درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

جایگاه راوی در روایت های سینمایی
زمان کنونی: 20-9-1395، 10:09 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mehrbod
آخرین ارسال: amirnasr
پاسخ 2
بازدید 1672

امتیاز موضوع:
  • 24 رأی - میانگین امتیازات: 3.08
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جایگاه راوی در روایت های سینمایی
#1
adambarfiha.com

رضا کاظمی
دانای کل و لنز شیشه ای

بررسی راوی در سینما به نوعی بررسی منطق درونی روایت است. در واقع فیلمساز با گزینش راوی نقطه آغاز و گسترش روایتش را بر می‌گزیند. گاه قصه فیلم را از زبان و یا نگاه یک یا چند شخصیت فیلم مرور می کنیم و گاه زاویه دید فیلمساز زاویه دید دانای کل است .

راوی اول شخص

راوی اول شخص در سینما جلوه های گوناگونی دارد. گاه بخش هایی از یک فیلم به بهانه مرور خاطره یکی از شخصیت های آن به تصویر در می آید و گاه وظیفه روایت کل قصه فیلم به یکی از شخصیت ها سپرده می‌شود: تایتانیک(جیمز کامرون)،افسانه ۱۹۰۰( تورناتوره)،ماه تلخ(پولانسکی) ( جالب است که قصه این سه فیلم به دریا و کشتی مربوط می شود!!)، ادوارد دست قیچی( تیم برتون) و … نمونه هایی از هزاران فیلم بر این روال هستند. راوی اول شخص که بنا بر منطق متعارف انسانی و به سبب محدودیت های انسانی اش نباید به همه گوشه و کنارهای داستان احاطه داشته باشد در کمال شگفتی گاه به جاهایی سرک می کشد که مطلقا نمی توانسته از آنها خبردار باشد. یک توجیه مورد قبول این است که راوی اصلی همان دانای کل و نگاه فیلمساز است که از خلال یک روایت اول شخص ، قصه را بسط می دهد و آن را از چارچوب های محدود نگاه یک کاراکتر خارج می سازد. جدا از این کارکرد غیر منطقی ولی پذیرفته شده، حالتی را فرض کنید که راوی بنا بر محدودیت های خود به همه گوشه های قصه ای که می گوید اشراف نداشته باشد. حد اعلای چنین گرایشی را در دوفیلم آلن رنه ( سال گذشته در مارین باد و هیروشیما عشق من) می توان مشاهده کرد. راوی خود جستجوگر است و همراه با مخاطب فیلم در حال سرک کشیدن به گوشه کنارهای یک ماجرای قدیمی است.

راوی اول شخص سینمایی کارکردهای متنوعی داشته است و تمهیدات مختلفی برای بازگویی داستان از زبان او به کار رفته است. در غرامت مضاعف (بیلی وایلدر) شخصیت اصلی فیلم ، والتر( با بازی فرد مک موری) قصه اصلی فیلم را در قالب اعترافی که ضبط می کند باز می‌گوید. در زندگی دیوید گیل (آلن پارکر)، دیویدگیل(کوین اسپیسی) در جایگاه یک متهم خطاب به وکیلش به بازگویی گذشته می پردازد. گاه واگویی روایت از زبان یک شخصیت در حکم یک مرور روانکاوانه بر پیشینه پرنوسان زندگی اش است مثلا در آنی هال راوی اول شخص که خود وودی آلن است در ابتدای فیلم رو به دوربین و در جایگاه مشابه یک بیمار در محضر یک روان کاو ، روایت داستانش را شروع می کند. او برای بازگشت به خاطراتش، خود نیز از چارچوب های معمول زمانی گذر می کند و پا به گذشته می گذارد. این تداخل زمانی برای رؤیت کودکی و گذشته ، سال ها بعد به شکلی تراژیک، بدون روایت کلامی و در واقع به شکل مرور تصویری یک ذهن نژند و از هم گسیخته در در فیلم عنکبوت (دیوید کراننبرگ) متجلی گردید.

یکی از نمونه های ماندگار و همچنان دل انگیز راوی اول شخص به سانست بلوار ( بیلی وایلدر) باز می گردد. در این فیلم راوی اول شخص که در واقع یک مرده است برای شرح چگونه مردنش داستان فیلم را در فلاش بک بازگو می کند در حالی که منطق معمول برای سکانس هایی که خود این کاراکتر در آن ها حضور ندارد به چشم نمی خورد . در نگاهی هجوآمیز می توان مرده بودن و رهایی این کاراکتر از قید جسم و محدودیت های فیزیکی را عاملی برای استحاله او به دانای کل دانست. یک کارکرد دیگر گزینش راوی اول شخص مرده، تردید افکندن در قطعیت مرگ او و انتظار و همراهی مخاطب برای رسیدن به فرجام نهایی داستان است.

شناخته شده ترین تجربه راوی های اول شخص متعدد متعلق به راشومون (کوروساوا) است. محدودیت حوزه دانایی و آگاهی راوی ها و یا آلوده شدن روایت به نیت درونی آنها با پدید آوردن ناهمخوانی در روایت های چندگانه یک ماجرا، فضایی از نسبیت و عدم قطعیت می آفریند. الگوی دیگری از روایت های چندگانه را سالها بعد و در فیلم مظنونین همیشگی (برایان سینگر) می توان دید که در آن، یک روایت بنابر مصلحت راوی به سود او تغییر می کند و محدودیت نگاه راوی های دیگر شگردی اساسی برای به تعویق انداختن گره گشایی داستان است.

فیلم های متعددی در این سال‌ها نوع دیگری از قطعیت زدایی را با بهره گیری از سرشت سخت افزار تصویری مطرح کرده اند. برخی از این فیلم ها برای وهم زدایی از یک واقعیت و گره گشایی از راز فیلم، زاویه دید روایت را به موضع مکانیکی و خنثای یک دوربین مداربسته انتقال دادند. دیوید فینچر در باشگاه مشت زنی برای برملا سازی ماهیت دو شخصیتی راوی آن فیلم(ادوارد نورتن) نقطه ثقل روایت فیلم را از کاراکترش دور می کند و دورنمای خودزنی او را از دوربین های مدار بسته به تماشا می گذارد. شیوه نازل تر ولی همچنان جذاب این کارکرد را در فیلم پُر تَنش )الکساندر آجا( می توان دید که در آن با یک جا به جایی ساده در نقطه دید روایت، راز اصلی قصه بر ملا می شود. این کارکرد دوربین دقیقا برخلاف کارکرد تازه تری است که موج عظیمی از فیلمهای ژانر وحشت به خصوص در سینمای آسیای شرقی به آن روی آورده اند و آن ، مشاهده شبح و روح در یک عکس است که همچون بختک بر سر آدم های توی عکس حضور داشته ولی با چشم غیر مسلح قابل دیدن نیست و با کمک تکنولوژی قابل مشاهده می شود. در واقع این شکرد اخیر یک جورهایی تلاش برای هویت دادن به سخت افزار و دور کردن آن از ماهیت بی طرفانه و خنثای مکانیکی اش است.

نوع خالص راوی اول شخص در سینما ، به فیلمهایی باز می گردد که بر اساس نمای دیدگاه(P.O.V) روایت می شوند. الگوی ترکیبی نمای دیدگاه و نمای کارگردان را در فیلمهای بسیاری شاهد بوده ایم که در آنها فقط بخشی از فیلم که از طریق نمای دیدگاه یک کاراکتر به نمایش در می آید بازتاباننده زاویه نگاه او است و او راوی همه بخشهای فیلم نیست. یکی از نمونه های خوب و مثال زدنی نمای دیدگاه در سینمای کلاسیک فیلم گذرگاه تاریک(دلمر دیوز) است که در آن چند سکانس آغازین فیلم که زمان قابل توجهی را هم در بر می گیرد از زاویه نگاه شخصیت اصلی فیلم ، وینست (با بازی همفری بوگارت) که در حال گریز از دست پلیس است روایت می شود و تا زمانی که او چهره اش را با جراحی پلاستیک عوض نکرده ما به عنوان بیننده فیلم موفق به دیدن تصویر او نمی شویم. در اینجا کارکرد محدودیت زاویه نگاه به شکل هوشمندانه ای به کار آفرینش تعلیق و دلهره مورد انتظار فیلمساز می آید. در ادامه تاریخ سینما و با کاربست رایج نمای دیدگاه برای بخشهایی از فیلمها، کم کم دوربین شخصی به عنوان پدیده سخت افزاری نوین وارد حیطه زندگی اجتماعی می شود و فیلمها نیز از کارکرد دراماتیک این ابزار غافل نمی مانند. فیلمسازان بسیاری بخشهایی از فیلم خود را از زاویه دید دوربین شخصی یکی از کاراکترهای فیلم به نمایش گذاشته اند. گسترش این روند به شکل گیری فیلمهایی می انجامد که منطق بنیادین خود را بر محدودیت میدان دید دوربین می گذارند و همه داستان را بر پایه میدان دید دوربین شخصی خلق می کنند . فیلمهایی مانند پروژه بلر ویچ و REC ار این دست اند. در این تجربه ها چنین وانمود می شود که با یک راوی خالص اول شخص روبروییم.

دانای کل

دانای کل به شکل های گوناگون حضور خود را اعلام می کند. در برخی فیلمها با توضیح مکتوبی که در آغاز فیلم بر صفحه نقش می بندد این حضور را حس می کنیم، مثلا این راوی دانا با ذکر زمان و جغرافیای فیلم و توضیحی درباره یک واقعه تاریخی و یا یک برهه زمانی، ما را به دیدن فیلم دعوت می کند. نمونه این شگرد را در بسیاری از فیلمهای کلاسیک دیده ایم ولی این نوشته ها اولین نشانه های مکتوب حضور راوی در فیلم نیستند. در زمان فیلمهای صامت میان نویس فیلمها به جز دیالوگ ها گاه حاوی شرح و توصیف برخی از حالات و کنش های کاراکترهای فیلم بود و در این میان به شکلی غیر مستقیم حضور شخص سومی به جز بیننده فیلم و کاراکتر های حاضر در تصویر احساس می شد مانند اغلب فیلمهای صامت هرولد لوید و چاپلین و …
این شیوه میان نویس بعدها صور مبتکرانه و دیگرگونه ای در سینما پیدا کرد. برای نمونه در نیش(جرج روی هیل) فصل های فیلم با عناوینی از یکدیگر جدا می شوند. در فیلمی که بر اساس ماهیت مفهوم «بازی» ساخته شده است نقش فاصله گذارانه این میان نویس ها ما را از دل یک فضای به ظاهر گنگستری خشونت بار به دنیایی فانتزی سوق می دهد. با گذر زمان و پیش آمدن در شیوه های روایی سینما، دانای کل که همیشه بیشتر از مخاطب می داند و کاراکترهای قصه را از پیش می شناسد میان نویس را برای معرفی کاراکترها به کار گرفت. برای نمونه در فیلمهایی با روایت های متقاطع همچون کوچه میداک(خورخه فونس)،فیل(گاس ون سانت) و … نقطه آغاز آشنایی ما با کاراکترهای این فیلمها با این میان‌نویس ها همراه می‌شود. چنان که پیداست شگردهای روایی نوین سینما نه لزوما از نفی و مقابله با شیوه های پیشین که گاه از باز آرایی مبتکرانه همان شیوه ها به دست می آیند.

یکی از جالب ترین نمونه های راوی دانای کل در سینما به فیلم شهر عریان( ژول داسین) باز می گردد. در آغاز این فیلم ، مارک هلینجر تهیه کننده فیلم، بر روی تصاویری از شهر نیویورک خود و عوامل اصلی فیلم را معرفی می کند و توضیحاتی درباره شهر نیویورک ارائه می دهد.(سالها بعد وودی آلن در مقام راوی اول شخص در فیلم منهتن به شکلی دیگر بر تصاویری مشابه نطق می کند). راوی (با صدای تهیه کننده) در سراسر فیلم و با رویکردی طنز گونه حضور دارد. گاه توضیحی درباره آنچه در تصویر می گذرد ارائه می دهد، گاه کاراکترهای فیلم را دست می اندازد و گاه اطلاعاتی را به شکلی پیشگویانه بازگو می کند. حضور تهیه کننده در مقام دانای کل اتفاقی منحصر به فرد و نبوغ‌ آمیز است و شیوه پرداخت فیلم و رسیدنش به خط اصلی قصه هم منطبق بر نگاهی فراگیر و از بالا به جغرافیای داستان است. شیوه ای که بارها در روایت های سینمایی به کار رفته است. از استفاده هیچکاک از این شیوه برای رسیدن از یک نمای عمومی به محل رخداد داستان مثلا در فیلمهای روانی،جنون و یا کاربرد این شیوه در آپارتمان (بیلی وایلدر) برای رسیدن به یک کاراکتر خاص، تا رویکرد فانتزی برادران کوئن در فیلم پس از خواندن بسوزان برای رسیدن به زمین در یک نمای ماهواره ای ، سینما بارها شاهد به کارگیری این شگرد بوده است. نمونه جالب دیگرش را مثلا در فیلم شب شکارچی (چارلز لاتن) می توان دید که فیلمی بر اساس بن‌مایه های مذهبی در باب خیر و شر است و به موازات قصه شبی که پیرزنی نیکوکار برای کودکان بی سرپرست ( نماد معصومیت و خیر) تعریف می کند دوربین از آسمان (در هلی شات) به محل وقوع یک شر (محل کشف جسد یک زن که به قتل رسیده) و بعد به شمایل مجسم شر در این داستان یعنی هری پاول (با بازی رابرت میچام) نزدیک می شود. هرچند این فیلم در واقع بر اساس قصه گویی پیرزن شکل نمی گیرد و او خود یکی از کاراکترهای فیلم در ادامه رخدادهای آن است، ولی این فلاش فوروارد پیشگویانه با رویکرد اساسی فیلم به قصه گویی به شیوه افسانه و فیکشن به خوبی منطبق است. اشراف بر موقعیت زمانی و مکانی وقوع داستان و تاکید بر گزینش یک خرده روایت همچون آن چه در شب روی زمین (جیم جارموش) می بینیم و یا فرض و قراردادی که راوی با مخاطب می گذارد همچون فیلم داگ ویل( لارس فون تریر) شیوه هایی دیگری از ابراز وجود و اعمال قدرت راوی دانای کل هستند.

راوی دانای کل حراف و سخنگو در فیلمهای دارای وجوه فانتزی کارکرد بارزی یافته است، در فیلمهایی مثل سرنوشت شگفت انگیز املی پولن(ژان پیر ژوئه) و یا عجیب تر از خیال(مارک فورستر) دانای کل به شیوه ای که بی شباهت به پرده خوانی و نقالی نیست شخصیت های فیلم را معرفی می کند و بیننده فیلم را از احوالات درونی آنها با خبر می سازد. عجیب تر از خیال مشخصا فیلمی در باب روایت و داستان نویسی است . کاراکتر اصلی این فیلم رفته رفته در می یابد که خود ساخته و پرداخته ذهن یک داستان نویس است و در جستجوی نویسنده خود بر می آید.

جالب است که بسیاری از رویکردهای نبوغ آمیز برای گشایش روایت در همان دهه های نخست شکل گیری سینما به کار گرفته شده است ولی سینما در ادامه هم فارغ از نوآوری در شیوه روایت نبوده است. لارس فون تریر در فیلم عجیب و ستایش برانگیز اروپا نمونه والایش یافته آنچه را که در شهر عریان (ژول داسین) ذکر شد به کار گرفته است. در این فیلم دانای کل که انگار بازتاباننده ندای درونی ناقهرمان سرگردان و پریشان فیلم است به شکلی پیشگویانه از کنشمندی های او در ثانیه های هراس و تردید سخن می گوید و هر بار پیش بینی هایش ـ که همراه با ثانیه شماری است ـ به وقوع می پیوندد. این شیوه رفته رفته به قراردادی میان مخاطب و متن تبدیل می شود و تاثیر ویرانگر و هولناکش را در سکانس پایانی فیلم بر مخاطب می گذارد. جایی که این بار پیشگویی راوی درباره مرگ قریب الوقوع کاراکتر اصلی فیلم در چند ثانیه آینده است و بدین سان تلاش و تکاپوی او برای رهایی از مرگ برای ما مخاطب فیلم که حالا دیگر تردیدی بر وقوع این مرگ نداریم حس عمیقی از دلشوره و افسوس توأمان را در پی دارد، حسی که فراتر از تعلیق است.

***
مبحث راوی در سینما، مبحثی گسترده و جذاب است و هر یک از فیلم های نام برده شده در این مطلب جدا از همه تحلیل و تاویل های ممکن، جای یک بررسی موشکافانه و مفصل درباره راوی را دارند. این مبحث و این چند نمونه محدود می تواند دیباچه ای باشد برای گشایش تحلیل هایی از این دست که وجوه روانکاوانه،جامعه شناسانه و دراماتیک راوی را در بر گیرد.
آنچه آدم را تشکیل می دهد، نتیجه ی عمل اوست نه حرفهای او...22
پاسخ
#2
خوب بود متشکرم
البته یکی دیگر از کارکردهای روایت مهندسی اطلاعات است که موجب سه حالت شیوه ارائه اطلاعات میباشد
1 تعلیق
2 راز
3 کنایه دراماتیک
و تلفیق آن نیز خیلی کمک میکند
از فیلمهای ایرانی با شیوه خاص روایت نیز میتوان به گاو خونی اشاره کرد که تمام فیلم از p.o.v بهرام رادان نمایش داده میشود
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اصطلاحات و واژگاه سینمایی Mohammad Ali 7 1,626 14-2-1394، 05:06 عصر
آخرین ارسال: majid-chesta
  روایت داستانی در فیلمنامه اکبرخوردچشم 0 497 19-4-1392، 09:27 عصر
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم
  نقد سینمایی و لزوم شناخت آن nastylove 5 842 7-4-1392، 02:22 صبح
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم
  عاشورا می تواند یک اثر ماندگار سینمایی را رقم بزند A-SO 1 927 11-9-1391، 03:26 عصر
آخرین ارسال: A-SO

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :