درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

لحظه های نابِ ماندگار
زمان کنونی: 16-9-1395، 02:17 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: A-SO
آخرین ارسال: raharad
پاسخ 46
بازدید 4910

امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 3.43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لحظه های نابِ ماندگار
#1
سلام
یه پیشنهاد دارم ، می خوام یه کار جدیدی رو تو این موضوع با کمک هم انجام بدیم و اون اینکه بیایم و لحظاتی که واقعاً از هر فیلم لذت بردیم و یا اینکه لحظالت نابی که از هر فیلمنامه خوندیم رو تو اینجا به اشتراک بزاریم. حالا این فیلم میتونه ایرانی ، خارجی ، کوتاه ، بلند ، انیمیشن . یا هر گونه ی دیگه ای باشه.
البته این رو متذکر بشم که اینکار رو یعنی لحظات ماندگار سینما در هالیوود برای 100 فیلم برتر تاریخ سینما انجام شده و همچنین چند وقت پیش در یکی از شبکه های فارسی زبان ماهواره هم ( من و تو 1 ) در برنامه ی سینما سینما یک کار بسیار ارزشمند انجام دادند و لحظات ماندگار رو برای فیلم های ایرنی و خارجی در یک لیست 100 تایی انجام دادند به تفکیک و به نمایش گذاشتند ، که 100 فیلم خارجی همون ترتیبی رو داشت که هالیوود اعلام کرده بود ولی برای فیلم های ایرانی ، نتیجه با نظرسنجی مردم تو رسانه های ارتباط جمعی نظیر فیس بوک و توییتر و .. انجام شد و الحق که برنامه ی زیبایی درست کرده بودند.
حالا قصد ما تو این جا ، همون طور که گفتم ، اینه که لحظات ، صحنه ها وحتی سکانس هایی که روی ما تاثیر زیادی گذاشته و چنان تو ذهنمون نقش بسته که هیچ وقت از یادمون نمیره رو ، حالا چه این صحنه از فیلمی بوده که دیدیم و یا از فیلمنامه ای که خوندیم . اون رو در قالب استاندارد بنویسیم و به اشتراک بزاریم ، تا بقیه رو در لذتی که بردیم سهیم کنیم.
ملاک انتخابتون فقط و فقط خودتان باشید و اصلاً توجهی به لیست های منتشر شده از سایت های مختلف و همچنین تعریف ها دیگران نداشته باشید ، فقط خودتان و خودتان.
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#2
با تشکر از دوست عزیزمن به خاطر ایجاد تاپیک:
یکی از لحظه های ماندگاری که حقیقتا هیچ وقت یادم نمیره،دقایق نهایی فیلم«مظنونین همیشگی»هستش
از اونجایی که کوین اسپیسی پاسگاه پلیس رو ترک میکنه
این لحظات به همراه صدای خارج از قاب اسپیسی و همینطور نتیجه گیری سریع در دقایق آخر و کات های زیبا و به جا،باعث شده که جزو بهترین و ماندگار ترین لحظات برای من بشه
با تشکر
پاسخ
#3
سلام
به نظرم يكي از لحظات ناب و بسيار زيباي سينماي ايران، كه كاملا به ياد ماندنيه اون صحنه از فيلم اجاره نشين ها اثر استاد مهرجويي كه اكبر عبدي داره ريش هاشو مي تراشه و زده زير آواز كه يهويي ساختمون به لرزه درمياد و خراب ميشه و همين طور عبدي هم به تناسب لرزه ها و وحشت زده آواز شو بلندتر ميكنه...
عاشق فیلمنامه نویسی ام چون به من اجازه ی خلق یک دنیای تازه را می دهد با آدم های تازه...
پاسخ
آگهی
#4
سلام
به نظر من یکی از ماندگارترین لحظات تاریخی سینما ، تو فیلم من افسانه ام با بازی ویل اسمیت اتفاق افتاده ، سکانس پایانی فیلم ، جایی که خودش و یه مادر و پسر تنها بازماندگان انسانی تو شهر نیویورک پشت شیشه ای ضد ضربه پناه گرفتن تا از حمله ی انسان هایی که مبتلا به ویروسی شدن که نیرویی ابر انسانی پیدا کردن در امان باشن ولی ، اونها دارن شیشه رو میشکونن که ویل اسمیت مادر و پسر رو از یه مخفیگاه فراری میده و وقتی مطمئن میشه که دور شدن ، محوطه رو پر از گاز میکنه و وقتی شیشه شکسته میشه همون طوری که به طرفشون میره انفجار مهیبی اونجا اتفاق میافته و همه و خودش توش نابود میشن و زیبایی این لحظات با حرکات آهسته ی تصویر و کات های پیاپی بین نمایش اظطراب اسمیت و ابرانسانهایی که دارن شیشه رو میشکونن و آهنگ زیبایی که روی صحنه هست و همچنین گفتار روی تصویر با صدای ویل اسمیت ، صد چندان شده .
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#5
یک فیلم قدیمی که اسمش رو یادم نیست..

فیلم مربوط به شهری پر از فساد و بزهکاری و کشت و کشتار بود..
در آخر فیلم وکیل پایه یک در دادگاه داشت مجرم بودن متهم رو ثابت میکرد... تا اینکه از یک پسر بچه به عنوان شاهد ماجرا دعوت کرد تا بیاد جلوی جمع صحبت کنه..
پسر بچه مدام گریه می کرد و چیزی نمیگفت..بعد از اینکه وکیل دست هاش رو روی شونه های پسر بچه گذاشت و اون رو به خونسردی و آرامش دعوت میکرد.. ازش پرسید : پسرم چرا گریه می کنی؟
ناگهان پسر بچه چاقویی از جیبش در آورد و محکم در شکم وکیل فرو کرد!!!! همونطوری در حال گریه گفت : ببخشید مجبور بودم.. وگرنه خانواده ام رو میکشتن!!!
**************هوای سفر دارم..ولی میترسم سفرم به قهر کردن تعبیر شود...****************
پاسخ
#6
دوستان عزیز چرا هیچکی از سریالهای کره ای لحظه ی ناب نمیگه !!!!74
ولی خوب من میگم امروز لحظه ی خیلی قشنگی و تو سریال افسانه ی دو نگی دیدم که تا الن که 4 ساعت از پخشش گذشته و فکر نمیکنم از ذهنم بره ...
زمانی که ملکه اینهیون به قصر برمیگرده و میخواد از کژاوه بیاد پایین که پادشاه و میبینه و خودش و پادشاه باهم رو به رو میشن امپراطور از شرمندگی گریه اش میگیره و ملکه به خاطر اینکه میبینه امپراطور با اعتماد کامل روبه روش وایساده و بی گناهیش برای امپراتور ثابت شده با خیال آسوده در چشمان امپراطور نگاه میکنه ..وهردو رو به هم گریه میکنن من که خیلی متاثر شدم 55
آهای سرنوشت... اسکار از آن توست...سالهاست مرا فیلم کرده ای


پاسخ
آگهی
#7
سلام
یکی دیگه از لحظاتی که با هر دفعه دیدنش لذت می برم ، لحظه های آخر فیلم ترمیناتور 2 هست ، جایی که آرنولد داره با همراهاش خداحافظی میکنه و بعد آروم آروم تو مواد مذاب فرو میره ، با اون آهنگ زیبا که تو پست زمینه داره پخش میشه .
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#8
(13-7-1391، 03:29 صبح)robab نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*دوستان عزیز چرا هیچکی از سریالهای کره ای لحظه ی ناب نمیگه !!!!74
ولی خوب من میگم امروز لحظه ی خیلی قشنگی و تو سریال افسانه ی دو نگی دیدم که تا الن که 4 ساعت از پخشش گذشته و فکر نمیکنم از ذهنم بره ...
زمانی که ملکه اینهیون به قصر برمیگرده و میخواد از کژاوه بیاد پایین که پادشاه و میبینه و خودش و پادشاه باهم رو به رو میشن امپراطور از شرمندگی گریه اش میگیره و ملکه به خاطر اینکه میبینه امپراطور با اعتماد کامل روبه روش وایساده و بی گناهیش برای امپراتور ثابت شده با خیال آسوده در چشمان امپراطور نگاه میکنه ..وهردو رو به هم گریه میکنن من که خیلی متاثر شدم 55

مگه سريالهاي كره اي لحظه ناب هم دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟7474747474


كلا ديدن سريالهاي كره اي مثل سريالهاي تركيه وقت تلف كردنه و هيچ چيز آموزنده اي براي نويسنده نداره 777
هر كجا اراده اي باشد راه هم هست
پاسخ
#9
وای گفتی ترکی چه قدر از فیم ترکی بدم میاد تا حالا ندیدمشون ولی تعریف موضوعاتشون و شنیدم به شدت بیزار شدم . 1627
دوما کی گفته سریال کره ای لحظه ی ناب ندا ره ؟ ها؟؟؟؟ !!!!
این همه لحظه های ناب 72
آهای سرنوشت... اسکار از آن توست...سالهاست مرا فیلم کرده ای


پاسخ
آگهی
#10
سلام من هم اصلا ً با سریال ها ی کره ای و مخصوصاً ترکیه ای موافق نیستم و به نظرم وقت تلف کردنه ، اون وقتی که میزاری تا این سریال ها رو ببینی اگه به سریال دیدن علاقه داری سریال های قوی ای مثل فرار از زندان ، لاست و یا نیکیتا و هیروز رو ببین .
اما بریم سر بحث اصلیمون
ایندفعه می خوام چند تا از نابتریناز لحظات سینمای ایران رو بگم ، البته به نظر خودم:
فیلم زیبای میم مثل مادر
اواسط فیلم جایی که پسر در حال مرگه و گلشیفته شیشه رو میشکونه و با اینکه داره شدید خونریزی میکنه ،دنبال آمپول میگرده تا پسرش رو نجات بده. و جالب اینه که تو اون صحنه گلشیفته واقعاً دستش رو از آرنج تا مچ جر داده بود و واقعاً هم صحنه خیلی واقعی و زیبا شده بود.
فیلم زیبای دست های خالی
سکانس های آخر فیلم جایی که خسر شکیبایی ، جانباز آزاده ، برای آزادی دخترش از زندان بخاطر قتل دختر یه عیاش دائم الخمر ، داره به اون آدم التماس میکنه و مدام دست های خالیش رو به مرد نشون میده و خودش رو حقیر میکنه ولی مرد راضی نمیشه.
فیلم مارمولک
سرتاسر لحظه ی ماندگاره ولی اون لحظه ای که واقعاً من خودم خیلی دوستش دارم دقیقاً اواسط فیلمه ، جایی که رضا مارمولک دیگه جوگیر شده و واقعاً فکر کرده آخونده و داره رو منبر در مورد روابط زن و مرد تو فضا صحبت میکنه ، با اون دیالوگ های زیبا و بازی زیبای پرستویی به نظر من یکی از ماندگارترین هاست .
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#11
من آدمی نیستم که بخوام بحثی رو کش بدم ولی ...
من به شدت با نظرتون مخالفم که میگید فیلم کره ای وقت تلف کردن !!!! به نظرم فیلم نامه ها ی بسیار قوی داره شما مطمعنا ندیدین یا دنبال نکردین که ببینید ارزش دیدن داره یا نه !! ولی مبارزان زندان که جالب نیست من دوسه قسمتش و دیدم . شاید چون من از فیلم های هالیوودی خوشم نمیاد.
راجع به این صحنه ی مارمولک اصلان یادم نمیاد چنین لحظه ای ه توش بود!! ( لازم شد یه بار دیگه ببینمش) شاید چون فقت یه بار دیدم ولی با همون یه بار دیدن که شش سال پیش یود یه لحظه یادمه که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه
مامور قطار وقتی مادر و دختری رو برای امنیت جانی و ناموسی ازدیگر همکپه ها میاره پیش رضا مارمولک و میگه : شمارو سپردم به حاج آقا که
امین ناموس مردمه و رضا مارمولک با چشمانی هیز گه شرارت از آن ها میبارید به دختر نگاه کردو گفت : بله من امین ناموس هستم ...
آهای سرنوشت... اسکار از آن توست...سالهاست مرا فیلم کرده ای


پاسخ
#12
سلام
من عاشق اون صحنه از فیلم سام و نرگسم که دارن گلزار رو اعدام میکنن و دختره داره براش های های گریه میکنه و با گریه های اون پدره راضی میشه رضایت بده.
من دارم میام به سرعت نور
پاسخ
آگهی
#13
سلام
رباب جان بهت پیشنهاد میکنم حتماً حتی شده فقط یه بار دیگه این فیلمو ببین ، وقتی این صحنه رو دیدی خودت می فهمی.
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#14
یکی از نابترین لحظاتی که تو فیلم هایی که تا به حال دیدم و هیچ وقت از یادم نمیره ، سکانس میانی فیلم تروی هست ، صحنه ای که اکلیس( براد پیت ) یکه و تنها برای خون خواهی پشت دژهای مستحکم تروا ایستاده و با دادهای محکم و پی در پی شاهزاده هکتور رو صدا میکنه و جالب اینه که من هر وقت این صحنه رو دیدم ندونستم تو نبردشون کدوم طرفی باشم ، طرف اکلیس ، که یه جنگجوی تمام عیاره و واقعاً حق داره و برای خون خواهی اومده و یا طرف هکتور که شاهزاده ای نجیب و بسیار با اخلاقه و خودش هم میدونه که اتفاقی کار اشتباهی کرده .
صحنه های خداحافظی هکتور با خانوادش و بچش که هنوز به دنیا نیومده ،نشون از اون بود که خودش هم میدونست حریف اکلیس نیست ولی چه شخصیت بزرگی داشت که با این حال به خاطر اشتباهی که کرده بود پا تو صحنه ی نبرد گذاشت تا تقاص کارش رو بده .
صحنه های نبرد ، کشته شدن هکتور و بستن اون به پشت اسب توسط اکلیس و به نمایش گذاشتن این حرکت جلوی دژهای تروی ، یکه و تنها ، نشان از این بود که اکلیس هم از کرده ی خودش راضی نیست و یه طوری می خواست بعد از این کاری که کرده خودش هم توسط تروییها کشته بشه ، چون تو یه جایی از فیلم هم به این اعتراف میکنه که تنها جنگجوی واقعی ای که تا به حال دیده همون هکتور بود .
به این میگن شخصیت پردازی
خلاصه هر چی از لذتی که از این صحنه بردم بگم کم گفتم ، شاید باورتون نشه ولی همین الان که داشتم براتون مینوشتم ، مو به تمام بدنم سیخ شد و یه انرژیه عجیبی گرفتم.
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#15
Cast Away (دور افتاده) کارگردان رابرت زمیکس - 2000
جایی که تام هنکس یه کرجی درست می کنه و همراه توپ والیبال به آب می زنه ولی موفق نمی شه و به سختی از غرق شدن نجات پیدا می کنه و به ساحل بر می گرده ولی وقتی می بینه توپش نیست توی آب دنبالش می ره و صداش می زنه و گریه می کنه. خدای بزرگ این صحنه بدبختی اونو به زیباترین شکل ممکن به تصویر می کشه. انسانی که تمام کَس و کارش یه توپ والیباله که اونم از دست داده.
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :