درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

سینمای گوتیک، ژانر وحشت
زمان کنونی: 20-9-1395، 10:10 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mininini
آخرین ارسال: mininini
پاسخ 15
بازدید 3480

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.32
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای گوتیک، ژانر وحشت
#1
سینمای گوتیک، ژانر وحشت

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

این سینما ملهم از سبک معماری گوتیک است که در سده های 12 تا 16 میلادی در کشورهای اروپای غربی رایج بود. عناصر اصلی این سبک عبارت اند از تاق های نوک تیز، ستون های کشیده و پنجره های بلند و باریک و نوک دار با کاربرد شیشه های رنگی. نمونه ی بارز این سبک کلیسای نوتردام پاریس است. و نیز ملهم است از شیوه ی نویسندگی مردم پسند اواخر قرن 18 میلادی که با تم تنهایی و وحشت پدید آمده.


تاریخ سینمای گوتیک: ژانر وحشت Gothic horror film تقریبا ً به قدمت تاریخ سینماست. ژانری که همواره برای مردم افسون کننده است و قصد دارد مخاطب خود را بترساند و پنهانی ترین احساسات شخصی او را تحریک کند، بطوریکه در بسیاری از اوقات این ترس از لایه های سطحی عبور می کند و حالتی هشدار دهنده به خود می گیرد. در مجموع این فیلم ها به نیمه ی تاریک و پنهان زندگی انسان ها می پردازد و حوادث فراموش شده ی زندگی آنهارا به تصویر می کشد.فیلم های وحشت از منابع گوناگونی از قبیل داستان های عامیانه- که از چندین قرن پیش از ابداع سینما، سینه به سینه نقل شده اند -، افسانه های برخاسته از اوهام و خرافات مردم قرون وسطی و زندگی های مرموز جادوگران و احضارکنندگان روح الهام می گیرد که با مایه هایی از کابوس های آشفته، ناامیدی، عشق نامیرا و مالیخولیای رمانتیک مرگ جای داد.

مطب (= دفتر ، کابینه، اتاقک) دکتر کالیگاری The Cabinet of Dr Caligari ،به کارگردانی رابرت وینه Robert Wiene در 1919 یکی از نخستین فیلم های سینمای وحشت گوتیک است که به سینمای آلمان تعلق داشت. پس از نمایش این فیلم، فضای گوتیک با رشته رویدادهای سوررئالیستی آشفته شکل گرفت. این فیلم با درون مایه هایی از دیوانگی، اغتشاش و مبارزه ی عشق و پلیدی، براستی از بسیاری از فیلم های جن و پری و خون آشامی وحشتناک تر بود. بعلاوه این فیلم برای نخستین بار کاراکتر«دیوانه» را به تماشاگران معرفی کرد و خلاصه تا هشت سال به عنوان شاهکاری بی رقیب بر پرده ی سینما های اروپا باقی ماند.

داستان این فیلم بطور خلاصه از این قرار است که در یکی از روستاهای مرزی هلند، ساحر معرکه گیری به نام کالیگاری با همکاری مرد خوابگردی به نام سزار، نمایش اجرا می کند. سزار کسی است که شب ها با پیکر یکدست ِ سیاه و چهره ی سفیددر هیأت روحی سرگردان در شهر به راه می افتد تا توطئه های شوم و مرگبار کالیگاری را به اجرا در آورد. در این میان دانشجویی به نام فرانس – پس از مرگ دوستش – به کالیگاری مشکوک می شود. سزار برای کشتن نامزد زیبای فرانس« جُوان» مأموریت می یابد اما زیبایی جُوان، او را افسون می کند، پس دخترک را می رباید و با نگاه داشتن دختر در میان بازوانش، سعی می کند از راه بام ها و شیروانی ها فرار کند. بعد معلوم می شود که کالیگاری، مدیر شرور یک تیمارستان محلی است که در برخورد با پیکر بی جان سزار خود نیز دیوانه می شود. راوی فیلم جُوان است و تمام داستان فیلم از نظر گاه او روایت می شود.

البته فیلم مطب دکتر کالیگاری از دیدگاه زیگفرید کراکائر، به علت اینکه با فضای بیمار گونه ی خود به ظهور هیتلر کمک کرده، سرزنش پذیر دانسته شده است.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
#2
بچه ها هركس خواست در اين تاپيك ايده اي با ژانر وحشت براي فيلم ايراني بده تا گسترش بديم واقعا وحشت باشه نه دلهره كه به اميد خدا بتونيم اين دو ژانر يعني هم فانتزي هم وحشت را در ايران گسترش بديم خصوصا الان كه ديگه تونستيم اسكار را ببريم51 اميدوارتر شديم به كارمون با پشتكار و جديت ادامه بديم . از اين دو ژانر هم غافل نمونيم كه نيمي از جوايز و پيشرفت هاي هاليوود براي اين دوژانر به اضافه ي انيميشن بوده براي ايده ي فانتزي و نوشتن اون به تاپيك فانتزي بريد و براي وحشت همينجا 69من خودم دو فيلم نامه را آغاز بكار كردم يكي وحشت و ديگري فانتزي و معماگونه ودرام. فيلم نامه ي اصليمو از اول تابستان شروع به نوشتنش كردم فانتزي -تخيليه كه تا الان طول كشيده هنوز تموم نشده و كلي ديگه بايد روش كار كنم هروقت تموم شد ميذارم بخونيد و نظراهايتان را بديد.
البته من توي سبكم هيچ علاقه اي به فكر كردن دو هفته اي روي طرح ندارم و نوشتن و تصور كردن صحنه هاي بعدي پشت سرهم مدنظرم است پس بنويسيد و سكانس ها و صحنه هارا با ذهنتون خلق كنين مطمئن باشين صحنه ها خودبه خود با جزئيات كامل و ديالوگ هاي منحصر بفرد در ذهنتون شكل ميگيره كه به خلق يك فيلم عالي در ذهن و نوشتن يك فيلمنامه ي كامل منجر ميشه . من خودم چند هفته ي پيش نيمه شب شروع به نوشتن يك فيلم نامه ي فوق ترسناك كردم كه البته تا خود صبح خوابم نبرد 40و توبه كردم ديگه نيمه شب اينجور صحنه هارا ننويسم 5

منظورم اينه كه كليه ي احساساتتونا وارد ماجرا كنين و واقعا وارد داستان و فيلم بشيد . اولين ببيننده ي فيلم و خواننده ي فيلمنامه ي خود باشيد. 75
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
#3
بچه ها من اولين صحنه از فيلمنامم را ميذارم دوستان اگه جرقه اي به ذهنشون رسيد براي ايده و يا اينكه تمايل داشتند ادامه ي اين فيلم نامه را بنويسند پست بذارند ببينم چي به ذهنشون ميرسه

خارجي_ قبرستاني بزرگ _ شب

دراوج تاريكي ركسانا به دنبال تينا مي گردد هوا هاله و مه اندود است سكوت مطلق همه جارا فراگرفته هرچند ثانيه اي صداهاي به هم خوردن شاخ و برگ درختان و وزوز باد شنيده مي شود صداي ركسانا فضاي قبرستان را پركرده
رکسانا :تينااااااااا
از دور دخترك نو جواني را ميبيند كه برفراز قبري ايستاده از سرعتش مي كاهد و به او نزديكتر ميشود .تينا روزنامه ي بزرگي را روبروي صورتش گرفته وفقط چشمان گرد شده ي بيحالش از پس روزنامه نمايان است
رکسانا (با نگراني و وحشت) :تينااااااا
رکسانا (صدايش مي لرزد): تينا چرا حرف نميزني ؟
تينا ثابت ايستاده و همانند مجسمه اي خيره به روبرو مي نگرد
رکسانا دستش را درازكرده و روزنامه را پس مي زند.
نماي نزديك
صورت تينا بدون زبان و فك پاييني ظاهر ميشود در حالي كه آغشته به خون است.


هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
آگهی
#4
روزنامه روي زمين ميافتد و باد آن را به حركت در مي آورد.حركت روزنامه را تعيب ميكنيم.روزنامه به شاخه اي روي زمين گير ميكند.دوربين آهسته روي مطلبي زووم ميكند.آگهي مفقود شدن چندين دختر جوان كه بعد از چند روز جسد آنها در حالي كه زبان و فكشان بريده شده است
حتي زمان شكست خوردن هم تسليم نشو71
پاسخ
#5
اساساً گوتیک یک نوع سبک هنری به حساب میاد و این سبک در اکثر هنرها (مثل: معماری ، طراحی مد و لباس ، تائتر ، سینما ، موسیقی ، عکاسی ، نقاشی و همچنین در ادبیات) وجود داشته است و در سینما یک نوع زیرسبک از ژانر وحشت محسوب میشود.
گوتیک سبک هنری رایج در نیمه دوم قرن دوازدهم میلادی در شمال اروپا است که تا قرن شانزدهم دوام یافت،البته در هنر معماری و مجسمه سازی. اما در عصر معاصر به شکل یک خرده فرهنگ درآمده و رواج پیدا کرده است.
درباره خرده فرهنگ گوتیک در ویکی پدیا بخوانید:
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

هنر گوتیک جدید شاخه ای از هنر معاصر است که برپایه وحشت و تاریکی بنا شده است. فرانسیسکا گوین در این مورد میگوید:
«آنها چیزهایی هستند مانند هیولا و گروتسک.در این سبک نقص یا جهش بدن، ارواح، عروسک، ماسک جمجمه و انزجار دیده میشود.اینها عکس هایی هستند مملو از رنگ سیاه و سفید، فروپاشی و بی ثباتی.ترسی است که بر محیط زیست، خود شخص و یا دیگران منعکس شده است.گاهی اوقات مفهوم هرج و مرج نیز در آنها دیده میشود.»

سینمای وحشت
اگر فیلم ترسناک خوش ساخت باشد، بیننده اش را به ورای ترس ساده برده و نگرانی عمیقی از نیروهایی که سلامت و حس عدالت جویی و ارزش خواهی او را مورد تهدید قرار می دهند، در او ایجاد می کند. مادامی که تماشاگر با خط داستانی فیلم همراهی می کند، به ترس اجازه ی بروز می دهد و حسی از فاصله ی زیبایی شناسانه را حفظ می کند.فیلم ترسناک بیننده اش را به دنیای تاریکی می برد که به ندرت در اکثر ژانرهای دیگر قابل تصور است.(به نقل از فصلنامه سینمایی فارابی...)

همچنین آلفرد هیچکاک در این مورد میگوید:
«هدف من دادن شوک های مفید به تماشاگران است. تمدن به قدری ما را تحت مراقبت و محافظت قرار داده که دیگر به طور غریزی – از ترس – مو بر تن مان راست نمی شود. تنها راه برای غلبه بر این کرختی و باز یافتن تعادل، استفاده از روش های ساختگی برای ایجاد شوک است. و بهترین راه برای رسیدن به این هدف، به نظر من، به کمک فیلم است.»

فیلم ترسناک پیوسته یکی از پرطرفدارترین و در عین حال بی اعتبارترین و بدآوازه ترین ژانرهای هالیوود بوده است. این نوع محبوبیت به خودی خود دارای ویژگی خاصی است که فیلم ترسناک را متمایز از سایر ژانرها قرار می دهد.
مؤلفه های اصلی ژانر وحشت به شرح ذیل می باشند:
- پیرنگ های ساده و استفاده ی حداقلی از عناصری مثل داستان پردازی و شخصیت پردازی
- این فیلم ها معمولاً با بودجه های پایین ساخته می شوند.
- تأکید بر خشونت، وجود صحنه های نامتعارف از نظر میزان دلهره و آزار دهندگی
- پایان باز که در وهله ی اول یک تمهید اقتصادی برای امکان دنباله سازی به حساب می آید.
- حضور محسوس یا نامحسوس یک موجود یا نیروی اهریمنی به عنوان منشأ و منبع وحشت و ناامنی
- فیلم های ترسناک معمولاً در فضایی مرموز می گذرند که ابهام و پریشانی در آنها حرف اول را می زند.
- ژانر ترسناک گاهی با ژانرهای علمی – خیالی و فانتزی همپوشانی پیدا می کند.

می توان گفت اولین بار این آلمانی ها بودند که به ترسیدن در سینما تشخص و کاراکتر بخشیدند،با خلق مکتبی به نام اکسپرسیونیسم،با کاراکترهایی مثل دکتر کالیگاری، نوسفراتو و فاوست و نورپردازی های تند پر از کنتراست که به هر شیء،موجود و قصه ای می توانست کیفیتی راز آلود، مبهم و دلهره زا ببخشد و با استعدادی که ریشه های آن را شاید می بایست در فضای گوتیک امپراتوری بوهمی با جنگل های انبوه تاریکش و دانشگاه های کهن مرموزی که در آنها موجوداتی مثل دکتر فاوست و دکتر فرانکنشتین می آموختند که چگونه با هستی در بیفتند و به عالم بودن و جادوگری هر دو متهم بودند، جست وجو کرد. اکسپرسیونیست ها شاید ادامه ی منطقی این میراث در عصری بودند که تصویر و دوربین حرف اول را می زد. آدم هایی مثل وینه و مورنائو به عنوان جادوگران عصر جدید، شاید زودتر از دیگران و قطعاً زودتر از آمریکایی ها ارزش ترسیدن و دلهره را در بار آوری هنر جدید درک کردند و راه نمایش آن را به شکلی مؤثر یافتند. سال1931هنگام اولین نمایش دراکولا 28 نفر در سالن سینما از ترس بیهوش شدند و استودیوها راه جدید اعمال قدرت را بعد از عشق، جنایت و موسیقی، در وحشت و دلهره ردیابی و کشف کردند: می شود مردم را با انتخاب و اختیار خودشان زهره ترک کرد و بابتش از آنها پول گرفت. ترسناک ها شاید از این نظر بزرگ ترین قربانیان هالیوود باشند. انگار درست از زمانی که دراکولا آن بیست و چند نفر را بیهوش کرد تنها کارکرد ترس در سینما این شد که پول بیشتر و بیشتری بسازد. در بیشتر دهه های تاریخ سینما کسی ترس را جدی نگرفت و شاید سینما در هیچ ژانری این میزان تولیدات بی مووی و دم دستی نداشته است. تصور آدم ها از ترس و وحشت تا زمانی دراز تصوری بیرونی، کودکانه و ساده انگارانه بود که بیشتر وقت ها به همان شکل ساده انگارانه بر پرده ی سینمایی می آمد. اما با آغاز دهه ی60 هیولاها و ترس ها تغییر ماهیت دادند. درونی،خانگی،نزدیک،واقعی، در دسترس و کم هزینه شدند. ساخته شدن روانی در 1960با داستان ساده ی شهری،ساختار نیمه تجربی، پروداکشن ارزان و فروش بالایش راه را برای شکوفایی سینمای ارزان ترسناک باز کرد و در عین حال تهدید و بی رحمی موجود دلزندگی واقعی را به روی پرده آورد. ترسی که آدمهایی مثل هیچکاک و پولانسکی با آثاری مثل روانی،انزجار و مستأجر به تصویر می کشیدند هیچ ربطی به قصرهای مخوف و ارواح خبیث و هیولاهای برخاسته از عمق اقیانوس نداشت، ترس در این قصه ها کیفیتی مبهم با منشی نامعلوم و ندیدنی داشت. بیشتر از جنس دلهره و تشویش بود تا ترس، و بیشتر اضطراب انسانی بود که بیگانه و مطرود است تا کسی که مورد تهدید یا هجوم قرار گرفته است. این چرخش از بیرون به درون رنگ دیگری به فیلم های ترسناک داد. این نگاه در دهه های بعدی هم با فیلم هایی مثل درخشش کوبریک به حیاتش ادامه داد و از طرفی با ظهور آدم های با استعداد و سینما بلد و خوش ذائقه ای مثل اسپیلبرگ، ریدلی اسکات و جاناتان دمی شاخه ی ترسناک های کلاسیک که هیولاها، ارواح و قاتل ها به هر حال در آن حرف اول را می زنند شکلی آبرومندانه، حرفه ای و نه ساده انگارانه به خودش گرفت. سکوت بره های جاناتان دمی در 1990 اولین فیلم این ژانر را که توانست پنج جایزه ی اسکار را از آن خودش کند، رقم زد و دیگران آمنابار با فضای گوتیکش شاید بازگشتی بود هر چند پرزرق و برق به میراث اسلاف آلمانی اش در اولین دهه های سینما، ترسناک ها هنوز از ژانرهای محبوب سینما و البته همچنان شهروندان درجه دوم آن هستند. با وجود همه ی پیچیدگی هایی که نابغه هایی مثل هیچکاک ، کوبریک و پولانسکی در این قطعه از ذهن بشری کشف و شهود کردند هنوز به نظر می رسد از نظر بسیاری،ترساندن مردم راحت تر، کم دردسرتر و دست یافتنی تر از خنداندن، احساساتی کردن، گریاندن و شگفت زده کردن آنهاست.(به نقل از ماهنامه همشهری 24)
پاسخ
#6
دوستان یه سوال:
به نظر شما ایجاد ترس باارزش تر است یا ایجاد دلهره؟
برای بهترین ها دعا کن؛ برای بدترین ها آماده باش
PRISONERS
پاسخ
آگهی
#7
به نظر من نميشه بگي كدوم باارزشتره گاهي فيلم هايي ميسازند كه خيلي ترسناك نيست دلهره است اما فيلم خيلي شيك و خوش ساخته و آدم واقعا براي زماني كه صرف ديدنش كرده راضيه نمونه هاش خيلي زياده مثلا فيلم El Orfanato يا همون يتيم خونه اثر هوارد خيلي ترسناك نبود ولي خيلي قشنگ ساخته شده بود و ترسشم قشنگ بود ولي مثلا من اره 3 به بعد را اصلا دوست نداشتم وخيلي مسخره شد همون 1 خيلي محشر بود و بعدشم 2 . كينه هم همينطور به نظر من 1 از همه بهتر بود . سري فيلم هاي جيغ واقعا عالي هستند. خانه موميايي هم خوشم اومد چون موضوعش يونيك بود . بماند كه اكثر فيلم هاي ترسناك را جوري ميسازند كه عده اي بين راه گم ميشند و ماجراهاي ترسناكي اتفاق ميافته . گاهي اوقات هم فيلم هاي ترسناك را با فانتزي يا موزيكال همراه ميكنند مثلا فيلم sweeney todd اثر برتون با بازي جاني دپ محشر بود هرچند ترسناك نبود و كمي دلهره ايجاد ميكرد اما طرحي از يك نمايشنامه قديميا خيلي زيبا در غالب فيلم همراه با موسيقي بينظير به تصوير كشيد . فيلم ايروني كه دلهره آور باشه و خيلي ترسناك نباشه ولي واقعا منحصر بفرد باشه داشتيم شهر موش ها يا دزد عروسك ها با اين كه ژانر كودك بوده واقعا تونسته ترس را بين بچه ها بوجود بياره خداييش هنوزم كه هنوزه هم از اون گربه ي چشم زرد هم از جادوگره ميترسم . نمونه بزرگسال هم رز زرد . قتل آنلاين نمونه ترسناكترش پارك وي البته من خوابگاه دختران اينا را نديدم نظري ندارم راجع به اين فيلم ها اما يكي ديگه از فيلم هاي خوش ساخت روز فرشته است . سري فيلم هاي هري پاتر هم خداييش ترسناك تر از اين ميتونستند بسازند خيلي ترسناكتر اما چون اكثر مخاطبينش بچه ها بودند اينكارا نكردند. با اين وجود صحنه هايي داره كه باز هم بايد جلوي ديدن بچه هاي كوچيك تر را گرفت !!! . فيلم ترسناك با مفهموم و قشنگ كاملي كه در اين زمينه ديدم كه سراسر ترس واقعي بود فيلم شاهزاده ي تاريكي هست . ولي بينظيرترين فيلمي كه ديدم و به همه توصيه ميكنم اگر نديدن حتما ببينن وگرنه نصف كه هيچ 3/4 عمرشون برفناست فيلم فوق العاده زيباي هزار توي پن فيلمي كه درحين اشك ريختن ترس را برايتان بوجود مياره در ژانر فانتزي - تخيلي- ترسناك-كودك . يك فيلمي واقعا منحصر بفرد و كامل اثر گویلرمو دل تورو همین بس اینکه در پایان فیلم در کن 2006 مخاطبین 22 دقیقه برای فیلم دست زدند و كلي جايزه گرفت . فيلمنامه اش در بانك فيلم نامه ي سايت هست و توضيحات بيشتر را تو وبلاگم ميتونيد بخونيد .
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
#8
به نظر من وقتی حس دلهره و اضطراب رو به وجود بیاوریم، بروز ترس جدی میشه و خیلی راحت می توان صحنه هایی را به وجود آورد که ترس را در مخاطب ایجاد کند تا این حد که مخاطب نمی فهمد بعد از دلهره چه می خواهد به سرش بیاید...

آیا این صحنه دلهره به وجود می آورد؟

داخلی . اتاق خواب شاه بهادر . روز
شاه بهادر که تازه از جنگ بازگشته است، در بستر بیماری افتاده و روحیه ای آشفته دارد. او برادرش را در جنگ از دست داده است. شاه خیلی کسل و بی حوصله با لباس خواب پارچه ای که به تن دارد، در تخت خواب خوابیده است و با چشمانی نیمه باز و بیمارگونه رو به رویش را که میز تحریر اوست، می نگرد؛ میزی چوبی کِشوداری که روی آن قلمدان نقره نگین داری،با تعدادی مشق و قلم پَر و چندتا کاغذ و یکی دوتا دوات می بینیم و کتاب هایی که در انتهای میز گذاشته شده است. نگاه شاه بهادر به انگشتری که لبه میز است می افتد، این انگشتر برادر او شاه سلطان قباد است.
شاه بهادر می خواهد خودش را بلند کند تا به طرف میز برود، که ناگهان از پنجره بالای سرش یک دسته کبوتر سفید به داخل اتاق هجوم می آورند. کبوترها تعدادشان به صدتا می رسد که تمام فصای اتاق را پُر کرده اند. شاه بهادر هراسان و آشفته از بستر بیرون می آید و از کنار بسترش شمشیر سلطنتی اش را برمی دارد و از غلاف بیرون می آورد، او با شجاعت آن را به سمت کبوتر ها میگیرد.
کبوترها در فضای اتاق پرواز می کنند و تعدادی هم کف اتاق نشسته اند و چند تایی هم به دیوارهای اتاق چسبیده اند و روی وسایل نشسته اند، خیلی آرام گِردهم آمده و در گوشه ای از اتاق جمع می شوند. آنها تبدیل به عقاب سفید غولپیکری می شوند که تاج طلایی بر سر دارد.
شاه بهادر شوکه شده و هرسان به کبوترها نگاه می کند که تبدیل به عقاب شده اند.
عقاب سفید غولپیکر سری تکان می دهد و به شاه بهادر نگاه می کند.
عقاب سفید: چرا ترسیده ای بهادر، من که نمی خواهم تو را بخورم!
خیال کردی به گوشت خرگوش ترجیحت می دهم...
شاه بهادر: برای چه به اتاق من آمده ای؟
عقاب سفید: من عقاب یزدگرد هستم... اربابم به من امر کرده تا تو را نزد او ببرم.
،...
در اصل اون چیزی که در ذهن من شکل گرفته بود هجوم یه دسته کبوتر به اتاق یه آدم بود که گفتم تو قالب یه داستان تاریخی اونو بگم و یه کمی هم فانتزیش کردم... به نظر من دلهره ایجاد میکنه (ترس نه...) ولی نظر شما رو نمی دونم؟

به نظر من باید برای صحنه های فیلم ترسناک عامل دلهره آور پیدا کرد که احساسات رو تحریک کنه! لصفاً کمک کنید بهتر کار کنیم دوستان...
پاسخ
#9
فانتزي عالي بود خيلي خوشم اومد با نظرتون موافقم دلهره پيش زمينه ي ترسه واقعي . اگه بشه فيلم هايي اين چنين يا همچين فيلمنامه هايي را جوري خلق كرد كه خواننده يا بيننده نتونه اتفاق بعدي را حدس بزنه و ناگهاني اتفاق بيافته اونوقت ميشه ترس بوجود بياريم . مثل صحنه اي از كلبه ي وحشت كه به ظاهر همه چيز تموم ميشه و سكوت مطلق بعد از حمله هاي وحشيانه شكل ميگيره ناگهان اتفاقي ترسناك و غير قابل پيش بيني رخ ميده مثل شكستن دري كه دختر به آن تكيه داده و بيرون اومدن دستي از آن . فيلمنامه هاي معمانه گونه و پازلي شكل را اگه با ترس يكي كنيم چيز فوق العاده اي ميشه مثل اسرار موميايي يا هويت . دلهره را وقتي ميتونيم به ترس تبديل كنيم كه صحنه يا سكانسي غيرقابل پيش بيني براي آن بوجود بياريم
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
آگهی
#10
اگر به فیلم های ترسناک با مضامین: روح ، اروح خبیث و نیروهای ماوراءالطبیعه علاقه دارید، حتماً این فیلم هارو ببینید، میتونه در الهام گرفتن و نوشتن برای ژانر وحشت کمکتون کنه...
فیلم های زیادی درباره ارواح ساخته شده ولی این فیلمها از همه جذاب تر و ترسناک تر هستند:
1. Poltergeist 1982 ارواح خبیث (پولترگایست)
2. The Ring 2002 حلقه
3. The others 2001 دیگران
4. Paranormal Activity 2007 فعالیت ماوراءالطبیعه
5. The orphanage 2007 یتیم خانه
6. The shining 1980 درخشش
   

دوستان از مطالب این وبلاگ هم میشه یه چیزهایی درباره جن و علوم غريبه و ماوراءالطبيعه یاد گرفت، بلاخره برای نوشتن به تحقیق هم نیاز دارید، برای شروع این وبلاگ خوبه فقط فراتر از تخیل نروید که خطرناکه!
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
پاسخ
#11
دوست عزیزم fantasy همه ی این ها رو دیدم ولی فکر کنم جذاب تر از این ها فیلم
exorcist جن گیر ویلیام فرد کین باشه دوست من
پاسخ
#12
سلام ممنون از توجه ات...
فیلم هایی که معرفی کردم، به نسبت ترس و دلهره72 انتخاب شده اند. بی شک جن گیر فیلم جذابیست، اما شدت ترسش از این فیلم ها کمتر هستش.
جن گیر و خیلی از فیلم های دیگر این ژانر در ادامه این لیست قرار میگیرند.
امیدوارم در این تاپیک با ما همکاری کنی،خوشحال میشیم.
پاسخ
آگهی
#13
به نظر من كه جن گير اصلا ترسناك نبود فيلم ترسناك كه واقعا سكته زدم كينه و شاهزاده تاريكي و خانه مومي (ورژن جديده) اينا بود
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
#14
یکی از ژانرهای همیشه دوست داشتنی تاریخ سینما همین، گونه ی وحشت یا Horror است.
این گونه از سالهای ابتدایی تولد سینما توسط اکسپرسیونیست های آلمانی مورد توجه قرار گرفت و تا به امروز هم طرفداران خاص خود را داراست.

فیلمهای این ژانر به طور کلی در دو دسته طبقه بندی می شوند: دسته اول، آنهایی که تنها با تاکید بر فرم و عینی سازی ترس، سعی بر ترساندن بیننده دارند و عمدتا وحشت را در قالبی جسمانی(موجودات غیر عادی و بعضا هیولاوار) ارائه می کنند.

دسته دوم , بیشتر از فرم به دنبال هیبت ماورایی و مفهوم ذاتی ترس هستند و نمایش جسمانی ترس کمتر در آنان دیده می شود. در این دسته فیلمها، که عمدتا در تعامل با خوابها و ضمیر ناخودآگاهند، تماشاگر با فضایی ذهنی سر و کار دارد و در واقع می توان گفت فیلمهای دسته ی دوم در قیاس با دسته ی اول بیشتر سوبژکتیو هستند.

البته لزوما مرز مشخصی میان این دو گروه وجود ندارد و گاه از المان های هر دو، بیش و کم در یک اثر استفاه می شود. لازم به تاکید است که در اینجا منظور از ترس و وحشت، با مفاهیم:
ناشناختنی و غیر قابل پیشبینی و بیگانه عجین است و با ترس و دلهره از نوع سینمای هیچکاک بزرگ و امثال آن تفاوت دارد.

کارگردانان بسیاری در طول تاریخ هنر هفتم دست به تجربیاتی ارزشمند در ژانر وحشت زده اند که از میان آنان میتوان از فردریش ویلهلم مورنا، آلبرتو کاوالکانتی، جرج رومرو، ماساکی کوبایاشی، فرانسیس فورد کاپولا،ویلیام فرید کین، وس کراون از قدیمی ترها، و از همعصران: ام نایت شیامالان، مایکل هفستروم، تاکیشی شیمیزو را نام برد.
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
#15
پیش درآمد

J-Horror اصطلاحی ست که به فیلم های ژاپنی در ژانر وحشت در فرهنگ های مختلف نسبت داده می شود. سینمای
وحشت ژاپن به دلیل روانشناسی ریشه ایِ منحصر بفرد و عامه پسندش در ژانر وحشت، از نقطه نظر روانشناسی غربی بصورت برجسته ای مورد توجه قرار گرفته است.
J-Horror تمایل به ساخت فیلم در حوزه ترس های روانشناختی دارد، در حالیکه در دیگر صنعت های سینمای دلهره عمدتا با مواردی همچون “جن زدگی”، “جن گیری”، “جادوگری” و “پیش آگاهی” روبرو می شویم.

منشاء

خاستگاه سینمای دلهره ژاپن به ترس و داستان ارواح در دوره سلطنت “”Tokugawa Shogunate و “emperor Mutsuhito” بین سال های 1600 تا 1900 میلادی نسبت داده می شود که معروفترین آن ها فیلم “Kwaidan” می باشد.
بسیاری از عناصر این افسانه های معروف تاریخی ژاپن به آرامی به درون داستان های مدرن امروزی نفوذ کرده است، بویژه در مقوله باستانی “روح” در فرهنگ ژاپنی.



یوری، روح سرگشته ای محصور در وحشت و دلهره ژاپن

موفقیت فیلم “حلقه” در سال 1998 ، برای اولین بار تصویر “یوری” را در سینمای وحشت غرب نمایان کرد، اگرچه قرن ها بود که در ناخودآگاه ژاپنی ها جا خوش کرده بود.
“یوری” همان روح در فرهنگ ژاپن است. ارواحی که به دلیل داشتن احساسات و عواطف سنگین ( نسبت به انسان ها و یا چیزهای دیگر) توانایی پیشروی ندارند و به دنیای فیزیکی انسان ها محدود شده اند. بسته به نوع احساسی که آن ها را اسیر و وابسته می کند هر کدام از آن ها تصویری از یک روح خاص را نشان می دهند. معمول ترین آن ها “اونرایو” است، روحی که با میل و شهوت به انتقام و کین خواهی محصور شده است.
همانند بسیاری از مخلوقات افسانه و اساطیر همچون “خون آشام” و “گرگ نما”، “یوری” نیز چهره ای اساطیری دارد و از قواعد خاصی پیروی می کند. به طور کلی از جنس مؤنث هستند، اگرچه جنس مذکر هم در میان آن ها وجود دارد. لباس های سفید می پوشند که تداعی کننده رنگ کفن مرده در ژاپن است. موهای مشکی بلند و معمولا ژولیده و نامرتب دارند که اصل این نوع آرایش مو به تئاتر “کابوکی” بر می گردد، جایی که همه بازیگران روی سن از نوع مخصوصی کلاه گیس استفاده می کردند که آن ها را برای بیننده از یکدیگر متمایز می کرد.



فیلم های برجسته در سینمای وحشت ژاپن


Dark Tales of Japan series = various director
(Dark Water (aka Honogurai Mizu No Soko Kara
Audition (aka Ôdishon)
Ju-on: The Grudge
Kairo (aka Pulse )
(Jisatsu saakuru (aka Suicide Club or Suicide Circle
Kwaidan (1964)
(One Missed Call (aka Chakushin Ari
Marebito 2004
Cure
The Eyer

کارگردان های برجسته در سینمای وحشت ژاپن

Hideo Nakata
Kaneto Shindo
Masaki Kobayashi
Nobuo Nakagawa
Takashi Miike
Takashi Shimizu

بازسازی های الهام گرفته از سینمای وحشت ژاپن

در چند سال اخیر تلاش هایی صورت گرفت تا تعدادی از معروفترین فیلم های سینمای دلهره ژاپن، در ایالات متحده نمایش داده شود، اما به جای دوبله و زیرنویس کردن نسخه های اصلی ژاپنی تصمیم به بازسازی این فیلم ها گرفته شد. فیلم “حلقه” جزو اولین اثرهایی بود که مشمول این پروسه قرار گرفت و پس از نیز “حلقه 2″ در پی آمد. (اگرچه “حلقه 2″ شباهت آنچنانی به نسخه اصلی ژاپنی نداشت)
در زیر معروفترین بازسازی های صورت گرفته در آمریکا را مشاهده می کنید:
The Grudge – 2004 کینه
Dark Water–2005 آب سیاه
Pulse–2006 پالس
One Missed Call–2008 یک تماس ناموفق
The Eye–2008 چشم
نکته جاب توجه اینست که چند تا از کارگردان های نسخه های اصلی ژاپنی برای کاگردانی ورژن آمریکایی فیلم خودشان انتخاب شده اند از جمله “هیدئو ناکاتا” کارگردان فیلم “حلقه” و “تاکاشی شیمیزو” کارگردان فیلم “کینه”.
بسیاری از کشورهای آسیایی نیز اقدام به ساخت فیلم های خودشان برگرفته نسخه های اصلی ژاپنی کرده اند. به عنوان مثال کره جنوبی یک بازسازی با عنوان “The Ring Virus” انجام داده است که الهام گرفته از فیلم کلاسیک “حلقه” در سینمای وحشت ژاپن است.
نکته قابل تأمل و تا حدودی تأسف انگیز اینست که هیچ کدام از بازسازی های آمریکایی این فیلم نتوانسته فراتر از فیلم نسخه اصلی رود و چیز جدیدی به تماشاگر عرضه کند و بعضا باعث کاهش علاقه بیننده به محصولات این ژانر شده است.

هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و
هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.


*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*


پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  سینمای سوررئال و راز و رموز آن اکبرخوردچشم 2 434 18-2-1393، 09:26 عصر
آخرین ارسال: porsafar90
  مادران سینمای ایران؛ به بهانه روز زن اکبرخوردچشم 10 928 31-1-1393، 11:15 عصر
آخرین ارسال: هلن
  چرا در ایران فیلم در ژانر حادثه‌اي کم ساخته میشود مهداد اردشیری 5 857 27-6-1392، 06:06 عصر
آخرین ارسال: بهنام فلاح نژاد
  الگوهاي ژانر (يك كار گروهي) dara 13 4,902 4-4-1392، 12:28 عصر
آخرین ارسال: armanhamidi
  ژانر و کارکرد آن در نگارش فیلمنامه اکبرخوردچشم 2 839 4-4-1392، 12:57 صبح
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :