درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنید    
*نادان بمانید و جستجوگر *

شخصیت اصلیهای بد
زمان کنونی: 3-9-1396، 10:21 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 1
بازدید 638

امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امتیازات: 4.27
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شخصیت اصلیهای بد
#1
منبع: movieoutline.com
نویسنده: Erik Bork


با افزایش شخصیتهای تاحدودی منفور در سریالهای اخیر مانند سوپرانو، بریکینگ بد و کارگاه حقیقی، شاهدیم که ضد قهرمانها در حال افزایش هستند. دیگر نیازی به همدری و یا حتی طرف شخصیت اصلی را در داستان گرفتن ، وجود ندارد و بنظر می آید این افراد جذاب در دنیایی جذابتر و البته پر مخاطره در حال محبوبیت هستند.
آیا واقعاً این نظر درست است و در سینما هم می توان به همین شکل عمل کرد؟

هم بله و هم خیر. از یک طرف عمیقاً معتقدم نوشتن شخصیت و کارکترهای استثنایی می تواند در به هیجان آوردن مخاطب در زمانی که داستان قدرت لازم را ندارد، مثمر ثمر باشد اما از طرف دیگر می دانم مشکل اصلی فیلمنامه هایی که موفق نمی شود این است که واقعاً اهمینی برای شخصیتهایشان قایل نیستند. 

"توجه" یعنی همه چی
تماشاگران بطورکلی باید نسبت به آنچه که در داستان می گذرد، توجه نشان دهند تا بخواهند به تماشای آن ادامه دهند. اکثر مواقع لازمه اش این است که بتوانند شخصیت اصلی فیلم را پیدا نمایند و حتی به او علاقه داشته باشند. عنوان کتاب "گربه را نجات دهید" هم دقیقاً به همین نیاز اشاره دارد. در نظر نویسنده کتاب، بلیک اشنایدر Blake Snyder کارکتر باید قادر باشد در ده صفحه اول فیلمنامه کاری صورت دهد تا مارا وادارد که بقیه صفحات را هم مطالعه نماییم. خیلی فیلمنامه ها هستند که بعد از ده دقیقه تمام شده اند و خواننده این فیلمنامه ها با خود فکر می کند" چرا باید این آدم رو واسه دو ساعت تحمل کنم؟!"

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

اما باید توجه داشت تا زمانیکه بتوان با دلایل روشن شخصیت اصلی را برای مخاطبین مشخص نمود، فقط و صرفاً علاقه مندی به شخصیت اصلی، نیاز ضروری کار نمی باشد. مساله اصلی این است که بتوانیم یک بحران واقعاً بزرگ و یا مشکلاتی مربوط به یکدیگر را برای قهرمان خلق نماییم. 
قاون شخصی خودم این است که: هرچه قدر کارکتر اصلی غیر دوست داشتنی تر باشد، به همان میزان هم باید مشکلاتشان بزرگتر و متناسب با آنها باشد.

به چه دلیل برای تونی سوپرانو ارزش قایلیم؟
وی درظاهر شخصیت خوشایندی ندارد. وی یک گانگستر خشن است که مدام بدنبال دروغگویی و تقلب می باشد. اما هرچه قدر در قسمت اول سریال جلو می رویم، متوجه می شویم که کارکتری است که در دورنش ترس و هراس رخنه کرده و بگونه ای مورد تحقیر قرار گرفته است که خود را به یک روانشناس معرفی نموده است. در همین اثنا هم مادرش احتمالاً می خواهد سر به تنش نباشد، و احترام و محبتی که از همسرش و بچه ها و همکارانش نیاز دارد را هم نمی تواند کسب نماید. مشکلاتش ملغمه ای از مسایل بزرگ و به هم تنیده می باشد. بله به لحاظ جنسی هم مشکل دارد اما بیشتر داستان درباره مشکلاتی است که وجوه زندگی و شخصیتی و احساسی اش را پر نموده است. 

بریکینگ بد هم به همین شکل: والتر وایت هم دقیقا به همین شکل است. او معلم شیمی در یک دبیرستان است که خانواده برایش اهمیت زیادی دارد و وقتی می فهمد که بزودی خواهد مرد، سعی می کند برای تامین آسایش آنها کاری انجام دهد. البته در فصلهای بعدی به شخصیتی ترسناک تبدیل می گردد اما چیزی که باعث می شود تماشاگران در ابتدا با او همراه شوند، چیزی کاملاً همذات پندار می باشد( مشکلاتی بزرگ و در هم تنیده)

 و سریال کارگاه حقیقی هم مجدد ثابت می کند که اگر شخصیتهای اصلی یک داستان بتوانند پرونده های جنایی را حل نمایند( یا هر کاری که از نگاه مردم  و یا جامعه قهرمانانه باشد) در عوض می توان آنها را به طرق مختلف غیر قابل دوست داشتن درنظر گرفت. سریالهای بسیاری هستند که با استفاده از این "ترفند"، مخصوصاً سریالهای خصوصی که تمایلی هم برای رتبه بندی کارهایشان ندارند، به دنبال جذب تماشاگر هستند. حتی در شبکه های عمومی تلویزیون که ارزش بیشتری در این خصوص قایل هستند(به عنوان ابزاری برای جذب تماشاگر بیشتر) می توانیم مثالهای اینچنینی را هم در آنها ببینیم. مانند سریال دکتر هاو

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

مشکلات علت توجه
اگر شخصیت اصلی فیلم شما با مشکلات بزرگ و در هم تنیده روبرو نگردد، پس مشکل از خود شماست! به عبارت دیگر اگر قهرمان خیلی خواستنی باشد، اگر دردسرها بزرگ نباشند و یا باندازه کافی در هم تنیده نباشند، در نتیجه مخاطب هیچ اهمیتی برای داستان قابل نخواهد شد. مورد دیگری که من در فیلمنامه ها با آن برخورد می کنم از این قرار است: کارکتر اصلی با دردسری بزرگ، سخت و باندازه کافی پپیچیده برخوردی ندارد که بخواهد بدتر و بدتر شود تا به نقطه اوج برسد. لازم است که در زندگی بیرونیشان هم با موانعی کاملاً سخت برخورد کنند(و نه فقط زندگی درونیشان) در واقع دلیلی مشخص برای اینکه نشان دهید می خواهند چیزی را حل کنند. ( و مخاطب  کاملاً با او همرا ه می شوند)

اکثر فیلمهای موفق ترکیبی از انواع مشکلات را برسر قهرمان وارد می کنند(البته با توجه به ژانری که فیلم در آن است) و یک شخصیت اصلی که بتوان با او همدردی نمود و به نسبت براحتی می توان به او علاقه مند شد، فارغ از اینکه چه ایراداتی می توانند داشته باشند. (بله شخصیت اصلی می تواند ایراد داشته باشد اما نه اینکه بخواهد برای دیگران دردسر درست کند. و تنها مشکلش درسر راه خودش قرار می گیرد.)

مساله مهم این است که مخاطب با بحرانها و مشکلات کارکتر چه به لحاظ معنوی و اصولی درگیر شود. معمولاً هم بهترین راه برای دستیابی به این موضوع  این است که همه چیز را از نقطه نظر ذهنی کارکتر شرح و توضیح دهیم تا از دید مخاطب قابل درک باشد. شاید مخاطبین نخواهند شخصیت اصلی را دوست داشته باشند و یا اصلاً با او همدردی کنند اما حداقل اینکه خود را بجای او قرار داده و با همدلی با کاکرتر، داستانش را دنبال نمایند. 

همدلی با مایکل هوگو Michael Hauge
اخیراً به مناسبت 20امین سالگرد انتشار کتاب مایل هوگو به نام "فیلمنامه ای بنویسید که بفروشد" آن را بدقت مطالعه می کردم که متوجه شدم او هم راههای همراه کردن مخاطب را بیان نموده و مسیرهایش فرای نتایجی است که من بصورت شخصی بدست آورده ام.(درباره نیاز به مشکلات بزرگتر و پیچیده تر تا بتواند جبرانی برای کارکتر دوست نداشتنی باشد). در فصل 7 ده صفحه ای کتابش با عنوان "خلق همدلی" سه روش مرسوم در این خصوص را ذکر می کند:

• همدل کردن مخاطبین با کارکتر (از طریق قرار دادنشان در موقعیتهای سختی که مستحقش نیستند)
• قرار دادن کارکتر در یک موقعیت خطرناک  که باعث می شود نگرانشان شویم
• کاری کنیم که دوست داشتنی باشند یعنی به شکلی غیر خودپسندانه خوش قلب، سخاوتمند و آماده کمک به دیگران باشند

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

اما او به این موارد بسنده نمی کند. همچنینی اشاره می کند که یک شخصیت را می توان دوست داشتنی هم نشان داد و این کار با قرار دادن آنها در میان جمعی از دوستان . همچنین معتقد است که اگر کارکتر بامزه باشد که حتی اگر خصیصه اشتباهی از او دیدیم، بتوانیم او را ببخشیم، باعث می شود که به دیدن فیلم و پیگیری وضعیت کارکتر ادامه بدهیم.(مثلا در وقتی هری سالی را ملاقات کردWhen Harry Met Sally و یا فیلم بهتر از این نمیشه As Good As It Gets که در آنها بخوبی شخصیتی منفور معرفی گردیده و بنظر نمی رسد با بحرانهای مرسوم ما درگیر شده باشند. بنظر من رازشان در این است که می توانیم سه شخصیت واقعی را پیدا کنیم که دوتای آنها بشدت دوست داشتنی هستند)

من با مایکل موافقم که نویسندگان واقعاً لازم است در تقابل با مخاطبین(و خوانندگانشان) ترکیبی از سه موضوع مهم را در اختیارشان قرار دهند: همدردی، مخاطره و علاقه. همچنین با لیست دیگری از عناصر هم که کمک می کند تا مخاطب بیشتر با کارکتر درگیر شود، موافق هستم. و از آنجایی که ممکن است این موضوع مهمترین چیزی باشد که فیلمنامه نویس باید کسب کند، فکر می کنم که لازم است مجدد یاداوری گردد.

این لیست دوم که با اجازه او آورده امعبارتند از:

• شخصیت باید در موضوعی ماهر باشد
• ایجاد ارتباط بین کارکتر و نیرویی که متعلق به اوست(مثلاً قدرتی فوق العاده و یا نیرویی فرای افراد عادی و اما در عین حال نیرویی باشد که بشود کاری را با آن انجام داد و بتوان احساس شخص را در رابطه با عقاید دیگران، مطرح نمود)
• قرار دادنشان در موقعیت هایی که مشابه زندگی مخاطبین باشد
• نسبت دادن نقاط ضعف و ترسهایی که همه با آنها آشنایی دارند
• بجای چشم مخاطب قرار گیرند(و چیزهایی که کارکترها یاد می گیرند را ماهم بیاد بسپاریم)

این لیست هرگز قرار نیست جانشین لیست اولی که ارایه شد گردد اما در بدست آوردن هدف نهایی مخاطب یعنی "اهمیت دادن به قهرمان" کمک رسان خواهند بود. بخاطر بسپارید که این موضوع در ده صفحه اول  مهم و قابل رسیدن باید باشد. و آن جایی خواهد بود که خواننده از خود خواهد پرسید:" آیا هنوز هم ارتباط احساسی قوی با من برقرار است؟ آیا دلیلی دارد که بخواهم این داستان و شخصیتش را دنبال نمایم؟"

در 99% موارد متاسفانه جواب "واقعاً نه" خواهد بود. اگر بتوانید خود را جزو آن یک درصدی نمایید که جواب بله را می گیرند، پس بدانید که در مسیر درست قدم گذاشته اید.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط porsafar90 ، toba


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شخصیت های ایستا و پویا Love Iran 2 943 25-11-1395، 03:35 عصر
آخرین ارسال: Love Iran
Information ارزشمند ساختن شخصیت برای مخاطب Mohammad.R 0 430 5-6-1395، 03:48 عصر
آخرین ارسال: Mohammad.R
  آشکارسازی شخصیت G.Manager 0 608 18-12-1394، 01:15 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  جراحتهای گذشته شخصیت G.Manager 0 481 22-11-1394، 01:12 عصر
آخرین ارسال: G.Manager
  استراتژی داستانگویی: کشمکش درونی شخصیت G.Manager 0 905 18-11-1394، 01:07 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :