداخت شده  و موثر از فیلم افشاگر کار آسانی نخواهد بود. علاوه بر این نویسندگان بر روی یک داستان واقعی کار می کرده اند و شخصاً نمی دانم تا چه حد از ایشان انتظار می رفته است که به داستان واقعی وفادار باشند( و یا اینکه واقعاً چقدر در این خصوص این موضوع را مد نظر قرار داده اند). علی الیحال درهنگام بسط و گسترش داستان در موقعیت استودیویی شرکت فیلمساز، بخصوص زمانی که گروه بازیگری با شما هستند، قطعاً محدودیتهایی را برای نویسندگان در استفاده کامل از اِلمانهای داستانی، ایجاد می نماید. همه بطور کامل در کار مشارکت داشته اند،از مدیریتهای مختلف که درگیر کار بوده اند تا مباحث و دستور جلساتی که مدام در این خصوص می بایست به آنها رسیدگی می شده است.
با این حال جدای از تمام این صحبتها، داشتن رویکردی مشخص به این موضوع صرفاً به عنوان یک ماده اصلی در داستانگویی باعث خواهد شد که مساله نبود قوس شخصیتی و فقدان یک کشمکش درونی، براحتی قابل حل باشد. و اما چطور؟

شخصیت جیم سالیوان(با بازی جیمی شریدانJamey Sheridan) را می توان در فکرمان به عنوان یک کارکتراصلی قرار دهیم. او وکیل کلیسا بوده و مسئولیت دفاع از نود کشیش را برای جلوگیری ازرسوایی و تحت تقیب قانون قرار گرفتن، برعهده دارد. او هم یک کاتولیک است. کشمکشهای درونی و بیرونی او در چندین سطح مختلف قرار دارد. او از جنایات موکلینش که قطعاً ازآنچه که به آنها معتقد است، دردناکتر است، باخبر است. او در واقع در نقش حامی شیطان قرار دارد. با اینحال اگر بخواهد تنها به وجدان خود عمل کرده و به سمت خبرنگاران برود، نه تنها خود را در برابر مقامات کلیسا قرار داده است، بلکه ممکن است کار خود را هم ازدست بدهد و شاید هم خود تحت تعقیب قرار گیرد. اگر خانواده و دوستانش هم افراد مومنی باشند، این موضوع باعث از بین رفتن روابطش خواهد شد. پس فضایی برای ارایه یک قوس شخصیتی وجود خواهد داشت: در حین انجام  وظیفه، متوجه می شود که دیگر قادر به ادامه کار نیست ودر نتیجه دست به اقدامات دیگری با توجه به کشمکشهای درونی خود می زند.(این تغییر رویکرد در واقع چیزی است که در فیلم بصورتی ناچیز در حین یک صحنه روی می دهد.)

این موضوع همچنین می تواند بوجودآورنده صحنه های پر تعلیق از احتمال افشای وجود رابطه بین او و خبرنگاران واینکه در واقع منشا درز اطلاعات خود او می باشد، گردد و بهتر از صحنه هایی است که در آن مدام مورد پرسش همکاران مشکوکش قرار بگیرد. چنین صحنه هایی در مقایسه با صحنه ای که مثلاً خبرنگار در این تنش قرار دارد که یک روزش را صرف کپی از مدارک دادگاه نماید تا مبادا مرکز ارایه کپی درساعت 4 بسته شود، تعلیق بیشتری خواهند داشت و یا در صحنه ای دیگر خبرنگار بعدی نمی تواند خود را متقاعد کند که بخاطر رسوایی، به همراه مادر بزرگش به کلیسا برود.

اضافه کردن یک شخصیت خبرنگار به داستان که قرار نیست شوالیه ای تمام عیارهم باشد- شخصی از جان گذشته برای داستانی بزرگ  و اهدافی که در سر دارد و کسی که علناً از احساس گناه سالیوان سوء استفاده کرده و در واقع او را برای دریافت اطلاعات بازی می دهد- و سرانجام با دریافت جایزه پولیتزر همه را فراموش می کند نمی تواند یک داستان خیره کننده باشد. این تنها سالیوان است که متوجه می شود که زندگیش را با وجود انجام کار درست، به تباهی کشانده است و اینجاست که داستان برای شما با ضربه ای مهلک به پایان می رسد و داستانی خواهید داشت که ظریفتر و شبیه تر، به چالش عظیمی برای زندگی بدل خواهد شد. به اریک اسنودن فکر کنید که به عنوان متخلف از طرف دولت تحت تعقیب است و شاید مجبور باشد بقیه عمرش را در تبعید زندگی نماید.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

فیلم جعبه موسیقیMusic Box(1989) هم به همین شیوه عمل می نماید. فیلم درباره یک جنایتکار جنگی کهنه کار تحت تعقیب است که در امریکا زندگی می کند. داستانگویان ما( نویسنده جو اشترهاس Joe Eszterhas و کارگردان کوستا گاوراس Costa-Gavras) بخوبی دادستان تعقیب کننده را به عنوان شخصیت اصلی معرفی کرده اند. هدف او مشخص است: اون نازی رو باید گرفت. با این حال در داستان دختر نازی تحت تعقیب ،به عنوان یک وکیل معرفی شده که عاشق پدرش بوده و معتقد است پدرش بی گناه است، پس وکالت او را بر عهده می گیرد. درحالی که حقیقت امر بتدریج مشخص می شود، دختر خود را با یک معضل بزرگ دست به گریبان می بیند.

افشاگر فیلمی خوب و قوی است. می توانست ارایه دهنده کشمکش های درونی و قوس شخصیت بوده و به عنوان یک نمونه تاریخی مد نظر قرار گیرد.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط sarouye ، Reza1992 ، amirblackblood


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شخصیت های ایستا و پویا Love Iran 2 916 25-11-1395، 03:35 عصر
آخرین ارسال: Love Iran
Information ارزشمند ساختن شخصیت برای مخاطب Mohammad.R 0 421 5-6-1395، 03:48 عصر
آخرین ارسال: Mohammad.R
  آشکارسازی شخصیت G.Manager 0 608 18-12-1394، 01:15 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  شخصیت اصلیهای بد G.Manager 0 628 12-12-1394، 12:28 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  جراحتهای گذشته شخصیت G.Manager 0 471 22-11-1394، 01:12 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :