درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

فاجعه اي به نام سينماي كمدي در ايران
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:33 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: dara
آخرین ارسال: dara
پاسخ 3
بازدید 1516

امتیاز موضوع:
  • 25 رأی - میانگین امتیازات: 3.56
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فاجعه اي به نام سينماي كمدي در ايران
#1
چند سالي است كه گرايش به ساخت فيلم هاي كمدي در سينماي ايران،به گرايش غالب بدل شده است.تهيه كنندگان سينما در اين فضاي ايجاد شده،عمدتاً ترجيح مي دهند بر روي فيلمنامه هاي كمدي سرمايه گذاري كنند و روي خوشي به ساير ‍‍‍ژانرها نشان نمي دهند.به همين دليل فيلمنامه نويسان هم طبق ذائقه حاكم بر سينماي امروزه،با ساز تهيه كنندگان مي رقصند و علي رغم عدم تخصص و مهارت كافي در اين ژانر،فيلمنامه هايي به زعم خودشان كمدي مي نويسند و تحويل تهيه كننده و موسسات فيلمسازي مي دهند.تهيه كننده هم به محض مشاهده يك شوخي،جك و جنگولك بازي در متن فيلمنامه،سريعاً عوامل توليد را براي ساخت فيلم فرا مي خوانند.

صحبت بر سر اينكه چرا فيلم كمدي در سينماي ما ساخته مي شود،نيست.چرا كه در سينماي ايران و چه در جهان،فيلمهاي كمدي را مي توان يافت كه بدون هر گونه لودگي،با ارائه مضاميني عميق در عين طنزهاي ظريف،ماندگار شده اند.سوال ان است كه چرا اين همه فيلم كمدي؟ و سوال مهمتر اين است كه آيا فيلمهايي كه امروزه در سينماي ايران به روي پرده مي روند را مي توان كمدي ناميد؟

وودي آلن مي گويد كه فيلم كمدي به معناي دلقك بازي نيست و بازيگران اين گونه فيلم ها،مجاز به استفاده از لودگي براي خنداندن تماشاگر نيستند-چيزي كه دقيقاً عكس آن در سينماي ما حاكم است-.در حالي كه امروزهمخاطبين تلويزيون و سينما از ديدن جُنگ ها و برنامه هاي شادي بي بهره اند،سازندگان فيلم هاي كمدي با استفاده از اصول خنداندن تماشاگر در جنگ هاي شادي و حتي سيرك،سعي در خنداندن تماشاگر كه از پرده سينما فيلم را تماشا مي كنند،دارند.بعضاً بازيگران كه در همراه ساختن مخاطب و خنداندن آنها و ايجاد فضاي طنز ناكام مي شوند،با پوشيدن لباسهايي همچون دلقك ها و انجام دادن حركاتي شبيه به آنها سعي در خنداندن مخاطب دارند.گاهي هم شخصيت هاي فيلم مخاطبين خود را كودكاني مي بينند و با شكلك در آوردن مي خواهند اين كار را انجام دهند و اگر باز با اين روشها موفق نشدند، بازيگران دستهاي خود را از پرده سينما به سمت تماشاگران دراز مي كنند و آنها را قلقلك مي دهند تا آنها را وادار به خنديدن كنند،گويي كه هدف نهايي فيلم خنداندن تماشاگران است و قهقهه زدن آنها نشانگر اين است كه فيلم خوبي است!

اما مخاطب به جاي همذات پنداري با قهرمانان پوشالي و لوده و گاه احمق فيلم،خود را در حال تماشاي برنامه شو حميد ماهي صفت مي بيند كه در حال جك گفتن است.(به هيچ وجه قصد خدشه دار كردن حرفه ماهي صفت را ندارم،بلكه منظورم ضعف كمدي سازان و توسل آنها به شيوه ايشان مي باشد.)

عمدتاً اكثر اين فيلم ها دچار ابتذال نابخشودني شده اند.استفاده از مضامين پوچ و بي ارزش و همينطور استفاده از سكانس هايي كه بيش در تر در كوچه و بازار و حتي درگيري هاي اراذل و اوباش مشاهده مي شود،بيانگر لمپنيسم حاكم بر اين فيلم هاست.حركات عجيب و غريب دست و پا و صورت و ساير اندام بدن و گاهي رقص هاي دلقك وار-همچون سكانسي از اخراجي هاي 2 كه امين حيايي ،اكبر عبدي و امير هوشنگ امير فضلي و ساير شخصيت هاي لمپن فيلم مشغول رقصيدن در آسايشگاه هستند-از مشخصه هاي ثابت فيلم هاي كمدي سينماي ما شده است.

ضعف مفرط فيلمهاي كمدي را مي توان در موارد زير جست و جو كرد:

1:هدف اصلي اين فيلم ها نه ارائه يك پيام و مضمون براي مخاطب،بلكه صرفاً خنداندن آنهاست و براي رسيدن به اين هدف فيلمسازان اين ژانر از هر وسيله اي استفاده مي كنند.

2:در بسياري از اين فيلم ها به شخحصيت پردازي قرمانان داستان،توجه اي نمي شود و فيلمنامه نويس بيشتر بر روي ديالوگ هاي لمپني و حركات لوده قهرمانان براي خنداندن مخاطب كار مي كند.به اين دليل شخصيت هاي صفر بعدي داستان،عمدتاً توانايي پيش بردن درام داستان را ندارند كه اين امر سبب آزرده كردن مخاطب مي شود.

3:فقدان درام خلاقانه و ارزشمند فيلمنامه،ضعف بارز ديگري است كه در اين ژانر بيداد مي كند.خطوط قرمز سينما عرصه را براي ساخت فيلم هلايي با مضامين انتقادي تنگ مي كند،چرا كه وارد شدن به حيطه هاي خاصي براي فيلم سازان قدغن بوده و آنها بعضاً ناگزير به پرداختن به موراد سطحي و گاه بي ارزش مي شوند كه اساساً در جامعه وجود خارجي ندارند.فقط افراد خاصي همچون ده نمكي حق ساخت فيلم هايي كه بر عميق ترين معضلات سياسي و اجتماعي انگشت مي گذارند،را دارند.به همين خاطر گاهي ايده و طرح داستان فيلم از درام و محتواي مناسبي براي پرداخت و گسترش سينمايي برخوردار نيست.براي نمونه مي توان به تله فيلم كبري 00011 اشاره كرد كه توسط شبكه پنج ساخته شد و وارد شبكه خانگي شد،فيلمي كه اساساً فاقد هر گونه مضمون و محتواست.

البته در اين بين مي توان از فيلم هايي اشاره كرد كه طرح و ايده اوليه آن داراي بار دراماتيك مناسبي براي پرداخت سينمايي بوده،اما بخاطر لودگي قهرمانان و توسطل به لمنيسم به فيلمي بي ارزش بدل شده است: مانند افراطي ها

4:ايراد ديگر استفاده بيش از حد از عنصر تصادف براي پيشبرد داستان و روايت فيلم و در نهايت گره گشايي است.در بسياري از اين فيلم ها-همچون افراطي ها-عنصر تصادف-كه در فيلمهاي هندي به وفور ديده مي شود-نقشي تعيين كننده دارد.

5:استفاده از ترفند تكراري اداي اشتباه واژه ها از سوي شخصيت هاي لمپن فيلم جهت خنداندن مخاطب از مشخصه هاي ديگر بعضي از فيلم هاي اين ژانر است.

به موارد فوق مي توان موارد بسياري از اين دست افزود.متاسفانه اين ايرادات در اكثر اين فيلم ها حاكم است و كمتر فيلمي را مي بينيم كه از اين ايرادات مبرا باشد.جاي تاسف است كه سازندگان اين فيلم ها تاكنون تلاشي جهت رفع اين ضعف ها انجام نداده اند و همه تلاش خود را براي فروش هر چه بيشتر فيلم صرف مي كنند و براي اين هدف به هر وسيله و شيوه اي متوسل مي شوند تا مخاطبين سينما را فريب دهند و آنها را به سالن سينما بكشانند.

يكي از اين شيوه ها،نامگذاري عجيب و غريب اين فيلم ها مي باشد،اسم هايي كه گاه هيچ ربطي به ماجراي فيلم ندارند و صرفاً برلاي جلب توجه به فيلم است..گاهي هم سازندگان فيلم نام فيلم خود را بر اساس نام فيلم هاي ديگري كه فروش بالايي داشتند،انتخاب مي كنند:مانند افراطي ها بر وزن اخراجي ها و طلاق به سبك ايروني بر اساس ازدواجي به سبك ايروني!

شيوه ديگر براي دستيابي به فروش بالا،چاپ پوسترهايي از بازيگران فيلم كه در حال شكلك در آوردن هستند مي باشد.در نهايت مخاطب پس از آنكه در دام اين فريب ها گرفتار شد،براي تماشاي فيلم پا به سالن سينما مي گذارد،اما هنوز ربع ساعت از فيلم نگذشته كه پي مي برد پولش علف خرس بوده است!

اما چگونه بايد از اين مضعت بحراني و اسفناك خارج شد:

قاعدتاً بيشترين بار براي خروج از اين وضع بر عهده فيلمنامه نويس است.نويسنده بايد نگاهي عميق به شرايط اجتماعي داشته باشد تا بتواند ايده هاي بكري براي نوشتن يك فيلمنامه سرشار از مضمون و محتوا دست يابد.ايده هايي كه مي تواند يك خط داستاني منسجم و قوي براي فيلم ايجاد كند.مهمترين رسالت طنز و كمدي به تصوير كشيدن معضلات اجتماعي و زشتي هاست كه در بطن جامعه وجود دارد و فيلمنامه نويس بايد نگاهي نقادانه به شرايط موجود داشته باشد.

پس از يافتن موضوعي مناسب براي نگارش فيلمنامه،نويسنده بايد طنز فيلمنامه خود را با ظرافت فراوان بر اساس همان نگاه نقادانه اش به دور از هرگونه لودگي و دلقك بازي شخصيت هاي داستانش بنويسد.

در مرحله بعد وظيفه تهيه كننده است كه از پذيرفتن فيلمنامه هايي بدون مضمون و با همان مشخصه هايي كه در بالا ذكر شد،خودداري كند و نويسنده ها را وادار به تلاش بيشتر و مفيدتر جهت نگارش فيلمنامه اي قوي كند.

به هر ترتيب سال 89 هم با نمايش فيلم هاي كمدي زيادي -كه اكثريت آنها،فاقد ارزش يكبار ديدن بودند- به پايان خود نزديك است.ذائقه مخاطبين هم با ديدن اين فيلم ها به شدت افت كرده و موجي از نااميدي در بين مخاطبين و منتقدين ايجاد شده است.اميد است كه سال جديد پايان اين فاجعه باشد و شروع رشد و شكوفايي سينماي ما به ويژه سينماي كمدي كه به قهقراه رفته است،باشد.

پی نوشت: این مقاله در روزنامه شرق مورخ یکشنبه 14 فروردین به چاپ رسید.
پاسخ
#2
وقت بخیر

تنها در یک صورت می توان فیلمنامه نویس را در ساخت یک فیلم بد مقصر دانست:

اسلحه را روی شقیقه تهیه کننده گذاشته و او را مجبور نماید که سرمایه اش را صرف ساخت فیلمی مزخرف از فیلمنامه او نماید.

ارجاع دادن مشکلات فیلمها به فیلمنامه نویس یک اشتباه است. اگر فیلمی بد باشد، از دو حال خارج نیست:
1- آقای تهیه کننده صلاحیت حضور در سینما را ندارد چون نمی تواند یک فیلمنامه درست پیدا کند یا مشاوری داشته باشدکه فیلمنامه خوبی برایش پیدا نماید
2- مشکل فیلم ربطی به فیلمنامه نداشته و ایراد جایی دیگر است

خلاصه اینکه کسی برای کیفیت پایین یک خودرو به دنبال متهم کردن پیمانکار مواد اولیه نیست. مشکل از مدیریت مجموعه خودرو سازی است که اجازه داده مواد اولیه بد وارد خط تولیدش شود.

البته اینکه یک نویسنده واقعاً بخواهد خوب باشد یا نه بحثی دیگر است.
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
#3
درود
برای پاسخ به نظر شما باید شما را ارجاع به فیلم های فاقد مضمون بسیاری بدم که همگان این چند سال به شدت شاهد آنها بوده ایم.من فقط چند تا از آنها را ذکر کردم.
در مورد سخن شما در مورد اینکه تهیه کنندگانی صلاحیت حضور را در سینما ندارند،کاملا موافقم و متاسفانه مشکل اصلی امروز سینمای ما همین حضور افراد ی هستند که هیچ از سینما نمی فهمند!
تهیه کنندگان سینما متاسفانه به فیلمنامه نویسان جوانی که ایده های نابی برای ساخت فیلم دارند توجهی نمی کنند و به سراغ همان قدیمی ها می روند.حالا می خواهد که فیلمنامه شان مزخرف اشد یا هم خوب.شما از مشکلات نویسنده های جوان برای پیدا کردن تهیه کننده رای اثرشان مطمئنا خبر دارید.یه محض مشاهده یک فیلمنامه نویس جوان می گویند که ترجیح می دهند به فیلمنامه فرد با تجربه و البته معروفی را کار کنند! چیزی که خودم بارها شنیدم!
منظور بنده از طرح این مساله در مقاله ام نقد سینماگران در عدم توجه به نویسندگان جوان و پر انرژی بوده است.
پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ليلي با من است , فيلمنامه شاخص سينماي دفاع مقدس A-SO 0 544 3-5-1391، 02:10 عصر
آخرین ارسال: A-SO

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :