درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

علي حاتمي
زمان کنونی: 16-9-1395، 12:04 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: شادي داودي
آخرین ارسال: سورنا مترادف
پاسخ 3
بازدید 1197

امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 3.55
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علي حاتمي
#1
مرحوم علی حاتمی (۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در تهران - ۱۵ آذر ۱۳۷۵ در تهران) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس بود. حاتمی در جایی متولد شد شبیه همان جایی که رضا خوشنویس در هزاردستان به ‏مفتش آدرس می‌دهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچهٔ اردیبهشت.‏ او دانش‌آموخته از دانشکده هنرهای دراماتیک است. علی حاتمی حداقل ۱۵ فیلم بلند سینمایی و مجموعهٔ تلویزیونی ساخته‌است.‏
اولین اثر سینمایی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمه‌تمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های سینمایی او بعد از مجموعهٔ هزاردستان بود، به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریم‌مسیحی (به نام‌های کمیتهٔ مجازات و طهران، روزگار نو) ساخته شد.
لیلا حاتمی و زری خوشکام، هنرپیشگان سینما، فرزند و همسر علی حاتمی هستند.
حاتمی کار هنری خود را با تئاتر در زمینهٔ نویسندگی آغاز کرد و نمایشنامه‌های «ساتن»، «قصهٔ حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت.علی حاتمی در کلاس‌های نمایشنامه نویسی اداره هنرهای دراماتیک واقع (درآب سردار) شرکت نمود و بعدها که این اداره به نام دانشکده هنرهای دراماتیک تغییر نام داد او در رشته ادبیات نمایشی تحصیلات خود را ادامه داد. او در سال ۱۳۴۴ نمایش دیب (دیو) را که از اولین نوشته‌های خود بود در تالار دانشکده و با کودکان موسسه آموزشی فرهنگ آرزو به اجرا در آورد و...

فعالیت فیلم‌نامه‌نویسی و کارگردانی
حسن کچل (۱۳۴۸)
طوقی (۱۳۴۹)
باباشمل (۱۳۵۰)
قلندر (۱۳۵۱)
خواستگار (۱۳۵۲)
ستارخان (۱۳۵۳)
مجموعهٔ تلویزیونی مثنوی مولوی (۱۳۵۴)
سلطان صاحبقران (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۵۴)
سوته‌دلان (۱۳۵۶)
هزاردستان (۱۳۵۸)
حاجی واشنگتن (۱۳۶۱)
کمال‌الملک (۱۳۶۳)
جعفر خان از فرنگ برگشته (۱۳۶۶)
مادر (۱۳۶۸)
دلشدگان (۱۳۷۱)
جهان پهلوان تختی (۱۳۷۳ - ۱۳۷۵) (پس از مرگ حاتمی به کارگردانی بهروز افخمی ادامه یافت)
کمیتهٔ مجازات (۱۳۷۷)
طهران، روزگار نو
عشق بدون توقع و نياز ؛ شالوده ي رهايي است
من به این فاجعـــه عادت کردم ...
که برم ،
خسته بشــم ،
برگردم !
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم ،
چیزی نگم ،
داغون شم ... !
به سرنوشت بگویید : اسباب بازیهایت بی جان نیستند
آدمند ،میشکنند،آرامتر...
پاسخ
#2
ديالوگ‌هاي ماندگار «سينماي حاتمي» به انتخاب اهالي هنر
خبرگزاري فارس: گروهي از چهره‌هاي فرهنگي-هنري و اهالي سينما، ديالوگ‌هايي را از بين ديالوگ‌هاي شاخص كارهاي سينمايي و تلويزيوني «علي حاتمي» انتخاب كردند.


به گزارش خبرگزاري فارس، نگارش ديالوگ‌هاي فاخر و اديبانه از ويژگي‌هاي فيلمهاي مرحوم «علي حاتمي» است.همين موضوع باعث شده‌است كه منتقدان به او لقب «سعدي سينما» را بدهند. برخي چهره‌هاي فرهنگي، هنري در آستانه سالگرد درگذشت اين سينماگر، در گفت‌و‌گو با فارس، ديالوگ‌هاي برگزيده خود را از آثار اين كارگردان بيان كرده‌اند.

- محمدرضا هنرمند:
در فيلم «مادر» چندين ديالوگ به‌يادماندني وجود داشت، از جمله: «شب رو بايد بي‌چراغ روشن كرد».
- محمد نوري‌زاد:
نگاه «علي حاتمي» به تاريخ، ما را متوجه گذشته خودمان مي‌كرد و هيچ جامعه‌اي نيز بي‌نياز از انديشه گذشته خود نيست. در فيلم كمال‌الملك، مظفرالدين شاه ديالوگي دارد كه مي‌گويد:«اكثر عمر ما در دوران وليعهدي گذشت و رسم پادشاهي را خوب نمي‌دانيم.»
- سعيد اميرسليماني:
به نظر من زيباترين ديالوگ، يكي از ديالوگ‌هاي فيلم «كمال‌الملك» است كه مظفرالدين شاه مي‌گويد: «همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد» كه من اين ديالوگ بسيار دوست دارم و در زندگي روزمره نيز استفاده مي‌كنم.
- عبدالله اسكندري:
ديالوگ «همه عمر دير رسيدم» از سوته دلان كه مي‌توان گفت كه يكي از ماندرگارترين ديالوگ‌هاي علي حاتمي است.
- عبدالحسين مختاباد:
ديالوگي مربوط به گفت‌وگوي كمال الملك با فرش باف با اين مضمون كه تقابل هنر شرق و غرب است و فروتني و تواضع هنرمندان شرقي را به رخ مي‌كشد؛ «استاد تويي! هنر اين فرشه، شاهكار اين تابلوست، دريغ همه عمر يك نظر به زير پا نينداختم. هنر اين فرش گسترده است. شاهكار كار توست يار محمد نه كار من!»
- حسن حسندوست:
ديالوگي مربوط به كمال‌الملك، كه ناصرالدين شاه خطاب به مدير مدرسه هنر مي‌گويد «هنر مزرعه بلال نيست، كه محصولش بهتر شود از ستاره‌هاي آسمان هم يكي مي‌شود كوكب درخشان، الباقي اي، سوسو مي‌زند»
- فرهاد فخرالديني:
من فقط در كمال‌الملك با ايشان كار كردم فكر مي‌كنم تمام ديالوگ‌هاي علي حاتمي زيباست و من واقعا نمي‌توانم يكي را تفكيك كنم، علي حاتمي اصلا به لحاظ ديالوگ‌هايش شهرت داشت ديالوگ‌هايي روان و صريح.
-عزت‌الله انتظامي:
من نمي‌توانم تنها يكي از ديالوگ‌ها را مجزا كنم زيرا تمامي ديالوگ‌ها زيباست و اينكه نمي‌توانم تنها يك يا چند جمله در بيان شخصيت علي حاتمي بگويم، بايد ساعت‌ها در مورد حاتمي صحبت كرد تا بتوان حق مطلب را ادا كرد.
- فتحعلي اويسي:
ديالوگ بسيار زيبايي از «دلشدگان» از علي حاتمي كه هميشه در خاطرم هست «آيين چراغ خاموشي نيست».
- محبوبه بيات:
تمام ديالوگ‌هاي علي حاتمي بسيار زيباست به ويژه تمام ديالوگ‌هاي اكبر عبدي در فيلم «مادر» به ويژه سكانس‌هاي مربوط به صحنه حمام، كه ديالوگ‌هاي عبدي به صورت برعكس نوشته شده كه اين موضوع ديالوگ‌نويسي بسيار دشوار است.
- جواد طوسي:
تمام ديالوگ‌هاي او زيباست. ديالوگ‌هاي فيلم خواستگار كه مهجور ماند به ويژه ديالوگ‌هاي رضا خاوري و اگر بخواهيم يكي از ديالوگ‌ها را به عنوان ماندگارترين انتخاب كنيم. ديالوگ «همه عمر دير رسيديم» و ديالوگ آخر اميركبير در حمام فين كاشن كه كلام آخر اوست و پيامي است به همه نسل‌ها و دوران‌ها. در سلطان صاحبقران ؛ «مرگ حق است ولي به دست شما بسي مشكل، اما شوق از ميان شما رفتن مرگ را آسان مي‌كند».
- شاهرخ دولكو:
فكر مي‌كنم كه ماندگارترين ديالوگي كه در ذهن همه هم هست «همه عمر دير رسيديم» است در سوته‌دلان و يك ديالوگ زيباي ديگر از همين فيلم كه بسيار بامزه است. «ما هر دو از يك خميريم ولي تنورمان علي حده است».
- چنگيز جليلوند:
ديالوگي كه لوتي و بابا شمل اول فيلم راجع به مراد و مريد صحبت مي‌كنند. ديالوگي است شعر گونه و بسيار زيبا «لوتي امشب دل پردردي داره، ناله سردي داره زير سايه علي، ديو جلودارش نيست».
- رضا درستكار:
همه ديالوگ‌هاي حاتمي زيبا و ماندگار است. منحصر ديالوگي در «سوته دلان» كه در پايان فيلم حبيب ظروفچي به برادر مرده‌اش مي‌گويد «همه عمر دير رسيديم» و بايد بگويم همچنان «همه عمر دير رسيديم» و اين وصف حال اهل هنر است و وصف حال علي حاتمي و همه ما.
- محمدرضا دلپاك:
ديالوگي در فيلم كمال‌الملك. صدر اعظم مي‌گويد: تو مي‌خواهي جاي ما را بگيري؟، كمال‌الملك مي‌گويد: «من آرزو طلب نمي‌كنم، آرزو مي‌سازم».
- جلال مقامي:
تمام ديالوگ‌هاي حاتمي زيباست، ديالوگ‌هاي حاتمي مانند غزلي است كه كل غزل زيباست.
- جهانگير الماسي:
ابتدا از نظر من ماندگارترين ديالوگ علي حاتمي زندگي اوست و ماندگارترين ديالوگ، ديالوگي كوتاه از «كميته مجازات». جايي كه مي‌گويد: «اين ملت خواب، اين ملت بنگي و افيوني و خواب» علي حاتمي برگذشتگان ما خرده مي‌گيرد كه چرا به جاي مبارزه عقب نشستند و اسير افيون شدند.».
- حميده خيرآبادي:
تمام ديالوگ‌هاي او شيرين و جذاب هستند و در ذهن حك مي‌شوند. طي همكاري كه من در حسن كچل داشتم هم چنين اتفاق افتاد. در «حسن كچل» ديالوگ بسيار زيبايي به يادم هست: «شاعر و تاجر كه با هم فرق نداره، تاجر ورشكسته شاعر ميشه، شاعر پولدار ميره تاجر ميشه!».
- آيدين آغداشلو:
بسياري از سكانس‌هاي سوته‌دلان به ويژه قسمت‌هايي كه مجيد تصنيف مي‌فروشد و تصنيف‌هايي را كه مي‌فروشد مي‌خواند و وقتي جمشيد مشايخي حبيب را مي‌بيند شروع به پراكنده‌گويي‌هايي در مورد خودش مي‌كند كه اين قسمت بسيار زيبا در آمده است.
- مرتضي احمدي:
چه در سينما و چه در تلويزيون، ديگر كسي مانند علي حاتمي نيامد، ديالوگ‌هاي علي حاتمي مانند مينياتوري بسيار زيبا بود، ديالوگ‌هايي بسيار روان كه كسي با آنها مشكل پيدا نمي‌كرد.
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#3
خوشمزه بود ممنون شادی خانم
پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ابراهيم حاتمي كيا شادي داودي 0 748 1-9-1390، 02:24 صبح
آخرین ارسال: شادي داودي

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :