درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنید    
*نادان بمانید و جستجوگر *

آشکارسازی شخصیت
زمان کنونی: 27-8-1396، 07:53 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 1
بازدید 608

امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آشکارسازی شخصیت
#1
منبع: scriptmag.com

نویسنده: Drew Yanno


یکی از چالش برانگیزترین کارهای فیلمنامه نویسی، آشکارسازی وجوه شخصیت برای مخاطبین می باشد. همانطور که اکثر شما می دانید تصویرسازی هوشمندانه شخصیت، راه زیادی را می طلبد تا بواسطه آن مخاطبین هم بتوانند شناخت و درک لازم را از یک کارکتر مشخص در داستان داشته باشند.

البته این موضوع در رمان بسیار آسانتر است. راوی در رمان براحتی هر آنچه را که می خواهد درباره شخصیت حتی تاریکترین و عمیقترین رازهای او را برای خواننده توصیف می نماید. درصورتیکه فیلمنامه نویس چنین قابلیتی را در اختیار ندارد و تنها می تواند به مقداری کوتاه از راوی روی تصویر استفاده نماید.(و البته اگر استفاده از راوی تنها برای معرفی شخصیت باشد، که اصلاً استفاده آن غیر مجاز است!)
یک فیلمنامه نویس خوشبختانه چندین راه مختلف برای آشکارسازی شخصیتهایش در اختیار دارد، و البته دیالوگها دم دسترین راه برای رسیدن به این مقصود از طرف نویسندگان تازه کار می باشد. 

با اینحال بدون شک بهترین و حقیقی ترین راه برای معرفی کارکتر کنش او می باشد. بدون شک اندرزهایی در این خصوص شنیده اید که می گوید:" کنش معرف شخصیت است" و یا "شخصیت همان کنش است". تمامشان صحیح است اما به نظر من این صحبت خیلی عمیق نیست. 
چرا؟ فقط کنش قرار نیست آشکارکننده وجوه شخصیت باشد. به عنوان مثال اگر من در را برای یک خانم مسن باز نگه دارم تا قبل از من وارد مغازه ای گردد، به این معنی است که من آدم فوق العاده ای هستم؟ ابداً، جناب آدولف هیتلرهم مشابه چنین موقعیتهایی داشته و در را هم باز نگه داشته است. پس این نیست!

بهتراست چند قدم به عقب برگردیم تا بفهمیم این کنش واقعاً می تواند معرف شخصیت ما با شد یا خیر. به نظر من یک کنش تنها درزمانی می تواند این مهم را عملی نماید که درقالب یک کشمکش به حرکت درآید. کارکتر حتماً باید با یک شکلی از کشکمش روبرو گردد تا کنش او معرف شخصیت او گردد. اجازه دهید سیر این عملکرد را برای شما روشنتر نمایم:

• همیشه چه چیز به دنبال کشمکش خواهد بود؟  فشار
• فشار همیشه کارکتر را به چه سمتی هدایت می کند؟ انتخاب
• انتخاب همیشه باعث بوجود آمدن چه اتفاقی خواهد شد؟ کنش
• و اکنون این کنش است که آشکار کننده شخصیت خواهد بود

به نظر من عبارت"کنش معرف شخصیت است" می بایست به این شکل تغییر یابد" انتخابی که در پی فشار باشد، شخصیت را آشکار می نماید". و این قابل قبول است چراکه انتخاب در اکثر قریب با اتفاق مواقع، باعث ایجاد کنش خواهد شد. برای کسانی که عاشق طرحهای تقویت حافظه هستند، (CUP(Capitalization, Usage, Punctuation چیز خوبی است.
بیایید به همان مثال باز کردن در برگردیم. اگر من بدون اینکه درگیر هیچ کشمکش و یا فشاری از بیرون قرار داشته باشم و به در ورودی یک فروشگاه برسم، باز نگه داشتن در از طرف من برای یک شخص دیگر، تنها می تواند معنیش این باشد که من عجله ای در کارم نیست و یا امروز حال خیلی خوبی دارم. فقط قرار است وارد فروشگاه شوم و حالا فنجان قهوه ای هم نوش جان نمایم و حالا یک مشتری بیشتر در صف، نمی تواند چیز با اهمیتی برایم باشد. 

از طرف دیگر فرض کنید یه عده زامبی به سمت پارکینگ فروشگاه حمله ور شده اند و تنها راه فرار از آنها، همان ورودی فروشگاه می باشد. حالا ما یک بحران داریم. در واقع اگر افرادی هم باشند که هنوز به زامبی تبدیل نشده اند و بخواهند به آن سمت فرار نمایند، اینجاست که فشار زیادی در صحنه حس می گردد. حالا من هرچه به در فروشگاه و درواقع به محیط امن نزدیکتر می شوم، دو راه در پیش رویم قرار می گیرد: هرشخصی را از پیش رویم بردارم یا اجازه دهم ابتدا آنها وارد شوند؟ اگر کنش من این باشد که ابتدا اجازه دهم افراد دیگر وارد شوند، اکنون می توان مدعی شد که این رفتار چیز مشخصی را درباره من نشان می دهد. اینطور نیست؟

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

یک مثال بهتر(و البته جدیتر از مثال خودم) پرده سوم فیلم کازابلانکا است که در آن می بینیم که ریک (بابازی همفری بوگارت) با وجود اینکه تحت فشار است، چطور رفتاری از خود نشان می دهد. وقتی کاپیتان رنولت به کافه ریک می آید و فکر می کند که ویکتور لازلو را با برگه های خروج دزدیده شده، دستگیر خواهد کرد، متوجه می شود که ریک بر روی خودش اسلحه کشیده و توافق قبلیشان را زیرپاگذاشته است. او کارش تمام شده است و بدین شکل شاید رابطه اش را با تنها دوستی که می توانسته در کازابلانکا داشته باشد، بهم می زند تا بتواند برنامه خروج لازلو را از شهر تحت کنترل نازیها مهیا نماید. 

وقتی سرگرد اشتراسر سر می رسد، زمانی است که لازلو و السا سوار هواپیما شده اند و ریک تفنگش را به سمت او می گیرد و مطمئن است که دیگر در کازابلانکا نخواهد بود. و سرانجام قبل از اینکه اشتراسر بتواند برج کنترل را برای دستگیری لازلو،خبر دهد، او را می کشد تا خاطر جمع گردد که عشق زندگیش که زمانی آرزو داشت همسر او گردد، اکنون به سلامتی کازابلانکارا به همراه همسرش ترک خواهد کرد. و دقیقاً بهمین خاطر خود را دوست داشتنی ترین مرد شمال آفریقا می نماید. 

به این شکل این کنشها شخصیت او را برای ما رو می نماید و در این فرایند تبدیل به یکی از قهرمانانه ترین و همذات پندارانه ترین شخصیت ها در تاریخ سینما می گردد. 

همانطور که در ابتدا هم گفتم سناریو نویسان راهای مختلفی برای آشکارسازی شخصیت در اختیار دارند. اما همانطور که همیشه مثل معروف می گوید: کنشها بلندتر از کلمات صحبت می کنند.
پس اگر واقعاً می خواهید خوانندگان فیلمنامه تان از شخصیت واقعی کارکترتان شناخت پیدا نمایند، مجبورشان کنید تا تحت فشار تصمیمی را اتخاذ نمایند.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط علی اکبر رنجبر ، scarlet


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شخصیت های ایستا و پویا Love Iran 2 914 25-11-1395، 03:35 عصر
آخرین ارسال: Love Iran
Information ارزشمند ساختن شخصیت برای مخاطب Mohammad.R 0 420 5-6-1395، 03:48 عصر
آخرین ارسال: Mohammad.R
  شخصیت اصلیهای بد G.Manager 0 628 12-12-1394، 12:28 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  جراحتهای گذشته شخصیت G.Manager 0 470 22-11-1394، 01:12 عصر
آخرین ارسال: G.Manager
  استراتژی داستانگویی: کشمکش درونی شخصیت G.Manager 0 894 18-11-1394، 01:07 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :