درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

گفت و گو در فیلمنامه
زمان کنونی: 21-9-1395، 09:42 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: نوید ربیعی
آخرین ارسال: نوید ربیعی
پاسخ 1
بازدید 1150

امتیاز موضوع:
  • 25 رأی - میانگین امتیازات: 3.68
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گفت و گو در فیلمنامه
#1
منبع: تبيان

آدمها نیاز شدیدی به حرف زدن دارند و به نظر من اصلا نمیشه حرف زدن رو از زندگی روزمره حذف کرد ، انسانهای نخستین تمامی تلاش خود را می کردند که حرف بزنند با ادا در آوردن صدا در آوردن و شکلهای مختلف .

فیلم هم که مخلوق ماست ، نیاز به زبان دارد که این را مدیون سینمای ناطق هستیم که صامت را متاسفانه از بین برد . سینمای امروز جوامع مختلف گاهی اوقات حرفش رو فقط از گفتار میزنه اما از نظر ما گفتار فقط به حرف زدن خلاصه نمی شود و حتی می توان با نشان دادن یک بیابان و یک لیوان آب و دو نفر که می دوند هزاران تعبیر کرد . پس گفتار را فقط آن چیزی ندانید که از دهان من و تو خارج میشه .

در این سکانس سعی داریم به صورت خیلی ساده با گفتار فیلمنامه آشنا شویم .

شات 1 : وظایف گفت و گو


1 . بیان افکار و احساسات شخصیت


2 . افشای خصوصیات شخصیت


3 . ارائه اطلاعات به تماشاگر

4 . پیش برد طرح داستان

بیان افکار و احساسات:

مهم ترین و بدیهی ترین وظیفه ی گفتگوی فیلم نامه مثل وظیفه ی گفت گو در زندگی روزمره بیان افکار و احساسات است .

کلماتی که بر زبان جاری می شود ، راهی برای درک اندیشه های شخصیت است .

گاهی گفتگو بیان دقیق افکار و احساسات است و گاهی نیست .

تماشاگران صحت حرف های شخصیت را باید همان گونه که ماهیت سخنگو را تشخیص می دهند ، متوجه شوند . گفتگو برای ارزیابی شخصیت ما را باری می کند و در مقابل ، طبیعت شخصیت به ما کمک می کند تا گفت گو ی وی را ارزیابی کنیم .

گاهی گفت و گو رابطه یکمی با محتوای صحنه دارد . مثلا از حضور کسی خوشحال نیستید و مجبورید با او گفتگو کنید . در فیلم نامه نیز مثل زندکی عادی کلمات همیشه به مفهوم دقیقشان به کار نمی روند .

عبارت دوستت دارم را در نظر بگیرید . وقتی از زبان شخصیت بی ریا و واقعا عاشقی بیان شود ، ظاهر و باطنش یکی است ، اما وقتی بر زبان جوان علافی جاری شود به منظور جلف دیگری به کار می رود . با وجود این هیچ کلکی در کار نیست ، هم گوینده و هم شنونده می دانند که این گفتگو نمادین است . بخشی از آیین محسوب می شود و ریشه در عاطفه و احساس درست و صادقانه ای ندارد .

تعریف شخصیت :

انتخاب کلمات توسط نویسنده و حتی تزیین کلمات در تعریف خصوصیات شخصیت کمک فراوانی می کند .

در فیلمنامه ی نویسندگان مبتدی ، تمام شخصیتها به یک صورت حرف می زنند .

نویسندگان خوب شخصیت ها را به دقت بررسی می کنند و زندگی نامه ای برایشان می نویسند که خصوصیات جسمانی ، روانی و اجتماعی آنها را پیش از نوشتن فیلمنامه مشخص می کند . این نویسندگان می فهمند که شخصیتهای فیلمنامه چگونه فکر می کنند ، خصوصیات اخلاقی آنها چیست ، از چه چیزی بیش تر می ترسند ، فردیت آنها چیست و چگونه صحبت می کنند .

انتقال اطلاعات

اطلاعاتی که تماشاگر باید بداند تا شرایط محیطی داستان را دریابد ، پرده برداری نامیده می شود . که به دو صورت پدید می آید : به طور بصری ( عناوین روزنامه ، اعلانات ، نامه ها ، جامه هایی که شغل خاصی را مشخص می کنند ، عکسها نماد ها ) و از طریق گفتگو . فیلمنامه نویسان غالبا تمایل به استفاده از گفتگو دارند ، نه به این دلیل که گفت گو بر پرده برداری بصری ارجح است بلکه به این که ساده تر است. دستمایه بصری مناسب همیشه در دسترس نیست و به اندازه ی گفتگو هم روشن کننده نیست .

نویسندگان مبتدی ، گاهی در انتقال اطلاعات به کمک گفتگو دچار مشکل می شوند . زیرا صحبت ها مصنوعی به نظر می رسند ، گویی شخصیتها فقط به خاطر تماشاگر افکارش را بیان می کند .

پیشبرد طرح هم که خیلی روشنه و نیازی به توضیح نداره و همه می دونیم گفت و گو می تونه طرح رو ادامه بده من برای یکی از کارهای کوتاهم گفت و گو را گذاشتم تا هم داستان پیش بره و هم به مضمون برسم .

ویژگی های گفت و گوی مؤثر

بسیاری از غیر حرفه ای ها فکر می کنند که گفتگوی خوب این است که به واقعیت نزدیک باشد و معتقدند گفتار فیلم نامه بسیار شبیه صحبت های روزمره است . این نظر درست نیست یادتان باشد که فیلم نامه نه واقعیت که المثنای آن را خلق می کند .


گفت و گوی موثر علاوه بر خلق واقعیت ، باید این ویژگی های اساسی را داشته باشد :

1 . ایجاز

2 . سادگی

3 . رعایت طرز صحبت شخصیت

4 . نامرئی بودن

5 . تکامل

ایجاز

وقتی تو یک جمعی نشستید به حرفها گوش بدید اکثر حرفها یا تکراری اند یا ذائد . این جور چیزها بدرد فیلم نمی خوره فیلم نباید چاق باشه . فیلم نامه باید رو فرم باشه پس سعی کنید فیلم نامتون رو یه باشگاه بدنسازی ببرید تا بیاد رو فرم .

پیشنهاد حرفه ای ها : وقتی صحنه ای را روی کاغذ می ریزید ، آن را به طور کامل بنویسید و افکار خود را سانسور نکنید و بگذارید جریاد آزاد و تام و تمام افکارتان ثبت شود بله گفتگو ها فربه و پر چربی و سر شار از حرفهای کلیشه ای و تکراری خواهد شد . بله صحنه بسیار بیش از نیاز محتوایش طولانی می شود . سپس ایده آل آن است که این نوشته را به مدت یک یا دو روز در کشو میز بگذارید تا سرد شود و زمان مقتضی را در اختیار شما بگذارد تا نسبت به آن بی طرف شوید .

سادگی

اکثر آدمها بیشتر اوقات با جمله های ساده و اخباری حرف می زنند کلمات کوتاه یا دو هجایی به کار می برند .
در محیط کارمان ، از اصطلاحات رمزی آن حرفه استفاده می کنیم .

هر کسی زبان تخصصی خاص خودش را دارد مثل من و شما که فیلمنامه نویسیم ممکنه یه روز همدیگر رو ببینیم و از دور بهت بگم پسر عجب لانگ شاتی داریا .

با وجود این همه و همه چه متخصص چه یه آدم عادی در خارج ار محیط کار در بین دیگران جملات کوتاه و کلمات ساده به کار می برند . البته یادتون باشه شخصیت ها رو هم در نظر بگیرید مثلا من خودم عده ای رو دیدم که دانش کمی دارند و همش از چیزهای مختلف حرف می زنند که بگند ما با سوادیم ولی از طرز صحبت و لحن آنها میشه فهمید که حتی بازیگر خوبی هم نیستند . پس سعی کنید آدم شناس باشید و در گفت و گو ها دقت کنید .

رعایت طرز صحبت شخصیت

هر شخصیت فیلمنامه الگوی گفتاری خاص خود را دارد . انتخاب کلمات ، ساختار جمله و ریتم گفتار معمولا چیزی از سرت ، خاستگاه اجتماعی ، محل کار و فردیت شخص برملا می کند .

ما به طرز گفتار باید دقت کنیم ، معمولا گویش ها لحن ها و طرز گفتار از طریق خانواده به یک فرد منتقل می شود مثلا اگر در یک خانواده پدری همش بگوید من نمی توانم احتمالا پسر یا دخترش هم همش میگه نمی توانم یا معمولا لهجه رو بچه ها از پدراشون و یا مادراشون به ارث می برند .

ببینید یک فیلمنامه باید طوری نوشته شود که همیشه نو باشد . مثلا اگر من الان بگویم عجب چیز خفنی آیا ده سال دیگه هم باید انتشار داشته باشیم همه از گفتن این کلمه لذت ببرند . معانی و کلمات یک فیلمنامه می تواند آن را امروزی نشان دهد پس نویسنده باید در به کارگیری آنها هوشمند باشد ، من خودم استفاده از فارسی معیار رو ترجیح می دم که مطمئنم زنده خواهد ماند و از بین نخواهد رفت .

اگر خیلی می خواید حرفه ای باشید برید دنبال خبرنگاری با یک ظبط صوت کوچک برید مثلا خانه ی سالمندان ببینید این پیرزن پیرمردها چی می گند نوع صحبت کردنشون چه جوریه . برید تو پاتوقهای جوانان و به حرفاشون گوش بدید و حتما اونها رو ظبط می کنید .

نامرئی بودن

این قسمت رو من دیوونشم و واقعا زیباست . این داستان از لاجوس اگری در کتاب نمایشنامه نویسی آمده : داستان درباره ی تکمیل کردن مجسمه ی نویسنده ی بزرگ بالزاکه علیرغم اینکه ساعت 4 صبح بود مجسمه ساز بزرگ فرانسه ، هیجان زده بعضی از دانشجویانش را از خواب بیدار کرد و از آنها خواست شاهکارش را ببینند.

همه ی دانشجویان مجذوب دست های مجسمه شدند و به هم می گفتند : فقط خدا می تواند چنین دستهایی خلق کند واقعا زنده اند .

مجسمه ساز سخت در خود فرو رفت و جلوی چشم دانشجویان دستان مجسمه را قطع کرد . پس یادتان باشد که هیچ بخشی مهم تر از کل نیست .

ارنست همینگوی ، همیشه به گفته هایی که خودش شیفته شان می شد ، اعتماد نداشت و بی رحمانه حذفشان می کرد ، چرا که جلب نظر می کردند .

تکامل

تکامل در گفتگو نیز باید وجود داشته باشد . گفتگو سطر به سطر باید از اندیشه ی کم اهمیت تر به اندیشه ی پر اهمیت تر و بعد به اندیشه ای مهم تر تکامل یابد .
نوید ربیعی پست الکترونیک:navidrabiee@yahoo.com
پاسخ
 سپاس شده توسط G.Manager ، lili ، arshin ، بیداری


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :