درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

بهانه های فیلمنامه نویسی!
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:59 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 6
بازدید 2265

امتیاز موضوع:
  • 14 رأی - میانگین امتیازات: 3.86
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهانه های فیلمنامه نویسی!
#1
Sad 
نوشته کارل ایگلسیاس(از وب سایت شخصیش)
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

یک:وقت ندارم بنویسیم
شایعترین بهانه که تاحالا وجود داشته! والبته مهمترین مساله برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت نویسندگی! مطمئن باشید که می فهم خیلی از علاقه مندان به نویسندگی دارای خانواده، وقت بسیار کم و کارهای عقب مانده بسیاری هستند. کیه که نداره؟! شما همیشه یک کاری برای انجام، خواهید داشت. زندگی همینه. واقعیت اینه که:اگر واقعاً چیزی را بخواید، مطمئن باشید که برای انجامش وقت پیدا خواهید کرد. بنابراین وقتی نویسنده دنبال این بهانه می گرده، کاملاً برای من روشنه که به چیزای دیگه بیشتر علاقه منده. اگه واقعاً وقت نداشته باشید، می توانید این وقت را برای خودتان ایجاد کنید.کافیه براحتی یک زمان معین را با برنامه ریزی برای نوشتن، واسه خودتون دست و پا کنید و شروع به نوشتن نمایید. اکثر نویسنده ها یک ساعت زودتر از خواب بیدار می شوند و یا یک ساعت دیرتر به خواب می رند تا بنویسند. یا اینکه می تونید کار نوشتن را در لابلای کارهای دیگرتان که در حین انجامش هستید، وارد نمایید. مثلاً زمانیکه بوسیله وسایل نقلیه عمومی به سر کارتون می رید، می تونید بنویسید. و یا هنگام رانندگی می توانید ضبط کنید. زمانیکه در صف بانک یا فروشگاه و یا سینما هستید می توانید بنویسید. و خلاصه . . . . دست آخر اینکه نوشتن می بایست برای شما از تلویزیون دیدن، یا به ساحل دریا رفتن، یا وراجی کردن پای تلفن، یا به سالن ورزشی رفتن و خلاصه اینطور کارها، خیلی مهم تر باشه اگر شما بخواهید که واقعاً بنویسید.
دو:من کار روزانه دارم و واسه نوشتن دیگه خیلی خسته ام(سردرد دارم، تمام روز رو نشستم(وکار کردم)
می فهمم. منم همینطور بودم. همه کار روزانه دارند و تلاش برای نوشتن بعد از یک روز سخت کاری، مشکل است حتی برای نویسنده های باانگیزه ای که وجود دارند. تنها راه حل اینه که قبل از رفتن به سرکار بنویسید یا اینکه تنها در روزهای تعطیل و آخر هفته به نوشتن بپردازید. بستگی به خودتون داره.اکثر نویسندگانی که بطور جدی کار می کنند و ضمناً شغل دومی هم دارند، قبل از رفتن به سر کار، می نویسند. به سادگی زودتر از خواب پا می شوند. حدود یک تا سه ساعت زودتر، جای دنجی را گیر می آورند و با سرحالی شروع به نوشتن می کنند. شما نباید ساعات خواب رو از دست بدید. فقط کافیه زودتر به رختخواب برید.
سه:خيلي با استعداد نيستم
كي اينو ميگه؟ديگران؟ يا خودتون؟اين فقط نداي(منفي)درون شما است كه داره حرف مي زنه. بهش محل نديد! هنوزم به نوشته هاتون دست رد زده ميشه؟ (نگران نباشيد) اين فقط كار يك عده معدودي از خواننده هاي آثار شماست. اكثر نويسنده هاي با استعداد جهان هم از اول كارهايشان رد مي شده است. اما اونا به كارشون ادامه مي دادند، فنون نويسندگي را افزايش مي دادند و مهارتهايشان را بهتر و دقيقتر مي كردند. هر بني بشري در اصل با استعداد است. اگه شك داريد كتاب "اگر مي خواهيد بنويسيد" نوشته " برندا اوئلندBrenda Ueland" را بخوانيد. استعداد تمام هستي ماست. همان چيزي است كه ما را از دنياي ساير مخلوقات متفاوت كرده است. همه ما بوسيله مغزي كه فكر مي كند و قدرت ارتباط دارد، مقدس گرديده ايم. حالا شايد بخواهيد فكر كنيد كه نوشتن مهارت مورد نظر شما نمي باشد اما وقتي با كسي درحال صحبت هستيد، پس قطعاً مي توانيد بنويسيد. بقيه اش تجربيات زندگي، عشق به نوشتن، ممارست و يادگيري مي باشد.
چهار:خلاقیت لازم رو ندارم
دقیقاً مثل استعداد، همه خلاق نیز هستند، اصلاً قسمتی از DNA ماست. تنها تعداد کمی به این موضوع معتقد نیستند. من فکر می کنم این افراد خلاقیت را با اصالت (و اتکا به نفس) اشتباه گرفته اند. همه واقعاً نمی توانند متکی به نفس باشند.به هرحال شما باید از خودتان بخواهید تا بتوانید. اما بازم میگم همه خلاق هستند.فقط کافیه مهارتهای خلاقانه خودتون را افزایش بدین و تمرین کنید. منابع مختلفی در این خصوص وجود دارد. از وب سایتهای مختلف گرفته تا کتابها و کارگاه های آموزشی. مثلاً یک از مواردی که خیلی توصیه شده است، کتاب "مسیر هنرمند" نوشته جولیا کامرون است. بخونیدش، تمریناتش را انجام دهید بعد خواهید دید که دیگر برای فقدان خلاقیت، گلایه نخواهید کرد.
پنج:الان توی مود نوشتن نیستم
به هر حال بنویسید! بطورجدی. وقتی خودتون رو از شر این "مود" خلاص کنید، یک اتفاق اعجاب انگیز براتون اتفاق می افته. این با تمرین و یاانجام هر کار دیگری قابل انجام است. وقتی واقعاً شروع به کار کنید، مودش را هم بدست خواهید آورد. این موضوع برای من وقتی برای نرمش به سالن ورزش می روم،اتفاق می افتد. هر روز برای نوشتن در مود نیستم. اما همیشه خودم را مجبور می کنم چون می دانم این تنها راه برای استفاده از آن روزم می باشد. و وقتی هم که شروع می کنم، مودش هم می آید و راحت می شم. مخصوصاً در ادامه کارم، و واقعاً اوضاع و احوالم عالی می شود و با خودم فکر می کنم چطور بود که توی مودش نبودم؟! با نوشتن امتحانش کنید. نوشتن، نوشتن میاره. شاید توی مودش نباشید اما خودتون رو مجبور کنید که یک جمله بنویسید. حتی همین جمله "من الان توی مود نیستم که این جمله را بنویسم". حالا یک جمله دیگه بنویسید. و بعد یکی دیگه و یکی دیگه. بعد می فهمی که داری می نویسی.
اما به هر حال و به ندرت پیش می آید که واقعاً نخواهید بنویسید. مهم نیست. نویسنده ای رو می شناسم که برای نوشتن اجباری در زمانی که در مودش نیستید، پیشنهاد می کنه که به توالت برید و اونجا بشینید. حتی اگه لازم نباشه! وقت هدر دادنه!اما اگه فکر می کنید، روی شما کارسازه، انجامش بدید. فوقش یک استراحته. خلاصه کسی شمارو مجبور به نوشتن نکرده. اما اگه واقعاً دیدید که بیشتر مواقع توی مودش نیستید، بهتره از خودتون بپرسید که واقعاً نوشتن رو دوست دارید و یا چرا می خواید یک نویسنده بشید. چراکه یک نویسنده حرفه ای همیشه می نویسه،توی مودش باشه یا نباشه.
شش: نمیدونم درباره چی بنویسم
فکر کنید در یک مهمانی عصرانه هستید و یک نفر از شما می پرسد:"دوست داری چه کاری رو عاشقانه انجام بدی؟" و این شما رو متعجب می کنه چون معمولاً مردم میگن شغلت چیه و یا واسه زندگی روزانت چکاری انجام میدی؟ اما به هر حال شما درباره سوال فکر می کنید و اینبار شخصی دیگر از شما می پرسد:" چه چیز باعث عقده حقارت شما میشه؟ چی شمارو واقعاً دیوونه میکنه؟ چیه که شما با تمام وجود می خواینش؟" اگر شما بتونید به این سوالات جواب بدید و می دانم که اکثراً اگر اندکی فکر بکنند، می توانند پاسخ دهند، پس یعنی چیزی وجود داره که شما دربارش صحبت کنی. پس اگه حرفی برای گفتن دارید، پس مطلبی هم برای نوشتن خواهید داشت. پس لطفاً اینقدر غر نزنید و همونها رو روی کاغذ بیارید.
هفت:کارم احمقانه بنظر می رسد

کار شما زمانی احمقانه بنظر می رسه که اولین نوشته شما را دیگران بخوانند.اما چیزی رو که دفعه اول می نویسید، نباید هیچکس بخواند. کسی اونجا نیست که بخواد بخونش مگر خودتون. شما تنها کسی هستید که می تونید درباره کارتون قضاوت کنید. به خودتون قول بدید که همه چیز بنویسید. خوب یا بد. در نهایت می تونید اون رو اصلاح و ویرایش کنید. و در نهایت هم می تونید نظر سایر نویسنده ها رو در یک گروه بپرسید و مطمئن باشید که اونا قضاوت بدی درباره شما نمی کنند چونکه خودشون هم نویسنده هستند و شما رو درک می کنند.
هشت:الان حواسم هزارجاست!

موافقم، وقتی حواس آدم جمع نباشد، نوشتن کار سختی خواهد بود، اما اگه واقعاً نوشتن برای شما مهم است، روی نوشتن تمرکز کنید و عوامل پرتی حواس را از بین ببرید. منظور ما از حواس پرتی چی می تونه باشه؟سرو صدای بچه هامون؟ پس وقتی خوابند و یا بیرون با دوستاشون درحال بازی هستند، بنویسید. سروصدای خیابان؟ یه هدفون روی گوشتون بذارید و موقع نوشتن به یک آهنگ کلاسیک، سنتی، مدرن و خلاصه هرچی خودتون دوست دارید، گوش بدید. دنبال بهانه نباشید! فقط کارتون رو عقب می ندازید. دوباره می گم، اگه نویسندگی براتون مهم باشه، انجامش می دید حالا هرچی می خواد اتفاق بیفته!
نه:به یک ایده یه خطی فوق العاده نیازمندم
شما برای شروع فقط به یک جمله نیاز دارید. جمله کامل. لازم هم نیست عالی باشه، چون احتمالاً موقع بازنویسی تغییر می کنه. پس منتظر چی هستید؟ هرچی دلتون می خواد بنویسید و همین شما رو به سمت جمله دوم هدایت می کنه و همینطور بعدی و الی آخر. جمله ابتدایی عالی رو بذارید کنار. هر جمله ای می تونه همین کار رو بکنه.
ده:چطوری یه تهیه کننده پیدا کنم؟
شما الان آماده طرف شدن با یک تهیه کننده هستید؟! جداً؟! چون اگه قرار باشه کارتون از طرف تهیه کننده ها مدام رد بشه، شانس کار شما درواقع همون چیزیه که نوشتید و هنوز آماده ارایه دادن نیست. پس بجای نالیدن درباره کارتون، بهتره روی قابل ارایه کردن کارتون تمرکز کنید. اینم حاصل نخواهد شد مگر با نظرخواهی از سایر نویسندگان، بازنویسی و بازنویسی و بازهم بازنویسی تا جاییکه دیگه نظر منفی درباره کارتون وجود نداشته باشه. حالا وقتی کارتون رو آماده کردید، نامه معرفی اثرتون رو به تهیه کننده ها بدید تا التماسشون رو برای بستن قرار داد، نظاره گر باشید.
یازده:کارهایم مدام رد می شوند
فقط به دو شکل میشه به این قضیه نگاه کرد. یا کار شما آنقدرها خوب نیست که قابل ارایه باشه و یا تهیه کننده و خواننده ای که اثر شما را رد می کند، هنوز به قابلیتها و استعداد شما پی نبرده است. به هر حال این بستگی به شما دارد. اگر فکر می کنید کارتون حرف ندارد، آماده فروش است و ضمناً نظرات بقیه هم نسبت به اون مثبت است، پس به بازاریابیتون اونقدر ادامه بدید تا بالاخره یکی جواب مثبت به شما بدهد. Barbara Kingsolver رمان نویس به این شکل عمل می کند: اصلاً فکر کنید که نوشته هایتان را به آدرس "ناشری که کار من را تحسین می کند" فرستاده اید و بعد از اون هم کارتون با مهر " همچین آدرسی وجود ندارد" برگشت می خورد. به این کار ادامه بدید تا آدرس درست را پیدا کنید! البته که اگر کارتون دارای استاندارهای بالای فیلمنامه نویسی نباشد و بازاریابیش قبل از زمان درست آن باشد، اونوقت می دونید که چرا مدام کارتون برگشت می خورد. این یعنی دوباره به کارتون برگردید، نظرات اطرافیان رو بگیرید و بازنویسیش کنید تا زمانی که برای خوانده شدن آماده شود.
دوازده:همیشه یه چیزی جلوی کارم رو می گیره
اینجا هم دو را برای برخورد با اون وجود داره: یا واقعاً با بدشانسی دچار یک بیماری شدید که نیاز به درمان داره و یا یک سری بد عنقی هایی است که باید اونا رو کنار بذارید. دوم اینکه اصلاً چیزی جلوی کار شمارو نگرفته. اینم یه بهانه دیگس برای فرار از نوشتن.فرار از نویسنده خوبی نشدن، فرار از دردسرهای نوشتن و فرار از احساس حماقت! اینجا درست و غلطی وجود نداره. دنبال یه حرکت دیگه باشید. اگه واقعاً یه کلمه هم نمی تونید بنویسید، راههای زیادی برای نجبور کردن خودتون به دوباره نوشتن وجود داره.شروع کنید به خوندن کتابهای نویسندگی. عملاً هر کتابی که در بازار باشه، در این رابطه یک فصل داره. اما اگه بازم برگشتید سر خونه اولتون و از نوشتن بدلیل بد نوشتن ترسیدید، قول بدید که فقط بنویسید حتی اگر شده جفنگ. کسی نمیاد نوشته های شمارو بخونه. می تونید اون رو بازخونی و بازنویسی کنید. مساله اینه که اول باید روی کاغذ بیارید. یالا شروع کنید! پیشنهاد می کنم کتاب Bird by Bird نوشته Annie Lamott رو بخونید.
سیزده:برنامه مورد علاقم در تلویزیون درحال پخشه!
می فهمم. منم به تلویزیون علاقه مندم. اما اجازه نمیدم مزاحم نوشتنم بشه.برای هر چیزی وقتی وجود داره. زمان نوشتن رو با زمانی که اون برنامه پخش نمیشه، هماهنگ کنید. یا اگر زمان نوشتنتون با این برنامه تداخل داره، بهتره اون رو ضبط کنید تا بعداً بتونید ببینیدش. من خودم بیشتر زمانی که فکرم برای نوشتن کار می کنه، بعداز ظهرهاست. با این حال چون به برنامه های تلویزیون علاقه مندم، سعی میکنم اونها را ضبط کنم و هر وقت که فکرم واسه نوشتن کار نمی کرد، اونهارو ببینم. بعلاوه این کار میتونه در زمان شما صرفه جویی کنه؟چطور؟ فکر کنید در یک برنامه دو ساعته، می تونید با حذف آگهی های بازرگانی، نیم ساعت زمان مفید بدست بیارید. من خودم برای دیدن یک برنامه دو ساعته، تنها یک ساعت و نیم به این شکل وقت می ذارم. این یعنی 30 دقیقه برای نوشتن رفقا! و حالا می گید نمی تونید زمانی برای نوشتن پیدا کنید! برنامه های مورد علاقتون رو ضبط کنید.
چهارده:باید رختهارا بشورم، خونه را تمیز کنم، به سبزی فروشی برم، ایمیلهام رو چک کنم، یک سری تلفن بزنم و 100 روزنامه ای رو که جمع کردم تا ایده ای به ذهنم برسه، مطالعه کنم

بله، بله، پشت سر هم بهانه! همه این چیزهارو که گفتید می تونند 1 یا 2 ساعت صبر کنند. فرق می کنه رختها ساعت 9 شسته بشن یا 10؟ آیا واقعاً لازمه که همین الان خونه تمیز بشه؟ یا اینکه می خواید با تمیز کردن، از دست نوشتن فرار کنید؟ شما فقط دنبال وقت هدر دادنین! می فهمم. همه ما توی این موقعیتها گیر می کنیم. راه حل؟ ساعت نوشتنتون رو برنامه ریزی کنید. وقت تلفن کردن، ایمیل خوندن، پیدا کردن ایده ... همه رو زمان بندی کنید. این شامل افرادی هم که می گویند قبل از نوشتن، نیازمند سازماندهی هستند، می شود. بسیار خب کارهاتون رو برنامه ریزی و سازماندهی کنید ولی اگه بازهم بعد از اون دنبال یه بهانه دیگه بودید، بیخیال نویسندگی بشید چون دارید وقتتون رو هدر می دید.
پانزده:فکر نمی کنم موضوع جالبی باشه. تازه بازنویسی اون هم خیلی سخته!
تازه شدید یک نویسنده!بله نوشتن سخت است، بازنویسی هم خیلی سختر و اعصاب خوردکن، و اکثر مواقع هم اولین نسخه کارتون افتضاحه! خب، زندگی نویسندگی همینه. اگه فکر می کنید کار پر مشغلیه پس چرا انجامش می دید؟ هیچکی اسلحه روی شقیقتون نذاشته و مجبورتون نکرده که بنویسید. شما قبل از اینکه وارد این کار بشید باید واقعیت این حرفه رو قبول کنید. تنها یک دلیل وجود داره که همیشه به تازه کارهای فیلمنامه نویسی گفته میشه:" اگر فکر می کنید کار دیگری هم هست که علاوه بر نویسندگی می توانید انجامش دهید، به سراغ آن بروید!" نویسندگی به آن جذابیتی که اکثر نانویسندگان فکر می کنند، نیست. پس اگر واقعاً فکر می کنید نمی تونید، بیخیال بشید و کار دیگه ای شروع کنید.
اما اگر فکر می کنید علی رغم تمام مخاطرات و ناملایماتی که این حرفه می تونه داشته باشه، شما باید بنویسید، پس به جمع ما خوش آمدید.
شانزده: یک کامپیوتره جدید لازم دارم
همه همینطور هستیم. با تکنولوژی امروز، هر شش ماه، یک خبر جدیدی درباره کامپیوترها که بهتر و سریعتر شده اند، به گوشمان می رسد و همیشه هم مورمورمان می شود که اون رو داشته باشیم. اما مگر برای فرایند نوشتن روی کامپیوتر به چه سرعتی نیاز دارید؟! آیا کامپیوتر جدید نوشتن شمارو بهتر می کنه؟! باعث میشه نوشته هاتون کمتر برگشت بخوره؟! فکر نمی کنم. قطعاً همه یک کامپیوتر جدید می خوایم اما واقعاً نیازی به اون نداریم. می خواین لیستی از بهترین نویسنده هارو اینجا بگم که هنوزم از کامپیتور استفاده نمی کنن و سرکارشون فقط با قلم و کاغذه؟ پس برگردید سرکارتون. بهانه نیارید!
هفده: نمی تونم تایپ کنم
درباره نویسنده هایی فکر کنید که قبل از اختراع تایپ می نوشتن. تمام چیزی که لازم دارید یک قلم و دفتره. البته تایپ آسونتره و من هم اینو می دونم. کلاً در این دوره زمونه بهتره که تایپ کردن بلد باشی. اما دلیلی نداره که نخواین بنویسید. به آخرین جمله بهانه قبلی توجه کنید!
هجده:بیکارم و وقت هم دارم، اما تمام اون صرف این میشه که فک کنم خرجی رو از کجا دربیارم!

می فهمم. منم همینطور بودم. بیکاری وضعیت بدیه که می تونه روی نوشتن تاثیر بذاره. بماند که به یک خونه نیاز دارید که سقف داشته باشه و چیزی که خودتون و خونوادتون بخورید و بعد بشینید و روی نوشتن تمرکز کنید. باید اولویتهایتان رو مشخص کنید. تمام نویسندگان نیاز به کسب درامد دارند تا بتوانند به نوشتن ادامه دهند. این اولویت شماره یک است. تمام تلاش خود را برای بدست آوردن یک منبع درامد بکار ببرید. اما تا نوبت بعدی مصاحبه شغلیتان، نمی دونم چرا یه کم صرف نوشتن نمی کنید؟ استرستون رو کنار بذارید. فکر کنید اگه یکی شغلشو از دست داده باشه، چه احساسی داره و با اون چطور کنار میاد.
نوزده:من که می خوام برم صفا!
این یک بهانه عمومی در دوران فراغته و قابل درک. کیه که بخواد توی یه اتاق زندانی بشه درحالیکه بقیه بیرون دارند حال می کنن و خوش می گذرونن؟ اما کیه که بگه شما نمی تونی توی فراغت هم ننویسی؟ فکر کنید که چه ایده هایی رو می تونید گیر بیارید و چه شخصیتهایی رو که می تونید خلق کنید. پس دفتر و قلمتون رو بردارید، ساکتون هم ببندید و برید خوش بگذرونید. اما نوشتن یادتون نره! یه جایزه واسه خودتون بذارید. اگه تونستید 4 صفحه بنویسین، یک حال اساسی هم بخودتون بدید!

(ادامه دارد)
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط farzin ، بیداری
#2
جالب بود ممنون
فکر کنم به درد من بخوره
امیدواره که ادامه مطلب رو هم بگذارید
شاد زی
پاسخ
#3
بسيار عالي و انرژي بخش بود. لطفا ادامه دهيد.
همه با هم تلاش كنيم تا اين انجمن را فعالتر كنيم.
مانسلی هستیم كه بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم...تایپ كردیم
پاسخ
آگهی
#4
خيلي مفيد بود مرسي منتظر ادامه اش هستم .
پاسخ
#5
واقعا عالي بود
براي خيلي از سوالاتي كه داشتم پاسخ رو گرفتم 69
در مورد اينكه بايد طرحها مونو بديم نويسنده ديگه اي بخونه كاملا موافقم چون خود شخص نميتونه در باره نوشته خودش به خاطر تعصبي كه داره قضاوت درستي بكنه پس اميدوارم علاوه بر يادگيري از مطالب سايت بتونيم از فكر و نظريات دوستان براي بهتر نوشتن استفاده بكنيم 75
هر كجا اراده اي باشد راه هم هست
پاسخ
#6
وقت بخیر

مطلب بروز رسانی گردید
با تشکر
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  معرفی کتاب جم و جور،فیلمنامه نویسی تریلر josephjoblu 4 172 21-8-1395، 12:37 عصر
آخرین ارسال: zootopia
  جزوه ی فیلمنامه نویسی اکبرخوردچشم 9 2,155 8-5-1395، 05:39 عصر
آخرین ارسال: azade
  اخلاق در فیلمنامه نویسی G.Manager 0 433 10-9-1394، 01:03 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
Video استانداردهای فیلمنامه نویسی G.Manager 17 13,000 18-4-1394، 05:48 صبح
آخرین ارسال: حسن محمدی نژاد
  فیلمنامه نویسی اصغر فرهادی aliaram 45 4,438 16-5-1393، 11:53 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :