درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

اصول طراحي صحنه کارآمد در فيلم نامه
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:57 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: A-SO
آخرین ارسال: A-SO
پاسخ 1
بازدید 1101

امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 3.52
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصول طراحي صحنه کارآمد در فيلم نامه
#1
نويسنده: چارلز ديمر
منبع:فيلم نگار، شماره 6
وقتي درباره طراحي صحنه صحبت مي کنم، اشاره ام به اثاثيه داخل اتاق يا چيزهايي نيست که از ديوار آويزان است. منظورم اين است که چطور نويسنده هر صحنه را در فيلم نامه ساختاربندي مي کند. خصوصاً در باره طول اين صحنه ها حرف دارم که با شروع صحنه و پايان آن تعيين مي شود.
معمولاً فيلم نامه نويس تازه کار صحنه هايي مي نويسد که بسيار طولاني و ناکارآمد هستند. اين مشکلي فراگير است زيرا فيلم نامه نويسي کارآمدترين فرم روايي است. هر واژه بايد در تمام لحظات فيلم نامه اهميت داشته باشد. تازه کارها معمولاً هميشه صحنه هايشان را قبل از آن که بايد، شروع مي کنند و بيش از حدي که لازم است آن را کش مي دهند.

صحنه از کجا بايد آغاز شود؟


فيلم نامه به صورت بخش بخش و صحنه به صحنه نوشته مي شود. به همين علت، دشوار بتوان درباره هر صحنه اي خارج از زمينه کلي آن صحبت کرد. به هر حال رعايت اصول طراحي صحنه کارآمد، بخشي از مهارت فيلم نامه نويسي است.
يک صحنه در فيلم نامه بايد تا جايي که ممکن است دير آغاز شود. منظور چيست؟
بگذاريد مثالي بزنم.
زن و شوهري از هم جدا شده اند. شوهر، شخصيت اصلي داستان است. او و زنش براي ناهار با هم قرار مي گذارند تا راجع به آينده شان صحبت کنند. زن قصد دارد به شوهرش بگويد که مي خواهد طلاق بگيرد.
اغلب تازه کارها وقت زيادي صرف مي کنند تا شوهر را به اين قرار ملاقات برسانند. شايد قدري وقت بگذرانند تا او تصميم بگيرد که چه مي خواهد بپوشد. شايد او در راه وقت تلف کند، پس به موقع نمي رسد و به نظر مضطرب مي آيد. شايد يکي دو ليوان نوشيدني بخورد. بالاخره به رستوران مي رسد و پيشخدمت او را به طرف قسمتي هدايت مي کند که همسرش منتظر است. آن ها قدري صحبت مي کنند. به گارسون سفارش نوشيدني مي دهند، باز هم صحبت مي کنند. به گارسون سفارش ناهار مي دهند، باز هم گفت و گو مي کنند.
بالاخره به جايي مي رسند که صحبت به زندگي زناشويي کشيده مي شود و در اين هنگام زن به شوهرش مي گويد که مي خواهد طلاق بگيرد.
گرچه زمينه هاي دراماتيکي وجود دارد در پيشبرد آهسته داستان مي تواند مؤثر باشد. (به دنباله مقاله نگاه کنيد) در اغلب موارد، اين صحنه ممکن است بسيار کند و آهسته از کار در بيايد و دقايق زايد فراواني داشته باشد. در اين صحنه نکته چيست؟ خبر طلاق. پس فيلم نامه نويسي که مهارت بيشتري دارد صحنه را درست پيش از فرا رسيدن اين لحظه آغاز مي کند. چنان که زن و شوهر قبلاً سر ميز ناهار نشسته اند، آن ها در سکوت غذا مي خورند، ناگهان زن تصميم خود را براي شوهرش مي گويد.
البته در بعضي موارد، نسخه کندتر، قوي تر از نسخه کارآمد است. اين طور بگويم که وقتي شوهر مي خواهد آماده شود، تفنگي بر مي دارد، آن را پر و مخفي مي کند. حالا به جاي پيشرفت کند و لحظات اضافي، تنش به وجود مي آيد زيرا ما محکم روي صندلي هايمان نشسته ايم و نمي دانيم که شوهر مي خواهد با تفنگ چه کار کند. بنابراين هرچه بيشتر منتظر باشيم، تنش داستان افزايش مي يابد.
به عبارتي ديگر براي آن که صحنه هاي کشدار، مؤثر از کار در بيايد، لازم است عنصري وجود داشته باشد تا سرعت آن ها را توجيه کند. به طور کلي، هرچه صحنه ضرباهنگ تندتري داشته باشد، بهتر است.
صحنه چه زماني بايد پايان يابد؟
نظرتان راجع به بررسي اين صحنه چيست؟
در نسخه اول که تفنگي در کار نيست، تازه کاران طوري صحنه را مي نويسند که زن تصميمش را به شوهر مي گويد و طبعاً کار به بحث مي کشد. شايد قبلاً بارها درباره اين نوع بحث ها شنيده باشيد. شايد اين بحث چندين صفحه را شامل شود حتي اگر به هيچ چيز تازه اي راجع به آن پي نبريم.
شايد فيلم نامه نويسي که مهارت بيشتري دارد، طوري بنويسد که خبر تصميم زن آخرين جمله صحنه باشد، سپس يک نماي سريع از واکنش شوهر و قطع: شايد به نمايي که در آن شوهر با دوستش حرف مي زند يا در نوشگاهي مشغول نوشيدن است.
بار ديگر وجود تفنگ همه چيز را تغيير مي دهد. زيرا يک عنصر جديد و پويا به ترکيب دراماتيک اثر مي افزايد. زن تصميمش را به شوهر مي گويد. شايد فيلم نامه نويس تازه کار بنويسد که شوهر تفنگش را در مي آورد و به او شليک مي کند. نتيجه کار به هرج و مرج مي انجامد. مشتريان رستوران، شوهر را به زمين مي زنند. او نمي تواند خودش را خلاص کند.
فيلم نامه نويسي که مهارت بيشتري دارد، ما را غافلگير مي کند: شوهر تفنگش را بيرون مي آورد و روي شقيقه اش مي گذارد. آيا او واقعاً شليک مي کند؟ ظاهر زن طوري به نظر مي رسد که انگار در حال سکته است. شوهر ماشه را مي کشد. هيچ اتفاقي نمي افتد. او مي گويد: «مي خواستم بهت شليک کنم ولي جا زدم. گلوله ها رو در آوردم. خوش باشي.» سپس آن جا را ترک مي کند.
فيلم نامه نويسان هاليوود در طراحي صحنه خوب، استاد هستند و حتي فيلم هاي نه چندان مطرح هاليوود معمولاً صحنه هاي کارآمدي دارند. البته فيلم هاي خوب از طراحي صحنه خوب براي ايجاد تأثير دراماتيک بهتر استفاده مي کنند. من در کلاس هاي دانشگاهي آموزش فيلم نامه نويسي، فيلم نامه قفس پرنده را به عنوان نمونه اي خوب از داستان گويي در سينما با طراحي صحنه کارآمد، مورد استفاده قرار مي دهم.

مثال هايي از فيلم نامه «قفس پرنده»


بياييد دو مورد از انتقال صحنه در قفس پرنده را بررسي کنيم.
در اولين مورد، آرماند سعي کرده تا به آلبرت ياد بدهد که چگونه مثل يک آدم درست و حسابي قدم بزند. وقتي آلبرت تصادفاً در پاسيو با يک مشتري برخورد مي کند، آرماند مثل يک قهرمان جاهل مسلک مي خواهد از او دفاع کند. بقيه داستان از اين قرار است:
مرد (تمام قد مي ايستد): به من گفتي الاغ؟
آرماند: نه راستش، با الاغي بودم که پشت سرته.

داخلي - آپارتمان آرماند - روز


آرماند روي کاناپه لم داده است. آلبرت روي سرش کمپرس سرد مي گذارد.
آلبرت: مي بيني؟ ورمش خوابيده. تو فوق العاده بودي. حرف نداشتي. خيلي مردونه عمل کردي. من خيلي بهت افتخار مي کنم. وقتي اون مرتيکه احمق گنده خودش رو روي تو انداخت و سرت رو به زمين کوبيد، مايه خنده شد. اون حتي نمي دونست چطوري مشت بزنه.
اين انتقال صحنه را با دقت بررسي کنيد. زيرا نمايان گر روش طراحي صحنه کارآمد است. آن چه نشان داده نمي شود، مهم است، شايد مهم تر از آن چه که نشان داده مي شود. دقت کنيد چيزي که نشان داده نشده، برخورد فيزيکي است و توصيفات بعدي آلبرت از اين دعوا خيلي مضحک تر از تماشاي خود دعواست. فيلم نامه نويس تازه کار يکي دو صفحه براي نشان دادن اين انتقال صرف مي کند. دعوا را تماشا مي کنيم و سپس مي بينيم که آلبرت به آرماند کمک مي کند تا به خانه برسد و بعد مي بينيم که آلبرت، آرماند را به طرف کاناپه مي برد و فوري دست به کار مي شود تا کمپرس سرد آماده کند. ولي تمام اين جزييات در زمينه داستان نامربوط است.
داستان هميشه به خودي خود تعيين مي کند که چه جزيياتي را بايد نشان دهيم. زيرا اين جزييات، داستان را تقويت مي کنند و آن را پيش مي برند. جزييات «زايد»، آن هايي هستند که داستان را پيش نمي برند.
نمونه ديگر: آرماند به سرش زده که شايد مادر وال بتواند به آن ها کمک کند که اداي خانواده اي درست و حسابي را در بياورند. ادامه کار از اين قرار است:
وال: تو واقعاً فکر مي کني بتونه؟ واه! مادر من ...

داخلي - دفتر کاترين آرچر


کاتري (پشت تلفن): اوه، خداي من! آرماند! باورم نمي شه! يه صد سالي مي گذره. کجايي؟
باز هم اين انتقال به شکل بسيار کارآمدي انجام شده است و تمام جزييات غير ضروري که شايد فيلم نامه نويس تازه کار اضافه مي کرد، حذف شده است: آرماند به طرف تلفن مي رود که تماس بگيرد، منشي دفتر کاترين به تلفن جواب مي دهد و غيره.
طراحي صحنه خوب، شامل انتقال صحنه ها به صورتي فشرده و دراماتيک است؛ پايان بردن صحنه در جايي که نکته، مطرح شده است و آغاز صحنه بعدي از وسط رويداد، جايي که داستان مجدداً پيش مي رود.

راهنمايي ها


البته هميشه زمينه خاص داستان، تعيين مي کند که طراحي صحنه چگونه بايد باشد. با وجود اين، اصولي وجود دارد که به شما کمک مي کند تا بتوانيد صحنه هاي پر کشش تري بنويسيد. فکر کنيد که صحنه را با نوعي «شاه بيت» (punch line) يا لحظه اي تمام کنيد که در آن پرسشي مطرح مي شود. طبعاً هريک از اين موارد منجر به چيزي تازه، در صحنه بعدي مي شود.
بايد اعتراف کرد که عوامل ديگري هم وجود دارد که پيشبرد صحنه بدون شتاب را توجيه مي کند، مانند ضرباهنگ و تعليق. اگر ببينيم که يک قاتل زنجيره اي در کمد ديواري پنهان شده و هم زمان خانمي به آپارتمانش مي آيد، اين آگاهي ما را به نوشتن صحنه اي طولاني تر وامي دارد. در صورتي که اگر آپارتمان خالي بود، تداوم آن چندان توجيهي نداشت. ما دايماً فکر مي کنيم: «بيرون مي آد؟»
ولي به طور کلي مشکل تازه کاران، گنجاندن جزييات فراوان در يک صحنه است که خيلي زود آغاز مي شود و بسيار دير به پايان مي رسد. اگر بخواهيد حين بازنويسي شروع و پايان هر صحنه، از سر و ته آن بزنيد، بايد بياموزيد که صحنه هاي فشرده، پر کشش و متمرکزي بنويسيد که لحظات خسته کننده و زايد ندارند.


فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نحوه ي دکوپاژ کردن فيلم نامه قبل از شروع تصویربرداری A-SO 6 9,361 8-12-1393، 08:01 عصر
آخرین ارسال: arshin
  نگاهي به فيلم نامه گاو و داستان بر اساس عزاداران بيل ( قصه چهارم ) majid-chesta 0 555 31-4-1393، 02:34 عصر
آخرین ارسال: majid-chesta
  اصول راهبردها و برنامه های شبکه 2 amirnasr 5 1,219 19-10-1392، 05:45 عصر
آخرین ارسال: شیرین بانو
  صحنه و نقش آن در فیلمنامه اکبرخوردچشم 3 817 3-4-1392، 03:31 عصر
آخرین ارسال: شعری
  فن تحلیل صحنه soheil 1 1,543 23-9-1390، 01:25 صبح
آخرین ارسال: Mostafa

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :