درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

جدايي نادر از سيمين از ديدگاه وبلاگ نويس خيري
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:59 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: nastylove
آخرین ارسال: mohamadpour
پاسخ 28
بازدید 5731

امتیاز موضوع:
  • 16 رأی - میانگین امتیازات: 3.75
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جدايي نادر از سيمين از ديدگاه وبلاگ نويس خيري
#1
منبع وبلاگ :http://afsarane-bidar.blogfa.com
با تلخيص

کی نماینده چه چیزی‌ست؟ فهرست اینکه چه کسی دارد چه گروه یا تفکر در جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کند اینطوری‌ست:
نادر- نادر دارد جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کند که از یک طرف با سنت دست به گریبان است و از یک طرف با مدرنیته
پدربزرگ- پدربزرگ نماینده سنت در جامعه ایران است. آلزایمرش هم‌‌ همان حافظه تاریخی ماست. نه قابل صرفنظر کردن است و نه بدون جامعه قدرت سرپا نگه داشتن خودش را دارد
سیمین- سیمین مدرنیته ایرانی را نمایندگی می‌کند. کسی‌ست که به نادر (جامعه) قبولانده که باید مهاجرت کند. معلم است و دانسته‌هایش از باقی بازیگران صحنه بیشتر است
زن باردار نماینده مذهب در جامعه ایرانی‌ست. می‌خواهد به سنت (پدربزرگ) کمک کند که باری از روی دوش جامعه (نادر) بردارد اما از فرط نجس و پاکی و محدودیت شرعیات خودش هم تبدیل می‌شود به معضل تازه برای جامعه.
شوهر نماینده تعصبات در جامعه است.
رمه- ترمه دختر نادر و سیمین نماینده آینده است. موضوعی که در کشمکش میان جامعه، مدرنیته، سنت و مذهب گرفتار است و قادر به انتخاب میان آن‌ها نیست و فیلم هم با این عدم انتخاب او تمام می‌شود. در سن بلوغ است و این بهترین نشانه آیندهٔ در حال وقوع است
دختر کوچک- دختر کوچک نماینده زمان حال است. کوچک‌تر از همه و گزارشگر (نقاش) وقایع.
سیمین (مدرنیته)، زن باردار (مذهب)، ترمه (آینده) و دختر کوچک(حال) از یک جنس‌اند و همه‌شان قدرت زادآوری دارند. منتها همه‌شان نیاز به یک عامل دیگر برای باروری دارند. محصول حاصل از پیوند زادآوران و فاعلان از همه جالب‌تر است. مثلا آینده محصول جامعه و مدرنیته است و این اوضاع را همیشه می‌توانید ببینید. وجود ترمه یعنی جامعه (نادر) و مدرنیته (سیمین) توانسته‌اند آینده را خلق کنند.
کته جالب این است که این برخورد دفعی جامعه (نادر) نسبت به مذهب نیست که از سر تلاش برای حفظ سنت منجر به ختم نوزایی مذهب می‌شود بلکه این سنت (پدربزرگ) است که مذهب (زن باردار) را به دنبال خودش می‌کشد و بارداری او را خاتمه می‌دهد. وقتی زن باردار (مذهب) می‌رود تا پدربزرگ (سنت) را پیدا کند می‌بیند پدربزرگ (سنت) کنار دکه روزنامه‌فروشی‌ست و دکه روزنامه‌فروشی‌‌ همان جایی‌ست که همیشه حرفش با پدربزرگ هست و روزنامه‌هایی که نادر (جامعه) برای او می‌آورد و یا درباره‌شان با او حرف می‌زند محل علاقمندی پدربزرگ (سنت) است.
دو تا موقعیت ویژه میان جامعه (نادر) و مذهب (زن باردار) با سنت (پدربزرگ) هست. هر دو در حمام رخ می‌دهد. نادر پدرش را حمام می‌دهد و از فرط گرفتاری‌های او به گریه می‌افتد. زن باردار هم لباس پدربزرگ را در‌‌ همان حمام عوض می‌کند. نادر برای حمام دادن پدرش او را با دستکش لیف می‌زند و زن باردار هم برای تعویض لباس‌های پدربزرگ از دستکش استفاده می‌کند. فرق دستکش‌ها را که ببینید متوجه می‌شوید دستکش نادر خود او را هم خیس می‌کند ولی دستکش زن باردار مانع خیس شدنش می‌شود
فرهادی می‌گوید دعوای جامعه ایرانی بر سر حفظ سنت‌های جامعه در مقابل مدرنیته است و این مذهب است که برای نجات درماندگی تعصبات خودش را می‌اندازد توی کاری که دست آخر او را هم نازا می‌کند. وقتی ترمه (آینده) دارد با درماندگی درباره انتخابش برای ماندن با جامعه و سنت (نادر و پدربزرگ) یا مدرنیته (سیمین) تصمیم می‌گیرد تنها خبری که از مذهب (زن باردار) و (مرد) داریم این است که یکی نازا شده و دیگری در زندان طلبکار‌ها
گذران زمان مرا به سقوط نزدیک تر کرد
پاسخ
#2
به نام خدا
نکات زیر بعد از دیدن جدایی فیلم نادر از سیمین به ذهنم رسید تا اینکه دریافت جایزه گلدن گوب و استقبال از اصغر فرهادی را به آن صورت دیدم.در آنجا بود که مطمئن شدم فیلم مورد تایید غربیها و مروج فرهنگ آنها بوده وگرنه پشیزی به آن بها نمی دادند.
بعد از دیدن با دقت فیلم به نکات زیر توجه کنید، قضاوت با خودتان.
ابتدای فیلم لیلا حاتمی درخواست طلاق را به علت همراهی نکردن همسرش به سفر خارج بیان میکند و مدت زمان پیگیری جور شدن ویزا را عدد مقدس 40 روز(عدد تکامل انسان) بیان میکند! او از آینده دخترش نگران است و به قاضی می گوید در ایران آینده دخترش تباه می شود!!!!
او در واقع به زنان راهکار میدهد که برای رسیدن به آزادی و غرب از شوهر تمرد کنند و اگر لازم شد حتی ارزش دارد تا از جگرگوشه شان(فرزندشان) هم بگذرند.
هنگامی که نادر و دخترش به پمپ بنزین می روند شاهدیم که کارگردان دختر را بیش از حد دست و پا چلفتی نشان می دهد، تا در واقع تایید کننده حرف سیمین در دادگاه در مورد تربیت دختران در ایران باشد!
سیمین هنگامی که در حال ترک خانه همسرش است هیچ وسیله ای را با خود نمیبرد و می گوید فقط سی دی شجریان را می برم! آیا معنای آن دفاع از کسی نیست که بخاطر برخی حرکات و آوازهایش محبوب جریان اپوزوسیون شد؟!
راضیه(خدمتکار پدر نادر) که فرد مفلوکی است، هنوز به خانه نادر نیامده، مدام از اشکالات شرعی حرف می زند، اینجاست که بیننده در ضمیر ناخودآگاهش شرع را مانع حل مشکلات انسان می بیند و انسان متشرع را مفلوک خواهد دید.
نادر از دخترش معادل فارسی برخی کلمات را می پرسد. دختر جواب آنها را می دهد اما پدرش از معنای برخی از آنها خوشش نمی آید و نظر خودش را می گوید و با تندی به دختر می گوید معلمت غلط کرده گفته!!! بیننده حس می کند او فردی متعصب است و شاید احساس کند نماد انسان مذهبی و ریش دار، متعصب و غیر عاقلانه باشد.
دختر راضیه بعد از تعطیلی مدرسه در خودرو بلافاصله مقنعه خود را بالا میزند و دوربین روی او زوم است! اینکار را در جای دیگر فیلم نیز می بینیم. همچنین بعد از کلاس درس سیمین شب هنگام، او را از فاصله ای دور می بینیم در حالی که مقنعه خود را کشیده و در همان حال شال سرش میکند. شاید معنای آن نشان دادن اجباری بودن حجاب برای زنان ایرانی و فراری بودن آنها در اولین زمان ممکن از آن باشد.
بعد از ظن نادر به دزدی پول کشوی خانه اش توسط راضیه، شاهدیم که راضیه قرآن به دست به امام حسین و امام زمان قسم میخورد. کارگردان در واقع همه نمادهای انسان مذهبی را نشان میدهد. در اینجا وجدان بیننده از راضیه دفاع کرده و برایش راضیه نماد یک زن با اعتقاد کامل به تمامی زوایای دین می شود. به نظرم اینجاست که دیگر نمادها به بیننده القا شده است.
یکبار در منزل نادر دیش ماهواره را نشان می دهد. در منزل مادر سیمین نصاب ماهواره مشغول تنطیمات است که میگوید بعضی کانال ها را نمی گیرد مادر سیمین با این مضمون به او می گوید: هر چیشو که میگیره خوبه بزار باشه! شاید مفهومش نشان دادن تشنه بودن مردم به غربی ها باشد!
نادر در دادگاه رسیدگی به شکایت هل دادن راضیه و سقط جنین او گفت: چادر این خانم نگذاشت من بفهمم او باردار است وگرنه هلش نمیدادم.بیننده در اینجا احساس می کند که چادر برخی اوقات دردسر ساز است و جلوی حقیقت زن را میگیرد و همهمشکل از چادر به وجود آمده.
راضیه متشرع و قسم خور را بعد از مدتی می بینیم، دروغگو و کلاش از آب در می آید. اگر چه کارگردان بعداً او را تبرئه خواهد کرد ،اما اعتماد بیننده به این تیپ انسان دیگر از دست رفته است.
در آخر فیلم هم می بینیم که همه دروغ گفتند غیر از سیمین(لیلا حاتمی)، و بیننده از اثبات استقرایی احساس می کند که حرف او درباره تباه شدن آینده دخترش در ایران درست است!
پاسخ
#3
چقدر عصبانی و یکطرفه به قاضی رفتید!!!
هر کس از یه فیلم میتونه تحلیل خودشو داشته باشه.
اتفاقا این فیلم داره میگه در دین ما در مواقع لازم نامحرم محرم میشه، وحرام به ثواب تبدیل میشه...( کمک کردن پرستار به پیرمرد )
تو فیلم جدایی نادر از سیمین داره نشون می ده که مذهب ما خشک و بی منطق نیست و برای عقاید زن ارزش قائله...
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
آگهی
#4
به نظر من بعضی ها شاید اعتقاد دارند که فیلم اخراجی ها 3 شایستگی دریافت اسکار و گلدن گلوب را داشت!!!!.که اینگونه به جدایی نادر از سیمین میتازند.نکته ی جالب توجه اینکه همین فیلم جدایی نادر از سیمین درست 1 سال قبل و قبل از اینکه اصلا از جوایز خارجی خبری باشد در جشنواره ی فجر بیشتر جایزه هارو به خودش اختصاص داد.شاید این گروه از افراد اعتقاد دارند که در بخش انتخاب بهترین ها در جشنواره ی فجر غربی ها اعمال نفوز کردند؟؟!!!!!
هنر نویسندگی باید تو ذات ادم باشه توی کتابا نمیشه پیداش کرد.
پاسخ
#5
(25-12-1390، 01:58 عصر)hegmatane1386 نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*به نام خدا
نکات زیر بعد از دیدن جدایی فیلم نادر از سیمین به ذهنم رسید تا اینکه دریافت جایزه گلدن گوب و استقبال از اصغر فرهادی را به آن صورت دیدم.در آنجا بود که مطمئن شدم فیلم مورد تایید غربیها و مروج فرهنگ آنها بوده وگرنه پشیزی به آن بها نمی دادند.
بعد از دیدن با دقت فیلم به نکات زیر توجه کنید، قضاوت با خودتان.
ابتدای فیلم لیلا حاتمی درخواست طلاق را به علت همراهی نکردن همسرش به سفر خارج بیان میکند و مدت زمان پیگیری جور شدن ویزا را عدد مقدس 40 روز(عدد تکامل انسان) بیان میکند! او از آینده دخترش نگران است و به قاضی می گوید در ایران آینده دخترش تباه می شود!!!!
او در واقع به زنان راهکار میدهد که برای رسیدن به آزادی و غرب از شوهر تمرد کنند و اگر لازم شد حتی ارزش دارد تا از جگرگوشه شان(فرزندشان) هم بگذرند.
هنگامی که نادر و دخترش به پمپ بنزین می روند شاهدیم که کارگردان دختر را بیش از حد دست و پا چلفتی نشان می دهد، تا در واقع تایید کننده حرف سیمین در دادگاه در مورد تربیت دختران در ایران باشد!
سیمین هنگامی که در حال ترک خانه همسرش است هیچ وسیله ای را با خود نمیبرد و می گوید فقط سی دی شجریان را می برم! آیا معنای آن دفاع از کسی نیست که بخاطر برخی حرکات و آوازهایش محبوب جریان اپوزوسیون شد؟!
راضیه(خدمتکار پدر نادر) که فرد مفلوکی است، هنوز به خانه نادر نیامده، مدام از اشکالات شرعی حرف می زند، اینجاست که بیننده در ضمیر ناخودآگاهش شرع را مانع حل مشکلات انسان می بیند و انسان متشرع را مفلوک خواهد دید.
نادر از دخترش معادل فارسی برخی کلمات را می پرسد. دختر جواب آنها را می دهد اما پدرش از معنای برخی از آنها خوشش نمی آید و نظر خودش را می گوید و با تندی به دختر می گوید معلمت غلط کرده گفته!!! بیننده حس می کند او فردی متعصب است و شاید احساس کند نماد انسان مذهبی و ریش دار، متعصب و غیر عاقلانه باشد.
دختر راضیه بعد از تعطیلی مدرسه در خودرو بلافاصله مقنعه خود را بالا میزند و دوربین روی او زوم است! اینکار را در جای دیگر فیلم نیز می بینیم. همچنین بعد از کلاس درس سیمین شب هنگام، او را از فاصله ای دور می بینیم در حالی که مقنعه خود را کشیده و در همان حال شال سرش میکند. شاید معنای آن نشان دادن اجباری بودن حجاب برای زنان ایرانی و فراری بودن آنها در اولین زمان ممکن از آن باشد.
بعد از ظن نادر به دزدی پول کشوی خانه اش توسط راضیه، شاهدیم که راضیه قرآن به دست به امام حسین و امام زمان قسم میخورد. کارگردان در واقع همه نمادهای انسان مذهبی را نشان میدهد. در اینجا وجدان بیننده از راضیه دفاع کرده و برایش راضیه نماد یک زن با اعتقاد کامل به تمامی زوایای دین می شود. به نظرم اینجاست که دیگر نمادها به بیننده القا شده است.
یکبار در منزل نادر دیش ماهواره را نشان می دهد. در منزل مادر سیمین نصاب ماهواره مشغول تنطیمات است که میگوید بعضی کانال ها را نمی گیرد مادر سیمین با این مضمون به او می گوید: هر چیشو که میگیره خوبه بزار باشه! شاید مفهومش نشان دادن تشنه بودن مردم به غربی ها باشد!
نادر در دادگاه رسیدگی به شکایت هل دادن راضیه و سقط جنین او گفت: چادر این خانم نگذاشت من بفهمم او باردار است وگرنه هلش نمیدادم.بیننده در اینجا احساس می کند که چادر برخی اوقات دردسر ساز است و جلوی حقیقت زن را میگیرد و همهمشکل از چادر به وجود آمده.
راضیه متشرع و قسم خور را بعد از مدتی می بینیم، دروغگو و کلاش از آب در می آید. اگر چه کارگردان بعداً او را تبرئه خواهد کرد ،اما اعتماد بیننده به این تیپ انسان دیگر از دست رفته است.
در آخر فیلم هم می بینیم که همه دروغ گفتند غیر از سیمین(لیلا حاتمی)، و بیننده از اثبات استقرایی احساس می کند که حرف او درباره تباه شدن آینده دخترش در ایران درست است!

بسیار خوب...
تمام اینها حقیقت محض فیلم فرهادی است که نمی شود انکار کرد...
برای بهترین ها دعا کن؛ برای بدترین ها آماده باش
PRISONERS
پاسخ
#6
چه نقد های جالبی بود دو نقد اول

من فیلم رو خیلی وقت پیش دیدم و خیلی از جزئیاتش یادم نیست اما یادمه همون موقع که میدیدم انتقادات زیادی به چشم میخورد که متاسفانه الان خاطرم نیست

اما در کلیتش این فیلم در پوسته ظاهریش به قول بعضی دوستان شاید حتی داره از مذهب دفاع میکنه ، اما کسی اگر کمی دقت کنه فیلم ضد مذهبیست همونطور که قسمتی در نقد دوستان هم اشاره شده بود

و در اینکه فیلم از همون اول 30آسی شد هم که فکر نمیکنم هیچ شکی وجود داشته باشه و جایزه رو هم به همین دلیل گرفت که آقای فرهادی بشه اسطوره سینمای ایران و کارهاش شاهکار سینمای ما و در کل ما باید از ایشون الگو بگیریم و مثل ایشون فکر کنیم و بنویسیم و فیلم بسازیم کما اینکه در جشنواره فجر امسالم فیلمای کپی برداشته شده رو دیدیم ( من که ندیدم از دوستان شنیدم و همینطور برنامه 7 )

البته من آقای فرهادی و کارهاش رو از لحاظ فنی قبول دارم و جزو بهترین هاست که روش سرمایه گذاری شده ...اما مضمونا با ایشون مشکل دارم

خیلی حرف های دیگه هم دوست دارم بزنم اما چون زیاد مربوط به نقد فیلم نمیشه و مباحث غیر مستقیم مربوط به سینماست ازش صرف نظر میکنم

نمیدونم تاپیکی داریم در مورد سینما و تاثیراتش یا خیر؟ اگر نداریم امیدوارم مدیریت همچین جایی ایجاد کنن تا در مورد تاثیرات سینما مفصل بحث کنیم با هم

ولی در کل جدایی رو دوس نداشتم چون منو نا امید کرد ... اینجا بدون من از جدایی سیاه تر بود ولی حداقل نا امیدم نکرد

ما به امید هست که زنده ایم ...اگر کسی امید رو از ما بگیره که .............. (هرچند امید واهی!!)
پاسخ
آگهی
#7
به نام خدا.
در اینکه فیلم حرف های سیاسی زیادی دارد شکی نیست و البته به نظر من جنبه سیاسی-اجتماعی دارد و به نظر این جانب کارگردانی که حرف انتقادی سیاسی نداشته باشد عملا حرف زیادی هم برای گفتن ندارد، و چرا فیلم می سازد اگر حرفی ندارد؟
و در اینکه مسایل سیاسی در گرفتن جایزه اسکار نقش داشته تقریبا شکی ندارم اما این جایزه افتخار است برای سینمای ایران...
من این فیلم را چند روز پیش برای دومین بار دیدم درست چند ساعت بعد اینکه فیلم "اینجا بدون من" را برای اولین بار دیدم . اینجا بدون من خیلی برایم دلچسب تر بود تماشایش ،اما پس از دیدن "جدایی نادر از سیمین" حالم بد شد...
ولی فیلم نامه جدایی نادر از سیمین فوق العاده است که اگر مسایل سیاسی نبود استحقاق بیشتری وجود داشت که فیلم فرهادی جایزه اسکار بهترین فیلم نامه غیر اقتباسی را می گرفت.
با سپاس...
عاشق فیلمنامه نویسی ام چون به من اجازه ی خلق یک دنیای تازه را می دهد با آدم های تازه...
پاسخ
#8
منم موافقم فیلم سیاسی ساخته بشه ... هرکس هر سلیقه و حرفی داره بیاد بزنه اما فضا عادلانه باشه و قضاوت بر عهده مخاطبی که بدون پیش زمینه ذهنی میره و فیلم رو میبینه

به نظرم کمتر کسی بدون پیش زمینه و یا فقط برای فیلم دیدن و یا فیلم فرهادی دیدن رفت سینما
از قضیه کل کل با اخراجی ها تا مسایل انتخابات و ....

به نظرم مخاطب نباید با پیش زمینه وارد سینما بشه یا تو خونه بشینه فیلم ببینه

حضرت علی هم میگه ببین حرف چیه ، نه اینکه کی حرف میزنه
حرف حق رو باید پذیرفت ، حالا هرکسی بگه

نمیدونم بشه اسمشو افتخار گذاشت یا نه!! چرا هرچیزی که آخرش به آمریکا ختم میشه افتخاره این منو اذیت میکنه
من دشمنی کور کورانه با آمریکا ندارم و واسه گرفتن دکتری هم به آمریکا خواهم رفت منتهی این که مستقیم یا غیر مستقیم داره برتر بودن خودشو و اینکه هرکی به اون شبیه تر باشه بهتره رو القا میکنه حالم رو بد میکنه!

حرف خیلی زیاده ... بگذریم
پاسخ
#9
هر کسی فقط باید از دید خودش این فیلم رو نقد کنه.
نه اینکه تحت تاثیر بعضی افکار فکرکنه غربیها چی میگن؟! یا اینکه سیاسیه؟!

چون جایزه رو آمریکاییها دادن مشکل داره؟؟؟!!!
این فیلم قبل از همه از جشنواره فجر جایزه گرفته؛ اما همینکه اسکار گرفت شد فیلم غربی و.........!!!!!
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
آگهی
#10
بر فرض هم سیاسی،مگه مشکلی داره؟
No One Knows What It`s Like...To Be The Badman...To Be The Sad Man...Behind Blue Eyes
پاسخ
#11
(7-1-1391، 12:00 صبح)alamdar نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*چه نقد های جالبی بود دو نقد اول

من فیلم رو خیلی وقت پیش دیدم و خیلی از جزئیاتش یادم نیست اما یادمه همون موقع که میدیدم انتقادات زیادی به چشم میخورد که متاسفانه الان خاطرم نیست

اما در کلیتش این فیلم در پوسته ظاهریش به قول بعضی دوستان شاید حتی داره از مذهب دفاع میکنه ، اما کسی اگر کمی دقت کنه فیلم ضد مذهبیست همونطور که قسمتی در نقد دوستان هم اشاره شده بود

و در اینکه فیلم از همون اول 30آسی شد هم که فکر نمیکنم هیچ شکی وجود داشته باشه و جایزه رو هم به همین دلیل گرفت که آقای فرهادی بشه اسطوره سینمای ایران و کارهاش شاهکار سینمای ما و در کل ما باید از ایشون الگو بگیریم و مثل ایشون فکر کنیم و بنویسیم و فیلم بسازیم کما اینکه در جشنواره فجر امسالم فیلمای کپی برداشته شده رو دیدیم ( من که ندیدم از دوستان شنیدم و همینطور برنامه 7 )

البته من آقای فرهادی و کارهاش رو از لحاظ فنی قبول دارم و جزو بهترین هاست که روش سرمایه گذاری شده ...اما مضمونا با ایشون مشکل دارم

خیلی حرف های دیگه هم دوست دارم بزنم اما چون زیاد مربوط به نقد فیلم نمیشه و مباحث غیر مستقیم مربوط به سینماست ازش صرف نظر میکنم

نمیدونم تاپیکی داریم در مورد سینما و تاثیراتش یا خیر؟ اگر نداریم امیدوارم مدیریت همچین جایی ایجاد کنن تا در مورد تاثیرات سینما مفصل بحث کنیم با هم

ولی در کل جدایی رو دوس نداشتم چون منو نا امید کرد ... اینجا بدون من از جدایی سیاه تر بود ولی حداقل نا امیدم نکرد

ما به امید هست که زنده ایم ...اگر کسی امید رو از ما بگیره که .............. (هرچند امید واهی!!)
این چند جمله برای سلحشور است.بخونیدش بد نیست.
حالا من از شما می پرسم؟ آمریکا دوست شما هست؟ اسکار دوست شما هست؟ هالیوود دوست شما هست؟ حالا در جامعه ما مسئولین از اقای اصغر فرهادی تعریف می کنند. جشن می گیرند. هوار می کشند..اماحقیقت عوض نمی شودامریکا و اسکار هالیوود و کمپانی های صهیونیستی در طول صد و اندی سال گذشته همه دنیا را به لجن کشیده اند حالا چطور طرفدار فرهنگ شده اند؟. طرفدار راستی و صداقت در اثر آقای فرهادی شده اند؟ یا آنها درست شده اند و آقای فرهادی تغییر کرده؟
آقای علی شان استون در دفتر بنده بود و من از ایشان فیلم گرفتم و آن فیلم را برای برنامه هفت فرستادم اما آنها پخش نکردند! خبر نگار ها از آقای استون پرسیدند: نظرتان درباره کاندید شدن آقای فرهادی در اسکار چی هست؟ ایشان گفتند: اگر کسی در جهت امریکا و اسرائیل حرکت نکند به او جایزه نمی دهند. شک نکنید که فیلم ایشان در عمل به عقاید آن کشور است. 74 بگوید ایران جای دروغ گو هاست و آمریکا جای خوبی ها؟ و باید فرار کرد و رفت آمریکا؟
پاسخ
#12
فیلم "جدایی نادر از سیمین" دارای فیلمنامه بسیار قوی و زیبایی است...
اما از بین فیلم های "اصغر فرهادی" من همچنان فیلم "درباره الی" را از همه بیشتر دوست دارم و بارها نگاهش کرده ام و باز هم به تماشایش می نشینم... اما در دو باری که "جدایی نادر از سیمین" را دیدم اگر بحث نکات اموزشی فیلمنامه اش نبود شاید تا پایان نمی توانستم نگاه کنم چون فیلمی به لحاظ تصاویرش،فیلمی طاقت فرساست...
همچنان معتقدم که اگر مسائل حاشیه ای و سیاسی دخالت نمی داشتند اسکار بهترین فیلم "غیرانگلیسی زبان" به این فیلم داده نمی شد...
اما معتقدم برای گرفتن جایزه بهترین فیلمنامه غیراقتباسی بسیار شایسته بوده و در حق این فیلم جفا شده است که اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی را نگرفته...
عاشق فیلمنامه نویسی ام چون به من اجازه ی خلق یک دنیای تازه را می دهد با آدم های تازه...
پاسخ
آگهی
#13
حجت الاسلام مظفر سالاری (یکی از داوران فیلمنامه جشنواره فیلم اشراق) در پاسخ به سئوال یکی از مدعوین که "به نظر شما بهترین نمونه فیلم دینی بعد از انقلاب چه فیلمی است ؟" پاسخی دادند که با تشویق حضار تأیید شد. ایشون فرمودن:
"به نظر من "جدایی نادر از سیمین" خیلی مذهبی تر است از اثر مثل "طلا و مس" .... در این فیلم همه کسانی که ادعا می کنند ، دروغ می گویند، تنها کسی که در یک موقعیت بحرانی ، پای اعتقاداتش می ایستد ، مرضیه(ساره بیات) است... در حالی که همسرش درمعرض رفتن به زندان است ... ما در خیلی از جمع ها از این فیلم دفاع کردیم و البته عکس العمل های تندی هم به ما شد."
ایشان در انتها خاطر نشان کردند:
"صحبت های من ادای دینی بود به عزیزانی که در این اثر زحمت کشیدند."

صحبت های کامل ایشون به زودی در تالار قرار خواهد گرفت.
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#14

دوستان بیایید یکبار دیگر اهدافمان را از فیلمنامه نویسی مرور کنیم
تو ، من ، ما چرا میخواهیم فیلمنامه بنویسیم؟
این نقد های دوگانه تنها منحصر به فرهادی نیست ، حافظ ، منصور حلاج ، سعدی ، خیام ، قران ، مولانا ، تورات ، انجیل و.... همه را نقادان برای خود نقد کردند تا منافع خویش را در آن ببینند (البته اگر نقدم نکنید نخواستم فرهادی را در جرگه نام آوران قرار دهد ، درمثال مناقشه نیست)
اما آثار هیچکاک ، فلینی ، فرانچسکو رزی ، کوبریک ، کیا رستمی چطور نقد میشود در اینترنت سرچ کنید چنان نقد های ضد و نقیضی میبینیم که واویلا...
من و شما چگونه نقد خواهیم شد تنسی ویلیامز میگوید "نقادان چون خواجگانند تنها میبینند اما کاری نمیتوانند بکنند" اصغر فرهادی از نمایشنامه نویسی شروع کرد نمایشنامه هایی که به نام دوستانش بر روی سن رفت سالها هر شب برای رادیو نوشت سریال ساخت فیلمهای هنری ساخت ، تا شد این چیزی که میبینیم من خانواده پدری او را میشناسم در یکی از محله های خمینی شهر اصفهان زندگی میکنند پدرش خواروبار فروش است و هنوز مغازه اش در چهارراه بوعلی خمینی شهر است و ریشه ای سنتی دارد اما چرا اینها را گفتم فرهادی عاشق درام است و باید مصاحبه هایش را در مورد شکل گیری طرح هایش خواند مثل درباره الی و یا جدایی ... من فکر میکنم کسی که شبانه روز مینویسد و خوب هم مینویسد بقدری لذت میبرد که احتیاجی به تایید و رد دیگران نداشته باشد متاسفانه و یا خوشبختانه یک مفهوم هنری برداشتهای بیشماری دارد و هر کس از آیینه دل خویش به آن مینگرد و این صحبتها در واقع بازتاب جهانبینی انهاست ، البته من منکر مصادیق و مفاهیم نیستم چون فرهادی هر چقدر هم که دانسته و هوشیار فیلمسازی کند باز از بستر همین جامعه است .
اما صحبت من اینست امروز یا فردا شما هم میخواهید بنویسید و شما هم نقد میشوید هرچقدر بازار نقد آشفته تر شود برای خود ما بدتر است ، و بدتر از آن یکسری فیلمساز بوجود میاید که وابسطه به یک ایدولوژی و سیاست و جهانبیبی خواهد بود پس کمی منطقی تر گام برداریم ، در واقع هنرمندی که بدنبال سلیقه مخاطب یا گروهی برود هنرمند نیست ، بلکه هنرمند آیینه جامعه خوبش است
آیا کسی که موسیقی مینوازد باید غیر از سی دی شجریان گوش دهد
آیا کسی که مدهبی است غیر از آنست که همیشه دودل و درحال جنگ بین خیر و شر است که حد اعلای دین همینست (جهاد اکبر)
آیا واقعا میشود در ایران موسیقی کار کرد
آیا زبان فارسی مخلوطی از زبانهای دیگر نیست
آیا خود ما مذهبیون را کوچک نکردیم تا مدرنیته پا بگیرد
ایا غیر از اینست که در هر خانه حداقل 2 دیش ماهواره هست
آیا .....
به نظر من فرهادی انچه هست را میگوید دیگر کمتر به نقدش فکر میکند نمونه اش لالایی که در ساعت 9 شب از رادیو پخش میشود ، صدای اذانهایی که سر ظهر به گوش میرسد و.....
خود من طرح فیلمنامه ای داشتم که در یک ساختمان پزشکی کارگری به نام نجات مجبور بود در یک روز جمعه پاگرد طبقه سوم یک ساختمان پزشکی را تعمیر کند از طرفی در طبقه چهارم پزشکی که تنها 2 بار در سال به ایران میآید 70 نفر آدم را ویزیت کرده بود در میانه فیلم بعلت دیر کردن دکتر و گرم شدن ساختمان و ازدیاد جمعیت در طبقه چهارم و خرابی بخاری واسانسور مردی گاز را از لوله اصلی در پایین ساختمان قطع میکند و مهندسی که در طبقه دوم حمام بوده با صورتی کفی بیرون میآید و مابقی ماجرا
بعد از 6 ماه از نوشتن طرح آن را به یک کارگردان دادم مطالعه کند ، عوض انکه برود و طرح را بررسی کند ، چنین مطلبی را آورد
منظورت از نجات احمدی نژاد بوده است و از 70 نفر 70 میلیون نفر ایرانی است و از قطعی گاز منظورت قطع سیاسی گاز و.از آشفتگی ساختمان اوضاع ایران و از دکتر منظورت میر حسین موسوی ... از خنده و تعجب نمیدانستم چه بگویم در حالی که این اتفاق روزی که برای چشمانم دکتر رفته بود اتفاق افتاده بود
فجر جایزه داد برای خودش ، اسکار جایزه داد برای خودش ، ایت الله سالاری تایید کرد برای خودش ، سلحشور انکار کرد برای خودش و جالب تز از این همه فرهادی نیز ساخت برای خودش
جدی باشید اما جدی نگیرید
پاسخ
#15
(25-12-1390، 01:58 عصر)hegmatane1386 نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*به نام خدا
نکات زیر بعد از دیدن جدایی فیلم نادر از سیمین به ذهنم رسید تا اینکه دریافت جایزه گلدن گوب و استقبال از اصغر فرهادی را به آن صورت دیدم.در آنجا بود که مطمئن شدم فیلم مورد تایید غربیها و مروج فرهنگ آنها بوده وگرنه پشیزی به آن بها نمی دادند.
بعد از دیدن با دقت فیلم به نکات زیر توجه کنید، قضاوت با خودتان.
ابتدای فیلم لیلا حاتمی درخواست طلاق را به علت همراهی نکردن همسرش به سفر خارج بیان میکند و مدت زمان پیگیری جور شدن ویزا را عدد مقدس 40 روز(عدد تکامل انسان) بیان میکند! او از آینده دخترش نگران است و به قاضی می گوید در ایران آینده دخترش تباه می شود!!!!
او در واقع به زنان راهکار میدهد که برای رسیدن به آزادی و غرب از شوهر تمرد کنند و اگر لازم شد حتی ارزش دارد تا از جگرگوشه شان(فرزندشان) هم بگذرند.
هنگامی که نادر و دخترش به پمپ بنزین می روند شاهدیم که کارگردان دختر را بیش از حد دست و پا چلفتی نشان می دهد، تا در واقع تایید کننده حرف سیمین در دادگاه در مورد تربیت دختران در ایران باشد!
سیمین هنگامی که در حال ترک خانه همسرش است هیچ وسیله ای را با خود نمیبرد و می گوید فقط سی دی شجریان را می برم! آیا معنای آن دفاع از کسی نیست که بخاطر برخی حرکات و آوازهایش محبوب جریان اپوزوسیون شد؟!
راضیه(خدمتکار پدر نادر) که فرد مفلوکی است، هنوز به خانه نادر نیامده، مدام از اشکالات شرعی حرف می زند، اینجاست که بیننده در ضمیر ناخودآگاهش شرع را مانع حل مشکلات انسان می بیند و انسان متشرع را مفلوک خواهد دید.
نادر از دخترش معادل فارسی برخی کلمات را می پرسد. دختر جواب آنها را می دهد اما پدرش از معنای برخی از آنها خوشش نمی آید و نظر خودش را می گوید و با تندی به دختر می گوید معلمت غلط کرده گفته!!! بیننده حس می کند او فردی متعصب است و شاید احساس کند نماد انسان مذهبی و ریش دار، متعصب و غیر عاقلانه باشد.
دختر راضیه بعد از تعطیلی مدرسه در خودرو بلافاصله مقنعه خود را بالا میزند و دوربین روی او زوم است! اینکار را در جای دیگر فیلم نیز می بینیم. همچنین بعد از کلاس درس سیمین شب هنگام، او را از فاصله ای دور می بینیم در حالی که مقنعه خود را کشیده و در همان حال شال سرش میکند. شاید معنای آن نشان دادن اجباری بودن حجاب برای زنان ایرانی و فراری بودن آنها در اولین زمان ممکن از آن باشد.
بعد از ظن نادر به دزدی پول کشوی خانه اش توسط راضیه، شاهدیم که راضیه قرآن به دست به امام حسین و امام زمان قسم میخورد. کارگردان در واقع همه نمادهای انسان مذهبی را نشان میدهد. در اینجا وجدان بیننده از راضیه دفاع کرده و برایش راضیه نماد یک زن با اعتقاد کامل به تمامی زوایای دین می شود. به نظرم اینجاست که دیگر نمادها به بیننده القا شده است.
یکبار در منزل نادر دیش ماهواره را نشان می دهد. در منزل مادر سیمین نصاب ماهواره مشغول تنطیمات است که میگوید بعضی کانال ها را نمی گیرد مادر سیمین با این مضمون به او می گوید: هر چیشو که میگیره خوبه بزار باشه! شاید مفهومش نشان دادن تشنه بودن مردم به غربی ها باشد!
نادر در دادگاه رسیدگی به شکایت هل دادن راضیه و سقط جنین او گفت: چادر این خانم نگذاشت من بفهمم او باردار است وگرنه هلش نمیدادم.بیننده در اینجا احساس می کند که چادر برخی اوقات دردسر ساز است و جلوی حقیقت زن را میگیرد و همهمشکل از چادر به وجود آمده.
راضیه متشرع و قسم خور را بعد از مدتی می بینیم، دروغگو و کلاش از آب در می آید. اگر چه کارگردان بعداً او را تبرئه خواهد کرد ،اما اعتماد بیننده به این تیپ انسان دیگر از دست رفته است.
در آخر فیلم هم می بینیم که همه دروغ گفتند غیر از سیمین(لیلا حاتمی)، و بیننده از اثبات استقرایی احساس می کند که حرف او درباره تباه شدن آینده دخترش در ایران درست است!

البته من منکر این حرف ها نمیشم ولی از این حرف ها نمیشه نتیجه گرفت که فیلم ضد مذهب بوده یا در تایید مذهب. به چند دلیل

اولا_ که همه ی این ها تا حدی دید بکسری از افراد خاص نسبت به فیلم بوده نه همه. مثلا خود من بعد از اینکه فیلم رو دیدم این برداشت رو کردم که دروغگو ترین فرد سیمین بوده. و تمام این اتفاقات منجمله سقت شدن اون بچه تقصیر سیمین بوده. چراکه اگه اون اول به دروغ به شوهرش نمیگفت که میخوام شما رو ترک کنم برم خارج هیچکدوم این اتفاق ها نمی افتاد ( کاری ندارم که آخر فیلم تصمیمش جدی شد یا نه ولی مشخص بود که در ابتدای فیلم فقط قصدش این بود که از زبون شوهرش بکشه بیرون که نرو، بمون که ما به تو احتیاج داریم و البته این رو به دخترش هم گفته بود. و دخترش هم چون به باباش نگفت که مادرش داره خالی میبنده دومین دروغ رو گفت).
ثانیا_فیلم وقتی ضد مذهب میشه که برداشت اکثریت مردم همین باشه. درصورتی که من که نظرات مردم کشورهای مختلف رو در IMDB میخوندم یادم نمیاد هیچکدوم همچین برداشتی کرده بوده باشن. حتی در مملکت خودمون افرادی رو میشناسم که با یک دید منفی که از قبل براشون شکل گرفته بود این فیلم رو دیدن (فکر میکردن ضد مذهبه) ولی بعد از دیدن فیلم نتنها هیچ نتیجه ی منفی ای نتونستن بگیرن بلکه نظرشون نسبت به فیلم عوض شد.

ثالثا) گاهی وقتا برای اینکه نظر مردم رو نسبت به چیزی عوض کرد لازمه که آروم آروم و مرحله به مرحله این کار رو کرد. شما اگه فیلم های ضد مذهبی مثل فیلم "بدون دخملم هرکز" رو دیده باشی متوجه میشی که در مقایسه با اون این فیلم حتی میتونه به نفع مذهب بوده باشه.
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :