درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

پیمان قاسم‌خانی
زمان کنونی: 15-9-1395، 03:53 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: نوید ربیعی
آخرین ارسال: Michael Scofield
پاسخ 6
بازدید 2123

امتیاز موضوع:
  • 28 رأی - میانگین امتیازات: 3.89
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیمان قاسم‌خانی
#1
پیمان قاسم‌خانی (متولد ۱۳۴۵) فیلمنامه‌نویس ایرانی است که بیشتر در زمینه طنز فعالیت می‌کند.

وی همسر بهاره رهنما بازیگر ایرانی است.

در اکثر ساخته‌های مهران مدیری به عنوان نویسنده و یا سرپرست نویسندگان در کنار او حضور داشته است. بسیاری پیمان قاسم خانی و مهران مدیری را زوج طلایی طنز تصویری می نامند.

او که در دانشکده اهواز آمار انفورماتيک خوانده است سال ۱۳۷۰ به مركز آموزش فيلمسازی باغ فردوس رفت و دوره فيلمنامه نويسی را در اولين مركز گذرانده است. از جمله فيلمنامه های او: «من زمين را دوست دارم»، «بوی خوش زندگی» (بازنويسی)، «نان و عشق و موتور هزار» است كه براي ابوالحسن داوودی و فيلمنامه «هتل» را نيز برای مرضيه برومند نوشته است. او برای نوشتن فيلمنامه ی «دختری با كفش های كتانی» جايزه بهترين فيلمنامه نويسی را از خانه سينما دريافت كرد و بعد سناريو و سرپرست نويسندگی سريال «پاورچين» را بعهده گرفت. فيلم كوتاهی نيز به نام«هزارپا» با بازي بهاره رهنما، مهران مديری، سروش صحت و پگاه آهنگرانی ساخت .همچنين سريال های «خانه ما» (مسعود كرامتی) و «گالری ۹» (غلامرضا رمضانی) را نوشته است.

فيلم شناسی وی برای فیلمنامه فیلم مارمولک سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرده است.
---------------------------------------
فعالیت تلویزیونی
سریال ساختمان پزشکان,سریال مسافران,سریال مرد هزار چهره,سریال باغ مظفر,سریال شب‌های برره,سریال کمربندها را ببندیم,سریال پاورچین,سریال خانه ما,سریال گالری۹,سریال هتل
فعالیت سینمایی
فیلم سن پطرزبورگ ۲,فیلم شیش و بش,فیلم ورود آقایان ممنوع,فیلم سن پطرزبورگ,فیلم کیش و مات,فیلم نقاب,فیلم مکس,فیلم مارمولک,فیلم نان، عشق و موتور ۱۰۰۰,فیلم دختری با کفشهای کتانی,فیلم من زمین را دوست دارم,فیلم بوی خوش زندگی
شبکه خانگی
مجموعه گنج مظفر,مجموعه فضا نوردان
نوید ربیعی پست الکترونیک:navidrabiee@yahoo.com
پاسخ
#2
آقا كسي فيلم نامه مارمولك را ندارد
هنر نزد ايرانيان است و بس68
پاسخ
#3
کیش و مات فیلم به اون چرتی کجاش فیلمنامش مال پیمان است؟؟؟؟پیمان و چه به این فیلمنامه های پرت.یا سریال کمربندها را ببندیم.اونم مال پیمان نیست
پاسخ
آگهی
#4
\dlhk uar , hg',d lki...

پیمان الگوی نویسندگیه منه...خدا کنه روزی بتونم ذره ای عین ایشون بنویسم...
نوشتن زندگیه من است،هرروزی که مینویسم دنیایی پیش رویم باز میشود و با انسانی جدید اشنا میشوم و زندگی ام دگرگون میشود...
نوشتن را دوست دارم و عشقش درون رگ هایم است...
پاسخ
#5
با سلام

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


در تلویزیون ایران کارهایی بودند که اجازه ندادند ویژگی های خلاقانه شان ته بکشد. کارهایی که با نگاه به تیتراژشان اسم دو نفر دستمان می آید: پیمان و مهراب قاسم خانی. ویژگی هایی که می خواهیم مرورشان کنیم و رمز موفقیت قاسم خانی ها را پیدا کنیم.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید* از حدود 20 سال پیش که مجموعه های آیتمی شبانه در تلویزیون باب شد، تا وقتی که تغییر فرم داد و به سریال های کمدی 90 شبی رسید، ویژگی هایی که قرار بود باعث جذابیت مجموعه ها – در هر دو فرمش – باشد، دچار تغییراتی شده است. ویژگی هایی که در یک دوره از خلاقیت های ریز و درشت ریشه گرفتند، پخته شدند، سر و شکل پیدا کردند و باعث اوج گرفتن سریال ها شدند. ویژگی هایی که مثل هر عنصر دیگری در نمایش، یک روز به ته خطشان رسیدند و تمام شدند.

ویژگی هایی که حالا از شدت استفاده، نخ نما شده اند و می توانند علیه جذابیت هر ایده ای عمل کنند و نتیجه اش را در اغلب طنزهای روتین شبانه این اواخر می توان دید. در این مسیر سربالایی و سرپایینی اما کارهایی هم بودند که اجازه ندادند ویژگی های خلاقانه شان ته بکشد.

کارهایی که با نگاه به تیتراژشان اسم دو نفر دستمان می آید: پیمان و مهراب قاسم خانی. ویژگی هایی که می خواهیم مرورشان کنیم و رمز موفقیت قاسم خانی ها را پیدا کنیم.



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
موقعیت های تازه

پیمان و مهراب آفت «تکرار» را خیلی خوب می شناسند و می دانند که یک موقعیت هر چقدر جذاب باشد و اشتیاق بیننده را برای تماشایش تحریک کند، فقط تا چند وقت «تازگی» دارد بنابراین از خطر «سراغ موقعیت های جواب پس داده رفتن» فرار می کنند و برای قصه و شخصیت هایشان دنبال موقعیت های جدید می گردند.

موقعیت هایی که در نگاه اول، شاید برای نوشتن فیلمنامه یک درام هم پیچیده و سخت به نظر برسند. موقعیت هایی مثل یک ساختمان پزشکان، یک شرکت خصوصی ساده یا یک روستا (که شرح بیشترشان را در ادامه می خوانید).

هنر قاسم خانی ها اینجاست که خودش را نشان می دهد. آنها موقعیت ها و شخصیت هایشان را تنیده در هم انتخاب می کنند و تا جایی که یک ذهن خلاق می تواند، به جزئیات و قابلیت هایش پر و بال می دهند. همین می شود که می توانند در فضای یک شرکت خصوصی با محوریت کارمندهایش (در «پاورچین») کلی اتفاق تازه و جذاب به وجود بیاورند یا در یک ساختمان پزشکان ساده، با نشان دادن جزئیات روزمره ای که در مطب هر دکتری اتفاق می افتد، یک مجموعه موفق بسازند.








پرداخت دقیق کاراکترها


جز موقعیت های نو، شخصیت های پرداخته قاسم خانی ها هم تر و تازه اند. آنها آدم های قصه هایشان را از فضا نمی آورند (البته جز در «مسافران»!)، بلکه سراغ آدم هایی می روند که پیش از این، کمتر دستمایه درام یا کمدی قرار گرفته اند. شخصیت هایی که لزوما در معرفی اولیه شان جذابیت خارق العاده ای ندارند اما پرورش دهنده هایشان می دانند این شخصیت های نه چندان پیچیده را در چه موقعیت هایی و در کشمکش با چه شخصیت های قرار دهند که کمدی خلق شود. مثل همین دزدهای سریال دزد و پلیس که یک جفت سارق ساده اند اما از دست رفتن حافظه یکی شان در کنار خنگ بودن دیگری، موقعیت ها و کمدی های ریزی خلق می کند.





آشنایی با طنز روز دنیا

اگر یکی دوتا از مصاحبه های هر کدام از برادران قاسم خانی را خوانده باشید، دست تان می آید که هیچ کدامشان از دیدن سریال های روز دنیا غافل نیستند. کمدی و درام و جنایی هم فرقی نمی کند. البته این به روز بودن هیچ وقت باعث کپی کاری عین به عینشان از کارهای موفق روز نشده، برعکس، در بیشتر فیلمنامه هایشان ایده های نو و موفق را به شدت ایرانیزه کرده اند؛ مثلا اگر در مجموعه های کمدی موفق دنیا (مثل «دوستان») اغلب شخصیت ها باهوشند و با ذکاوت و طنازی کلامشان، تماشاگر را غافلگیر می کنند و می خندانند، شخصیت های جذاب مجموعه هایی مثل ساختمان پزشکان، شب های برره یا همین دزد و پلیس که بار اصلی کمدی قصه را به دوش دارند، عادی و حتی گاهی خنگ ودست و پا چلفتی اند.





این آدم ها اگرچه تکیه کلام ها یا رفتارهای طنزآمیز دارند اما سطح شوخی های شان مطابق با ظرفیت و سلیقه عمومی مخاطبان تلویزیون خلق شده. مخاطبی که شاید حوصله ندارد در یک مجموعه کمدی شبانه، طنز پیچیده شده در تکیه کلام های روشنفکری را کشف کند و به آنها بخندد. به همین دلیل هم عموم مخاطبین با کاراکترهای شب های برره و پاورچین بیشتر از کاراکترهای ساختمان پزشکان و مسافران همدلی و همراهی می کنند.







نبودِ شوخی های اس ام اسی

در فیلمنامه ای که پای آن اسم یکی از قاسم خانی ها نوشته شده، ردپای اندکی از شوخی های پیامکی پیدا می شود. شوخی هایی که دستمایه خیلی از آثار کمدی تلویزیونی و سینمایی این روزهاست اما از شدت پرداخت بی خلاقیت، نه تنها خنده دار نیست که گاهی به بی نمکی مفرط هم می رسند. در قاسم خانیسم (!) اما کمدی های کلامی ابداع می شوند و اگر در شرایطی به اتفاقی روزمره هم کنایه بزنند، برای این کنایه جای خوبی در فیلمنامه در نظر گرفته شده است. به عبارتی، شوخی های کلامی در این فیلمنامه ها هدف دار و به جا هستند و کمتر به یک تکه پرانی ساده برای خنداندن مخاطب تبدیل می شوند.





بازیگرهای کلیشه نشده

تنها ویژگی غیرمکتوب (به معنی ویژگی ای که لزوما در فیلمنامه نوشته نمی شود) در کارهای برادران قاسم خانی، بازیگرهایی است که برای شخصیت هایشان انتخاب می کنند. بازیگرهایی که البته با نظر کارگردان و تهیه کننده انتخاب می شوند اما انگار در زمان نوشته شدن فیلمنامه هم به آنها فکر شده است. بازیگرهایی که یا کمتر دیده شده اند و برای مخاطب تازگی دارند (مثل بهنام تشکر در ساختمان پزشکان یا حسن معجونی در مسافران) یا برایشان در یک کمدی شبانه نقش و شمایل تازه ای در نظر گرفته شده (مثل هومن برق نورد، شقایق دهقان و حمید لولایی در دزد و پلیس). انتخابی که هم موفقیت کار را تضمین می کند و هم بازیگر را از تکرار و در کلیشه ماندن نجات می دهد.





«قاسم خانی» استاد خلق موقعیت های تازه در کمدی تلویزیونی است

پیمان در سرزمین عجایب

آقای «نویسنده – بازیگر» و «سرپرست نویسندگان» محبوب ترین کمدی های این سال ها با تجربه 19 ساله طنزنویسی، هر بار سراغ موقعیتی واقعی یا فانتزی می رود و از دل آنها طنزهای نابی بیرون می کشد. کمدی هایی که در چند مورد، صدای اعتراض صنف ها و مشاغل مختلف را درآورده. استفاده از همین فرمول های کلیشه نشده است که محصول او را از طنزهای بی ارزش، دم دستی و «سریال فارسی» های این سال ها فرسنگ ها دور می کند.

خانه ما (79)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
دوران طنزهای آپارتمانی هنوز کلید نخورده بود که قاسم خانی در اولین تجربه مستقل تلویزیونی اش، یک خانواده شلوغ را به خانه ای دور از مرکز شهر برد. یک پدر و مادر سنتی، یک پسر فوتبالیست، یک دختر دانشجو، یک پسر مدرسه ای شر و شور و دخترکی بازیگوش را کنار هم جمع کرد تا هر بار یکی از خرده مشکلات سنتی / مدرن این خانواده حاشیه نشین را روایت کند.

پاورچین (81)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
دو خانواده از روستایی تخیلی به نام «برره» به پایتخت می آیند. جمع شدن آنها و یک زوج جوان در یک خانه، ماجراهای سریال را رقم می زند. دامنه این اتفاقات به اداره دو مرد این خانواده ها هم می رسد. قاسم خانی با استفاده از «فرهاد» و «داونه» داستانش، جامعه کارمندی ایران را زیر ذره بین می برد و با ظرافت، ضعف ها و کژی های این شغل را که آن روزها هنوز اینقدر دستمالی نشده بود، به طنز می کشد. «پاچه خاری» یکی از یادگارهای به جا مانده از شوخی های همین موقعیت است.

شب های برره (84)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
قاسم خانی قواعد بازی را به هم می زند. اینجا دیگر نه از آپارتمان نشین بودن شخصیت ها خبری هست، نه از کاراکترهای آشنا و نزدیک به ذهن. صفر تا صد ماجرا کاملا زاییده ذهن او هستند.

آقای نویسنده روستایی فرضی را با مختصات خودش می آفریند و باز هم یک موقعیت ناآشنا شکل می گیرد. حالا فضا مهیاست تا با اضافه کردن شخصیت های خوشمزه روستایی و تقابل آدمی از نسل شهرنشین های مدرن با فضای زندگی آنها قصه اصلی شکل بگیرد.

باغ مظفر (85)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
می گویند بعدازظهر یک روز پاییزی آقای نویسنده تراواشات ذهنی اش را برای مدیری بیرون می ریزد: «بی خیال قَجَر بشیم. بریم سراغ نوادگان پایتخت و خان های تهران را معرفی کنیم.» طرحی دست نخورده که کمتر از شب های برره مورد عنایت قرار می گیرد اما از پا نمی افتد. شوخی ها در دل کاخ یک خانواده مرفه قجری شکل می گیرد. تجربه ای که همکاران قاسم خانی در «قهوه تلخ» هم ادامه دادند و جز در اوایل، چندان از آن استقبال نشد.

مرد هزار چهره (87)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
اوج موقعیت های تازه در کارهای قاسم خانی. موقعیت هایی که می تواند هر آدم شریف و البته کمی پخمه را به وسوسه بیندازد. او شخصیت اصلی داستانش را هر بار به یک موقعیت ممتاز می برد؛ موقعیت اجتماعی (جامعه پزشکان)، موقعیت قدرت (نیروی انتظامی)، شهرت (هنرمندان) و موقعیت ثروت (خانواده قزاقمندیان) و با هر کدام از آدم های این موقعیت ها شوخی می کند. این تجربه در «مرد دو هزار چهره) هم – این بار بدون او – تکرار می شود که نسبت به نسخه اولش توفیق کمتری داشت.

مسافران (88)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
ظاهر داستان در یک آپارتمان می گذرد اما این بار آدم فضایی ها را به زمین می آورد تا در یک فضا و موقعیت فانتزی با روحیات ایرانی ها شوخی کند. آدم فضایی هایی که از رفتارهایی که برای همه ما معمولی شده تعجب می کنند و این رفتارهای متناقض را به مقر فضایی شان گزارش می دهند. از دل این موقعیت، طنزهای نابی خلق شد که البته چندان به مذاق مخاطب عام خوش نیامد اما قاسم خانی «مسافران» را یکی از بهترین کارهایش می داند.

ساختمان پزشکان (90)



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
روانشناس ها به خاطر بیمارهایی که بهشان مراجعه می کنند امکان خلق موقعیت های کمدی زیادی را به نویسندگان و فیلمسازان می دهند اما تا قبل از ساختمان پزشکان، کسی سراغی هم از این نسخه نگرفته بود. قاسم خانی در یک کمدی که روابط خانوادگی و خاله زنکی پررنگی هم داشت، سراغ این موقعیت رفت و طنز موفقی را سر و شکل داد.

برگرفته از سایت *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
پاسخ
 سپاس شده توسط armanhamidi ، Tra Vis
#6
پیمان قاسم خانی بی شک یکی از بهترین نه نه ببخشید "بهترین" کمدی نویس سینمای ایرانه.
نمیگم تاریخ سینمای ایران ، چون نویسنده های بزرگی ، کمدی های بزرگی نوشتن مثل : آقایان ناصر تقوایی با کارهایی ازقبیل دایی جان ناپلئون ، ای ایران و... که جزو بهترین کمدی های ایرانه ، آقای پرویز صیاد با مجموعه فیلم های صمد که تو زمان خودش میتونم بگم ترکوند که هم مینویسند و هم کارگردانی میکنند.
کار سینمایی جوجه فکلی که از بهترین های کمدی سینمای ایرانه ، فیلمی از رضا صفایی با بازی بهمن مفید که تونست خودش رو تو کار های کمدی دیگه ای نشون بده.
این ها گزیده ای از بهترین های کمدی ایرانه ، میریم و میریم میرسیم به مارمولک و مکس پیمان.
مارمولک:
جزو بهترین کمدی های ایرانه ، کاری از آقای کمال تبریزی که خودم به عنوان کمدی ساز قبولش نداشتم ولی کار پیمان رو هرکی بسازه کمدی ساز میشه.
پ.ن: خود مهران مدیری فکر نمی کرد اسطوره کمدی ایران بشه
مارمولک با وجود نقد های فراوان تونست جزء آثار شاخص سینمای ایران قرار بگیره با اینکه سریع از پرده و اکران پایین اومد ولی فروش خوبی داشت.
بازی زیبای پرویز پستویی که تونست نقش یه روحانی واقعا زیبا ایفا کنه ، تیکه کلام هایی از قبیل: حاج آقا مسئلةُ ، فی الواقع ، عزیز دل برادر یا عزیز دل انگیز و... که خیلی سریع بین مردم شیوع پیدا کرد و هنوز هم که هنوزه توی بعضی از جملاتمون استفاده می کنیم.
فیلمنامه کار اون سال برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه شد ، فیلمنامه تا اونجایی که ذهن من یاری میکنه بدون اشکال رفت جلو...
داستان یه دزد به نام رضا مثقالی که همدست هاش اون رو توی دردسر میندازن و در نهایت لو میره. فیلم از بالا رفتن رضا از یه دیوار شروع میشه که پیمان قاسم خانی همون اول مفهموم لقب مارمولک رو به ما میگه. پلیس اون رو دستگیر میکنه و بعد از خودکشی بی نتیجه رضا اون با بازوی زخمی به بیمارستان متقل میشه که در نهایت با یه روحانی هم اتاق می شود که در آخر با لباس همان روحانی که گویی از قصد برای او گذاشته بود فرار می کند.
یکی از نقاط قوت و نمادین فیلم وجود کبوتری سفید در بعضی سکانس ها است که خوب افرادی هم که فیلمنامه نویس نیستند هم میدونن کبوتر سفید نماد آزادیه.
دیالوگ هایی که ما رو برای آخر فیلم آماده میکنه ؛ وجود مثبت رضا مثقالی در دهی اطراف مرز با لباس روحانیت فضای معنوی را در آن روستا ایجاد می کند و اوباش های آنجا را میخواباند.
تضاد شخصیتی رضا مثقالی با خودش یعنی یکی لات و جاهل گونه که فرمت قالب شخصیت اوست و لفظی تظاهر کننده و معنوی که به زور بروی خود سوار کرده.
دیالوگ کلیدی: حیف که روحانیت دست و پای ما را بسته شاید پیام فیلم را برساند و شاید هم اصلا پیام فیلم این نباشد و کلا جنبه فیلم سرگرمی عام و خاص باشد.
به نظر من سکانس توبه کردن زن جعل کار خیلی سریع اتفاق افتاد گویی پیمان قاسم خانی خواسته جوری فیلم را ببندد. (البته نظر من)
یکی از نقاط قوت دیالوگ ها پنهان کردن شخصیت لات و لفظ کلام جاهل گونه در لابه لای لفظ مذهبی و دینی که خود باعث ایجا موقعیت های کمدی و کلام بسیاری می شود.
پایان بندی فیلم رو من نفهمیدم ، آیا رضا دستگیر شد ، آیا رضا دوباره آزاد شد آیا...
به هر حال یکی از بهترین فیلم هایی بود که دیدم و دیدن آن را به شما توصیه می کنم.
مکس:
خواننده ای پس از چند سال از خارج به ایران باز میگردد.
شاهد فیلمی کمدی در سبک نو هستیم که در زمان خودش این نو بود یا بهتره بگم در سینمای بعد انقلاب همچین کاری را نداشتیم.
کاری کمدی و موزیکال با اشعار طنز فراوان ، بازی زیبای فرهاد آییش در نقش مکس
شخصیت مکس مانند دیگر افراد ایرانی تازه از خارج آمده می ماند ، او بعضی حرف هایش را نصف فارسی و نصف انگلیسی می گوید ، دانستن لغات قدیمی که دیگر در زمان حال استفاده نمیشود نوعی از دیالوگ و شیرین کلامی های مکس است.
کاری از سامان مقدم که اون موقع ها کارگردانی جوان بود و با متن پخته پیمان قاسم خوانی او هم به پختگی رسید.
فیلمنامه کار رو میتونید از همین انجمن دانلود کنید.
این بود نقد کوتاهی از دو کمدی تاریخ سینمای ایران نوشته پیمان قاسم خانی
تشکر فراوان
مینویسم تا بمانم ، مینویسم تا بماند
پاسخ
 سپاس شده توسط bahrami rad
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پیمان مُعادی از نویسندگی تا بازیگری A-SO 3 1,798 7-9-1393، 07:53 عصر
آخرین ارسال: Michael Scofield

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :