درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

راهنمایی برای نوشتن 1000هزار لغت در روز
زمان کنونی: 20-9-1395، 10:10 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: G.Manager
آخرین ارسال: G.Manager
پاسخ 11
بازدید 2712

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.53
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راهنمایی برای نوشتن 1000هزار لغت در روز
#1
پیش درامد: توجه به این نکته که سمت چپ مغز انسان وظیفه تحلیل و بررسیهای استدلالی را دارد و سمت راست مغز کار خلاقیت و پذیرش الهامات درونی وی را انجام می دهد، می تواند در استفاده صحیح از قدرت واقعی ذهن به انسان کمک نماید. در این مقاله سعی بر این است که نشان داده شود اکثر فیلمنامه نویسان از همان ابتدای کار اسیر تحلیلهای درونی خود در سمت چپ مغزشان شده و جلوی هر گونه بداهه نویسی و خلاقیت ازایشان گرفته می شود در صورتیکه ابتدا می بایست فیلمنامه نویس متن خود را آماده نماید و سپس آن را در اختیار سمت چپ مغزش قرار دهد.( البته این موضوع برای چپ نویسان برعکس می باشد)

وقتی فرصتی پیدا می کنید تا با یکی از سناریو نویسان موفق گپ و گفتگویی داشته باشید و از ایشان بخواهید تا در خصوص کارشان شما را راهنمایی نمایند، بنظر می رسد چیزی که بیشتر از همه می توانید در بطن صحیتهایشان متوجه شوید این است که می گویند: "روزی 1000 لغت مطلب بنویسید"
وقتی به تجربیات گذشته ام نگاهی می اندازم، متوجه می شوم که نظر بی ربطی نباشد. اما اگر واقعاً رسیدن به این موضوع در هاله ای از اسرار قرار داشته باشد، فکر می کنم راههایی برای رسیدن به آن در اختیار داشته باشم.

چه چیز باعث می شود که نوشتن 1000 کلمه در روز اینفدر سخت به نظر بیاید؟

همه چیز. وقتی شما درباره رسانه ای مطلب می نویسید که نیازمند بذل توجه فراوان، اراده قوی و خود انگیزشی بالا باشد، همه چیز می تواند برایتان مشکل ساز شوند. این موضوع مخصوصاً زمانی بیشتر دیده می شود که خودِ کار فیلمنامه نویسی برای نویسندگان هر روز مشکل ایجاد می کند و مدام هر مشکلی بعد از حل مشکل بعدی بوجود می آید. در اینجاست که اکثر مدعیان فیلمنامه نویسی تسلیم می شوند.

فیلمنامه نویسی یک فرایند حل مساله

شما می توانید ساعتها زمانتان را صرف فکر کردن درباره نتایح، احتمالات و مسیرهای متفاوتی که کارکتر داستانتان در هنگام اوج قصه به آن می رسد، بنمایید. مادامیکه هیچ ایراد ظاهری در این خصوص وجود نداشته باشد- فیلمنامه نویسان سالهاست که به این روش کار عادت دارند- این طرز کار براحتی باعث خواهد شد که سناریونویسان پرشور تمرکزشان را برای رسیدن به 1000 کلمه در روز از دست بدهند.
واین یعنی اینکه بسیاری ازفیلمنامه نویسان تمایل دارند رویکردشان نسبت به سناریونویسی و مشکلاتی که به دنبالش می آید، به مثابه کوهی از سختیها بنظر آید؛ در نتیجه تمام نیرویشان صرف تحلیل و بررسی این مشکلات خواهد شد و اینکه چطور و در کجا می توانند این مشکلات را حل نمایند . . . .
در نتیجه توانایی نوشتن حداقل1000 کلمه در روز را نخواهند داشت و نهایتاً در باتلاقی خود ساخته گرفتار شده وعلایم زود هنگام به بن بست رسیدن ایشان، شروع به نواختن می نمایند.
دلیل اینکه این رویکرد قدیمی حل مشکل، در هنگام نوشتن کار نمی کند این است که رسانه فیلمنامه نویسی هیچ فرمول و راه حل مشخصی برای شما ندارد تا سمت چپ مغزتان بتواند آن را پیدا نماید. سناریو نویسی یک فرایند خلاقه است. نمی توان گفت چیزی صحیح است یا غلط است. . . تنها می بایست تجربه کنید و عکس العمل مخاطبینتان را مشاهده نمایید. پس
از سمت راست مغزتان هم کمک بگیرید.

حل مساله با استفاده از سمت راست مغز
اینکه اجازه دهید قدرت تخیلاتتان کار را بر عهده بگیرد، درواقع می خواهید اختلاف 30000کلمه در ماه را با هیچ ننوشتن، بیان نمایید. هر چه زودتر قدرت تخیلات و خود داستان، کار را بدست بگیرند، خیلی سریعتر می توانید نوشتن را آغاز نمایید.

پس سریعترین راه برای رسیدن به 10000 کلمه در روز چه می باشد؟
من به این نتیجه رسیده ام که بی توجهی به سمت چپ مغزمان که یک منتقد داخلی زنده است، ما را قادر می سازد تا براحتی در جریان داستان قرار بگیرم، از خلاقیتمان برای رفع عیوب کار استفاده کنیم و نه تنها شروع به نوشتن داستان نماییم، بلکه به آن گوش داده و واکنش نشان دهیم.
مجدداً اعلام می کنم که فیلمنامه نویسی یک مهارت فنی نمی باشد- بلکه یک هنراست. در هنرِ یک فرد باتجربه، درست و غلط وجود ندارد. تنها عبارات واشکال هستند که به خلاقیت، الهامات درونی و در یک کلام شهوت آفرینش، بیش از هرچیز دیگر نیازمند می باشند.
نهایتاً من به این نتیجه رسیده ام که انتقال قدرت نویسندگی به سمت راست مغزم، کمک می کند که براحتی 1000کلمه در روز بنویسم. بدون هیچ منتقد داخلی. بدون اینکه ساعتها صرف تحلیل و تجزیه کارم نمایم.

خلاصه اگر می خواهید سمت چپ مغزتان را قوی نمایید، بروید و کلی از قوانین فیلمنامه نویسی را که برای خود در دفتری نوشته اید، تعدیل نمایید ولی اگر می خواهید سمت راست مغزتان تقویت شود، کافی است یک قلم و کاغذ بردارید و یا پشت صفحه کلید کامپیوتر بنشینید و شروع به نوشتن نمایید.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#2
سلام. چقدر انرژي بخش. لطفا ادامه بدهيد. آفت فيلمنانه نويسي در ننوشتن آن است.
مانسلی هستیم كه بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم...تایپ كردیم
پاسخ
#3
یک مسئله که اینجا مشهوده اینه که بچه ها زیاد تاپیک نمی کنند. پاسخ ها کم هست یا تخصصی نیست می خواستم بدونم دلیلش چیه؟
پاسخ
آگهی
#4
بالاخره 1000 یا 10000 لغت ؟ 41 1000 تا که فقط میشه 4-5 صفحه ورق A4 33
.... همیشه فرصتی برای اشتباه است اما فرصتی برای تنبلی نیست ....
پاسخ
#5
دوستان اصلا قبول داريد تا فيگور نوشتن به خودمون نگيريم هرچند هم که ساعت ها به يک موضوع فکر کنيم به نتيجه ي خوبي نمي رسيم؟اما من تا فيگور نوشتن(قلم در دست گرفتن يا پاي کامپيوتر نشستن براي تايپ)به خودم مي گيرم برگه است که سياه مي کنم و در خيلي جاها هم به نتايج خوبي هم مي رسم
حتي زمان شكست خوردن هم تسليم نشو71
پاسخ
#6
خب به نظر من سمت چپ و راست مهم نیست، مهم پشتکار مهم همت... حالا نمی دونم اسمشو چی می شه گذاشت.. اما نوشتن یه جور جسارت هم می خواد مثلاً همین جا... چند نفر نقد کردند و موضوع را به چالش کشیدن... خب ننوشتن.. چیزی را حاصل نخواهد کرد.. اما به نظر من پراکنده نویسی هم خیلی موثر هست.. مثلاً گاهی اوقات صحنه هایی را تصور می کنیم که به تنهایی داستان ندارند اما در لحظه برای ما جالب هستند.. من خودم همیشه به آتشنشانی فکر می کنم که در محدوده فعالیتش هیچ اتفاقی نمی افتد و او رفته رفته افسرده می شود.. اما نمی دانم چه بلایی سرش می آید و تکلیفش چیست... فقط لحظاتی که در ایستگاه مشغول تلوزیون دیدن و خیره شدن به رفت و آمد مردم است می بینم.. شاید این کاراکتر.. این صحنه ها که آن را روی کاغذ می آورم روزی دکمه ایی از لباسی شود و قطعه ایی از یک فیلمنامه.. اصغر فرهادی وقتی روش نگارش ((جدایی نادر از سیمین)) رو شرح می داد.. به همین صورت صحنه ها ئ کاراکترهایی داشت که با هم همگون نبودند و کم کم توسط یک رشته بهم وصل شده اند... به نظرم یادداشت پراکنده نه تنها باعث تقویت بلکه همین نوشته ها گاهی چنان به فریاد نویسنده می رسد که خودش باور نمی کند...
اما نکته دیگری که دوست دارم به اون اشاره کنم.. نوشتن روی مغز.. یا نوشتن در ذهن هستش.. همه انسانها توی سر خودشون حرف می زنند.. خیلی ها که می آن اینجا حرف هایی برای گفتن دارند که هیچ وقت نگاشته نمی شه اما لااقل یکبار در ذهن خود شخص نوشته می شه.. ما نوشته هایی در ذهنمون داریم که هیچ وقت نه به زبون آوردیم و روی کاغذ... اصولاً گاهی وقتها این نوشته های ذهنی به حرف و کلمه هم نمی آن.. نوشتن این افکار پراکنده شناور به ما کمک می کنه که هم بیشتر بنویسیم و هم تخلیه کنیم.. از نظر نگارنده ذهن نویسنده هر از چند گاهی نیاز به تخلیه داره.. نویسنده هایی هستند که طرح های خام و ناگیرای گذشته های آماتوریشان را هنوز پرورش می دهند و به دنبال راه چاره اند.. به نظرم گاهی وقتها هم باید دست از سر یک ایده برداشت و سریع تر به سراغ ایده ایی بکرتر و کمتر مشابهه فیلم هایی که شبها می بینیم ! نوشتن مود می خواهد.. این حرفیست که عده ایی از حرفه ایی ها هم می زنند اما نوشتن همیشه هست مود نمی خواهد ما هر لحظه در حال نوشتن هستیم آن متن ذهنی را گاهی با زبانمان گاهی با ایما و اشاره و گاهی با رعایت نکاتی نوشتاری ارائه می دهیم... مهم این است که ما جسورانه آنچه را که در ابتدا گمان می کنیم احمقانه است را به روی کاغذ بیاوریم.. به کیبورد خیره شویم و صدای شلق شلق شلق کیبورد همیشگی شود.. ما نویسنده ایم.. یعنی می خواهیم که باشم .. پس باید بنویسیم.. خصوصاًٌ در همچین محافلی که فرصت کافی برای قلم زدن هست.
جسور باشید .. هر نوشته احمقانه ایی جای کار داره.
(10-6-1391، 03:16 عصر)نقطه نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*بالاخره 1000 یا 10000 لغت ؟ 41 1000 تا که فقط میشه 4-5 صفحه ورق A4 33

خب تا وقتی که ما درگیر این اعداد باشیم پیشرفت نخواهیم کرد! این دوست عزیزمون متوجه نشدند که 1000 و 10000 خیلی توفیقی نداره و ملاک نوشتن هست... شما با 100 تا شروع کن... اما بنویس.. به نظر من اگه ما قبل از نوشتن کمی بخونیم بد نیست.. نقد بخونیم.. مجله بخونیم، کتاب، مطالب همینجا.. کلاً مطالعه کنم تا از این دسته نقدها که مثل گلایه همسایه هست نکنیم! یا لااقل همچین نقدی رو دراماتیک و کمدی کنیم... چون بیشتر خنده داره تا چیز دیگری. از هر فرصتی برای خلق یک موقعیت استفاده کنیم.
(10-6-1391، 02:57 عصر)yeenafar نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*یک مسئله که اینجا مشهوده اینه که بچه ها زیاد تاپیک نمی کنند. پاسخ ها کم هست یا تخصصی نیست می خواستم بدونم دلیلش چیه؟

به نظر من یکی از دلایل می تونه تنبلی باشه .. حقیقت تلخی که باید اون رو بپذیریم ، ما یکم تنبل هستیم و جالبه که اون رو قبول هم داریم! (کمی روراست باشیم) بعد اینکه عده ایی از دوستان در اینجا سعی می کنند کمتر تاپیک کنن جون خودشون رو حرفه ایی نمی دونن یا در سطح بقیه پست ها و نویسنده ها که این کلاً تفکر غلط و نا بجایی هستش اما قضیه ایی که خیلی مهم هست و شاید دلیل اصلی هم باشه اینه که دوستان نمی دونن چی باید بنویسند.. من می بینم که خیلی از دوستان گمراه شدند، به جای نقدهای سازنده، تکنیکی و نقادانه روی به مسائل حاشیه ایی بی مصرف می آرن نمونه اش رو خودم به نشونه اعتراض تاپیک گذاشتم چند بار که آقایون، خانمها تشریف بیارید و کمی به دکمه های کیبورد فشار بیارید حرفهای ذهنی رو علنی کنید تا ما و خودتون پیشرفت کنیم.. بالاخره با نوشتن مطلب جنس قلم هر کسی مشخص می شه.. جنس قلمتون رو در بیارید اینجا روی جنس قلم کار کنید.. منظورم اینه که شیوه بیان و تعریف و تحلیل خودتون رو بدست بیارید.. ما باید جسور باشیم.. جسورانه و محکم قلم بزنیم.
پاسخ
آگهی
#7
وقت بخیر
جانا سخن از دل ما می گویی . . .
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#8
(10-6-1391، 03:16 عصر)نقطه نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*بالاخره 1000 یا 10000 لغت ؟ 41 1000 تا که فقط میشه 4-5 صفحه ورق A4 33

خب تا وقتی که ما درگیر این اعداد باشیم پیشرفت نخواهیم کرد! این دوست عزیزمون متوجه نشدند که 1000 و 10000 خیلی توفیقی نداره و ملاک نوشتن هست... شما با 100 تا شروع کن... اما بنویس.. به نظر من اگه ما قبل از نوشتن کمی بخونیم بد نیست.. نقد بخونیم.. مجله بخونیم، کتاب، مطالب همینجا.. کلاً مطالعه کنم تا از این دسته نقدها که مثل گلایه همسایه هست نکنیم! یا لااقل همچین نقدی رو دراماتیک و کمدی کنیم... چون بیشتر خنده داره تا چیز دیگری. از هر فرصتی برای خلق یک موقعیت استفاده کنیم.

اولا که شما خیلی بعضی مسائل رو که نباید جدی گرفت ، جدی می گری دوماً 100 ، 1000 ، 10000 خیلی باهم فرق می کنه اگه فرق نمی کرد تو خود این مطلب حرفی از عدد نمیومد چون 100 رو دیگه هر کسی می خواد فیلمنامه نویس بشه می نویسه ، آدم باید یه ملاک داشته باشه تا بدونه حداقل چقدر بنویسه سوماً اون ارسال یه نقد نبود یه سوال بود که خوب یا بد بودنش به خودم مربوطه چهارماً این جوابو الکی و فقط برای کَل کَل نزدم 79
.... همیشه فرصتی برای اشتباه است اما فرصتی برای تنبلی نیست ....
پاسخ
#9
ممنون از شما دو دوست عزیزم نقطه و یه نفر که همین جا این درگیری لفظی دونفره را پایان می دهید و باز هم سلام...
عاشق فیلمنامه نویسی ام چون به من اجازه ی خلق یک دنیای تازه را می دهد با آدم های تازه...
پاسخ
آگهی
#10
(17-6-1391، 10:54 عصر)نقطه نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
(10-6-1391، 03:16 عصر)نقطه نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*بالاخره 1000 یا 10000 لغت ؟ 41 1000 تا که فقط میشه 4-5 صفحه ورق A4 33

اولا که شما خیلی بعضی مسائل رو که نباید جدی گرفت ، جدی می گری دوماً 100 ، 1000 ، 10000 خیلی باهم فرق می کنه اگه فرق نمی کرد تو خود این مطلب حرفی از عدد نمیومد چون 100 رو دیگه هر کسی می خواد فیلمنامه نویس بشه می نویسه ، آدم باید یه ملاک داشته باشه تا بدونه حداقل چقدر بنویسه سوماً اون ارسال یه نقد نبود یه سوال بود که خوب یا بد بودنش به خودم مربوطه چهارماً این جوابو الکی و فقط برای کَل کَل نزدم 79

درگیری... درگیری لفظی.. نه نه ما درگیری نداریم. محفل، نقد و بررسی هست خب ممکن شکل درگیری هم بگیره اما نقد گاهی اوقات سخت و خشک به نظر می رسه... خب طبیعت نقد هست. ما باید کمی عقبتر بایستیم تا نقد بشیم، تا دیده بشیم... جدی گرفتن مسائل خودش می تونه به ما کمک کنه که بعضی چیزا که نمی بینیم رو ببینیم.. و اینکه اعداد مهم نیستند... در نوشتن کمیت ملاک نیست کیفیت مهمتر هست، اما در این مورد خاص باید عرض کنم که من دوستمون ((نقطه)) رو نقد نکردم.... مطلبشون رو نقد کردم.. و همینجا می خوام از مدیر وب سایت که جا برای طرح این پرسش و پاسخ ها بگذارند ما که اینجا روبروی هم ننشستیم.. هممون هم یک هدف داریم(نوشتن) به نظرم متن باید بیشتر نقد بشه تا شخص... البته این نکته همیشه هست که پشت هر متنی شخصیست اما ما دیگه کاری نداریم که اون شخص کیه! یعنی اینجا مسئله شخصی نیست.. بیشتر جمعی ... خود من از اینکه مطالبم به چالش کشیده بشه و بخوام متن دیگه ایی رو حاضر کنم لذت می برم.
اصلاً ما اینجاییم که نقد کنیم، نقد بشیم، من از کاربر نقطه هم ممنونم که در این بحث شرکت کرد.
پاسخ
#11
وقت بخیر
نقد رو ما هم پایه ایم . . . مهربان و کوبنده! . . . اما فقط نقد باشه . . . ضمناً نقد مطلب نه چیز دیگه
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ده روش برای خلق داستانی جذاب با شخصیتی قوی Mohammad.R 1 121 12-9-1395، 04:02 عصر
آخرین ارسال: zootopia
Information ارزشمند ساختن شخصیت برای مخاطب Mohammad.R 0 200 5-6-1395، 03:48 عصر
آخرین ارسال: Mohammad.R
  شنل قرمزی- نوشتن شخصیتهای بهتر به کمک افسانه های کهن G.Manager 2 418 8-12-1394، 04:05 صبح
آخرین ارسال: moji.30nama
  کی و چه وقت شروع به نوشتن یک فیلمنامه کنیم? G.Manager 4 2,840 21-8-1393، 11:51 صبح
آخرین ارسال: bahrami rad
  نوشتن فیلمنامه کوتاه چه فایده ای برای نویسنده دارد؟ armanhamidi 22 2,675 24-10-1392، 11:22 صبح
آخرین ارسال: armanhamidi

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :