درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

چه زماني از ديالوگ استفاده كنيم و چه زماني خير؟
زمان کنونی: 14-9-1395، 09:30 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 1
بازدید 1158

امتیاز موضوع:
  • 25 رأی - میانگین امتیازات: 3.4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چه زماني از ديالوگ استفاده كنيم و چه زماني خير؟
#1
منبع:screenwritinggoldmine.com
Philip Gladwin
يك روز يكي از خوانندگان مقالاتم سوالي برايم فرستاد كه چطور متوجه مي شويد چه موضوعاتي مي بايست در مكالمات مطرح شود و چه موضوعاتي در توصيفات صحنه؟
سوال ظاهراً‌ ساده است اما جواب دادن به آن اصلاً راحت نيست!
در اين مورد خيلي فكر كردم و نهايتاً‌ به اين نتيجه رسيدم كه نمي توان قانون كلي در اين مورد بيان كرد. شخصاً اگر قرار بر انتخاب باشد، نوشتن مكالمات خوب و واقعي را در عوض نوشتن يك سري مكالمات بي خود و بي هدف ترجيح داده و خيلي برايم ارزشمندتر مي باشد.
اما خب اين موضوع فعلاً به درد شما نمي خورد.
مجدد با اين موضوع كلنجار رفتم تا اينكه بالاخره توانسنم يك سري موارد را دسته بندي نمايم. البته موضوعاتي كه مي خواهم مطرح كنم، خيلي خلاصه تر از آن هستند كه بخواهم به عنوان قانوني جامع ارايه نمايم و تنها مواردي هستند كه شخصاً در هنگام نوشتن ديالوگها، مد نظر قرار مي دهم.
مطمئن هستم نويسندگان مختلف روشهاي متفاوتي را هم استفاده مي كنند اما خب روش من به اين شكل مي باشد.

وقتي در حال نوشتن يك صحنه هستم، زمان زيادي را صرف ديدن تصاوير آن در ذهنم مي نمايم. از ابتدا و بارها و بارها اين كار را انجام مي دهم. در صحنه هايي كه كاركتر سعي مي كند به هدفي برسد،(اگر چيزي براي رسيدن نداشته باشد، فكر نمي كنم صحنه حرفي براي گفتن داشته باشد) كاملاً ‌مشخص است كه يا مي خواهد يك چيز خاصي را بدست آورد، يا اينكه احساس خاصي را در شخص ديگري ايجاد نمايد و يا اينكه كار مخصوصي را انجام دهد.
حال اگر وي نتواند بوسيله يك كنش فيزيكي هدفش را براورده نمايد، در اينجاست كه شروع به صحبت مي كند – و نه قبل از آن- و لازم است كه يك يا نهايتاً‌ دو خط ديالوگ براي وي آماده نماييم.
البته مي دانيم شخصيت ديگري هم در اين صحنه حاضر است كه دقيقاً‌ براي رسيدن به آن چيز در جهت مخالف قهرمان قدم بر مي دارد. به همين خاطر تلاش مي كنند كه بصورت كنش فيزيكي و يا بواسطه مكالمه جلوي قهرمان ما بايستند. حال اگر اين مقاومت بخواهد در جريان يك مكالمه صورت بگيرد، بده بستان گفتاري ما نيز آغاز مي شود. و البته قسمت مشكل كار نيز در هين جا خواهد بود كه مي بايست مكالمات را ظريف، هوشمندانه، پرقدرت، موجز و پرانرژي نماييم.
پس مهمترين نكته اي كه به شاخصهاي مكالمه نويسي من مربوط مي شود اين است كه دقيقاً اين بده بستان ‌مكالمات را به سمت خواستهاي كاركترهايم سوق دهم و البته خواستهايي كه واقعاً به درد داستانم مي خوردند. هميشه هرچيزي را كه فكر كنم در اين خصوص زايد است حتماً‌ حذف خواهم نمود. واقعاً ‌به همين راحتي- و شايد هم به همان سختي- كه مي تواند باشد.

واما چند نكته قابل توجه:
كاربرد ديالوگها در اثرتان خيلي مي تواند به اين موضوع كه آيا براي تلويزيون مي نويسيد و يا براي سينما، بستگي داشته باشد. در سريالهاي تلويزيوني بيشتر تمايل در اين است كه داستان بوسيله مكالمات فراوان تعريف بشود. فيلمها معمولاً ‌بشكل بصري كار مي شوند و استفاده از مكالمات در الزامات ثانويه آنها قرار مي گيرد. و البته طبيعي است كه اين دسته بندي بر اساس شرايط خاص تغيير نمايد، اما فكر مي كنم براي شروع كار اين ديدگاه بد نباشد.
در مرحله بعد، نوع ژانري كه داستانتان را درآن مي نويسيد مي تواند تاثير گذار باشد. به عنوان مثال يك كمدي عشقي لطيفه گوي شهري، قطعاً مكالمات بسيار بيشتري از آخرين قسمت فيلم"جان سخت" خواهد داشت كمااينكه لازم است اين مكالمات زيركانه و ظاهراً پيچيده نيزباشند. و حتي در سريالهاي تلويزيوني هم بعضي آثار لازم است كه بيشتر به دنبال شخصيت پردازيهاي قويتر باشند (تا صرفاً‌مكالمات فراوان). مثلاً قسمتي مشخص از سريال " Doctor Who" خيلي بيشتر از قسمتي از سريال " Battlestar Galactica" مي تواند مكالمه داشته باشد، يا قسمتي از سريال آمريكايي " Homicide: Life on The Street" از سريال انگليسي " The Bill" ديالوگهاي بيشتري خواهد داشت.
به هرحال طرفداران هريك از اين سريالها، انتظارات مخصوص به خودشان را درباره ذكاوت و شخصيت پردازي قهرمانشان دارند كه شما مي بايست مد نظر قرار دهيد. اين موضوع هميشه مد نظر من بوده است.

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

يكي از خوش شانسيهاي من نوشتن تعداد زيادي از قسمتهاي سريال " Doctor Who" مي باشد. در يكي از جلسات كاري كه با مسول اين پروژه يعني Russell T Davies داشتم، نكته جالبي را به من گوشزد نمود. در يكي از صحنه ها، راسل از رويه اي كه من در خصوص كار داشتم راضي نبود. به همين خاطر خيلي واضح و روشن به من گفت:" (با اينطور نوشتن تو)پيشرفتي در كار نخواهيم داشت. بايد قصه رو تعريف كني نه اينكه نشون بدي"
من كاملاً متعجب شده بودم. يكي از اساسي ترين اصول كار فيلمنامه نويسي اين است كه "نشان بده، نگو". هرگز و به هيچ عنوان موضوعي را كه مي توان با تصويرنشان داد، به كمك ديالوگ بيان نكنيد.
اما راسل دقيقاً متوجه شده بود كه من به چه چيز فكر مي كنم و به همين خاطر دوباره گقت:" منظورم روشن بود. بگو، نشون نده. در غير اينصورت مردم نمي فهمند. و بعلاوه دوست دارند كه كاركترها صحبت كنند."
نكته بسياربسيار جالبي بود. روشي كه راسل براي نوشتن داشت، خيلي بيشتر دنبال خلق مكالمات بود تا اينكه بخواهد داستان را با تصاوير پيش ببرد. او بشدت و به شكلي غير طبيعي علاقه مند بود تا شخصيتها در مراحل مختلف تا مي توانند بصورتي گسترده با يكدگر تقابلاتي شفاهي داشته باشند.
و البته اين روش برايش مناسب هم بود. خلق مجدد داستان " Doctor Who" در تلويزيون بريتانيا، يكي از موفقيتهاي چند سال اخير بوده است.
راسل واقعاً‌به همين مقدار مكالمات به شكلي ثابت و درخشان براي مجموعه نياز داشت و به همين خاطر من هم قبول كردم كه قواعد موجود شكسته شود. اما باز هم شخصاً اگر خودم بخواهم انتخاب كنم، ترجيح مي دهم تا حد امكان از ديالوگ كمتر استفاده نمايم تا داستاني قوي داشته باشم. خب اين روش من است! اينكه ديگران بگويند ديالوگهايت مختصر و مفيد است را دوست دارم.
به هرحال تهيه كننده هرچه از شما بيشتر تقدير و تشكر كند خب حتماً‌ بهتر است حال چه دنبال مكالماتي مختصرتر و موجزتر باشد يانه! نهايتاً اينكه تهيه كنندگان هم بصورت كلي مي دانند كه يك مكالمه بسيار مختصر و موجز كه بدرستي طرحريزي شده و در اختيار يك كارگردان و بازيگر خوب قرار گرفته باشد، خيلي بهتر مي تواند نسبت به مكالمات بلند و شل و وارفته در دست افراد كم تجربه جواب دهد.

با تمام اين توصيفات قطعاً ‌يك قانون فراگير وجود دارد:" از مكالمات ذهني " پرهيز نماييد.
اين يعني اينكه اصلاً و هرگز افكار كاركتر را بصورت ديالوگ مطرح نكنيد. در غير اينصورت، مكالمه اي مي نويسيد كاملاً‌ غير ماهرانه و غير حرفه اي كه تنها دم دستي بوده است.
مي دانيد منظورم كدامين فيلمها مي باشد؟ همين الان مي توانيم مثالهاي زيادي از كارهاي حال حاضر در انگلستان را نام ببريم. مثلاً در ‌سريالهايي كه كاركترها به شكلي كسالت بار شروع به بيان افكارشان به يكديگر مي كنند كه به لحاظ قصه گويي يك افتضاح تمام است.

گفتيم لازم است مكالمات مفيد و موجز در اختيار كاركترها قرار گيرد. نكته ديگري كه لازم است كاملاً ‌به آن توجه نماييم رابطه بين مكالماتي كه صرفاً بر روي كاغذ مي آوريد و معنايي كه بصورت مستطر در آن قرار مي دهيد، مي باشد. به عبارت ديگر آنچه كه كاركتر بصورت ظاهري بيان مي كند و آنچه كه واقعاً خواهان آن است. اين دو مي بايست كاملاً ‌جدا ازيكديگر باشند. اين رابطه مي بايست بصورت حساب شده طرحريزي گردد تا در لحظه مورد نظر، اثر واقعي را كه ما مي خواهيم، در داستان ايجاد نمايد.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
 سپاس شده توسط بیداری ، toba


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  چگونگی استفاده فلش بک ، فلش فوروارد و رویا Mohammad.R 2 354 26-4-1395، 07:52 عصر
آخرین ارسال: Mohammad.R
  چگونه روي سه عنصر ديد زني، تخيل و غريزه براي تقويت احساس تماشاگر تمركز كنيم؟ A-SO 0 669 2-5-1391، 01:17 عصر
آخرین ارسال: A-SO

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :