درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

5 موضوعي كه قبل از نوشتن فيلمنامه لازم است بدانيم
زمان کنونی: 18-9-1395، 03:47 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: mehrbod
پاسخ 6
بازدید 4132

امتیاز موضوع:
  • 39 رأی - میانگین امتیازات: 2.54
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
5 موضوعي كه قبل از نوشتن فيلمنامه لازم است بدانيم
#1
منبع: scriptxray.com

تاكنون فيلنامه هاي سطحي زيادي را از نويسندگان مشتاق خوانده ام كه كاملاً‌مشخص است خيلي سريع و با عجله شروع به نوشتن كارشان نموده اند و خب البته تجربه بي ارزشي هم براي خودشان نبوده است.
در همين رابطه مي خواهم يكسري موضوعات بسيارمهمي را كه شما مي بايست قبل از وارد شدن به فرايند نويسندگي مد نظر قرار دهيد، بيان نمايم.
با اينكه روش نوشتن افراد با يكديگر متفاوت است، اما فكر نمي كنم دليل موجهي براي وارد شدن سريع به فرايند نوشتن يك سناريو وجود داشته باشد. رابرت مكي كي در كتابش "داستان" اشاره كرده است كه روشي آماتوري براي نوشتن فيلنامه وجود دارد به اين شكل كه به محض دريافت يك ايده، سريع آن را در قالب فرمت يك فيلنامه در مي آوريد، در صورتيكه در روش حرفه اي آن، با دريافت يك ايده، قبل از هر گونه تبديل آن به يك سناريو، ابتدا ذهن خود را با طرح اوليه، كاركترها، دنياي پيرامونشان و خلاصه هر چيز ديگري كه در نوشتن اثر دخالت دارد، مي بايست درگير نماييد.

1. دنياي داستان را بشناسيد
اين مورد يكي از مهمترين وجوه نويسندگي علي الخصوص براي نويسندگان داستانهاي فانتزي و علمي-تخيلي مي باشد. به محض اينكه ايده اوليه به ذهنتان رسوخ پيدا كرد، مي بايست قبل ازهر چيزجهان مورد نظر در داستان را با هر چيزي كه مرتبط با آن است، بصورت مرتب در ذهنتان تصور نموده و نكته برداري نماييد. در اين مرحله از فرايند خلاقيت، شما به دفترچه يادداشت، فيشهاي نكته برداري، كارتهاي ايندكس 5*3 و خلاصه هر چيز ديگري كه به كمك آن بتوانيد ايده تان را ساختاربندي نماييد، نياز داريد. زمان اين كار، وابسته به شخص نويسنده، مي تواند تا سه چهارم زمان كل فرايند نويسندگي كه نوشتن فيلنامه را هم شامل مي شود، دربر بگيرد. نكات كوچك درباره شخصيتها، پيشينه ايشان، مضمون، چفت و بست كار، ردوبدل كردن مكالمات، عقبه جهان داستان و محيط آن و خلاصه هرچيزي كه شما مي توانيد درباره آن فكر نماييد، نه تنها در اين مرحله براي پرورش ايده تان بسيار مهم است، بلكه يك امتحان اساسي است درباره اينكه آيا واقعاً ايده اي كه بنظرتان رسيده است، قابليت تبديل شدن به يك فيلم را دارد ياخير. ايده رسيده به ذهن شما نيازمند انرژي است. اگر شما نتوانيد يك دسته كارت 5*3 را با يك توفان ذهني از نكاتي كه در ارتباط با ايده تان است، كامل نماييد، احتمالا ً‌اين ايده حرف زيادي براي تبديل شدن به فيلنامه كامل سينمايي را نخواهد داشت. اهميت اين مرحله بسيار حياتي است. اگر اهميتي به اين قسمت ندهيد، ريسك از دست دادن خوانندگان دنياي فيلمنامه تان و در نتيجه ريسك فيلم نشدن اثرتان را قبول نموده ايد. از بيشترين نكاتي كه توسط خوانندگان حرفه اي وتحليلگران فيلمنامه درباره سناريوهايي كه نظرشان را جلب نكرده است، مي توان اشاره كرد مواردي مانند "فقدان پرورش داستان" و"كاملاً قابل فهم نيست" مي باشد. در نتيجه مقدار زماني را كه واقعاً‌ صرف درك دنياي داستانتان قبل از وارد شدن به كار نوشتن خود فيلمنامه، مي نماييد بسيار براي زنده شدن اثرتان حتمي مي باشد.
چه زماني فكر مي كنيد كه باندازه كافي براي اثرتان، مطلب جمع آوري نموده ايد؟ وقتي به تمام وجوه داستانتان اشراف پيدا كرديد، قوانين دنياي داستانتان را مشخص نموديد، طراحي شخصيتهايتان را انجام داديد و پايه هاي داستانتان را مشخص كرديد، در اين زمان است كه مي توانيد كل داستان مد نظرتان را در يك جمله خلاصه نماييد.

2. مفروضات بنيادين طرحتان را بشناسيد
بعد از اينكه چندين دسته كارتهاي 5*3 را پر نموديد، يك مجموعه از دفترچه يادشتهاي حاوي مطالب پيرامون ايده تان، تحقيقاتتان و نظرات مختلف را تهيه كرديد، حالا ديگر احتمالاً‌ آماده هستيد تا كارتان را بر روي صفحات سفيد در انتظارتان آغاز نماييد. اما هنوز تعدادي كار ديگر باقي مانده است كه در اين خصوص انجام دهيد. زمانيكه در حال پر كردن يادداشتهايتان از ايده مورد نظرتان بوديد، قطعاً‌از ديدگاه خودتان مي دانستيد كه ايده داستان درباره چيست؟ به عنوان مثال بعد از كلي تصور و خيال پردازي و تحقيق درباره داستان و دنياي پرامون آن كه اعتقاد به آن دارم، بالاخره به درك روشني خواهم رسيد كه داستاني كه مي خواهم تعريف كنم درباره چيست، از زبان چه كسي است و چرا. اينجا مي توانم بگويم كه فرضيات اصلي داستان را بنا كرده ام. فرضياتي شامل چه كسي، چه ماجرايي، چرا بايد و چرا نبايد. چه كسي نشانگر نقش اصلي و شخصيت محوري يا قهرمان داستانتان، چه ماجرايي بيانگر داستان يا آنچه كه قرار است در داستان اتفاق بيافتد و طرح كلي آن. چرا بايد نشانگر هدف شخصيت محوري و چرا نبايد هم ضد قهرمان يا هدف او را مشخص مي كند. يك چنين فرضياتي كه اين موضوعات در آنها لحاظ شده باشد، مي بايست به چنين ساحتاري برسند:
پسر مهرباني با يك موجود فرا زميني كه از فضاي كهكشاني آمده است دوست مي شود و تلاش مي كند تا اين موجود را قبل از اينكه دانشمندان آن را براي انجام تحقيقات، بگيرند به خانه اش باز گرداند.
با وجود تمام اين راهنمايي ها، بايد احساس قوي نسبت به بنيادهاي داستانتان قبل از شروع به نوشتن داشته باشيد. شما نمي توانيد داستانتان را در هنگام خلق فيلنامه كشف نماييد. چراكه برخلاف نوشتن يك كتاب، در نوشتن يك فيلنامه، اوج توجه مي بايست به مقاطع و برشهاي خاص وعينيت بخشيدن به لحظه مد نظر باشد. به خاطر داشته باشيد كليد داشتن اساسي قوي در فيلمنامه، پرهيز از كلنجار رفتن با جزئيات خاص مي باشد. مثال بالا تقريباً‌ به همان گستردگي كه مي باشد، بيان گرديده است. به عبارت ديگر آيا در اين مقطع لازم است كه بدانيم "پسر" قرار گرفته در داستان ما چه كسي است؟

3. قهرمان داستان را بشناسيد
اكنون كه به حس بسيار خوبي درباره كليت و بنيان داستان رسيده ايد، زمان آن رسيده است كه به شناسايي و تعريف شخصيت اصلي دست بزنيد. بعد از تمام اينها، بنيان داستان مي تواند و احتمالاً‌ بايد باندازه كافي گسترش پيدا كرده باشد و زمان كنكاشي ديگر فرارسيده است. با نگاهي به يادداشتهايتان درباره جهان داستان كه تهيه كرده ايد، اكنون بايد دنياي شخصيت محور داستانتان را بمنظور خلق شخصيتي قوي، كاوش نماييد. اين باعث خواهد شد شما فصل تازه اي از عقايد را درباره پسر، پيشينه اش، روابط خانوادگيش و ساير مشخصه هاي ساختاري مرتبط با شخصيت او بدست آوريد. در اينجاست كه نويسندگان، علاقه مند به نوشتن زندگينامه ها و ساير تحقيقات مرتبط با زندگي قهرمانشان مي شوند. يكي از تكنيكهاي مرتبط با اين مرحله كه من عميقاً به آن معتقدم، مصاحبه مي باشد. اولين راه براي اين منظور يك مصاحبه ساده و رسمي از خودتان مي باشد.
كجا متولد شده ايد؟مادر شما چگونه است؟در دوران كودكي دوست نزديك داشته ايد؟ و سپس همانطور كه جوابها تراوش مي كنند، شروع به نوشتنشان نماييد. "من در Lake Arrowhead در ايالت كاليفرنيا بدنيا آمدم. شهري كوچك كه به Blue Jay معروف است. مادر من در وهله اول يك هنرمند و بعد از اون يك حسابدار است. نقاشي مي كند،‌مجسمه سازي مي كند، مي نويسد و خلاصه در هر چيزي كم و بيش دست داشته است. در دوران كودكيم دو دوست خوب داشتم كه هم اكنون هم آنها را دارم. وقتي در پايان دوران دبيرستان بودم، نقل مكان كردند اما گروهمان هنور هم قويتر از گذشته باقي مانده است."
سپس يك قدم جلوتر رفته و سعي كنيد شخصيت محوري يا مصاحبه شونده تان را تحت فشار قرار دهيد. "ببخشيد، من نمي دونستم مادرتون هنوز در قيد حيات هستند. ايشون كار هنري ديگه اي انجام نداده اند، درسته؟"
اين كار مانند تحقيقي روانكاوانه از دو سوي يك آينه مي باشد. هرچه با سوالات، بيشتر شخصيتتان را تحت فشار قرار دهيد، درباره او بيشتر هم خواهيد آموخت. زمانيكه به انتهاي كار رسيديد جايتان را عوض نماييد و اجازه دهيد شخصيت با شما به عنوان نويسنده مصاحبه نمايد." چرا اين داستان براي شما مهم است؟ چه چيز باعث ميشه من از همكاري با ساير فيلمنامه نويسان مشتاقي كه اين نكات را مي خوانند، دست بكشم؟ چه چيز باعث شده كه فكر كنيد مي تونيد شرح يك زندگي رو روي يك كاغذ بياريد؟" اين موضوع شايد باندازه كافي از وجوه شخصيت داستان شما رو مشخص نكند . . . اما حداقل اش اين است كه باعث مي شود شما كمي به شخصيت دورني خودتان چنگ بزنيد. نكته اش در اين است كه شما حداقل به شكلي مختصر كنكاشي در شخصيت خودتان خواهيد نمود و مجبور نخواهيد بود وقتتان را در طول نوشتن يك فيلنامه 110 صفحه اي صرف اين كار نماييد. از جمله ايرادات ديگر تحليلگران فيلمنامه مربوط به پيچش و لايه هاي دروني يك شخصيت مي باشد. وقت خود را صرف شناخت بيشتر قهرمانتان نماييد و در اينصورت مي توانيد مطمئن باشيد كه نظراتي مثل "ناپختگي شخصيتها" و "شخصيت داستان يك عروسك است (تا يك انسان صاحب اراده)" را از اثرتان دور خواهيد كرد.

4. ضد قهرمان را بشناسيد
داشتن يك شخصيت محوري بدون داشتن ضد قهرمان ممكن نيست. بيشتر مواقع سناريونويسان مشتاق در دام قهرمان داستانشان مي افتند و تمام وقت و انرژيشان را صرف خلق اين شخصيت مي نمايند و وارد داستان مي شوند اما هيچ گونه تضاد و برخوردي برايش پيش بيني نمي كنند. سيد فيلد خيلي خوب اين موضوع را تشريح كرده است:"بدون تقابل، شما درامي نخواهيد داشت و بدون داشتن درام به فيلنامه اي دست نخواهيد يافت." تا زمانيكه ضد قهرمان شما به همان شرارت نقش "دارث وادر" (Darth Vader) در فيلم جنگ ستارگان جورج لوكاس نباشد، در اينصورت همچنان مي بايست به دنبال خصمي باشيد كه بدنبال نرسيدن قهرمان شما به هدفش باشد. اينكه ضد قهرمان شما تنها شخصي باشد كه بخواهد به قهرمان شما برسد، كافي نيست. او نيز همانند قهرمان نيازمند انرژي بسيار، شوق و حرارت بسيار و داشتن آرزو براي رسيدن به اهدافش، دقيقاً همانند قهرمان قصه مي باشد. بعلاوه همچنانكه قهرمان شما لازم است كه قوي و پر از آتش رسيدن باشد، ضد قهرمان شما مي بايست قويتر و حتي پرانگيزه تر باشد. خلاصه اينكه هر داستاني مي بايست در ظاهر ماجرايي دردآور براي قهرمانتان باشد و با چالشي پايان ناپذير روبرو گردد: ضد قهرمان. فيلم David and Goliath(1960) را ببينيد.
تصورش را بكنيد كه اگر جورج لوكاس در طراحي شخصيت ضد قهرمان، كوتاهي مي كرد، فيلم جنگ ستارگان چه از آب در مي آمد. لوك بدون هدف در دنياي قصه شناور بود. و شايد هرزگاهي داخل دردسرهاي فيلم مي افتاد. اما قطعاً‌هيچ گونه تقابلي با دشمنان مستقيم يا غير مستقيم قصه برايش پيش نمي آمد. اين مورد از جمله ايرادات شايعي است كه در هنگامي كه خواندن يك فيلنامه به من واگذار مي شود، با آن روبرو هستم. فيلمهاي دزدان دريايي كارائيب را ببينيد. در هر قسمت يك ضد قهرمان قوي براي مقابله با ويليام، جك و اليزابت وجود دارد. دليلش هم اين است كه Ted Elliott و Terry Rossio نويسندگان فيلمنامه كاملاً به اين موضوع واقفند كه براي داشتن داستاني كه ارزش تعريف كردن داشته باشد، مي بايست دو شخصيت محوري قوي وجود داشته باشد: قهرمان و ضد قهرمان. تمرين مصاحبه را بخاطر بياوريد; وقتي كه در حال عصباني كردن قهرمان هستيد، صحبتهايي كه خود شما در مواجهه با سوالات بيان مي كنيد احتمالاً همان صداي ضد قهرمان شما مي باشد. در فيلم "اي تي"، اليوت نه تنها مي بايست وجود اي تي را از همه مخفي نگه دارد، بلكه مي بايست كمك نمايد كه قبل از رسيدن دست دانشمندان، اي تي به خانه اش برسد. . . موضوعي مرتبط با زمان. كه اليوت نيز آن را مي داند. شما مي بايست به اين ضد قهرمان مستطر در داستان نيز توجه داشته باشيد كه تا آخرين لحظه ملاقات طرفين، در جريان مي باشد.
نهايتاً اينكه مراقب باشيد كه در دام نوشتن قصه اي هم قرار نگيريد كه ضد قهرمان آن موجود افسانه اي و فناناپذير باشد. اگر مطمئن نيستيد كه از كجا شروع كنيد، كافيست به دارث وادر در فيلم جنگ ستارگان، نگاهي بياندازيد. كاركتر وي تجسم كامل قدرت تاريكي در مضمون مي باشد.
5. مضمون داستان را بشناسيد
فيلم جنگ ستارگان نه تنها نمونه خوبي براي نشان دادن اينكه چطور مي توان شخصيتها را تعريف نمود، است بلكه نمونه خوبي است كه نشان مي دهد چه زماني مضمون را تعريف نماييم. همانطور كه خاطر نشان كرديم، كاركترها مي بايست تجسم بخش طرفهاي حاضر در مضمون ما باشند. مثبت و منفي. براي توضيحات دقيقتر به كتاب "داستان"رابرت مك كي مراجعه نماييد. اما حالا ببينيم مضمون دقيقاً چه مي باشد: بهترين تعريفي كه من براي مضمون تاكنون شنيده ام، از طرف Ted Elliott و Terry Rossio در وب سايت *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید* مي باشد. اساساً در نظر ايشان، مضمون آن چيزي كه شما در داستان تزريق مي نماييد نيست بلكه مضمون چشمه جوشاني در داستان ماست كه همه چيز از آن سرچشمه مي گيرد.(حتماً‌به اين وب سايت سري بزنيد. يكي از بهترين منابع براي فيلمنامه نويسان مشتاق مي باشد كه از طرف 2 تن از بهترين فيلمنامه نويسان حال حاضر هاليوود ارايه مي گردد) به منظور كشف و طراحي يك مضمون قوي، لازم است كه دقيقاً مشخص نماييد داستان شما درباره چيست و چرا. لازم است كه كاملاً‌ مشخص و معلوم كنيد كه چه تغييراتي قرار است بر سر شخصيتهاي شما وارد شود. به عنوان مثال مضمون فيلم اي تي را به اين شكل مي توان جمع بندي نمود:
تنهايي به رفاقت ختم مي گردد

در هنگام طراحي مضمون و يا ارزشهاي مضموني داستان توجه داشته باشيد كه تا حد امكان مي بايست ساده طرح گردد. اصلاً سعي كنيد در حد يك كلمه باشد. اين كار باعث تعريف شدن مضمون و نهايتاً ‌مفاهيم انتقالي از آن خواهد شد. مثلا ً‌در مورد فيلم اي تي، اليوت بخاطر طلاق والدينش تنهاست و زماني كه با موجودي فرا زميني روبرو مي گردد، اشتياقش براي محبت فوران مي كند و علاقه منديش به دوستي، او را به روابط محبت آميز با اي تي مي كشاند. اينكه گفته مي شود مفاهيم مضمون در پرده اول مشخص مي شود ايراد دارد. مضمون در كل فيلنامه به مخاطب منتقل مي گردد. مثلاً‌ببينيد كه وجه منفي مضمون شما يعني "تنهايي" در پرده اول وجود دارد، "به سمت" در پرده دوم و "رابطه دوستانه" در پرده سوم فيلم اي تي نمود پيدامي كند. اين رابطه دوستانه زماني به شكل سرشار شكوفا مي شود كه اليوت بصورت عيني اي تي را از مرگي كه در انتظارش است عاشقانه باز گرداند. گفته شده مضمون نبايد هميشه از منفي به مثبت باشد مگر اينكه اسپيلبرگ و يا يكي از آن افراد معروفي باشيد كه داستانهاي متعالي خيالي تعريف مي نمايند. در اغلب موارد مضمون از ديدگاهي مثبت به منفي منتقل مي گردد و به همين خاطر ديدگاهي خلاقانه و شگفتي بخش به موضوعات مختلف مي بخشد.

در خاتمه: در هنگام طرح مضمون، آن را به عنوان يك لغت محض و منحصر مانند عشق و يا دوستي در نظر نگيريد بلكه به دنبال توصيف يك تغيير باشيد. همين امر بصورت خودكار شما را به سمت تعريف داستاني كه در آن تغيير روي مي دهد، هدايت مي نمايد كه بنظر من بهترين است. چه كسي است كه مشتاق ديدن فردي باشد كه در طول داستان تغييري نمي كند؟ تصور كنيد اگر اليوت آن موجود فرا زميني را نمي ديد و به او علاقه مند نمي شد؟ همچنان نگران طلاق والدينش بود و اين دقيقاً چيزي است كه من آن را يك فيلمنامه ثابت و بي رمق مي نامم.

پس همانطور كه ما از ذهنتان خارج مي شويم و شما وارد دنيايي از كشف و خلاقيت مي شويد، بخاطر داشته باشيد كه با دانستن اين 5 موضوع قبل از اينكه حتي كليدي را روي صفحه كليد فشار بدهيد و يا حرفي را روي كاغذ بنويسيد، باعث خواهد شد كه از افتادن در دام يك فيلنامه ناپخته و احتمالاً چندين بار ويرايش ناخواسته داستانتان، جلوگيري گردد.

• دنياي داستان
كاوش نماييد، كشفش كنيد، اجازه دهيد كه رشد نمايد. خيلي بيشتر از آنچه كه بر روي كاغذ مي آوريد، مي بايست درباره آن بدانيد.
• اصول اوليه داستان
اينكه چه كسي، چه ماجرايي، به چه دليل بايد و چرا نبايد. همه را تعريف كنيد
• شخصيت اصلي
هر چه بيشتربه درون شخصيتتان وارد شويد. كوشش كنيد شخصيتي خلق كنيد كه كاملاً قابل درك باشد و بدون شك در حال زندگي باشد.
• ضد قهرمان
اين شخصيت را هم كاملاً بشكافيد. به همان اندازه كه براي شخصيت اصلي ارزش قايل هستيد، ضد قهرمان را هم ارزشمند بدانيد.
• مضمون
بصورت مشخص و واضح ارزشهاي مضموني داستان را مشخص نماييد و تغيير نگرش مثبت به منفي و بالعكس را مد نظر قرار دهيد.

اكنون شروع كنيد و رو به جلو حركت نماييد. از كاوش در دنياي داستانتان، ملاقات با كاركترهايتان و كشف آنچه كه داستانتان درباره آن است، ‌لذت ببريد.
نهايتاً ‌اينكه دو راه براي نوشتن يك فيلمنامه وجود دارد. راه آماتوري و راه حرفه اي. اينكه كدام راه را انتخاب مي كنيد بستگي به شما دارد، اما همين به معني اختلاف ميان تعداد بانگري و ويرايش نسخه هاي آن مي باشد.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#2
سپاس از مقاله‌‌ي جالب شما.
مانسلی هستیم كه بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم...تایپ كردیم
پاسخ
#3
سلام به جناب آدمین ازتون یک سوال داشتم که وقتی ایدهخوب خودمون فیلم نامه نوشتیم باید چه کنیم چه کسی قابل اعتماده باز نویسی کنه و اشکالاتشو بگه دوم اینکه کجا باید بفرستم ممنون میشم کمکم کنید


دلــگیـــر مباش . دلت که گیـر باشد ، رهـــــا نمی شوی ! خـداونـد ،

بنده گــان ِ خود را ، با آنچه به آن « دل » بســته اند می آزمــاید
22
پاسخ
آگهی
#4
نمی‌دونم. شاید سوال مسخره‌ا باشه. ولی یکی از بزرگ‌ترین مشکلات من موقع نوشتن هر داستانی، اینه که اصلاً نمی‌تونم برای شخصیت‌ها، اسم انتخاب کنم!
نمی‌دونم باید چی‌کار کنم. چون به نظر من، اسمِ شخصیت‌ها هم مثل تمامِ کنش‌های ریز و درشتِ توی فیلمنامه، مهمه و نمیشه گفت «اسم، اسمه دیگه» یا اینکه «این‌همه اسم. یکیو انتخاب کن دیگه.»
به نظرم نمیشه همینجوری برای شخصیت‌ها اسم گذاشت. اسم با شخصیت باید بخونه. همونجور که ممکنه به من مثاً اسم حسن نخوره، درصورتی که مثلاً اسم سائو سائو(که یه اسمِ چینه و احتمالاً کارتونشو باید دیده باشید) بهم می‌خوره و همه منو سائو سائو صدا می‌کنن!
حالا من نمی‌دونم برای شخصیت‌ها، چجوری اسم انتخاب کنم که هم بهشون بخوره، و هم اینکه از اسم‌های کلیشه‌ایِ سن و حسین و علی، فاطمه، زهرا، سارا نباشه.
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
پاسخ
#5
(3-10-1391، 06:17 عصر)pouyanm نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*نمی‌دونم. شاید سوال مسخره‌ا باشه. ولی یکی از بزرگ‌ترین مشکلات من موقع نوشتن هر داستانی، اینه که اصلاً نمی‌تونم برای شخصیت‌ها، اسم انتخاب کنم!
نمی‌دونم باید چی‌کار کنم. چون به نظر من، اسمِ شخصیت‌ها هم مثل تمامِ کنش‌های ریز و درشتِ توی فیلمنامه، مهمه و نمیشه گفت «اسم، اسمه دیگه» یا اینکه «این‌همه اسم. یکیو انتخاب کن دیگه.»
به نظرم نمیشه همینجوری برای شخصیت‌ها اسم گذاشت. اسم با شخصیت باید بخونه. همونجور که ممکنه به من مثاً اسم حسن نخوره، درصورتی که مثلاً اسم سائو سائو(که یه اسمِ چینه و احتمالاً کارتونشو باید دیده باشید) بهم می‌خوره و همه منو سائو سائو صدا می‌کنن!
حالا من نمی‌دونم برای شخصیت‌ها، چجوری اسم انتخاب کنم که هم بهشون بخوره، و هم اینکه از اسم‌های کلیشه‌ایِ سن و حسین و علی، فاطمه، زهرا، سارا نباشه.

این یه نظر شخصیه:
اتفاقا اصلا هم سئوال مسخره ای نیست. منم با شما صد در صد موافقم که اسم شخصیت به اندازه خودش مهمه. برای انتخاب اسم در وهله اول، شخصیتم رو مثل بچم می بینم و به عنوان مادر بچه، خیلی مهمه که اسم زیبا و با مصمایی روش بذارم . در مرحله دوم، من به عنوان نویسنده اثر یه قدم از مادر جلوترم، یعنی من می دونم شخصیتم قراره چه جور آدمی باشه و چه اخلاقی داره، چطوری رفتار می کنه و خلاصه... بنابراین در انتخاب اسم می تونم به این نکته هم توجه کنم. مثلا در فیلمنامه آخری که نوشتم، یکی از شخصیت هام مردیه که زندگی یه خانواده رو نابود می کنه و برای همین اسمش رو «بهمن» گذاشتم چون برداشتم این بود که این آدم مثل بهمن روی زندگی این خانواده آوار شده. همینطور برای بقیه شخصیت هام. از کتاب های نام گذاری استفاده کن. یا راحت تر از اون. نام های زیبای ایرانی رو از سایت های مناسب دانلود کن که معنی هم داشته باشن. بعد با توجه به شخصیتی که در نظر داری و معانی اسم ها، اسم مناسب رو انتخاب کن...
امیدوارم صحبت های من بتونه کمکی کوچک به شما دوست عزیز بکنه.
سلامت و موفق باشید.
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#6
منم خیلی وقتها به این مشکل برمی خورم،
اینجوری حلش میکنم: اول یک اسم همینجوری و موقتی براش می گذارم، بعد که باهاش ارتباط برقرار کردم و فهمیدم چه جور آدمیه، اسم واقعیش رو هم می فهمم!
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شنل قرمزی- نوشتن شخصیتهای بهتر به کمک افسانه های کهن G.Manager 2 416 8-12-1394، 04:05 صبح
آخرین ارسال: moji.30nama
  نكاتي براي فيلمنامه نويسان G.Manager 8 7,573 26-8-1394، 01:36 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  کی و چه وقت شروع به نوشتن یک فیلمنامه کنیم? G.Manager 4 2,832 21-8-1393، 11:51 صبح
آخرین ارسال: bahrami rad
  پنج نقطه عطف كليدي در فيلمنامه هاي موفق Mohammad Ali 0 823 7-6-1393، 11:17 عصر
آخرین ارسال: Mohammad Ali
  عناصر تشكيل دهنده قالب فيلمنامه G.Manager 13 8,773 29-5-1393، 12:49 صبح
آخرین ارسال: poom

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :