درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

زندگی نامه یک فیلمنامه نویس بدون پارتی(طنز)
زمان کنونی: 15-9-1395، 03:53 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: PARADOX
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 23
بازدید 3339

امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 3.09
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگی نامه یک فیلمنامه نویس بدون پارتی(طنز)
#1
مثله بقیه بدنیا میاد، راه میره و غذا میخوره. شروع تفاوتهاش فقط زنگ انشاست. زنگ انشا میفهمه که از بقیه بچه ها بهتر مینویسه اما هنوز پی نبرده که یه فیلمنامه نویسه بنابراین چون نمیدونه برای باقی بچه هام مینویسه حالا یا به علاقه یا به زور کتک. این دوره تموم میشه.
دبیرستان میره به یه رشته ای که نمیخواد بنابراین یا داستان مینویسه که توش به آرزوهای نرسیدش میرسه یا شعر میگه. این دوره هم تموم میشه میره دانشگاه. بازم یه رشته ای که ربطی به استعدادش نداره. تو دانشگاه باز چون دلش از اوضاع اجتماعی پره، تصمیم میگیره باز یه چیزی بنویسه که توش اوضاع بهتر باشه. بطور اتفاقی یکی از دوستاش از نوشتش تعریف میکنه و میفهمه نه واقعا یه چیزی هست. اینجا دوحالت پیش میاد: یا بصورت خودکار شروع میکنه به خوندن کتاب سید فیلد و 3 پرده ی معروف یا شروع به رفتن به کلاسای متفاوت و در آخر در صورت مهیا نبودن شرایط دلشکسته میشه. اما او حالا اصول فیلمنامه نویسی را می داند.
{داخلی/خارجی- یه جایی- یه زمانی}
اولین فیلمنامه کوتاهش رو مینویسه و از طرف اینکاره ها سرکوب میشه. دانشگاه هم تموم میشه. مرد بود میره سربازی تا حالش جا بیاد نباشه میمونه خونه ادامه کار.
بر حسب اصرار پدر مادر که پیر شدی میروند خواستگاری. این درحالی است که فیلمنامه ی کوتاهش فقط به یک جشنواره در یک منطقه ی دور راه پیدا کرده است اما او همچنان سر در گم است که تهیه کننده چه بشری خواهد بود که همه از او ترسناک تعریف می کنند اما مانند نبات شیرین است.
شب خاکسپاری جوان ما، مادر اصرار دارد که او میخواهد ادامه تحصیل دهد اما خودش می گوید: فیلمنامه نویسم(با ترس)
با این حرف صحنه آهسته می شود و ما تفکر افراد را می شنویم.
عروس خانوم: وای خدا یعنی دیگه مشهور میشم! فیلمنامه مینویسه و من میرم تو فیلما! امضا، پول!
پدر عروس: اگر نویسنده بود که پرتش میکردم بیرون حالا فیلمنامه بهتره
مادر عروس: فیلمنامه چیه!
عروسی شکل گرفت با همه بی پولی و چشم و هم چشمی و الان عروس و داماد در زیرزمین خانه ی پدر داماد به سر می برند.
روزها می گذرد و او همچنان می نویسد. شبانه روزی. همسرش غذا درست می کند و برایش چایی می آورد.
فیلمنامه نویس ما 35 ساله شده و در چند جشنواره کوتاه مقام آورده. با پولش یک لپ تاپ می خرد تا خودش تایپ کند.
جناب فیلمنامه نویس شروع به نوشتن یه کار بلند میکنه. همسر بی طاقت شده.
همسرش می گوید: پس کی فیلمت پخش میشه داری چیکار می کنی؟
او: الان دارم شخصیت ها رو تعریف می کنم. ببین این مصطفی خیلی جالبه مثلا تو بچگیش...
همسرش: خوب پس جلویی، من منتظرم.
و ...
چند هفته بعد.
خانم(چایی می آورد): چی شد!
او: الان مرحله ی سیناپس هستم.دیگه باید دعا کنی تهیه کننده گیر بیاد(غول مرحله ی آخر اینه)
خانم(در حالی که نمیداند سیناپس چیست): خداجون پس دیگه تمومه
از این به بعد خانم را میبینیم که برای فروش فیلمنامه شوهر نمازخوان شده!
بالاخره فیلمنامه تمام می شود و او برای فروش فیلمنامه اقدامه می کند.
(جوانان توجه داشته باشن که: فیلمنامه ات را بنویس و بفروش) بهمین راحتی.
او کسی را پیدا می کند و ...
داخلی- خانه- شب
او وارد خانه می شود. خیلی ناراحت است
خانم: چی شد!
او: طرحمو دزدیدن
خانم: یعنی چی دزدین!
او: یعنی یکی دگ
خانم: برو بابا تو هم شب تا صبح نشستی منم دارم هی بهت تغذیه میدم، شدی اندازه گاو آخرش هیچ، با خودت حرف میزنی تنهایی، شبا همش مثه دیوونه هایی موقع خواب(جوان پیر ما لاغر است البته)
و خانم خانه را ترک می کند. فیلمنامه نویس ما نا امید نمیشود. او در 45 سالگی کارش را دوباره شروع می کند. او دیوانه وار مینویسد و بالاخره کارش با تجارب قبلی اش خریداری می شود. کارش اصلاح می خورد و ضمن اینکه او دیگر کار خودش را نمیشناسد یعنی باور نمیکند این نسخه همان است که نوشته، میرویم برای کلید خوردن کار. شب قبل از تصویربرداری است و او میخوابد. در حالی که خواب میبیند به مراسم اسکار رفته و جناب فرهادی مجری اسکار شده! استاد ازرائعیل(عزرائیل خودتون) ایشان را به اپیزود دوم زندگی منتقل می کنند.
*البته نویسنده با تالار فیلمنامه نویسان آشنا نبوده.
نکته: دوستان توجه داشته باشن که وضع فیلمنامه نویسان بدون پارتی در شهرستان دیگه قابل وصف نیست و نمیشه در اینجا بیان کرد ممکنه خواننده بدلیل ناراحتی دچار سکته قلبی شود.
پاسخ
 سپاس شده توسط shamoradi
#2
لذتى بردم که آن سرش ناپيدا
گرچه جاى کار داشت و ميشد بيشتر و بهتر از اين باشه ولى واقعا کيف کردم
يه ذره هم متنت بعضى جاها به اکلکتيسيسم دچار بود(البته معنيشو نميگم که بريد تحقيق کنيد)که البته جاى ناراحتى نداره چون اکثر نوشته ها تو ايران همين مشکلو دارن
ولى حسابى شادم کردى،خدا اجرت بده
باز ادامه بده
استعداداشو دارى
با تشکر
پاسخ
#3
آآه ‏...‏ صداي سكته يك فيلمنامه نويس جوان اهل تبريز ! ‏( جايي كه مردمش به فيلمنامه نويس و به طور كلي هنرمند از وازه هرزه مادر به خطا استفاده كرده ،‏ جايي كه صندلي سينماهايش از ‏60‏ سال بيش به خاطر كمبود مخاطب عوض نشده ‏،‏ جايي كه سينماهايش به جاي اكران فيلم هاي جديد در حال اكران فيلمفارسي هاي سال هاي بيش را نشان ميدهند ) لااله الا الله ( صداي تشيع جنازه هنر مند جوان )‏
اكلكتيسيسم '= شبه روشنفكر نمايي /‏ از وازه هايي كه ( البته اسمش رو نميشه منتقد كذاشت ) مسعود فراستي با شيوه كوبيسم ( كوبيدن ) از روي بهترين فيلم هاي ايراني رد ميشد و وازه بالا را به سازندكان آثار نسبت ميداد ‏
هدف من این است: به شما یاد بدهم که از یک بی‌معنایی نقاب پوش به چیزی برسید که بی‌معنایی آشکار است.

لودویگ ویتگنشتاین- پژوهش‌های فلسفی
پاسخ
آگهی
#4
امین حسنی عزیز واسه یک فیلمنامه نویس خیلی بده که عزرائیل رو ازرائعیل بنویسه
محمد امین عزیز شما هم دقت کردی توهین خیلی بدی به فیلمنامه نویسا کردی؟؟؟707070
جیمز الروی: "گربه‌ها باید چنگ بیندازند. سگ‌ها باید گاز بگیرند. من باید بنویسم."

Hesam.Shaikhy@yahoo.com
پاسخ
#5
محمد امين عزيز،درسته که قصدت شوخى بود ولى نبايد اونطورى درباره فيلمنامه نويسها مينوشتى
در ضمن،هرکى اکلکتيسيسم رو اونجورى معنى کرده،بدون که ذره اى سواد انگليسى نداره
من نشنيدم که مسعود فراستى اکلکتيسيم رو بکار ببره ولى اگه اين طورى معناش کرده،واقعا براش متاسفم چون از طرفى خودشو منتقد فيلمهاى خارجى ميدونه و از طرفى به واژه هاى پايه اى نقد فيلم به زبان لاتين وارد نيست
پاسخ
#6
با تشکر از همه دوستان مخصوصا حمیدرضا من اکلک چیچی رو نمیدونم چیه سر وقت تحقیق میکنم. در مورد حسام بزرگ هم بگم من به غلط هایی که می کنم آگاهم گاهی وقتا بعضی اشتباهات آگاهانه رخ میدن ایشالا بیشتر مینوسیم تا با نوع نگارشم آگاه بشین. در مورد محمد امین هم بگم که پر بیرا نمیگه سینماهای ما هم همین منوال رو داره.
جناب حمیدرضا اکلک رو لاتین بنویس ببینم میتونم از لاتین بفهمم یا باهاس تحقیق کنم.
تشکر از دوستان.
پاسخ
آگهی
#7
من نه به فيلم نامه نويس ها و نه به اهالي شريف تبريز توهين نكردم قصدم هم شوخي نبود بخشي از فحش هايي بود كه از زماني كه علاقه ام به سينما رو آشكار كردم نثارم كردند ‏ و برخورد بخشي از مردم با سينما رو بيان كردم قصدم توهين نبود ‏
هدف من این است: به شما یاد بدهم که از یک بی‌معنایی نقاب پوش به چیزی برسید که بی‌معنایی آشکار است.

لودویگ ویتگنشتاین- پژوهش‌های فلسفی
پاسخ
#8
مخلصيم امين جان
خجالت زده ام کردى
eclecticism
البته حالا که بيشتر فکر ميکنم ميبينم اين به عنوان عيب کارت شمرده نميشه چون متنت طنزه پس زياد به اين جريان فکر نکن
پاسخ
#9
حميدرضا خان فكر كنم شما معناي لغوي اكلكتيسم رو مد نظر كرفتي كه به معني كلجين اما در ادبيات نقد معني اش فرق ميكنه
هدف من این است: به شما یاد بدهم که از یک بی‌معنایی نقاب پوش به چیزی برسید که بی‌معنایی آشکار است.

لودویگ ویتگنشتاین- پژوهش‌های فلسفی
پاسخ
آگهی
#10
محمد امين عزيز،ميدونم قصدت توهين نبود ولى نبايد چنين لغاتى رو در اين تالار استفاده ميکردى
گرچه من هم تبريزى هستم و جالبه که عين همين حرفهارو در تمام مدتى که فعاليتم رو در عرصه هنرى آغاز کردم به سمتم شليک کردن!
باتشکر
کى گفته معناى اکلکتيسيم يعنى گلچين؟تو کجا نوشته؟ميشه يه آدرس دقيق بدى محمد امين عزيز؟
پاسخ
#11
دوستان اعتراف میکنم لاتینش هم نفهمیدم چرا که تلفظش هم سخته... ما در همون script بگید کافیه. الان متن رو یه نیم نگاه انداختم از همه اهل قلم عذر میخوام که قواعد نگارش رو پکوندم چون حقیقتش درگیر امتحان پایان ترم دانشگام میام یه چیزی میندازم تو تالار میرم. آقای شیدا حق دارن میفهمم خیلی دردناکه. بعضی وقتا بعضی حرفا رو باید زد گرچه باید از یه چندبار بازنویسی کرد حرفارو! :دی
عذر خواهی تپل.
پاسخ
#12
میشه بگی این اشتباه های نگارشی چه تاثیری در فیلمنامه داره !!!

اساسا فکر کنم خیلی بهتره غلط نداشته باشه !!!

(البته من خودم تو نوشتن کلی اشکال دارم !!)

اما سعی میکنم تا جایی که امکان داره غلط نداشته باشه !!
57هر روز یه روز جدید ! هر روز یه امتحان جدید ! آماده امتحان نهایی 57
پاسخ
آگهی
#13
حميدرضا خان بد نيست قبل از نوشتن به ديكشنري نكاه كني ‏
هدف من این است: به شما یاد بدهم که از یک بی‌معنایی نقاب پوش به چیزی برسید که بی‌معنایی آشکار است.

لودویگ ویتگنشتاین- پژوهش‌های فلسفی
پاسخ
#14
(25-3-1391، 12:59 صبح)moeenbt نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*میشه بگی این اشتباه های نگارشی چه تاثیری در فیلمنامه داره !!!

اساسا فکر کنم خیلی بهتره غلط نداشته باشه !!!

(البته من خودم تو نوشتن کلی اشکال دارم !!)

اما سعی میکنم تا جایی که امکان داره غلط نداشته باشه !!

بعضی وقتا به در میزنی تا دیوار بشنوه و این یه فیلمنامه نیست دوست عزیز.
بعضی غلط ها کد داره ایشالا در متن های بعد همونطور که گفتم بیشتر آشنا میشید.
پاسخ
#15
ایشالا در فیلمنامه های بعدی شما دوست گرامی
57هر روز یه روز جدید ! هر روز یه امتحان جدید ! آماده امتحان نهایی 57
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :