درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

چطور داستان خود را با سه سوال درباره شخصيت اصلي، بهتر نماييم؟
زمان کنونی: 15-9-1395، 03:54 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: somaye mostafa
پاسخ 2
بازدید 1652

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.53
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چطور داستان خود را با سه سوال درباره شخصيت اصلي، بهتر نماييم؟
#1
نوشته مرلين هاروويتز Marilyn Horowitz
منبع:movieoutline

زماني يكي از دانش آموزانم براي بازنويسي فيلمنامه اش كاملاً درمانده شده بود، چرا كه احساس مي كرد داستانش سردرگم و پيچيده شده است. داستان درباره حسابداري بود كه براي بازيابي ميليونها دلاري كه در طي جنگ جهاني دوم توسط نازيها از يهوديان دزديده شده بود، زندگي و جانش را به خطر مي اندازد. در روند داستان، حسابدار قدرت اسلحه را با تمام وجود درك مي كند و به شكلي موذيانه مي فهمد كه تمايل زيادي براي استفاده از آن دارد. اين تغيير رفتار حسابدار از شخصيتي آرام به يك جنايتكار، خيلي سريع و بدون زمينه چيني و انگيزه لازم و كافي در فيلمنامه بوجود مي آيد. اگرچه نيمه دوم پرده دوم داراي ساختار خوب يك فيلم اكشن بود، اما داستان مجدد در پرده سوم به حالتي تخت و يكنواخت مي رسيد كه البته داراي صحنه هاي خشونت بار زيادي هم بود كه در نهايت آدم بدها كشته مي شدند. خلاصه اينكه شاگردم زمانيكه به پيش من آمد، آماده رها كردن پروژه بود.
با سالها تجربه فهميده بودم كه مشكل اينطور سناريوها نداشتن شناخت كافي نويسنده از قهرمان داستانش مي باشد. كمي آموخته هايم را حلاجي كرده و نهايتاً‌3 سوال از او پرسيدم:

1. زمان تولد شخصيت داستانت كي بوده؟
2. آيا شخص معروفي هم در اين زمان بدنيا آمده است؟
3. رابطه قهرمانت با والدينش به چه شكل بوده است؟

كمي گذشت و ناگهان دانش آمور من با آن همه يال و كوپالي كه داشت، در دفترم شروع به گريه كردن، نمود! يك جعبه دستمال كاغذي به او دادم. كمي آرام شد و گفت:" من در زمان تولد هيتلر بدنيا آمده ام. به همين خاطر اين فيلمنامه را نوشتم."

سري تكان دادم و گفتم:" از اينكه اينو به من ميگي متشكرم، اما من درباره قهرمان داستان سوال كردم، تولد اون چه وقتيه؟"

كمي گذشت و بعد گفت:" معلومه ديگه، قهرمانم، نيات دروني من رو داره"
-" خب در مورد والدينش چطور؟"
-"پدرو مادرم جزو افراد نجات يافته از اردوگاه هاي جنگ بودند، خب پس مال اونم همينطور"

با رضايت سري تكان دادم. با شك نگاهي به من كرد و گفت:"اين كارو مي تونم انجام بدم؟ مي تونم ملزومات داستانم رو از زندگي خودم اقتباس كنم؟"
-" پس مال چه كس ديگه اي رو مي توني اقتباس كني؟
كمي فكر كرد و بعد دفترچه يادداشتي بيرون آورد و نكته اي را نوشت." حالا فهميدم. والدين حسابدار نجات پيدا كرده بودند و تمام عمرحرفهاي زيادي درباره ثروتي كه در جنگ ازشون دزديده شده بود، به پسرشون گقته بودند. به همين خاطرهم آرزويي آتشين در تمام وجودش شعله ور شده بود كه اين ثروت را پيدا كند و به خانواده اش باز گرداند.
-" درسته، داريم به يه جاهايي مي رسيم اما هنوز كامل نشده. حالا بگو چرا شخصيتش رو اينقدر كمرو در آوردي؟ رابطش با والدينش چطوري بوده؟"
شاگردم گفت:"پدرم . . . "
-"نه، . . . فكر كن پدر قهرمانت به چه شكلي بوده."
-" او با شنيدن هر صداي بلندي، يا ديدن هر مردي با يك لباس نظامي و تفنگ، باعث مي شد كه بطور غير قابل كنترلي بترس و دلهره بيافتد و داستاهاي زيادي هم از اردوگاهي كه باعث رنجش و محنت بسيار او شده بود، تعريف مي كرد. در نتيجه وي بصورت يك شخصيت ترسو بار آمده بود. علاوه بر اينها، مادرش هم هميشه در هنگام پختن غدا در يك آشپزخانه محقرو در يك خانه كوچك و محقرتر، مدام درباره ثروتي كه در طول جنگ از آنها غارت شده بود صحبت مي كرد."
-" بسيار خوب . . ." مي خواستم صحبتهايم را ادامه دهم كه ديدم شاگردم نزديك درب خروج است.
-"حالا فهميدم بايد چيكار كنم" لبخندي زد، دستي تكان داد و رفت. 4 هفته بعد يك فيلمنامه كاملاً بازبيني شده بدستم رسيد كه در مسير درست خودش قرار گرفته بود.

تمرين:
1. تصميم بگيريد كه شخصيت داستان شما كي متولد شده است.
2. ببينيد چه شخصيت مهم ديگري در اين تاريخ متولد شده است. اگر نتوانستيد شخص خاصي را پيدا نماييد، فرايند را برعكس انجام دهيد. يعني تاريخي را كه يك شخصيت معروف در آن متولد شده است انتخاب كنيد و بر اساس آن، تاريخ مورد نظر قهرمانتان را مشخص نماييد. به عنوان مثال اگر شخصيت شما يك زن بازيگر سخت كوش است، تاريخ تولدش را مانند مرلين مونرو در اول ژانويه در نظر بگيريد و ببينيد كه اين موضوع چطور بر روي انگيزه هاي قهرمان شما تاثير گذار خواهد بود.
3. 15 دقيقه وقت بگذاريد و خود را از نگاه قهرمان داستانتان در دوران تجربيات كودكي او قرار دهيد و ببينيد كه آيا والدين مي توانند در اين دوران تاثير گذار باشند يا خير. شاگرد من شايد به اين شكل كارش را به جاي حسابدار داستانش انجام داده باشد"وقتي 13 سالم بود، پدر تنها باقي مانده دارايي هاي قديم خانواده رو كه يك ساعت طلايي بود به من داد و من در اون لحظه قسم خوردم كه تمام پول خانواده رو برگردونم."

بطور خلاصه، شما براحتي مي توانيد با پرسش اين سه سوال و جواب به آنها، داستانتان را بهبود دهيد حتي اگر باندازه كافي خوب باشد.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#2
نكته ظريف وهوشمندانه اي بود

پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شنل قرمزی- نوشتن شخصیتهای بهتر به کمک افسانه های کهن G.Manager 2 416 8-12-1394، 04:05 صبح
آخرین ارسال: moji.30nama
  چگونه از ایده‎‎های‎مان یک داستان بسازیم؟ sarouye 1 680 2-12-1394، 03:31 عصر
آخرین ارسال: porsafar90
  4 نکته درباره شروع فیلمنامه های اکشن G.Manager 2 791 16-11-1394، 11:39 عصر
آخرین ارسال: titan
  سنجش کشمکش در داستان G.Manager 0 368 14-11-1394، 02:01 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  نگاهي به فيلم نامه گاو و داستان بر اساس عزاداران بيل ( قصه چهارم ) majid-chesta 0 553 31-4-1393، 02:34 عصر
آخرین ارسال: majid-chesta

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :