درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

آيا ايده شما باندازه كافي خوب هست؟
زمان کنونی: 18-9-1395، 03:48 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: شیرین بانو
پاسخ 22
بازدید 4529

امتیاز موضوع:
  • 24 رأی - میانگین امتیازات: 3.58
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آيا ايده شما باندازه كافي خوب هست؟
#1
منبع: scriptmag.com
نويسنده: Jacob Krueger

آيا ايده شما باندازه كافي خوب هست؟
از مشكلاتي كه گريبانگير فيلمنامه نويسان جوان مي باشد آن است كه شروع به نوشتن فيلمنامه اي مي كنند اما تا مقداري از آن را پيش مي برند، كم كم نسبت به آنها بي اعتقاد شده و رهايش مي نمايند. اين مساله مدام تكرار شده و بزودي در حصاري از كارهاي ناتمام مي مانند كه ديگر رغبت و اشتياقي برايشان وجود ندارد و به اين سوال مي رسند كه آيا واقعاً‌من اين كاره هستم؟! و به تدريج ايده هايي كه به ذهنشان مي رسد، بصورت خودكار به "اين ايده ارزشي ندارد" تبديل مي شوند. و زياد طول نخواهد كشيد كه متعجب مي شوند اصلاً ما مي توانيم يك ايده را به آخرش برسانيم يا خير.

آيا ايده شما باندازه كافي با ارزش است؟
به عنوان يك نويسنده،‌ بدبختانه تمام فيلمنامه نويسان وضعيت پايداري ندارند. همه ما از اينكه مورد قضاوت قرار بگيريم مي ترسيم. از اينكه به اندازه كافي خوب نباشيم مي ترسيم و بدتر از همه اينكه ماهها و يا سالها بر روي فيلمنامه اي وقت مي گذاريم و نهايتاً معلوم مي شود كه ايده اش ارزشي نداشته و تمام كاري كه انجام داده ايم براي هيچ بوده است.
در كنار تمام اين دلواپسيها، آيه هاي ياسي كه از كتابهاي آموزشي و اساتيد فن روايت مي شود را نيز به همراه سيستمهاي پر از مانع هاليوود در نظر بگيريد كه در برابر يك فيلمنامه نويس صف آرايي كرده اند و شما را مجبور مي كنند كه به اين فكر بيافتيد كه شايد لازم باشد تنها و تنها زماني شروع به نوشتن كنيد كه واقعاً‌ايده تان محشر باشد.
البته در اين ميان يك نقطه اميد وجود دارد و آن اين است كه يك ايده حتي براي حرفه اي هاي اين صنعت زماني ارزشش برملا خواهد شد كه ان را نوشته باشند. نكته جالب اينجاست كه براي يك فيلم دوست داشتني، زماني وجود داشته است كه سناريوي آن تنها يك تَل كاغذ سياه شده بوده كه نويسنده آن واقعاً‌ شك داشته است كه بايد آن را ادامه بدهد ياخير!
بهتر است در اينجا مثالي بزنيم. آقاي نايت شيامالان توضيح مي دهد كه چطور در ابتداي كارش، به نقطه اي رسيده بود كه مي خواسته از ترس اينكه مبادا ايده فيلمنامه "حس ششم" خوب نباشد، آن را رها نمايد:
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
"بخاطر مي آورم، به خدا قسم يادم هست كه ايده حس ششم را سالها قبل در فكرم داشتم اما ان را به كناري گذاشته بودم و شنيده بودم كه كمپاني در حال ساخت فيلم كاسپر، روح دوست داشتني Casper The Friendly Ghost مي باشد و به خدا با خود مي گفتم "خب، فعلاً كه دارن اونو مي سازن""
نكته جالب اينجاست كه شايد در آن موقع اين موضوع تمام فكر او را پر كرده باشد اما بعد از نوشتن ويرايش پنجم است كه او متوجه نكته تكان دهنده داستانش مي شود و تصميم مي گيرد شخصيت اصلي داستان در پايان قصه متوجه مرگ خود گردد!
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
آيا شيامالان توانسته بود خود را متقاعد كند كه ايده اش باندازه كافي خوب نيست در حاليكه هرگز در آن شرايط نتوانسته بود سكانس تكان دهنده پاياني داستانش را رقم بزند؟ ايده اوليه اي كه به ذهنش خطور كرده بود هنوز رشد داده نشده بود و در آن زمان هرگز نمي توانست پتانسيل واقعي اثرش را مشاهده نمايد.

تمامي ايده ها همانند يك نوزاد متولد مي شوند
شمامي توانيد به اولين نسخه فيلمنامه تان همانند يك نوزاد توجه نماييد. پر از اميد و لبريز از عشق. اما هرگز و هيچوقت نگاهي خالي از مهر نخواهيد داشت. همانند كودكانمان، ايده هاي اوليه آثار مان نيز نياز به مراقب, ابراز عشق و هدايت و راهنمايي خواهند داشت. هرگز كودكتان را به خاطر اينكه "باندازه كافي خوب نيست" و يا"بلد نيست راه برود" به كناري خواهيد گذاشت ويا عوض خواهيد نمود؟
در عوض تمام زندگيتان را صرف او خواهيد كرد تا آنچه را كه برايش بهترين مي باشد، به او منتقل نماييد. هر زمان كه آمادگيش را پيدا نمود، كمكش مي كنيد تا اولين قدمها را بياموزد، او را تشويق مي كنيد و حتي اگر هم به زمين بخورد و زانوانش زخمي بشوند، ذره اي از باورتان به او كم نخواهد گرديد. و طولي نمي كشد كه متوجه مي شويد نه تنها بدون شما قدم مي زند، بلكه بدون كمك شما با تمام توان مي دود و به جلو مي تازد.

تبديل يك ايده عالي به يك اثر تمام عيار
جريان به اين شكل است: قرار نيست يك ايده عالي با تحقيق و تفحص در اين خصوص عالي گردد. فقط كافي است به آنچه علاقه مند هستيد، بچسبيد و انچنان به آن نزديك گرديد و وِرد زبان و زندگيتان گردد، كه هرآنچه بدان مربوط مي شود، وارد زندگيتان گردد. در واقع ايده خوب شما تبديل به ايده اي عالي خواهد شد اگر تصميم بگيريد كه هيچگاه آن را به كنار نگذاريد. تنها كافي است به خود و نداهاي دروني كه در اولين مرحله، شما را به سمت آن ايده هدايت كردند، اعتماد نماييد. خود را مجبور كنيد كه بنويسيد و بنويسد تا اينكه داستان واقعي از دل اين نوشته ها سر براورد.
وقتي شما در حال فكر كردن به اين موضوع هستيد كه آيا ايده شما باندازه كافي خوب هست يا نيست، در واقع شما در حال تماشاي فيلم خود از بيرون هستيد: نقش يك منتقد كه به دنبال مقايسه اثر با يك فيلمنامه اي است كه كاملاً ‌تمامي ايرادهايش رفع شده است و ويرايشهاي بسياري را پشت سر گذاشته است.(و يا مقايسه نوزاد با كودكي ديگر كه خود مي تواند از عهده همه كارهاي خود برآيد.(مترجم))
پس بجاي دور ايستادن از اولين اثرتان و سوالهاي پياپي از آن، مي خواهم شما را تشويق نمايم كه به داخل اثرتان برويد و در كنار احساستان قرار بگيريد و نگران اين نباشيد كه مورد داوري قرا بگيرد و يا در قياس با اثري ديگر باشد. بلكه تنها شروع به زندگي با آن نماييد،‌ به همراهش خوشحال باشيد و تنها به دنبال سوالات و حقايقي باشيد كه شما را به آن نزديكتر مي كند و شروع به بازي با آن نماييد تا در كنارشان احساس شادي نماييد.
در عوض اينكه به فكر اين باشيد كه آيا ايده خوب است يا نه، به دنبال آن باشيد كه آن را جذابتر نماييد. بجاي اينكه به دنبال اين باشيد كه آيا اثر شما همانند ساير فيلمنامه هاي خوب خواهد شد يانه، به اين فكر كنيد كه چگونه مي توان ايده تان را از آنها هم جذابتر نمود. بجاي اينكه نگران اين باشيد كه آيا واقعاً‌شايستگي نوشتن آن را داريد، به فكر اين باشيد كه به چيزهايي نياز داريد تا اثرتان را يك مرحله قويتر نماييد.
به دنبال نقاط حساس ايده خود بگرديد بجاي آنكه حسرت ايده هاي عالي كه به هاليوود مي روند را بخوريد. و اندك اندك به اسراري دست خواهيد يافت كه تنها بزرگان فيلمنامه نويسي از آن اطلاع دارند:

شما مي توانيد هر ايده اي را به يك فيلمنامه عالي تبديل نماييد!
اگر واقعاً‌ هر اثري در مقايسه با ديگر آثار نوشته مي شد، فيلمنامه حس ششم يك ويرايش بي ارزش جديد از كاسپر، روح دوست داشتني مي شد.، جنگ ستارگان يك كپي خسته كننده از وسترنهاي اسپاگتي فضايي مي بود و حتي داستان عاشقانه رومئو و ژوليت شكسپير را مي توانستيم تنها يك داستان بروز شده از افسانه قديمي Pyramus and Thisbe بدانيم.
مساله اينجاست كه اين ايده ها نيستند كه فيلمنامه ها را شاخص مي كنند بلكه نحوه اجرا و نوشتن آنها توسط نويسندگانشان است كه وجهه اي جديد و منحصربفرد به انها مي بخشد. نويسندگانش به شخصيتها اعتقاد كامل دارند و حتي در سخترين شرايط هم آنها را رها نمي نمايند.

از فكر فروختن خارج شويد
اغلب موارد فيلمنامه نويسان دچار اين اشتباه مي شوند كه به راههايي فكر مي كنند كه بتوانند نظر تهيه كنندگان سينما را به داستانشان جلب نمايند و يا به دنبال ايده هايي باشند كه مورد توجه آنها باشد.
اما حقيقت چيز ديگري است.
هاليوود عاشقي بي وفاست كه سليقه اش بسرعت با عشوه اي جديد عوض مي شود. حتي اگر در ابتداي راه دقيقاً ‌بر مسيري قرار داشته باشيد كه تهيه كنندگان از شما خواسته باشند، در انتهاي كار، راهشان كاملاً‌از شما جدا شده است.
تنها راهي كه بشود واقعاً‌يك فيلمنامه فروخت آن است كه به فيلمنامه اي فكر كنيد كه آرزومنديد هاليوود آن را توليد نمايد، تنها كافي است خود را مجبور به نوشتن ويرايشهاي مداوم اثرتان نماييد تا جايي كه هر كه آن را بخواند به اندازه خود شما اسير آن گردد و نهايتاً‌به جايي خواهيد رسيد كه اثرتان در اوج قرار داشته و به هركه آن را مي خواند فرياد مي زند:" من مي خواهم ساخته شوم"
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#2
شما مي توانيد هر ايده اي را به يك فيلمنامه عالي تبديل نماييد! با این جمله خیلی حال کردم
پاسخ
#3
سلام من حمیدرضا زرنگار هستم ودارم برای رشته کارگردانی امسال کنکور میدم استعداد بسیار زیادی هم در نوشتن فیلمنامه و داشتن ایده فیلم دارم اما نمیدونم این فیلمنامه ها رو چطوری در اختیار شرکت های فیلمسازی آمریکا بزارمچون هیچ راه ارتباطی پیدا نکردم دلیل من هم برای این کار این هست که این نوع ایده و فیلمنامه هایی که من نوشتم به هیچ عنوان با بودجه و امکانات کشور ما نمیشود آنها را ساخت مثلا یکی از اصلی ترین فیلمنامه های من به جرات میشه گفت اگر ساخته بشه پر فروشترین فیلم خواهد شد من وقتی که کلاس سوم دبیرستان بودم رمانی که نوشتم تو سطح کرج اول شد اونم با قاطعیت به جرات میتونم بگم هیچ کس تو دنیا نمیتونه به اندازه من ایده های بزرگ رو با این سرعت درست کنه فقط کافیه 5 دقیقه برای یک فیلم جدید فکر کنم اونوقت یک ایده استثنایی میسازم برای همین لطفا به من کمک کنید .
پاسخ
آگهی
#4
آفرین به این اعتماد به نفس...
به این لینک سر بزنید.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#5
(2-2-1391، 08:00 عصر)حمید نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*سلام من حمیدرضا زرنگار هستم ودارم برای رشته کارگردانی امسال کنکور میدم استعداد بسیار زیادی هم در نوشتن فیلمنامه و داشتن ایده فیلم دارم اما نمیدونم این فیلمنامه ها رو چطوری در اختیار شرکت های فیلمسازی آمریکا بزارمچون هیچ راه ارتباطی پیدا نکردم دلیل من هم برای این کار این هست که این نوع ایده و فیلمنامه هایی که من نوشتم به هیچ عنوان با بودجه و امکانات کشور ما نمیشود آنها را ساخت مثلا یکی از اصلی ترین فیلمنامه های من به جرات میشه گفت اگر ساخته بشه پر فروشترین فیلم خواهد شد من وقتی که کلاس سوم دبیرستان بودم رمانی که نوشتم تو سطح کرج اول شد اونم با قاطعیت به جرات میتونم بگم هیچ کس تو دنیا نمیتونه به اندازه من ایده های بزرگ رو با این سرعت درست کنه فقط کافیه 5 دقیقه برای یک فیلم جدید فکر کنم اونوقت یک ایده استثنایی میسازم برای همین لطفا به من کمک کنید .
سلام

دوست من هیچ وقت به خودت 20 نده که اگر 17 شدی ناامید بشی و نتونی بلند شی

شما چند سالتونه؟

حالا یک دونه از اون ایده بدرد نخورات بگو ببینیم درجه خلاقیتت چقدره؟

ممنون
همه چیز آخرش خوب تموم میشه، اگه خوب نشده، هنوز آخرش نشده.
چارلی چاپلین
پاسخ
#6
آقاى حميدرضا،با تعاريفى که کردين،خيلى مشتاق شدم تا جويبارى از اين درياى خلاقيت را مشاهده کنم
ميدونم اعتماد کردن مشکله ولى اگه ممکنه يکى از طرح هاتونو با پيام خصوصى برام بفرستين
هنرمند و سربلند باشيد
با تشکر
پاسخ
آگهی
#7
بسیار خوشحال شدیم حمید جان

اعتماد به نفست ستودنی است ، اما مراقب پرورش دادنش هم باش دوست من
من و قلم . . .
پاسخ
#8
اتفاقاً بنده هم تغريباً يه جورايي مثل حميد رضا هستم ذهنم پر از ايده است الان هم نزديك مغزم بتركه !!! با اين تفاوت كه بنده فكر ميكنم ايده هام مزخرف اند!!،، ولى وقتى اونها رو براى كسى به عنوان فيلمى كه ديدم تعريف مى كنم خيلى با هيجان گوش ميدن و مشتاقن آخرش رو بدونن چيه ،!!، بعد ميگن اسمش چيه؟؟بزار بخريمش!!من هم ميگم اسمش اصلا يادم نمياد!! سكاني هاى مختلف از ايده هاى مختلف توي ذهنم قاتى شدن!! هر چه قدر كه بخوام ذهنم رو به يه سوژه متمركز كنم نمى تونم !، اون قدر اين خيالات با ذهنم آغشته شدن كه گاه وسط عبور از خيابون با ترافيك سنگين يه دفه سوژه اى تو ذهنم مياد و تمام هوش حواسم رو سمت خودش ميكشونه !!! تا به خودم بيام،،ميبينم روي تخت بيمارستانم!!
لطفاً كمكم كنيد كه چه طور بتونم روى يك طرح تمركز كنم؟؟؟ ميدونم نميتونم!!٪
آهای سرنوشت... اسکار از آن توست...سالهاست مرا فیلم کرده ای


پاسخ
#9
ايده يكي از مهم ترين اركان فيلم نامه است اگر ناب باشه و كليشه نباشه نور الا نور ميشه

اگر ايده اي تو ذهنت داري و ذهنت پر از ايده است بهترين راهش اينكه به جاي تعريف كردنشون بنويسي وقتي شروع كني به نوشتن كم كم ايد ها از هم

جدا ميشن و متوجه ميشي كدوم سكانس تو ذهنت مال كدوم ايده ات هست سعي كن براي پروش دادن ايده هات خودت رو در جزيزه اي تصور كني كه چند

كاراكتر بيشتر دستت ندادن و با دو يا سه كاراكتر شروع كن و با كمترين اتفاق بيشترين تعليق رو به طرحت بده چون وجود اتفاقات زياد باعث ميشه داستانت

قشنگ و واقعي و دلچسب نباشه و بگن اين همش برمبناي اتفاق داستانش رو پيش برده و اين يعني فيلمنامه ات رو نميخونن يا نگاش نميكنن

موفق باشي
هر كجا اراده اي باشد راه هم هست
پاسخ
آگهی
#10
(31-4-1391، 04:35 صبح)robab نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*اتفاقاً بنده هم تغريباً يه جورايي مثل حميد رضا هستم ذهنم پر از ايده است الان هم نزديك مغزم بتركه !!! با اين تفاوت كه بنده فكر ميكنم ايده هام مزخرف اند!!،، ولى وقتى اونها رو براى كسى به عنوان فيلمى كه ديدم تعريف مى كنم خيلى با هيجان گوش ميدن و مشتاقن آخرش رو بدونن چيه ،!!، بعد ميگن اسمش چيه؟؟بزار بخريمش!!من هم ميگم اسمش اصلا يادم نمياد!! سكاني هاى مختلف از ايده هاى مختلف توي ذهنم قاتى شدن!! هر چه قدر كه بخوام ذهنم رو به يه سوژه متمركز كنم نمى تونم !، اون قدر اين خيالات با ذهنم آغشته شدن كه گاه وسط عبور از خيابون با ترافيك سنگين يه دفه سوژه اى تو ذهنم مياد و تمام هوش حواسم رو سمت خودش ميكشونه !!! تا به خودم بيام،،ميبينم روي تخت بيمارستانم!!
لطفاً كمكم كنيد كه چه طور بتونم روى يك طرح تمركز كنم؟؟؟ ميدونم نميتونم!!٪

یه مثال خاله زنکی!!!73
مثل سبزی پاک کردن میمونه. وقتی بسته سبزی رو میبینی میگی واااااااااااای کی می خواد پاکش کنه! اما وقتی مشغول میشی میبینی براحتی از هم جدا میشن. فقط یکی دوتا از جعفری ها و گشنیزها با هم قاطی شدن. 15

ازشوخی که بگذریم بازم مثل همین مثالیه که گفتم. کلید فقط نوشتنه.
نگو نمی تونم که خیلی خوب هم می تونی. فقط باید وقت بگذاری.
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#11
(31-4-1391، 08:03 صبح)roz نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*ايده يكي از مهم ترين اركان فيلم نامه است اگر ناب باشه و كليشه نباشه نور الا نور ميشه

اگر ايده اي تو ذهنت داري و ذهنت پر از ايده است بهترين راهش اينكه به جاي تعريف كردنشون بنويسي وقتي شروع كني به نوشتن كم كم ايد ها از هم

جدا ميشن و متوجه ميشي كدوم سكانس تو ذهنت مال كدوم ايده ات هست سعي كن براي پروش دادن ايده هات خودت رو در جزيزه اي تصور كني كه چند

كاراكتر بيشتر دستت ندادن و با دو يا سه كاراكتر شروع كن و با كمترين اتفاق بيشترين تعليق رو به طرحت بده چون وجود اتفاقات زياد باعث ميشه داستانت

قشنگ و واقعي و دلچسب نباشه و بگن اين همش برمبناي اتفاق داستانش رو پيش برده و اين يعني فيلمنامه ات رو نميخونن يا نگاش نميكنن
مشكل من ننوشتن نيست ،الان دوسه سالى هست كه مينويسم ،اما روي چندتا طرح هم زمان !!مشكل من تمركز كه ذهن آشفته ام نداره ! مثلاً وقتى مشغول نوشتن سكانسهاى ژانر وحشت هستم هنوزفكرم خالى نشده، سكانسهاى فيلمنامه ي طنزى كه قسمتها يي از اون رو نوشته بودم به ذهنم هجوم ميارن مجبور ميشم ژانر وحشت رو رها كنم برم روي طنز كار كنم تو اين مدت با مغزم باهجوم ايده ها وطرح ها مواج ميشه، گاهي براى مدتى ازنوشتن دست ميكشم براي رهاي فكرم امّا بي فايده است خلاصه ى هر ايده رو تو يكى دوتا برگه مينويسم ولي بع جورى تغيرشون ميدم و توش دخل وتصرّف ميكنم كه طرح اوليه به كلى عوض ميشه ( به خودم اعتماد ندارم)!!!!7
آهای سرنوشت... اسکار از آن توست...سالهاست مرا فیلم کرده ای


پاسخ
#12
وقت بخیر
چقدر هم خوب
اصلاً نگران نباشید. هر وقت در حال نوشتن فیلمنامه ای هستید و ماجراهای اثر دیگری به ذهنتان هجوم آورند، خلاصه آنها را در جایی یادداشت کنید و کناری بگذارید تا تبشان بخوابد و به سراغ کار اصلی بروید
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
آگهی
#13
رباب جان اين که مشکل نيست بلکه حسنه.اين که ذهنت مدام فعاله و هيچوقت به يه قفل نگارشي برخورد نميکني يک توانايي محسوب ميشه پس ازش نترس و هرچي ايده به ذهنت هجوم مياره بنويس.در مورد اينکه موقع بازنويسي کاملا طرح اوليه عوض ميشه بايد بگم که منم همينطوريم اما براي اينکه فراموش نکنم طرح اوليه ام چي بوده اونو دست کاري نميکنم بلکه يک صفحه ي ديگه باز مي کنم و کپي پيس ميکنم تو اونو شروع به بازنويسي ميکنم.حالا اگه ديدم کار بهتر از طرح اوليه شد که همونو مينويسم اما اگه بدتر شد برمي گردم سر طرح اوليه ام.
حتي زمان شكست خوردن هم تسليم نشو71
پاسخ
#14
جناب ادمين ولى لى جان از اين كه بنده رو تحسين كردين وبهم اميد دادين ،واقعاً ممنون.... راهنماي هاتون و حتماً به كارميگيرم
آهای سرنوشت... اسکار از آن توست...سالهاست مرا فیلم کرده ای


پاسخ
#15
من فکر میکنم یکسری چیزهای دیگه هم در ایده یابی مهمه
1 - قابل گسترش باشه ( ایجاد کشمکش و سپس بحران )
2 - تصویری باشه (ارزش بصری)
3 - قلاب دار باشه (بیننده را به قلاب بیندازه)
4 - بحث برانگیز باشه
5- بدیع و نو باشه (مفهوم خاص داشته باشه)
6 - باعث بشه شخصیتها به خوبی شناسانده بشوند
7- پایانی قاطع داشته باشد
8- البته دوستان در نظر داشته باشند بعضی از ایده ها شاید برای هنرهای دیگر مفید تر باشند (داستان - رمان - شعر - مقاله - گزارش - مستند -نقاشی - نماهنگ - حتی موسیقی و ....) اما فیلم بخصوص به شیوه هالیوود مهم است که دراماتیک باشد انشالله اگر وقت بشود بحث ایده یابی و یا فابیولا نویسی (اضطرار خلاق - ایده جنینی ) را به طور مبسوط در یک کامنت قرار خواهم داد اما یک نکته را فراموش نکنید میوه را هنگامی از درخت بچینید که رسیده باشد (نه کال باشد که نتوان خورد و نه رسیده که دل را بزند) یعنی زمانی ایده را از ذهن بر روی کاغد بنویسید که در سرتان رسیده باشد و همواره به این نکته توجه کنید که چه چیز این ایده برای من جذاب بود و از همان نقطه ایده را بسط و گسترش بدهید
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :