درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

اشتراک تجربیات خود برای دیگران
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:58 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: nima_sadat
آخرین ارسال: hamed
پاسخ 56
بازدید 7777

امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشتراک تجربیات خود برای دیگران
#1
ممکن است بعضی اوقات در طول نوشتن و یا خواندن فیلمنامه به نکته ای برسیم.که اون نکته رو قبلا جایی نخونده بودیم. و یا کسی یادمون نداده.. و شاید احساس کنیم که خودمون اون رو کشف کردیم. 3

این تاپیک رو ساختیم برای اینکه محلی باشه تا چنین نکاتی رو که خودمون بهشون رسیدیم رو به در اختیار دیگران بزاریم.. 75

خواهشمندیم مردد و دو دل نباشید که آیا این نکته رو قبلا کسی گفته یا نه!! 49

خواهش میکنم شما بگید.. چون گفتنش بهتر از نگفتنشه.. فوقش یک یادآوری میشه برای کسانی که میدونستند..

نکته ایی که من بهش رسیدم : " با شخصیت داستان خود صحبت کنید"
برای اینکه بهتر با شخصیت داستانتان آشنا بشید تا واکنش های اون رو در شرایط مختلف بهتر تشخیص بدبد ..

توی دلتون با اون حرف بزنید..

نمونه:

من با دو شخصیت داستانم صحبت کردم.
لینک فیلمنامه : *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

(خطاب به دخترک : )چرا خرگوش بیچاره رو اذیت میکنی؟
جواب دخترک (با خنده ): اذیتش نمیکنم که.. باهاش بازی میکنم!!!

---این چه بازییه؟!! بازی بهتر نبود؟
دخترک : اشکالی نداره .. زیاد دردش نگرفت که.. تازه به خودشم خوش میگذره.. من تنها همبازیشم..

گفتگو با پدر :

--آقای محترم یکم به تربیت این بچتون برسید...
پدر : مگه چشه؟!!!

-خیلی تقص و پر رووه!!!
پدر : تقص و پر رو باشه بهتر از اینه که کم رو و با شعور باشه و تو جامعه حقشو بخورن

--چرا از چراغ قرمز رد میکنید ؟
پدر : قانون همیشه ماله دیگرانه..و تبصره ها ماله من...




**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
#2
بهترين تجربه اي كه داشتم اين بود كه از بچگي هرموقع هر آهنگي گوش ميدادم شروع ميكردم به ساختن داستان درون ذهنم . و اين چنين بود كه ساليان سال داستان هاي مختلف با ژانراي گوناگون ساختم.
2 سال پيش بود كه شروع كردم به نوشتن داستان و بعد از چند داستان كوتاه با هنر فيلم نامه نويسي آشنا شدم و بايد بگم فيلم نامه ي تخيلي فانتزي-وحشت كه تابستون نوشتم و هنوز هم بايد روش كار و مطالعه كنم را با گوش دادن آهنگ هاي فراوان با جون و دل نوشتم البته با موسيقي غير ايراني .
ولي داستان هاي ايرانيم را با آهنگهاي ايراني ساختم و اينجوري شديدترين احساساتمو وارد داستان مينمودم و اين باعث بوجود اومدن ارتباطي نزديك بين نوشته ي من و خواننده ميشدو خيلي راحت ميتونستند اونا در ذهنشون تصور كنن
هرچند قسمت هايي از صحنه ها و سكانس ها را هنوز با نوشتنش مشكل دارم
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
#3
پیداش کردم!!!!!

بالاخره پیداش کردم!!!! 21 21 21 21

قبلا ها مثل نئو توی دنیای ماتریکس که همه چیز رو صفر و یک میدید.. من هم راه که می رفتم کل زندگی اطرافم رو ایده ها و طرح های فیلمنامه می دیدم.. ولی وقتی دست به قلم میشدم همه چیز یادم میرفت .. مثل همون لحظه ای که آدم میخواد توی جمع جک بگه ولی هیچی یادش نمیاد...

بالاخره منبعش رو پیدا کردم!!!

نتایج افکارم !!!

یادم اومد که من توی خیلی از مسائل قبلا تفکر.. کردم.تحقیق کردم..

همه ما در مورد چیزهای مختلفی فکر کردیم..

با خودم گفتم اونا چه مسائلی بودن؟ 3

رفتم توی تاپیک ها و تالارهای گفتمانی که قبلا توشون فعالیت میکردم.. پست های خودم رو خوندم..
آهنگ ها و فیلم هایی رو که باهاشون غرق فکر میشدن رو دوباره رفتم سراغشون..

جدا از اونها یه روش دیگه هم هست.. میرم توی تالار های گفتمان.. بخصوص گفت و گوی آزاد مباحث رو میبینم... می بینم که در مورد خیلی هاشون حرف های ناگفته زیادی دارم.. یکیشون رو انتخاب میکنم.. و جهان بینی و تجربیات و مطالعاتی رو که در اون زمینه کردم رو تشریح میدم.. یک توضیح کامل و مفصل.. شاید به 10 صفحه هم رسید.. انقدر مینویسم که دیگه چیزی برای گفتن باقی نمیزارم.. البته این نوشته ها رو توی اون تاپیک پست نمیکنم.. بلکه اونهارو توی کامپیوترم مینویسم .. و در نهایت از دل متن و توضیحاتی که خودم نوشتم یک طرح خوب برای یک فیلمنامه ناب در میارم..

این چند نمونه رو ببینید


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


در کل فرض کنید که میخواید در مورد موضوع مورد نظر جمعی رو متقاعد کنید.. تمامی حرف های خودتون رو روی کا غذ بنویسید. و از دل اون به راحتی طرحتون بنویسید
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
آگهی
#4
همبن الان.. کمتر از 30 ثانیه پیش به یه نتیجه ای رسیدم..

******** ** تا حد امکان تا فیلمنامه ات رو تموم نکری سراغ نوشتن یه فیلمنامه دیگه نرو!!!**************
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
#5
کتاب "چگونه فیلمنامه بنویسید. "
صفحه 26 پارگراف دوم
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
#6
اگر نوشتن براتون حکم یک تکلیف انجام نشده پیدا کرد رهاش کنید. و به خودتون استراحت بدید..
هرچقدر که لازم بود... مدتی بعد اشتیاق نوشتن خودش به سراغتون خواهد اومد. .. این مدت اونقدر طولانی نیست که شما رو عقب بندازه!!!
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
آگهی
#7
به نظر من نوشتن وقتی متوقف می شه که چشمه الهامات و ایده هاتون خشک شده باشه و زمانی این اتفاق می افته که شما به مدت طولانی روی یک موضوع تمرکز کردین و طوری بهش نگاه می کنید که موضوعات دیگه از دیدتون مخفی می مونه. دلیل دیگشم می تونه این باشه که تو دنیای خودتون غرق شدین. در این جور مواقع من بلند می شم می رم بیرون به هیچی و هیچ کس فکر نمی کنم و فقط به ادما نگاه می کنم وسعی می کنم توی ذهنم دربارشون یه داستان بگم . یه داستان یه صفحه ای . بعد کم کم چشمه الهاماتتون که از اون نقطه تمرکز شدید رها شده راهشو پیدا می کنه. امتحان کنید برای من که جواب میده.
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#8
با نظرت موافقم ديبا.
موضوعي كه مطرح كردي در واقع همان چيزيست كه من در نوشتن خلاقانه گفته ام.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
مانسلی هستیم كه بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم...تایپ كردیم
پاسخ
#9
چرا بجای اینکه مدام دنبال نوشتن فیلمنامه یی جدید باشیم.. فیلمنامه های قبلی خودمون رو اصلاح و کامل نکنیم؟
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
آگهی
#10
سبک فیلمنامه هاتون رو انتخاب کنید..در چه ژانری میخواید فیلمنامه بنویسید.. ؟
اگر ژانر خودتون رو انتخاب کردید پس چرا تا الان فیلمنامه های تمرینیتون از ژانر های دیگه هست؟

یا اینکه میخواید در هر نوع سبکی اثر بنویسید.؟

تصمیم خودتون رو بگیرید.. 100% تخصص در یک سبک یا %50 تخصص در هر سبک
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
#11
دوستان یه پیشنهاد:
دیالوگهایی که از افراد مختلف می شنوید و به نظرتون جالب و به یادموندنی میاد رو تو یه دفترچه یادداشت کنید تا براتون یه منبع باشه. می تونید دسته بندیشون کنید. مثلا دیالوگهای طنز، عاشقانه و عارفانه، ضرب المثلهای خاص و ...
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#12
خانم مهربد،جالب بود
من هم اين کار رو ميکنم
تازه من يه کار ديگه هم ميکنم
شايد پيش اومده باشه که يه صحنه يا يه ماجراى کوچيک به ذهنتون بياد که به نظرتون خيلى جالب باشه،ولى ندونيد که به کجاى کارهاتون بچسبونيد
من اينارو هم تو دفترچه مخصوصم مينويسم و تا حالا خيلى راضى ام و به دردم خورده
(:
پاسخ
آگهی
#13
یکی از بهترین منابع برای یادگیری و درک بهتر کشمکش.. متن اخبار صفجه حوادث روزنامه ها هست!!
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
#14
من هم وقتي موضوعي (نه ايده ها)فقط موضوعي به نظرم جالب مياد هرچند که هيچ چيزي دربارش در ذهنم نيست که حتي يک ايده دو خطي براش بنويسم يه جا يادداشت ميکنم مثلا خارقالعاده بودن،و چند وقت با ديدن يه چيز ديگه يه ايده ي جالب درباره موضوع قبلي به ذهنم ميرسه و اونوقت شروع به خلق داستان ميکنم
حتي زمان شكست خوردن هم تسليم نشو71
پاسخ
#15
دیالوگ باید حکم یک مه در حال رقیق شدن رو داشته باشه!!! یعنی مخاطب با تعقیب دیالوگ های غیر شفاف باید تشنه ادامه گفتگو بشه و زمانی که گفت وگو تمام شد, به اصل ماجرا پی ببره!!
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :