درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنید    
*نادان بمانید و جستجوگر *

شخصیت های ایستا و پویا
زمان کنونی: 28-8-1396، 04:40 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Love Iran
آخرین ارسال: Love Iran
پاسخ 3
بازدید 924

امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شخصیت های ایستا و پویا
#1
انواع شخصیت از نظر میزان فعل و انفعال(شخصیت های ایستا و پویا)
1- ایستا
شخصیت ایستا، شخصیتی در داستان است که تغییر نکند یا اندک تغییری را بپذیرد. به عبارت دیگر؛ در پایان داستان همان باشد که در آغاز بوده است و حوادث داستان بر او اثر نکند یا اگر تاثیر کند، میزان تاثیر کم باشد. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)
شخصیت ایستا، شخصیتی است که از اول تا آخر داستان، تحولی در رفتارش روی نمی دهد یعنی همان طور می ماند که در ابتدای داستان بود. (تاملی دیگر در باب داستان)
شخصیت های ایستا در طول داستان متحول نمی شوند(گرچه ممکن است ساده نباشند و جامع باشند). (مبانى داستان كوتاه، مصطفى مستور)
یک مثال: سیندرلا در داستان خود، شخصیتی است کاملا ایستا. وی علی رغم این که از کلفتی به شاهزادگی می رسد اما همان خوی و منش سابق خود را حفظ می کند. جز  در لباس و مکان زندگی، او در ابتدا و پایان داستان فرقی ندارد. (م)
2- پویا
شخصیت پویا شخصیتی است که یک ریز و مداوم در داستان دستخوش تغییر و تحول باشد و جنبه ای از شخصیت او، عقاید و جهان بینی او و یا خصلت و خصوصیت شخصیتی او دگرگون شود. این دگرگونی ممکن است عمیق بـاشد یا سطحی، پردامنه باشد یا محدود. این تغییرات اساسی و مهم است و ممکن است در جهت سازندگی یا ویرانگری شخصیت عمل کند. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)
شخصیت های پویا دچار دگردیسی شخصیتی می شوند و در اثر رویداد های داستان متحول می شوند. (مبانى داستان كوتاه، مصطفى مستور)
شخصیت پویا، در برخی ابعاد شخصیتش تحولی دائمی و ماندنی روی داده، این تغییر و تحول ممکن است خیلی زیاد یا خیلی کم باشد. همچنین ممکن است رو به خوبی یا بدی باشد اما باید حتما «مهم و بنیادی» باشد. برای این گونه شخصیت ها بیشتر از یک جا در داستان های کوتاه نیست. (تاملی دیگر در باب داستان)
پس شخصیت پویا شخصیتی است که تغییر می کند، به عبارت بهتر شخصیتی که پویا است در پایان داستان با آن چه که در ابتدا بوده است متفاوت است. تغییر شخصت نباید به طور ناگهانی اتفاق بیفتاد زیرا برای خواننده باور پذیر نیست (م).
برای این که این تغییر مورد قبول خواننده قرار گیرد، تغییر و تحول باید سه شرط مهم را دارا باشد:
1- تغییرات و تحولات باید در حد امکانات آن شخصیتی باشد که این تغییرات را موجب می شود.
2- تغییرات باید به حد کافی معلول اوضاع و احوالی باشد که شخصیت در آن قرار می گیرد.
3- باید زمان کافی وجود داشته باشد تا آن تغییرات به تناسب اهمیتش به طور باور کردنی اتفاق بیافتد.

امیدوارم مفید باشد
فیلمنامه نویسی یعنی هنر عینی ساختن امور ذهنی            رابرت مک کی
پاسخ
 سپاس شده توسط scarlet ، Mohammad.R ، aseman_1_1 ، G.Manager ، مهسا کرمی
#2
تقسیم بندی شخصیت از لحاظ بعد:
? شخصیت های مدور(چند بعدی، گرد)
شخصیت مدور شخصیتی است که از طریق اعمال ضد و نقیض و احساس های گوناگون، دچار دگرگونی می شود و در مقابل موقعیت های مختلف، رفتارهای متفاوت از خود نشان می دهد. هر بعد از بعدهای شخصیت مدور، گوشه ی رنگینی از زندگی است. یک قصه نویس بزرگ همیشه به دنبال شخصیت های چند بعدی و مدور است.
در شاهکارهای ادبی، شخصیت یا شخصیت های داستان کم تر یک بعدی هستند؛ یعنی صفات خوب و بد و خصوصیات گوناگونشان مطلق نشده اند. شخصیت ها به انسان معمولی شبیه ترند تا به قهرمان قصه ها. شخصیت کامل و بی عیب و نقصی تقریبا وجود ندارد و شخصیت ها جامع خصوصیات متنوع هستند. (قصه نویسی، رضا براهنی)

? شخصیت های مسطح (تک بعدی)
شخصیت مسطح، شخصیتی است راکد، که در مقابل حوادث همیشه رفتاری یک سان دارد و هرگر، رفتار بعدی اش، ناقض رفتار قبلی اش نیست؛ حادثه در او چندان تاثیری ندارد و تحجر بر وجود او حاکم است. این شخصیت تنها یک بعد و یک زاویه ی دید دارد. تنها وسیله ی دسترسی او به زندگی همین بعد و همین زاویه ی دید است. این بعد کوتاه و به همین دلیل بی رنگ و خسته کننده است. (قصه نویسی، رضا براهنی)
امید وار مفید باشد...
فیلمنامه نویسی یعنی هنر عینی ساختن امور ذهنی            رابرت مک کی
پاسخ
 سپاس شده توسط scarlet ، Mohammad.R ، mininini ، aseman_1_1
#3
شخصیت پردازی
نویسنده ممکن است به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به پردازش شخصیت خود اهتمام ورزد. در ادامه این موضوع تبیین می شود. هر دو نوع پرداخت مستقیم و غیر مستقیم دربرگیرنده ی خصوصیات  ظاهری و خصوصیات اخلاقی است. نویسنده در پرداخت مستقیم، به صورت صریح به پردازش شخصیت اهتمام می ورزد؛ اما در پرداخت غیر مستقیم، باید حداقل یکی از دو شیوه ی «جدال» و «گفت و گو» را به کار بندد. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی)
 ? 1- پرداخت مستقیم (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی)
در معرفی مستقیم شخصیت، نویسنده رک و صریح با شرح یا با تجزیه و تحلیل، می گوید که شخصیت او چه جور آدمی است و یا به طور مستقیم از زبان کس دیگری در داستان، شخصیت داستان را معرفی می کند. مزیت این روش نسبت به پرداخت غیرمستقیم این است که واضح است و مختصر؛ اما هیچ وقت نمی توان به تنهایی از این روش استفاده کرد. اگر معرفی مستقیم همراه با معرفی غیرمستقیم نباشد، داستان نمی تواند احساس در ما برانگیزد؛ زیرا خواننده خواهد گفت که این شخصیت نیست که تو به من معرفی می کنی بلکه شرحی راجع به اوست. (تاملی دیگر در باب داستان)
?  2- پرداخت غیرمستقیم:
       الف: با استفاده از شیوه ی  جدال
            |: جدال با خود
           ||: جدال با طبیعت
           |||: جدال با دیگران
       ب: با استفاده از شیوه ی گفت و گو

? جدال
جدال ها و برخوردهایی که انسان در این جهان دارد و یک شخصیت نیز در داستان می تواند داشته باشد بر سه نوع است؛ جدال با خود، جدال با طبیعت و جدال با دیگران. این جدال ها می توانند در یک لحظه با هم و یا جدا از هم بر یک شخصیت حادث شود. مثلا در این پاره:
«در شبی بسیار سرد، سربازی بسیار گرسنه در حال جنگیدن با دشمن است.  دشمن هر لحظه به سنگر او نزدیک تر می شود. سرما، گرسنگی و حمله ی شدید دشمن، او را به وسوسه می اندازد که یا فرار کند و یا تسلیم دشمن شود ولی وجدان او را از این دو کار منع می کند.»
در این مثال در یک موقیعت واحد، شخصیت در هر سه جهبه ی جدال(با خود = گرسنگی و وجدان، با طبیعت = سرما، با دیگران = دشمن) در حال جنگ است.
شخصیت داستان در این جدال ها است که باید خود را به خواننده معرفی کند و ابعاد مختلف وجودی خود را به خواننده ی داستان نشان دهد. این جدال ها میدان هایی است که شخصیت داستان می تواند خود را در آن ها به نمایش بگذارد و نویسنده قادر است با استفاده از این میدان ها، بدون هیچ گونه دخالت مستقیم و یا شعار دادن، به راحتی خصوصیات اخلاقی شخصیت های داستانش را به طور غیر مستقیم معرفی کند. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی)

? گفت و گو
قسمت بیشتر زندگی ما را گفت و گو تشکیل می دهد. گفت و گو در داستان باید نشان دهنده ی سن، مواد، جنسیت و وضعیت روحی و اخلاقی شخصیت های داستان باشد. همان طور که در جامعه یک پیرمرد شبیه یک بچه صحبت نمی کند در داستان نیز این گونه تفاوت ها باید کاملا روشن باشد. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی) در این روش، نویسنده به جای این که به عنوان دانای کل، شخصیت را توصیف کند، او را به دست دیگر شخصیت های داستان می سپارد تا آن ها در گفت و گوهای خود، دست به پردازش شخصیت مورد نظر بزنند. داستان علویه خانم از صادق هدایت داستانی است که اساس آن را گفت و گو شکل می دهد. گفت و گو(دیالوگ) در این داستان نمود بسیار خوبی داشته است.
���امیدوارم مفید باشد. 22
فیلمنامه نویسی یعنی هنر عینی ساختن امور ذهنی            رابرت مک کی
پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Information ارزشمند ساختن شخصیت برای مخاطب Mohammad.R 0 424 5-6-1395، 03:48 عصر
آخرین ارسال: Mohammad.R
  آشکارسازی شخصیت G.Manager 0 608 18-12-1394، 01:15 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  شخصیت اصلیهای بد G.Manager 0 630 12-12-1394، 12:28 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  جراحتهای گذشته شخصیت G.Manager 0 473 22-11-1394، 01:12 عصر
آخرین ارسال: G.Manager
  استراتژی داستانگویی: کشمکش درونی شخصیت G.Manager 0 898 18-11-1394، 01:07 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :