درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

نما (پلان-شات) چیست؟
زمان کنونی: 21-9-1395، 09:41 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mehrbod
آخرین ارسال: mehrbod
پاسخ 16
بازدید 16475

امتیاز موضوع:
  • 73 رأی - میانگین امتیازات: 2.82
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نما (پلان-شات) چیست؟
#1
پلان يا شات كه در زبان فارسي آن را (( نما )) مي شناسيم، تركيبي از فريم هاي پيوسته است كه يك (( راش )) مي تواند كوچك ترين جزء آن باشد. اين پيوستگي و رابطه به گونه اي است كه در مناسبت با مفهوم مورد نظر در بخش كوچكي از يك اثر سينمايي، يك (( فريم)) و يك (( راش )) هم به خودي خود مي تواند يك (( نما )) تلقي شود. به عنوان مثال در سكانسي از يك فيلم كه قاب عكس روي طاقچه در يك نماي چند ثانيه اي نشان داده مي شود، هيچ حركت و جابه جايي بيروني در آن به وجود نمي آيد و از اين نظر مي تواند چيزي شبيه يك (( فريم )) تصور شود، چون يك فريم هم كادر ساكن يك تصوير است. اما چگونه است كه تصوير چند ثانيه اي و ساكن قاب عكس را يك (( اينسرت)) (Incert ) كه يكي از انواع (( نما )) است، يك پلان مي شناسيم؟ تفاوت يك اينسرت ( تصوير اشياء و اجسام فاقد روح ) با يك كادر فيلم يا فريم در هر گونه حركت دروني و بيروني است . در واقع نماي يك قاب عكس و يا هر جسم بي حركت، اگر چه ممكن است فاقد خركت مشهود بيروني باشد اما در ارتباط با نماهاي ماقبل و مابعد خود در ساختمان سكانس يا فصلي از فيلم ، رساننده و ناقل مفهوم و حسي خاص است. به زبان ساده تر (( فريم )) و (( راش )) كوجك ترين عناصر در ساختمان بيروني يم اثر سينمايي هستند كه متضمن هيچ فرايند حسي و حركتي در ساختار درونمايه اي فيلم نيست. در حالي كه (( نما )) كوچك ترين عنصر درونمايه اي در ساختار مفهومي يك اثر سينمايي است كه محدوده ي حضور آن مي تواند از يك تصوير چند صانيه ايي ساكن تا كل زمان يك فيلم را در بر بگيرد. بنابر اين براي ساده تر شدن تقسيم بندي ساختمان يك فيلم، (( فريم )) را كوچكترين جزء در ساختمان فيزيكي و مادي زنجيره فيلم عنوان مي كنيم و پلان ( نما ) را كوچكترين جزء در ساختمان درونمايه اي و مفهومي يك اثر سينمايي. (( فريم )) كادر مشخصي از تصاوير فيلم را تجسم مي بخشد و (( راش )) زنجيره اي به هم پيوسته از فريم ها را كه به تنهايي خود برانگيزاننده ي حس خاص و مفهوم مشخصي نيست. مگر آن كه در ساختمان دروني اثر مورد استفاده قرار بگيرد. يك فريم و يا شكل زنجيره اي آن ( راش ) تنها در ساختمان دروني يك اثر سينمايي است كه مي تواند ناقل حس و مفهوم خاصي شود و در اين حالت است كه به يك (( نما )) بدل مي شود و هويتي حركتي – معنايي پيدا مي كند.

بنابراين در كالبد شناسي درونمايه اي يك اثر سينمايي، نما ( پلان ) كوچكترين جزء ساختمان اثر است. از تركيب چند پلان ( نما ) سكانس ( فصل ) پديد مي آيد و از تركيب و آميزش سكانس ها ( فصل ها ) ساختمان كلي يك اثر سينمايي شكل مي گيرد. از طرفي ، اندازه ي زمان بندي و تركيب ساختاري هر يك از پلان ها نيز در مناسبت با زبان ساختاري اثر، فرق مي كند. زمان بندي يك پلان گاه مي تواند در حد يك ثانيه و يا حتي كمتر باشد و گاه كل يك سكانس چند دقيقه اي را در بر بگيرد و در مواردي استثنايي مي شود كل داستان يك فيلم صد و ده دقيقه اي را در قالب يك پلان عرضه كرد.

شاخص ترين شاهد مثال اين مورد استثنايي، فيلم معروف طناب ساخته ي آلفرد هيچكاك است كه كل حوادث و ماجراهاي فيلم طي يك پلان نود و چهار دقيقه اي به نمايش در مي آيد. در اين فيلم حتي يك بار هم از عمل كات (برش) كه يكي از رايج ترين روشهاي سينمايي در مشخص كردن مرز و محدوده ي يك صلان است، استفاده نميشود. تغيير و جابه جايي صحنه ها در فيلم طناب به حركات مختلف و زاويه بندي هاي متغير دوربين سپرده شده است. بنابراين هيچ يك از انواع تغيير صحنه نظر ديزالو ( Dizalve ) فيداين (Feidin ) فيد اوت (Feidout ) و كات ( Cut ) در آن صورت نمي گيرد. {ديدن اين فيلم جهت درك مطلب فوق پيشنهاد ميگردد.}

از نقطه نظر فني ، فاصله گذاري ميان دو صحنه، محدوده ي يك پلان ( نما ) را مشخص مي كند . اين فاصله گذاري با اشكال متفاوتي صورت مي گيرد كه رايج ترين روش آن كات يا برش سريع است. مثلا" در صحنه ي گفت و گوي يك كودك با مادر، ابتدا صورت كودك در كادر است ، با يك قطع و جابه جايي سريع ، تصوير مادر كادر را پر ميكند. چند لحظه بعد ، تصوير مادر و كودك را در يك كادر مي بينيم، بي آنكه اين تغيير و جابه جايي متكي به حركت و چرخش دوربين باشد. فاصله گذاري ميان دو نما آن قدر سريع انجام مي گيرد كه چشم غير مسلح قادر به تشخيص اين فاصله گذاري نيست.

نوع ديگر برش كه كاربردي در خدمت القاء مفهومي خاص در شرايط مشخص را دارد ، (( ديزالو )) است كه بيشتر براي نشان دادن يك تغيير زمان كوتاه و يا عمق بخشيدن به احساسي خاص مورد استفاده قرار مي گيرد. كاربرد مفهومي اين روش در مناسبت با نقطه نظر كارگردان فيلم ، معنا پيدا ميكند و جتي ممكن است در دو جايگاه متفاوت براي القاء دو مفهوم كاملا متفاوت از آن استفاده شود. اما در همه حال (( ديزالو )) نيز نوعي تغيير صحنه و فاصله گذاري ميان دو پلان است. شكل اجراي آن نيز حل شدن تدريجي يك تصوير بر روي تصوير تازه است. در بعضي از فيلم هاي داريوش مهرجويي از اين روش براي القاء حس دشواري و سنگيني گذشت زمان استفاده شده است . همانند فصل هايي كه برخاستن و يا نشستن شخصيت داستان (( سارا )) با فاصله گذاري چند تصوير روي هم از ابتدا، و پايان و يا ميانه راه ، حركت روي نماي بعدي خود حل مي شود.

تغيير نماهاي ديگري كه معمولا در آغاز و يا پايان سكانس ها از ان استفاده مي شود و در گذشته بيشتر مورد استفاده قرار مي گرفت ، (( فيداوت )) ( غروب تصوير) كه شامل محو شدن و تاريك شدن تدريجي تصوير در پايان سكانس ها بود و حركت عكس آن (( فيد اين )) ( طلوع تصوير ) روشن شدن تدريجي صحنه در آغاز سكانس هاست كه به هر حال نوعي فاصله گذاري ميان نماهاي يك فيلم است.

(( كات )) رايج ترين خط فاصله گذاري ميان دو نماست و (( فيد اين )) و (( فيداوت )) خط فاصله گذاري ميان دو سكانس. با اين دو شناخت ساده از چايگاه نما و سكانس در بدنه ي ساختاري يك فيلم ، سكانس بندي فيلمنامه ، شكل منطقي و حرفه ايي تري خواهد يافت.
منبع : مهر فیلم ایران
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#2
نما ، شات ، پلان ( Shot )

نما ، کوچک ترین جزء فیلم است و برابر است با ، هر بخش از فیلم که در آن ، دوربین دوربین بدون خاموش شدن ، یک برداشت مستمر داشته است. نما را نمی توان دقیقا برابر با برداشت دانست ، زیرا هر برداشت ممکن است دستخوش تدوین شود و دقیقا آن چیزی نباشد که بر پرده ظاهر می شود.
نماها را معمولا بر اساس موارد زیر دسته بندی می کنند :

فاصله میان دوربین و سوژه ( به ویژه شخصیت )

نمای خیلی دور ( Extreme Long Shot )
نمایی که از فاصله خیلی دور از سوژه فیلم برداری می شود و تصویری کلی از مکان رویداد ماجرا به دست دهد. چنین نمایی معمولا به عنوان نمای معرف به کار می رود.


نمای دور ، نمای عمومی ( Long Shot )
نمایی که از فاصله ای دور ، سوژه را نشان می دهد. در این حالت علاوه بر سوژه ، شخصیت ها و بخشی از محیطی که سوژه در آن قرار دارد ، نیز در این نما دیده می شود. این نما نگاهی کلی به موضوع دارد و موقعیت سوژه را در آن محیط و فضا نشان می دهد. در واقع نمای دور بیش از نمای نزدیک و متوسط ، درباره رابطه سوژه با محیط به ما اطلاعات می دهد. از این نما بسیار در شروع سکانس ها به ویژه سکانس آغازین استفاده می شود ، به عنوان آخرین نمای فیلم هم بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

نمای دور متوسط ، نمای نیمه دور ( Medium Long Shot )
نمایی در حد فاصل میان نمای دور و نمای متوسط. این نما ، گستردگی نمای دور را ندارد اما ، موضوع را کامل نشان می دهد.

نمای متوسط ( Medium Shot )
نمایی بین نمای دور و نمای نزدیک که شخص یا چند شخص را از مچ یا زانو به بالا و یا قامت آنها را به طور کامل در حالت نشسته نشان می دهد. این نما بیشتر برای نمایش روابط میان دو یا چند شخصیت و در عین حال ، ارائه اطلاعات کافی برای درگیر کردن تماشاگر مورد استفاده قرار می گیرد.


نمای نزدیک متوسط ، نمای نیمه نزدیک ( Medium Clos Shot )
نمایی در حد فاصل میان نمای متوسط و نمای نزدیک که از سینه تا بالای شخصیت را نشان می دهد.


نمای درشت ، نمای نزدیک ( Close – Up )
نمایی که در آن چنین به نظر می رسد که دوربین به فاصله بسیار نزدیکی از سوژه رسیده است. در این نما ، صورت شخصیت ، یا نمای درشتی از چیزی ، پرده را پر می کند. نمای کلوزآپ برای رساندن احساسات ، واکنش ها و حالات روحی شخصیت به تماشاگر بسیار موثر است و بین تماشاگر و شخصیت درگیری احساسی زیادی خلق می کند و بیننده را وا می دارد تا فقط روی شخصیت و نه چیز دیگری تمرکز کند.
نماهای نزدیک از اشیا یا بخش هایی از اشیا ، برای جلب توجه تماشاگر به اطلاعات و جزئیات مهم ، خلق هیجان در اثر کاربرد آن شیء خاص ، و ارائه ارزش نمادین به آن ، انجام می شود.

« تصویر مقابل نمایی از فیلم مصائب ژاندارک ( 1928- The Passion of Joan of Arc) ، ساخته کارل تئودور دارایر ( Carl Theodor Dreyer ) است و یک نمای درشت است. »

نمای خیلی نزدیک ، نمای خیلی درشت ( Extreme Close-Up )
نمایی که از فاصله خیلی نزدیک به سوژه ، فیلم برداری می شود ، که در این صورت فقط جزئی از آن دیده می شود یا بخشی از آن بسیار بزرگ به نظر می آید. چنین نمایی اگر از بازیگری فیلم برداری شود ، فقط بخشی از چهره برای نمونه چشم یا دهان او را نشان می دهد.

نماهای بالا نماهای اصلی هستند ، در این زمینه نماهای دیگری نیز وجود دارد که حالتی بینابینی دارند ، از جمله می توان به نماهای زیر اشاره کرد:

قاب کامل ، فول شات ( Full Shot )
نمای دوری که تمام هیکل شخصیت را نمایش می دهد. در این حالت فرق سر او حدودا مماس با خط بالایی قاب و کف پای او مماس با خط پایینی قاب است.

نمای از زانو ( Knee Shot )
نمای متوسط از یک یا دو شخصیت که معمولا از زانو به بالا را شامل می شود.

نمای بسته ( Tight Shot )
نمایی که در آن شخصیت ها در فضای قاب محصور شده و فضای بیرونی کمی در آن به چشم می خورد. چنین نماهایی فاصله میان تماشاگر و شخصیت ها را کم می کند و حس همذات پنداری بیشتری ایجاد می کند.

نمای حاوی جزئیات ( Detail Shot )
نمایی که جسمی کوچک یا جزئی از آن را یا بدن شخصی را نشان می دهد. این نما درشت تر و حاوی جزئیات بیشتری از نمای درشت(کلوزآپ ) است.


زاویه دوربین با سوژه

نمای سربالا ( Low – Angle Shot )
نمایی که از زیر سطح مستقیم دید چشم و در حالی که انگار دوربین از پایین به سوژه می نگرد ، فیلم برداری شود. چنین نماهایی بر خلاف نمای سرپایین موجب می شوند که موضوع ( شخصیت ، شیء و سوژه ) مسلط ، عظیم و حتی تهدید کننده به نظر برسد. در این نماها معمولا سعی می کنند که پس زمینه را حذف کنند و یا به حداقل ممکن تقلیل دهند و شخصیت مورد نظر را بر زمینه آسمان یا سقف نشان دهند. همچنین حرکت شخصیت هایی که از این زاویه از آنها فیلم برداری می شود ، شتابدار به نظر می آید و بیننده خود را در مواجه با یک خطر حس می کند.

نمای خیلی سر بالا ( Extreme Low- Angle Shot )
نمایی که کاملا از زیر شخصیت گرفته شده و به نظر می رسد که شخصیت بر دوربین خیمه زده است. از این نما به ویژه برای نشان دادن ساختمان های بلند و هراسناک استفاده می شود.

نمای سر پایین ( gh Angle Shot )
نمایی که از بالای سر سوژه و رو به پایین فیلم برداری می شود. در این حالت دوربین رو به پایین به سوژه نگاه می کند. این نما ، ارتفاع و ظاهر شخصیت ها را تغییر می دهد و حرکت آنها را کند جلوه می دهد ، به این دلیل چنین نمایی می تواند ، شخصیت مورد نظر را آسیب پذیر نشان دهد. برای مثال نمای سرپایین از شخصیتی که در بیابانی سرگردان است.

نمای خیلی سرپایین ( Extreme gh-Angle Shot )
نمایی از بالای سر سوژه ( عمودی) ، که معمولا با بازو ، برج ، هلیکوپتر و... فیلم برداری می شود. در چنین تصاویری شخصیت ها نمود چندانی ندارند و فقط تصویری کلی از عرصه یا چشم انداز ماجرا به دست می آید.

نمای از بالای سر ( Overhead Shot )
نمایی که درست از بالای سر شخصیت یا از فضای بالای وقوع رخداد گرفته می شود. این نما برای نشان دادن اسارت شخصیت در محیطی کوچک یا سردرگمی و اغتشاش حاکم بر صحنه موثر است.

نمای هوایی ( Aerial Shot )
نمایی که از هوا و با کمک تجهیزات متصل به هلیکوپتر ، هواپیما ، بالن و غیره گرفته می شود. نمای هوایی هنگامی مورد استفاده قرار می گیرد که امکان استفاده از جرثقیل ممکن نیست و یا زمانی که نمایش محل ماجرا به طور همه جانبه لازم است. گرفتن نمای هوایی بسیار مشکل است اما جزء نماهای بسیار جذاب و تاثیرگذار است.

نمای ( دید) چشم پرنده ( Bird's – Eye View )
نمایی که از دوربینی که در فاصله ای دور ، از بالا به پایین نگاه می کند، فیلم برداری می شود. این نما معمولا با جرثقیل یا هلیکوپتر ، فیلم برداری می شود. چنین نمایی از این زاویه و با این فاصله ، بر شخصیت ها و اماکن خاصی تاکید ندارد ، بلکه تنها دیدی کلی و اطلاعاتی عمومی به تماشاگر می دهد.


زاویه کج ( Dutch Angle )
نمایی که در آن ، در تصویر حاصل بر پرده ، به نظر می رسد شخصیت ها و اشیا تا حدی کج شده اند و از زاویه معمولی عمودی منحرف شده اند. از این نماها برای نشان دادن رویا یا توهم شخصیتی ، برای ایجاد حس بی تعادلی و نا امنی استفاده می شود. همچنین این نماها ، می توانند معرف بروز حوادث ، خشونت یا هوای طوفانی باشند.




« در تصویر مقابل نمایی از فیلم مرد سوم ( 1949- The Third Man) ، ساخته کارل رید ( Carol Reed ) را می بینید ، که در آن شخصیت فیلم ( ارسن ولز ) از دست پلیس فراری است و هر لحظه ممکن است گیر بیفتد. فیلم ساز برای نشان دادن ترس و هراس او ، با زاویه ای کج از او فیلم برداری کرده.»



نمای سه رخ ( Three – Quarter Shot )
قرار دادن دوربین در زاویه و موقعیتی که 75 درصد سوژه را ضبط کند و به آن حس و حالی واقعی تر از تصویر از زاویه کاملا رو به رو بدهد.


حرکت دوربین یا سوژه یا هر دو

نمای تراولینگ ( Traveling Shot )
در این نما دوربین روی زمین ، با استفاده از پایه ای چرخ دار ، یا روی ریل حرکت می کند و ماجرا را تعقیب می کند ، یا تماشاگر را با خود به جایی می کشاند.


نمای جرثقیلی ، نمای کرین ( Crane Shot )
نمایی که از بالای جرثقیل و معمولا همراه با حرکت دوربین ، به واسطه حرکت کرین ، فیلم برداری می شود. در اینگونه نماها ، می توان شخصیت را در حرکتش به سوی بالای پله ها همراهی کرد ، با شخصیتی در فاصله های دور همگام شد ، بالای سر جمعیتی چرخ زد و روی شخص خاصی تمرکز کرد ، ارتفاع گرفت و ارتفاع را کم کرد و ... .

نمای تعقیبی ( Follow Shot )
نمایی که طی آن چنین به نظر می رسد که دوربین در تعقیب سوژه در حرکت است . ضبط چنین حرکتی یا به مدد تراولینگ امکان پذیر است که طی آن دوربین فیلمبرداری ، واقعا سوژه را تعقیب می کند یا به مدد عدسی زوم انجام پذیر است که دوربین بی حرکت است. در صورت استفاده از عدسی زوم ، وضوح اشیا ء محیط و نسبت سوژه به محیط دستخوش تغییر می شود.

نمای روی دست ( Hand – Held Shot )
نمایی که با دوربین سبک قابل حمل و گاه با کمک بندهای متصل به بدن که به فیلم بردار امکان حرکت می دهد ، فیلم برداری می شود . چنین نماهایی معمولا در فیلم های مستند و گزارش های خبری تلوزیونی به کار می آیند. اگر نما های روی دست ، بدون ابزای مانند استدی کم فیلم برداری شود ، تکان دارد و می لرزد و گاه به عمد در فیلم های داستانی استفاده می شود ، تا به آن حس و حال مستند ببخشد.

نمای از روی شانه ( Over-The – Shoulder Shot )
نمایی که از روی شانه بازیگر فیلم برداری شود و معمولا پشت سر ، گردن و شانه او ممکن است در قاب دیده شود. این نما معمولا در گفت و گوها و برای نشان دادن واکنش شنونده به کار می رود ، دوربین دائما چهره دو طرف گفت و گو را نشان می دهد تا تماشاگر متوجه واکنش های هر دو نفر شود.

نما با چرخش افقی ( Pan Shot )
نمایی که در آن ، دوربین به طور افقی به چپ یا راست ،حول محور ثابتی می چرخد. این حرکت دوربین معمولا به دلایل زیر انجام می شود :
1- تصویری کلی از محل صحنه به تماشاگر بدهد.
2- توجه تماشاگر را به ماجرای خاصی جلب کند و در عین حال ، او را از روابط اجزای صحنه آگاه کند.
3- حرکت شخصیت یا وسیله نقلیه ای را در چشم انداز وسیع افقی تعقیب کند.
4- دیدی کلی از آنچه شخصیت می بیند ، ارائه کند.

حرکت افقی واکنشی ( Reaction Pan )
حرکت افقی از کنش شخصی به واکنش شخصی دیگر نسبت به کنش آن شخص. این تکنیک برای نشان دادن تضاد میان دو نما استفاده می شود و حس خنده داری خلق می کند.

نما با چرخش عمودی ( Tilt Shot )
نمایی که طی آن دوربین ، در موقعیتی ثابت ، حول محور عمودی ، حرکتی رو به بالا یا پایین انجام دهد. چنین نمایی می تواند معرف دیدگاه ذهنی شخصیتی باشد که مکانی را از بالا به پایین و یا برعکس برانداز می کند. همچنین ، این نما می تواند حرکت موضوع را برای تماشاگر تعقیب کند و او را از محیط آگاه تر سازد.

نمای قوسی ( Arc Shot )
نمایی که طی آن دوربین دایره ای کامل یا ناکامل را دور موضوع می پیماید. از این نما می توان برای ایجاد حالتی سرگیجه آور استفاده کرد.

نمای نقطه نظر ( Point - Of – View Shot )
نمایی ذهنی که صحنه ای را عینا از دید و نقطه نظر یک شخصیت نشان می دهد ، بر چشم انداز او تاکید می کند و ما را به جای او می گذارد. در فیلم ها معمولا چنین نمایی با نماهای عینی ، که نمایشگر همان شخصیت در صحنه ای است تلفیق می شود. این نوع نماها به ویژه در فیلم های پلیسی و ترسناک حس تعلیق فیلم را افزایش می دهد ، چون به این ترتیب تماشاگر هم به نوعی جزئی از شخصیت می شود.

نمای عقب کشی ( Pull – Back Shot )
هر نمایی که با عقب کشیدن از سوژه همراه باشد. هدف از این عقب کشیدن ، بزرگ کردن میدان دید و ارائه اطلاعات بیشتر ، نمایش شخصیت یا شیئ دیگری و یا نشان دادن بخش بزرگ تری از محل است.

نمای رو به دوربین و پشت به دوربین ( Head – On , Tail – Away Shot )
نمایی از چیزی که به طور مستقیم رو به دوربین حرکت کند و آنقدر جلو می آید ، که تمام قاب را پر کند و سپس به تدریج در جهت مخالف از دوربین فاصله می گیرد ، تا دوباره در حد کانونی شدن قرار گیرد. این تکنیک معمولا برای نشان دادن گذشت زمان یا تغییر مکان به کار می رود.


تعداد شخصیت ها

این نما تعریف خاصی ندارد و به تعداد شخصیت هایی که در نما حضور دارند بستگی دارد ، برای مثال نمای یک نفره ، نمای دو نفره ، یا نمای گروهی و ... .
__________________

منبع : parsigold.com

کار شما این نیست که زوایای دوربین بنویسید. کار شما نوشتن فیلمنامه است. صحنه به صحنه ونما به نما.
اما نما چیست؟
نما چیزی است که دوربین میبیند.
صحنه از نما ها تشکیل می شود. یک یا مجموعه ای از نماها، چند تا و از چه نوع چندان مهم نیست. انواع و اقسام نما وجود دارد. می توان صحنه ای توصیفی نوشت مثل (( خورشید در کوه ها طلوع می کند)) و کار گردان یک، سه، پنج یا ده نمای مختلف استفاده می کند تا از نظر تصویری احساس (( طلوع خورشید در کوه ها )) را زنده کند.
صحنه به صورت نمای اصلی(master shot) و نمای خاص(specific shot) نوشته می شود.نمای اصلی نشان دهنده فضای عمومی صحنه است، مثل فضای اطاق، فضای خیابان، فضای ورودی هتل.
نمای خاص بخشی از اطاق ، مثلا در ورودی های آن و یا جلوی فروشگاه خاصی از خیابان خاصی را نشان می دهد.
( بر گرفته از کتاب چگونه فیلمنامه بنویسیم-سید فیلد-صفحه ۱۸۰) 
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#3
وقت بخیر

نقل قول: از تركيب چند پلان ( نما ) سكانس ( فصل ) پديد مي آيد و از تركيب و آميزش سكانس ها ( فصل ها ) ساختمان كلي يك اثر سينمايي شكل مي گيرد

دوستان از ترکیب چند پلان صحنه بوجود می اید و از ترکیب چند صحنه، سکانس و . . .
نمی دانم چرا حتی در میان اهالی سینما مثلاً همین برنامه هفت خودمان، مدام اصطلاح سکانس را بجای صحنه بکار می برند؟!؟
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
آگهی
#4
(24-8-1390، 01:36 صبح)Admin نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*وقت بخیر

نقل قول: از تركيب چند پلان ( نما ) سكانس ( فصل ) پديد مي آيد و از تركيب و آميزش سكانس ها ( فصل ها ) ساختمان كلي يك اثر سينمايي شكل مي گيرد

دوستان از ترکیب چند پلان صحنه بوجود می اید و از ترکیب چند صحنه، سکانس و . . .
نمی دانم چرا حتی در میان اهالی سینما مثلاً همین برنامه هفت خودمان، مدام اصطلاح سکانس را بجای صحنه بکار می برند؟!؟
ببخشيد من بين اصطلاحات فيلم نامه نويسي به سيناپس برخورد كردم كه به نظر خودم خلاصه داستان هست

نميدونم تا چه حد درسته

ممنون ميشم بيشتر راهنمايي كنيد

با تشكر
هر كجا اراده اي باشد راه هم هست
پاسخ
#5
سيناپس خلاصه فيلمنامه در حداكثر دو صفحه است
پاسخ
#6

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
سيناپس يا صحنه ‌بندي فيلمنامه
سینابس عبارت است از تقطيع روايت طرح داستاني به خلاصه‌اي از صحنه‌هاي فيلمنامه که داستان فيلمنامه را بطور کامل و بر اساس ترتيب نهايي روايت فيلمنامه بيان مي‌کند. به دیگر بیان صحنه ‌بندي طرح داستاني يا خلاصه داستان است و صحنه‌هاي تشکيل دهندة آن، تعداد صحنه‌هاي فيلمنامه نهايي را مشخص مي کند. سيناپس فاقد ديالوگ و جزييات است و تقريباً در 20 صفحه تنظيم مي‌شود.
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
آگهی
#7
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

آشنایی با تصویربرداری
اندازه نماها، وسایل حرکتی و ...



- اندازه نما (Shot): اندازه نماها بر اساس فیلمنامه (درام - نمایش) انتخاب می شوند، که به ترتیب زیر است؛



1- Extreme Close-Up: نمایی است کاملاً بسته و بر روی جزییات سوژه (مانند: چشم، بینی و ...) تمرکز دارد. علامت اختصاری این نما EX.C.U می باشد.



2- Big close-Up: در این نما جزییات بیشتری دیده می شود! مثلاً چند جزء صورت با هم، دیده می شوند ...! علامت اختصاری این نما B.C.U می باشد.



3- Close-Up: کادر در این نما بصورتی است که: از بالای سر سوژه تا روی شانه های سوژه دیده می شود؛ و هدف از این نما و نماهای قبل، بیشتر نشان دادن حالت چهره و بار احساسی سوژه می باشد! و در این نما سوژه معرفی می شود! علامت اختصاری این نما C.U می باشد.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



4- Medium Close-Up: نمایی که در آن از بالای سر تا نیمه ی تن سوژه دیده می شود ... . در این نما شخصیت سوژه معرفی می شود. علامت اختصاری این نما M.C.U می باشد.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


5- Medium Shot: این نما کمی بازتر از نمای قبل (مدیوم کلوز آپ) می باشد ... . علامت اختصاری این نما M.S می باشد.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

6- Knee Shot - American Shot: این شات، به شات آمریکایی معروف است که؛ از بالای سر تا سر زانو ها می باشد ... .



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
7- Medium Long Shot - Full Shot: در این نما سوژه بصورت تمام قد دیده می شود. علامت اختصاری این نما M.L.S - F.S می باشد.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



8- Long Shot: نمایی بازتر از نمای قبل (فول شات) است که در این نما محیط اطراف نیز کمی دیده می شود! علامت اختصاری این نما L.S می باشد.



9- Extreme Long Shot: نمای خیلی دور از سوژه ... . در دو نمای قبل و به ویژه در این نما محیط اطراف معرفی می شود که اصطلاحاً به این نما، نمای معرف (نمای معرف فضای اطراف!) گفته می شود. علامت اختصاری این نما EX.L.S می باشد.



*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*





10- Two Shot: نمای دونفره؛ نمایی که در آن دو نفر در کادر دیده می شوند!



11- Three Shot: نمای سه نفره؛ نمایی که در آن سه نفر در کادر دیده می شوند!



12- Over Shoulder: نمای دو نفره ای که؛ یک نفر روبروی دوربین و نفر دیگر پشت به دوربین باشد!

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



13- Insert: نمای است که؛ جزییات اشیاء را نشان می دهد، مانند: نمای بسته ساعت ... .

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



14- Crooked Shot: نمای کج ...!

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



15- Point Of View: نقطه نظر (زاویه دید)؛ نمایی که در آن زاویه دید سوژه (زاویه نگاه بازیگر) دیده می شود، که این نما به POV مشهور است!

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


ادامه دارد...


آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#8
سلام
میخواستم بدونم که استفاده از نماها تا چه حد مجازه و این دخالت تو کار کارگردان حساب نمیشه و مصداق دوربین نیست؟
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#9
وقت بخیر
باید نباشه یا حداقل ممکن
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
آگهی
#10
مسلما نباشه بهتره.
اما شناخت و تسلط کامل به نماها لازم و ضروریه...
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#11
سلام
منظورتون رو باید نباشه ولی شناخت روش کامل باشه یا نباشه بهنره رو نمیفمم یا بهتر بگم آدمو تو برزخ نگه میدازید.
مثلاً اگر قرار باشه نمایی از روی شانه گرفته بشه یا یک نمای هوایی یا نمای دونفره ،قدی ،یک نفره و ... رو داشته باشیم و اگه مطرح نکنیم حق مطلب ادا نشه،پس چجوری بنویسیم تا کارگردان متوجه منظور ما بشه و بتونه دکوپاژ کنه.
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#12
البته بعضی جاها چاره ای نیست و من خودم گاهی(درست یا غلط) تو فیلمنامه از این اصطلاحات استفاده می کنم.
وقتی با نماها آشنا باشید و بدونید زاویه دیدتون چیه اینجوری راحت تر می تونید برای او جایگزین پیدا کنید و بدون اسم بردن از نمایی خاص منظورتون رو برسونید...
شایدم وقتی فیلمنامه داره ساخته میشه بتونید به کارگردان کمک کنید!
البته این فقط برداشت منه...
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
آگهی
#13
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

- حرکت دوربین: 1- سه پایه متحرک؛ 2- وسایل متحرک (وسایل حرکتی)



1- سه پایه متحرک: سه نوع حرکت دارد؛

الف: حرکت افقی (Pan): این حرکت در راستای محور افقی است و می تواند از راست به چپ (Pan: Right To Left) یا از چپ به راست (Pan: Left To Right) باشد.

ب: حرکت عمودی (Tilt): حرکتی در راستای محور عمودی است و می تواند از بالا به پایین (Tilt Down) و یا از پایین به بالا (Tilt Up) باشد.

پ: حرکت ترکیبی: حرکتی است که در آن دو حرکت قبل با هم ترکیب می شوند! و این حرکت را پن و تیلت می گویند.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



2- وسایل متحرک (وسایل حرکتی):

الف: Dolly؛

1- پنتر: نوعی وسیله حرکتی است که بوسیله چرخ های بادی حرکت می کند.

2- شاریو: نوعی وسیله حرکتی است که بر روی ریل آهنی حرکت می کند.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



ب: پایه پدستال (استودیویی)

پ: کرین (Crane)

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*



ت: کرین کوچک (Projib)

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


[u]


insert ، نمایی در شت از یکی از جزئیات صحنه deiail shot که اهمیت عمده ای در جریان وقایع صحنه دارد و خبر یا اطلاع مهمی می دهد و میان وقایع ظاهر می شود. مثل نمایی از یک نامه ، یک کلید ، یک فنجان ، یک کار .

نمای دو نفره :
two-shot ، نمایی که در آن دو نفر با هم ( معمولا نیم تنه ) نشان داده شوند.
منبع: کتاب فرهنگ واژه های سینمائی ، فرهنگ دوائی


نمای واکنشی :
reaction shot ، نمایی که واکنش شخص یا اشخاصی را که ناظر واقعه ای هستند نشان می دهد. معمولا برای ایجاد انتظار و دلهره ی بیشتری در بیننده و هیجان بیشتری به واقعه بخشیدن در یک یا چند نما چهره ی کسانی که به واقعه واکنش نشان می دهند ارائه می گردد و بعد خود واقعه که در جریان اتفاق است

منبع: کتاب فرهنگ اصطلاحات سینمائی ، پرویز دوائی
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#14
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

حرکت دوربین بر محور ثابت


در این حالت دوربین بر روی سه پایه ای قرار دارد و کاملا ثابت و فاقد حرکت است و تغییر مکان و جابه جایی با سر دوربین انجام می شود :

حرکت افقی یا پن (pan) :در این نوع حرکت، دوربین از چپ به راست و یا از راست به چپ حرکت می کند. این حرکت، تداومی ایجاد می کند که برش بین نماها نمیتواند ایجاد کند.

نکته :حرکات پن برای ایجاد ارتباط میان فضاها و محیط های مختلف کاربرد دارد و تماشاگر وسعت مکان را در این نوع حرکت تجربه می کند. این حرکت در همبستگی و روابط میان انسانها نیز قابل استفاده است.

پن تعقیبی یا مروری :هنگامی که حرکت افقی دوربین بازیگر یا سوژه ای را دنبال می کند و یا در میان جمعیتی در جستجوی سوژه است به آن پن تعقیبی می گویند. حرکت پن مروری و تعقیبی حالت انتظار را در تماشاگر افزایش می دهد.
پن سریع یا سوئیچ پن (پن شلاقی) :در این حالت دوربین با حرکت افقی سریع خود به کار گرفته می شود و تصاویر محو دیده می شود. معمولا برای مرتبط کردن وقایع مختلف درمحل های متفاوت که دور به نظر می رسند به کار می رود. پن سریع گاه برای انتقال به زمان و مکانی دیگر به کار می رود.
حرکت عمودی یا تیلت (tillt) :در این نوع حرکت، دوربین از بالا به پایین و یا پایین به بالا حرکت می کند و کاربردهای گوناگونی دارد.
تاکید بر ارتفاع و عمق :مانند حرکت تیلت به بالا از کوه نوردی در حال صعود از دیواره ی کوه برای نشان دادن صخره های عظیمی که در مقابل او قد علم کرده اند. همچنین تاکید بر بلندی برج که با حرکت تیلت از یک لانگ شات بسیار تاثیر پذیرفته است.
تاکید بر روابط :دوربین از شخصی بر پشت بام خانه به پایین تیلت می کند و در خیابان بر قربانی او متمرکز می شود.

نکته :اساسا حرکت تیلت به بالا دربردارنده احساس افزایش توجه و هیجان، انتظار، امید و پیش بینی است. برعکس، حرکت تیلت به پایین با کاهش توجه و هیجان، ناامید شدن، افسردگی و بررسی انتقادی همراه است.

توجه داشته باشید اصول و تکنیک های سینمایی قانون کلی نیست و کاربرد آن با تحلیل کارگردان می تواند متفاوت باشد. بعضی از حرکات حالت روانی خاص آن فیلم را به ما تحمیل می کنند. به طور مثال، ذر موقعیتی از فیلم، زنی از مرگ پسرش مطلغ می شود، حرکت تیلت به پایین دوربین در حین نشستن زن، فرو ریختگی عواطف انسانی را بهتر از هر نمای ثابتی به بیننده القا می کند.
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#15
خانم مهربد خیلی مفید بود لطفاً ادامه بدین و مطالب بیشتری تو این زمینه قرار بدین که خیلی کارگشاست.
9 ممنون 9
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :