درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

5 منبع الهام بخش براي فيلمنامه نويسان سرگردان
زمان کنونی: 18-9-1395، 03:48 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 1
بازدید 1350

امتیاز موضوع:
  • 20 رأی - میانگین امتیازات: 3.65
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
5 منبع الهام بخش براي فيلمنامه نويسان سرگردان
#1
توضيح: بسيار اتفاق افتاده است كه شما ايده اي خوبي براي نوشتن يك فيلمنامه پيدا كرده ايد و كارتان را هم شروع نموده ايد اما پس از مدتي متوجه مي شويد كه ديگر براي ادامه راه چيزي به ذهنتان خطور نمي كند. اين مقاله كمك مي كند تا موتور ذهنتان را مجدد به كار واداريد.

منبع: scriptxray.com

از اولين چالشهايي كه به نظر مي رسد فيلمنامه نويسان در هنگام شروع كارشان با آن روبرو هستند، اين است كه واقعاً‌ يك فيلمنامه بنويسند. يك دليلش مي تواند عدم توانايي در تقسيم بندي روشن ايده به بخشهايي باشد كه بر اساس آنها فيلمنامه اي كه قرار است پرده سينما را جان ببخشد، نوشته شود. اين موضوع هم شايد به اين دليل باشد كه ايده آنقدر در ذهنشان باقي مي ماند كه ترشيده شده(!) و ديگر بفكر بر روي كاغذ آوردنش نباشند. شايد هم به اين دليل باشد كه يك نرم افزار فيلمنامه نويسي در اختيارشان نباشد. دست آخر اينكه خيلي ساده مي توان گفت: داستان به شما الهام نمي شود.

خوشبختانه 5 راه بسيارساده براي غلبه بر اين مشكل و شروع نوشتن وجود دارد.
اول از همه اينكه، اگر نمي توانيد ايده خود را بصورت روشن تقسيم بندي كرده و پرورش دهيد، به سراغ پروژه جديدي برويد. تا ابد همنشين يك داستان شدن، هيچ جذابيتي ندارد . . . كه جداي از شباهتهايي هم كه با هم دارند، سناريونويسي ازدواج نيست. اينكه اجازه دهيد داستاني در تصورتان پرورش پيدا كند، قطعاً مهم است اما همين، اولين بهانه فيلنامه نويسان (براي ننوشتن)نيز مي باشد. من خودم هم تجربه اش كردم. نهايتاً‌ اينكه درباره كاغذ و قلم چيزي شنيده ايد؟(بر روي كاغذ بياوريدش) صادقانه بگويم، هيچ گونه عذر واقعي براي ننوشتن وجود ندارد. تنها يك دليل نامطلوب وجود دارد كه مي گويد چرا نويسندگان فيلمنامه نمي نويسند كه البته نه تنها به خودي خود دليلي نيست بلكه بيشتر به يك راز شبيه مي باشد: فقدان الهام. چه اينكه درحال طراحي كلي فيملنامه باشيد، يا درحال كلنجار رفتن با صفحه اول آن و يا در حال بازنويسيش باشيد، فقدان الهامات لازم براي سناريو، در زماني كه كمترين توجه را به آن داريد، مي تواند ضربه بزرگي به شما وارد نمايد. شايد هنگامي كه در حال قدم زدن هستيد، كتابهاي فيلمنامه نويسي مي خوانيد، يا غرق در روياهايتان هستيد، به شما كمك شود اما گزينه هاي ديگري هم براي كساني كه مي خواهند اين مشكل را سريع حل كنند، وجود دارد. چرا تمام روز را در حال چرت زدن هستيد و منتظريد كه الهه داستانگويي به دادتان برسد. شخصاً اعتقادي ندارم كه اين موضوع مشكلي مرتبط با كار نويسندگي باشد بلكه مشكلي رواني است كه خود نويسندگان بزرگش مي كنند. شما يك نويسنده هستيد. براي نويسندگي هم كه شده بنويسيد.

با توجه به اينكه پروژه ها با يكدگر فرق مي كنند، مهم است در نظر داشته باشيد نكاتي كه در ادامه خواهد آمد، تنها خطوطي براي راهنمايي هستند. هر نويسنده اي سبك مخصوص به خودش را دارد. به همين خاطر خيلي خوب خواهد بود كه به شكلي ساده از آنها استفاده كنيد و ساده ترين راه استفاده از همين 5 نكته جهت شكل دهي به داستانتان مي باشد. براي اينكه داستانتان الهام بخش شما براي ادامه كار باشد، براي هر يك از اين موضوعات، حداقل يك صفحه براي توضيح هر كدام بنويسيد.

1-چه كسي
داستان شما درباره چه كسي است؟ اگر تاكنون اين موضوع را بصورت صريح مشخص نكرده ايد،‌ . . . الان ديگر زماني است كه بايد اين كار را انجام دهيد. "چه كسي" در واقع پنجره اي است كه مخاطب شما از پنجره نگاه او، ‌وارد داستان مي شود. به عنوان مثال در فيلم "دزدان دريايي كارائيب"، Elizabeth Swam كاراكتر اصلي داستان مي باشد. و فيلمنامه نويسان اين فيلم حالا ديگر افراد معروفي هستند كه مي دانند چطور يك داستان پيچيده را تعريف نمايند، پس بطور طبيعي تصميم مي گيرند براي ورود تماشاگر به دنياي داستان از جانب Elizabeth Swam اقدام نمايند. ضمن اينكه براي ارايه شخصيت ضد قهرمان نيز بر روي William Turner تمركز مي نمايند. چرا؟ چرا كه داستان و قانون مندي آن به اين دو شخص وابسته مي باشد.
خب به عقب برگرديم و ساده به ماجرا نگاه كنيم. قهرمان داستان شما چه كسي مي باشد؟ آيا شخصيت محوري داستان هم مي باشد؟ ضد قهرمان كيست؟ اين افراد به همان اندازه قهرمان داستان، اگر بيشتر نباشد، داراي اهميت مي باشند و در واقع شكل دهنده اصلي تقابلات قهرمان هم هستند.

2-چه ماجرايي
داستان شما درباره چه مي باشد؟ شخصيت شما در منحني حركتش از پرده اول تا سوم درگير چه ماجرايي مي شود. در همين مرحله است كه كارتهاي ايندكس و طوفانهاي مغزي به كارتان مي آيد. اما فعلاً براي حالا، فقط اصل ماجرا را بر روي كاغذ بياوريد. به قدرت خيال پردازيتان اجازه دهيد كه بر روي كاغذ جست و خيز كند و از صحنه اي به صحنه ديگر و از كاركتري به كاركتر ديگر، شما را به سمت داستاني كه مي خواهيد تعريف كنيد،‌هدايت نمايد. بايد بدانيم 2 قسمت براي انگيزش شما وجود خواهد داشت: مضموني(چرايي) و بصري. ماداميكه دلايل مضموني براي درك، نياز به زمان داشته باشند، دلايل بصري در تمام طول روز مدام در ذهن شما در حال جولان دادن هستند. كاملاً‌ مشخص كنيد كه داستان شما در سطح بصري و مضموني، درباره چيست؟ و آنگاه مي توانيد بينشي عميق درباره نقاط انگيزشيتان بدست آوريد.

3-چه زماني
قصه چه زماني اتفاق مي افتد. اگر لازم است زمان را برايش تعريف نماييد. شايد اين موضوع براي خود داستان اهميتي نداشته باشد، اما شما لازم است كه به اين موضوع بپردازيد. شما مولف كار هستيد و لازم است كه به همه چيز احاطه داشته باشيد. به عنوان قسمتي از كارتان، "چه زماني" اطلاعات با ارزشي از آنچه كه قرار است بر پرده به نمايش دربيايد را به ما مي دهد. اگر قصه مربوط به يك برهه خاص مي شود، لازم است كه تحقيقات مفصلي درباره آن انجام دهيد. مثلا خانه ها در آن زمان به چه شكلي بودند؟ مردم چگونه لباس مي پوشيدند؟ در آن زمان چه اتفاقاتي در دنيا در حال رخ دادن بوده است؟ و الي آخر.
ساختار بندي داستان، تنها موضوعات مرتبط با لوكيشن را در بر نمي گيرد. تاريخ و زمان داستان هم از مهمترين موارد در سناريو نويسي هستند كه غفلت از آنها ضربات پرقدرتي را مي تواند بر قصه وارد نمايد. پس وجوه داستانتان را با مشخص كردن موقعيتهاي زماني آن، افزايش دهيد. به عنوان مثال اگر زمان شما آينده است، مي بايست مشخص نماييد كه چه زمانيست و اصولاً دليل انتخابتان چيست؟ اين موضوع معمول ترين نكته اي است كه در داستانهاي علمي-تخيلي به آن توجه مي شود. چرا داستان شما قرار است در سال 2134 اتفاق بيافتد؟ چرا در 2043 نباشد؟ چرا در 5043 نباشد؟ توجه كنيد كه بدون دليل عددي را بيان نكنيد و سپس داستانتان را هم بر آن اساس قرار ندهيد. كاملاً مشخص كنيد كه چرا اين اتفاق در سال 2134 در مقايسه با سالي ديگر اتفاق مي افتد. شايد شما بر اساس سير زماني كه براي خود در نظر گرفته ايد، اتفاقات موجود در جهان را براي ورود به قرن جديد در نظر داشته ايد و احساس كرده ايد كه واقعاً‌ براي رسيدن به داستان، اين فاصله زماني مي بايست طي مي شده است و يا از لحاظ فناوري نيز به همين شكل.

4-كجا
عامل ديگري كه در تنظيم داستان شما لازم است، مكاني داستان شما مي باشد و همچنين مشخص بودن دليل آن. چرا در شهر ايلينويز Illinois ؟ چرا در اورگان Oregon نباشد؟ چرا در بوليوي اتفاق بيافتد و در شيلي نباشد؟ چرا در سياره ايكس Planet Xباشد و در سياره زيركويل Zircoil نباشد؟(نكته: وقتي مي خواهيد داستاني علمي-تخيلي بنويسيد پيش زمينه هاي ذهنيتان را در باره اسامي كه با "ز" شروع مي شوند از بين ببريد و . . . اسم گذاري با حروف "X و Y" نشان ذكاوت شما نمي باشد!) شرح علت وجودي مكان مورد نظر مانند شرح رابطه اي است كه ضد قهرمان با قهرمان شما دارد. اين دو موضوع نكات بسياري از داستان شما را كه براحتي فراموش مي شوند، برايتان توضيح مي دهند. جزئيات را بطور كامل و شفاف شرح دهيد. اصلاً يك موقعيت تحقيقاتي گسترده در اين خصوص براي شما وجود خواهد داشت پس بايد كتابهاي راهنماي سفر، وب سايتها، وبلاگها و خلاصه هر چيزي كه متعلق به فضاي مكاني داستانتان مي شود را مطالعه نماييد. حتي اگر درباره سياره خيالي Zircoil باشد. اين موضوع مخصوصاً اگر درباره دنيايي خيالي كه خود شما در حال خلقش باشيد، مي بايست انجام گردد. اينجا جايي است كه واقعاً‌ نياز به مكاشفه و كنكاش دنياي داستانتان داريد.

5- چرا بايد
چرا مي خواهيد اين داستان را تعريف نماييد؟ مضمون مورد نظر شما دقيقاً در اينجا به كار مي آيد. يكي از راههاي توضيح كامل اين موضوع استفاده از تكنيك Lajos Egri (خالق كتاب بسيار معروف The Art of Dramatic Writing، 1888-1967) مي باشد كه توضيح مي دهد داستان رومئو و ژوليت واقعاً‌ درباره اين است كه چطور " عشق بي پايان حتي دربرابر مرگ مي ايستد". اين موضوع وجهي مشكل از داستان است كه حتي در آغاز، قطعاً مي بايست مشخص گردد. اگر شما نمي دانيد كه داستان را براي چه تعريف مي كنيد، پس مخاطب شما چطور بفهمد؟ كليد استفاده از تكنيك Lajos Egri آن است كه ابتدا، ميانه و پايان داستانتان را مشخص نماييد. به عنوان مثال در رومئو و ژوليت ممكن است كه بگوييد عشق بي پايان در پرده اول است، مقاومت و مبارزه طلبي در پرده دوم است و مرگ البته در پرده سوم خواهد بود. مثال ديگري كه مي تواند فرضيه Egri را كاملاً توضيح دهد، داستان شاه لير مي باشد:" اعتماد كوركورانه به نابودي ختم خواهد شود". اعتماد كوركورانه آن چيزي است كه مخاطب در پرده اول تجربه مي كند. نابودي در پرده سوم تجربه خواهد شد و انتظار به ختم چيزي است كه در پرده دوم منتظر تجربه آن هستيم. اين منحني است كه از نقطه نظر مضمون، از مثبت به منفي يا بالعكس سير خواهد نمود. آخرين مثال در اين زمينه را مي توان به " فقر ريشه جنايت است" اشاره نمود. به خاطر داشته باشيد كه اين مثالها پايه شروع داستان شما هستند و مي بايست توانايي بدوش كشيدن 110 تا 120 صفحه داستان شما را تا انتها داشته باشند. پس واضح مشخص كنيد كه چرا مي خواهيد داستانتان را تعريف نماييد. چه مضموني را مي خواهيد با مخاطبتان درميان بگذاريد. آيا مي خواهيد حركتي از مثبت به منفي داشته باشيد(تاريك) يا از منفي به مثبت(جريان معمول هاليوود در يك پايان خوش)؟

با كمك اين 5 موضوع شما بايد قادر باشيد داستانتان را با كشف و جستجوي حقايق جديد، به سمت كشف الهامات جديد باز نماييد. مادامي كه بعضي از فيلمنامه نويسيان اصرار به چرت بعداز ظهرشان دارند، شما مي توانيد از اين تكنيك نه تنها براي ايجاد دريچه هاي جديد داستانتان استفاده نماييد، بلكه مسيري منحصر به فرد براي الهام بخشيدن به قدرت خلاقيتتان ايجاد نماييد. اين موضوع شما را تشويق خواهد نمود كه براي الهامات جديد به كارتان باز گرديد و باعث خواهد شد كارتان رو به جلو جريان داشته باشد نه اينكه وقت خود را صرف فيلم ديدن، خواندن كتابهاي آموزش و يا چرت زدني كنيد كه كمك بسيار اندكي به ادامه كارتان خواهند نمود. فقدان الهام مشكل بسياري از فيلمنامه نويسان غير معروف مي باشد، به همين خاطر بسيار مهم است كه بفهميد اين موضوع تنها يك مشكل رواني است كه خودتان ايجاد مي نماييد. طبيعتاً‌ اين مشكل به قدري برايتان بزرگ مي شود كه نمي توانيد مرزي را بريش مشخص كنيد. پس براي رهايي ازآن، لازم است مسيرتان را پيدا نماييد مانند فرودو Frodo در فيلم ارباب حلقه ها!
ممكن است سرگرم كننده نباشد اما تنها راه است.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط roz ، amirjahani ، بیداری


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نكاتي براي فيلمنامه نويسان G.Manager 8 7,573 26-8-1394، 01:36 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  پنج نقطه عطف كليدي در فيلمنامه هاي موفق Mohammad Ali 0 823 7-6-1393، 11:17 عصر
آخرین ارسال: Mohammad Ali
  عناصر تشكيل دهنده قالب فيلمنامه G.Manager 13 8,773 29-5-1393، 12:49 صبح
آخرین ارسال: poom
  چند نكته درباره فيلمنامه نويسي G.Manager 4 1,852 4-7-1392، 04:21 صبح
آخرین ارسال: amirnasr
  9 راه غيرنوشتاري براي پيشرفت در فيلمنامه نويسي mehrbod 5 1,118 28-2-1392، 11:36 عصر
آخرین ارسال: mehrbod

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :