درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

كاركرد دو راهی در فيلمنامه نه راه پيش، نه راه پس
زمان کنونی: 18-9-1395، 03:48 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: نوید ربیعی
آخرین ارسال: نوید ربیعی
پاسخ 1
بازدید 658

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.68
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
كاركرد دو راهی در فيلمنامه نه راه پيش، نه راه پس
#1
منبع: ماهنامه فيلم نامه نويسي فيلم نگار شماره33-34

بعضی از فيلمنامه نويسان مي پرسند كه آيا كليدی طلایی وجود دارد كه به وسيله آن بتوان كيفيت فيلمنامه را بالا برد و موفقيت آن را حتمي كرد. در جواب بايد بگويم كه انديشيدن به يک كليد طلايي، كه به تنهايي موفقيت فيلمنامه شما را تضمين كند، نوعي ساده انگاري است. اما بايد بگويم كه من، در طول پانزده سال تدريس فيلمنامه نويسي، به عنصري برخورد كرده ام كه استفاده درست از آن، مي تواند كيفيت هر فيلمنامه اي را بالا ببردو تا حدي موفقيت آن را تضمين كند. اين عنصر «دو راهي» (مخمصه، تنگنا) (dilemma) نام دارد (در واقع «دو راهي» «مخمصه» و «تنگنا»، معادل هاي كاملي براي كلمه dilemma نيستند، اما چون در فارسي معادل بهتري وجود ندارد، چاره اي جز استفاده از اين واژه نبود. در اينجا منظور از مخمصه يا دو راهي، وضعيتي است كه در آن قهرمان با دو گزينه نامطلوب روبه رو است و اصطلاحا نه راه پس دارد و نه راه پيش.م) وقتي شما قهرمانتان را در مقابل يک دو راهي تعيين كننده قرار مي دهيد،‌جذابيت فيلمنامه تان را دو چندان مي كنيد. البته عده اي از فيلمنامه نويسان به اشتباه گمان مي كنند كه يک «دو راهي»، صرفا به معني يک «مشكل» و «دردسر» است. اما چنين نيست. در فرهنگ لغت، «دوراهي» را چنين معني كرده اند: «موقعيتي كه در آن، فرد فقط و فقط با دو گزينه مواجه است و هر دوي اين گزينه ها، براي او نامطلوب هستند.» يعني انتخاب هر كدام از اين گزينه ها، به ضرر او تمام مي شود.در دو راهي، فرد دو راه حل پيش روي خود دارد كه هر دوي آنها، نامطلوب و دردناک هستند.
فرض كنيد كه همسر شما عضو نيروي مقاوت ضد نازي است و شما در موقعيتي گرفتار شده ايد كه مجبوريد بين دو گزينه مقابل، يكي را انتخاب كنيد: يا بايد همسرتان را به گشتاپو تحويل بدهيد. يا گشتاپو همه فرزندانتان رابه جوخه اعدام مي سپارد(البته اميدوارم هرگز هيچ كس سر چنين دو راهي اي گير نكند). فرض كنيد كه پدر و مادرتان مي خواهند طلاق بگيرند و شما بايد بين آنها، يكي را انتخاب كنيد. فرض كنيد كه بايد بين همسرتان و شغلتان ـ شغلي كه در آن موفقيدـ يكي را انتخاب كنيد. هر كدام از دو راهي هايي كه در بالا به آنها اشاره شد،‌مي تواند موتور حركتي يک فيلم باشد. گرفتار شدن قهرمان فيلم در چنين مخمصه هايي، اجازه خلق كشمكش هاي دراماتيک جذابي را به فيلمنامه نويس مي دهد و در نهايت، كيفيت فيلمنامه او را بالا مي برد.
در فيلم روز تمرين «جيک» مشتاقانه وارد يک واحد مبارزه با مواد مخدر در اداره پليس مي شود. اين واحد توسط آلونز و هريس اداره مي شود. جيک كه بايد 24 ساعت توسط آلونز و هريس تحت آموزش قرار بگيرد، به زودي خود را در مقابل يک دو راهي سرنوشت ساز مي يابد. او نمي خواهد كه از فعاليت در اين واحد انصراف دهد و در عين حال نمي خواهد به كارهاي غير قانوني آلونز و هريس، تن دهد.آلونز و او جيک مي خواهد اعمالي غير قانوني انجام دهد، زيرا اصولا آلونز اعتقادي به راه هاي قانوني ندارد. جيک عميقا به اخلاقيات اعتقاد دارد و اصلا به دليل همين اعتقاد، وارد نيروي پليس شده و مي خواهد با تبهكاران مبارزه كند، اما اكنون آلونزو از او مي خواهد كه خود، اعمالي تبهكارانه انجام دهد. از سوي ديگر، جيک بسيار جاه طلب است و نمي خواهد مزايايي را كه شغلش برايش به ارمغان مي آورد از دست بدهد. در سكانس آغازين فيلم، او با همسرش در مورد بزرگي خانه هايي كه به فرماندهان پليس داده مي شوند صحبت مي كند. جيک با ديده تحسين به آلونزو مي نگرد، زيرا او يک پليس افسانه اي است و امنيت خيابان هاي غرق در فساد شهر، در دستان اوست. او شجاع، ماهر و بسيار پر جذبه است، اما چيزهايي كه او از جيک مي خواهد معمولاً غير قانوني، غير اخلاقي و مرگبار هستند. جيک نمي خواهد اين فرصت شغلي عالي را از دست بدهد ودر عين حال نمي خواهد در اعمال غير قانوني و بعضا جنايتكارانه آلونزو شريک شود. آلونزو مي گويد كه براي مبارزه با گرگ ها، بايد گرگ باشي و وارد بازي هاي كثيف شوي. جيک مي داند كه همه حرف هاي او درست است اما قلبا نمي خواهد با او همكاري كند. او بر سر دو راهي سختي گير مي افتد. او بهترين و بدترين لحظات زندگي اش را تجربه مي كند. اگر او از واحد آلونز خارج شود، مرتكب يک اشتباه سرنوشت ساز شده است و اگر در كنار آلونزو بماند نيز بايد به اصول اخلاقي خود پشت پا بزند كه اين نيز، يک اشتباه نابخشودني است.
اين فيلم در كل راجع به يک دو راهي است و تماشاچيان مشتاقانه در پي اين هستند كه ببينند جيک سرانجام چه مي كند و چگونه از اين دو راهي ؛ از اين تنگنا، خارج مي شود. يک «دو راهي » منطقي و خوب مي تواند تمام بار يک فيلمنامه را به دوش بكشد، يعني مبناي تمام وقايع و اتفاقات فيلمنامه باشد. به گفته ارسطو، نمايشنامه هايي كه تماشاچيان را جذب مي كنند يا اصطلاحا مي گيرند، در بردارنده يک «دو راهي » هستند، دو راهي اي كه به يک نقطه بحراني منتج مي شود. اين وضعيت بحراني، مولد تصميم (نهايي) و عمل قهرمان است و سرانجام به يک نتيجه گيري ختم مي شود. براي خلق «دو راهي » و قرار دادن شخصيت اصلي در آن، مدتي زمان لازم است. معمولا يک سوم يا يک چهارم ابتدايي فيلمنامه، محل زايش «دو راهي» است. سپس اين دو راهي دشوارتر و پيچيده تر مي شود تا اين كه در نقطه اي كه دو سوم يا سه چهارم از فيلمنامه پشت سر گذاشته شده، وارد وضعيت بحراني مي شود. اين وضعيت بحراني، قهرمان را به تصميم گيري و كنش وا مي دارد و سرانجام، در يک سوم يا يک چهارم پاياني فيلمنامه، نتيجه گيري يا همان گره گشايي صورت مي گيرد و تمام ماجرا جمع مي شود.
در روز تمرين، دو راهي، لحظه اي وارد مرحله بحراني مي شود كه آلونزو، بعد از كشتن راجر، تفنگ به دست، از جيک مي خواهد كه وانمود كند او (جيک) فرد شليک كننده بوده است. در اينجا، جيک اين شانس را دارد كه ايدآليسم خود را كنار بگذارد و تبديل شود به يكي از افراد آلونزو ولي او اين كار را نمي كند.ا و تصميم مي گيرد كه خط خود را از آلونزو جدا كند. عمل او اين است كه تفنگ را به سوي آلونزو بگيرد و او راتهديد به مرگ كند. اين تصميم و عمل به هيچ نتيجه اي منتج نمي شود.در واقع جيک اكنون دچار يک درد سر بزرگ تر شده است. اما مهم اين است كه او ديگر مردد و مستأصل نيست و از ركودي كه دو راهي در او ايجاد كره بود، خارج شده است. او اكنون مي تواند به طرف نقطه نهايي يا نتيجه گيري حركت كند. اين نتيجه گيري زماني صورت مي گيرد كه او آلونزو را در نبرد نهايي شكست مي دهد.
همه،حداقل يک بار در زندگي، بر سر دو راهي گير مي كنند و مجبور مي شوند كه آگاهانه، گزينه هايي را انتخاب كنند كه به همان نسبت كه ممكن است به سود آنها باشد، به ضرر آنها نيز است. به همين دليل، ماندن بر سر دو راهي، براي بسياري از تماشاچيان، ملموس و قابل درک است. بنابراين، وجود دو راهي در فيلم، بر جذابيت آن مي افزايد و تماشاچيان را به ديدن آن ترغيب مي كند. بعضي از فيلمنامه ها، ذاتا بر پايه يک دو راهي شكل مي گيرند مانند فيلمنامه روز تمرين، اما دربعضي ديگر، فيلمنامه نويس، خود مي تواند دو راهي هايي خلق كند و در مقابل پاي قهرمانش بگذارد و عناصر داستانش را طوري بچيند كه قهرمان، سرانجام بر دو راهي فائق شود (يا نشود). اكنون براي اين كه بهتر بامفهوم «دو راهي» در فيلمنامه، آشنا شويد و بتوانيد در فيلمنامه هايتان از اين راهكار با ارزش استفاده كنيد، ما در اينجا يک داستان مي سازيم ؛ از ابتدا و مرحله به مرحله ؛ و قهرمان اين داستان را، در يک مخمصه عجيب بر سر يک دو راهي پيچيده قرار مي دهيم: ما يک شخصيت اصلي داريم به نام استنلي. استنلي آدم منزوي، ترسو و منفعلي است. او به بيماري رواني اختلال در هويت (يا همان چند شخصيتي بودن ) مبتلا شده است. مبتلايان به اين بيماري، داراي دو يا چند شخصيت كاملا مجزا و گاهي متضاد هستند. بنابراين استلي اكنون يک هويت جديد دارد. او در هويت يا شخصيت جديدش، تبديل به يک فرد بزن بهادر و بي پروا و قمار بازي متبحر مي شود. نام اين استنلي جديد را، جكسون مي گذاريم. بنابراين جكسون،وجه ديگر شخصيت استنلي است. جكسون بودن براي استنلي تجربه اي جديد، هيجان انگيز و خوشايند و در عين حال، خطرناک، ترسناک و غافلگير كننده است. يک نكته را هم بايد اضافه كنيم: استنلي از اين كه گاهي هويتي جديد پيدا مي كند و تبديل به شخصيتي جديد مي شود آگاه است، ما نمي تواند به طور دلخواه از استنلي به جكسون و بالعكس، تغيير شخصيت دهد. تغيير هويت او، اتفاقي و خارج از اختيار او است. جكسون يا همان استنلي تغيير يافته، وارد يک گروه قمار باز وابسته به مافياي قمار مي شود. او با استفاده از نبوغ خود در قمار، پول هاي كلاني مي برد و به عنوان يک قمار باز قهار مطرح مي شود. استنلي، براي اولين بار در زندگي اش ؛ از هيچ چيز و هيچ كس نمي ترسد؛ هيچ محدوديتي ندارد؛ معشوقه هاي زيبا پيدا مي كند و قدرتمند و ثروتمند مي شود. اينها براي استنلي،كه تا به حال فقير و بي ارزش بود، شگفت انگيز و غير قابل تصور هستند. اما ماجرا دو سو دارد: جكسون با افراد خلافكار زيادي سرو كار دارد و دست به اعمال بي باكانه اي مي زند و هر آن، احتمال دارد سر خود را به باد دهد. استنلي مي تواند با مراجعه به پزشک و مصرف داروهايي، اين بيماري و اختلال رواني را از خود دور كند،اما چشم پوشيدن از خوشي هايي كه جكسون براي او به ارمغان مي آورد، غير ممكن است.
در اينجا، اين پرسش كه استنلي كي و كجا تبديل به جكسون مي شود، بسيار حائز اهميت است. اگر جكسون گاه و بيگاه ظاهر و ناپديد شود، ظرفيت كميک فيلمنامه بسيار بالا مي رود. مثلا فرض كنيد كه جكسون در هنگامي كه در ميان آدمكش هاي مافياست، ناگهان تبديل به استنلي دست و پا چلفتي شود و يا برعكس.
در اينجا، استنلي در يک دو راهي (مخمصه) گير كرده و بودن در قالب هر كدام از شخصيت ها، براي او ناخوشايند است. خوش ترين لحظاتي كه استنلي /جكسون مي تواند تجربه كند كدام اند؟ بدترين دردسرهايي كه او ممكن است بدان ها گرفتار شود كدام اند؟ ما (در مقام نويسنده) چگونه مي توانيم شرايطي را پديد آوريم كه استنلي قلبا نخواهد از دست شخصيت جديدش خلاص شود؟ استنلي يک انسان درمانده، تنها و ترسو است. ناگهان انفجار آدرنالين در خون او، از او يک انسان بي پروا و ماجراجو مي سازد كه مي تواند به هر آن چه پيشتر دوست داشت، برسد. اين براي استنلي در حكم يک بهشت است. از طرف ديگر، او نمي خواهد جانش را به مخاطره بيندازد و پيوسته در خطر زندگي كند. هر چه ما جذابيت هاي زندگي جكسون را براي استنلي عمده تر كنيم، به همان ميزان دو راهي اي را كه او در آن گير كرده غامض تر مي كنيم. در واقع ما بايد هر دو راه اين دو راهي را به يک ميزان براي او مطلوب و نامطلوب كنيم و او را در ميان لذت و خوشي و قدرت و خطر مرگ از يک سو و بدبختي و تنهايي و ضعف و امنيت، از سوي ديگر، گيج و حيران كنيم. او هم مي خواهد از شر اين بيماري خلاص شود و هم نمي خواهد.
حالا بهتر است روي تمام مشكل ها و دردسرهايي كه جكسون مي تواند براي استنلي بسازد تمركز كنيم. بدترين اين دردسرها، كشته شدن است. اگر جكسون با دارو دسته مافيايي ها اختلاف پيدا كند، آنها درصدد كشتنش بر مي آيند. جكسون مي تواند با آنها دست و پنجه نرم كند و از خود دفاع كند اما استنلي چطور ؟ او اگر در مقابل اسلحه مافيايي ها قرار بگيرد، فلج مي شود و نمي تواند هيچ عكس العملي نشان دهد (احتمالا فقط خودش را خيس مي كند). حال فرض كنيد كه جكسون با مافيايي ها درگير شده و آنها به سراغ او آمده اند و استنلي را پيدا كرده اند. پتانسيل كميكي كه در اين گونه موقعيت ها وجود دارد به نويسنده اجازه مي دهد صحنه هاي بامزه و خنده داري را خلق كند. تصور كنيد جكسون پول كسي را دزديده، يا با كسي قرار دعوا گذاشته يا در قمار تقلب كرده و... و وقتي مدعي العموم ها، به سراغ او مي روند، با استنلي بيچاره رو به رو شوند.
در ضمن اين كه احتمالات گوناگوني كه ممكن است در اين داستان رخ دهند را در ذهن مرور مي كنيم، بايد به دو راهي موجود در فيلمنامه نيز نيم نگاهي داشته باشيم. ما مي خواهيم استنلي، در بين دو گزينه معلق و منجمد بماند. آيا بايد شخصيت جكسون و تمام خوشي هاي وابسته به آن را ترک كند و يا به جكسون بودن ادامه دهد و ترس ها و خطرهاي موجود در آن را به جان بخرد. بهتر است تمام عناصري كه دو راهي استنلي را مي سازند را فهرست كنيم. او به دليل داشتن اين مزايا، نمي خواهد از دست شخصيت جديدش خلاص شود: قدرت، ماجراجويي، آزادي،پول، تفريح، معشوقه هاي زيبا، نبود محدوديت، هيجان قمار، شجاعت، انرژيک بودن، رسيدن به عشق، داشتن زندگي اي مهيج و پرنوسان و داشتن كنترل بر همه اركان زندگي خود و... اكنون ببينيم كه چرا استنلي مي خواهد از شر شخصيت جديدش خلاص شود: خطر، مرگ، فرار، تحت تعقيب پليس و آدمكش ها بودن، زندان، زنان جلف و...
شما مي توانيد با استفاده از خلاقيتتان، عناصر ديگري به اين فهرست ها بيفزاييد و يک دو راهي دشوار و پيچيده را در مقابل استنلي قرار دهيد؛ دو راهي اي كه مي تواند كل فيلم را به شكلي قابل قبول و جذاب، به پيش ببرد.دو راهي بايد لحظه به لحظه شديدتر و شديدتر شود و در نقطه اي وارد مرحله بحراني شود و تصميم گيري نهايي و عمل قهرمان را طلب كند. هر چه بيشتر بر شاخ و برگ موجود در دو راهي كه قهرمانتان را اسير كرده بيفزاييد، قدرت بيشتري براي كشمكش هاي دراماتيک و صحنه هاي جذاب خواهيد داشت. به ياد داشته باشيد كه يک دو راهي منطقي و قوي مي تواند كل باريک فيلمنامه را به دوش بكشد.

نوید ربیعی پست الکترونیک:navidrabiee@yahoo.com
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نكاتي براي فيلمنامه نويسان G.Manager 8 7,573 26-8-1394، 01:36 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  پنج نقطه عطف كليدي در فيلمنامه هاي موفق Mohammad Ali 0 823 7-6-1393، 11:17 عصر
آخرین ارسال: Mohammad Ali
  عناصر تشكيل دهنده قالب فيلمنامه G.Manager 13 8,773 29-5-1393، 12:49 صبح
آخرین ارسال: poom
  چند نكته درباره فيلمنامه نويسي G.Manager 4 1,852 4-7-1392، 04:21 صبح
آخرین ارسال: amirnasr
  9 راه غيرنوشتاري براي پيشرفت در فيلمنامه نويسي mehrbod 5 1,118 28-2-1392، 11:36 عصر
آخرین ارسال: mehrbod

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :