درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

کوئنتین تارانتینو
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:31 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: میثم
آخرین ارسال: میثم
پاسخ 1
بازدید 579

امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 3.48
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کوئنتین تارانتینو
#1
دیگر همگان می دانند که کوئینتین تارانتینو در ابتدا ویل اسمیت را برای نقش «جانگو» در وسترن مربوط به دوران برده داری اش، «جانگوی رها شده»، در نظر داشت. اما اسمیت این نقش را رد کرد و نقش نهایتا به جیمی فاکس بازیگر برنده اسکار رسید. در مصاحبه ای اختصاصی با مجله پلی بوی که اخیرا اینترتینمنت ویکلی قسمتهایی از آن را منتشر کرده، تارانتینو برای اولین بار عنوان کرده است که بازیگران فراوان دیگری هم در جدال برای تصاحب این نقش بوده اند و او در مقاطعی می خواسته است که آنها را رو در روی یکدیگر قرار دهد:

«من با شش بازیگر مختلف ملاقات کردم و جلساتی طولانی با تمامی آنها داشتم، و کلیه فعالیت هنری آنها را زیر ذره بین بردم؛ بازیگرانی چون ادریس بابا، کریس تاکر، ترنس هوارد، ام.کی. ویلیامز [از سریال «امپراتوری بورد واک»] و تایرس گیبسن. آنها همگی شیفته حضور در این فیلم بودند و من می خواستم که قابلیت های آنها را آزمایش کنم، آنها را مجبور کنم که به جان هم بیفتند و به نوعی موانعی را بر سر راهشان قرار دهم، و بعدش بود که جیمی فاکس را دیدم و متوجه شدم که نیازی به این کارها ندارم. او خود آن کابوی بود... این واقعیت را فراموش کنید که اسبی که در این فیلم سوار بر آن است واقعا متعلق به خودش است؛ از آن مهم تر این که او از تگزاس می آید و به خوبی درک می کند که تصور دیگران از او به عنوان «دیگری» چگونه می تواند باشد.»

به گزارش کافه سینما، تارانتینو همچنین در ادامه مصاحبه عنوان کرده که کماکان بر وداعی زود هنگام با دنیای فیلمسازی مصر است و این اتفاق زودتر از آنچه خیلی ها می پندارند رخ خواهد داد. کیو تی در طول مصاحبه از تعداد فیلمهایی که پیش از بازنشستگی خواهد ساخت پرده برداشته و اذعان کرده که در طول نگارش فیلمنامه لئوناردو دی کاپریو را برای نقش منفی فیلم مد نظر نداشته است. نقاط عطف در این مصاحبه را در زیر خواهید خواند:



درباره ترک دنیای فیلمسازی:

نمی خواهم فیلمسازی سالخورده باشم؛ می خواهم در نقطه مشخصی متوقف شوم. کارگردانها با افزایش سن فیلمسازان بهتری نمی شوند؛ معمولا بدترین فیلمها در کارنامه فیلمسازی آنها چهار فیلم آخرشان است. برای من کارنامه ام خیلی مهم است و یک فیلم بد سه فیلم خوب را بر باد می دهد... زمانی فرا می رسد که کارگردانها از زمانه خود عقب می افتند و این اصلا خوب نیست. من در سفری هستم که نیاز به یک پایان دارد و نه [صرفا] سفری در تلاش برای پیدا کردن فیلمی دیگر برای ساختن. من می خواهم که این سفر هنری نقطه اوجی داشته باشد. می خواهم فعالیتم هدفمند باشد. شما در هر زمانی می توانید فعالیت خود را متوقف کنید اما در جهانی خیالی حضور ده فیلم در کارنامه فیلمسازی من مطلوب خواهد بود. تا به حال هفت فیلم ساخته ام. اگر نظرم عوض شد، اگر [بعد از ساخت ده فیلم] داستان جدیدی در ذهنم شکل گرفت، امکانش هست که بازگردم. اما اگر کارنامه ام در همان ده فیلم هم متوقف شد، از نظر من به عنوان بیانیه ای هنری قابل قبول است.



درباره این واقعیت که در زمان نوشتن شخصیت کالوین کندی هنرپیشه های دیگری به جز لئوناردو دی کاپریو را در ذهن داشت:

نمی خواهم به شما بگویم که چه کسانی را ذهن داشتم؛ چون زمانی که فیلمنامه را تمام کردم متوجه شدم آنها کمی مسن تر از آن چیزی بودند که من برای این شخصیت در نظر داشتم. این مشکلی است که من دارم. درباره شخصی فکر می کنم و در نظر نمی گیرم که تصوری که از آن بازیگر دارم به بیست سال پیش او بر می گردد.



درباره این که در ابتدا ویل اسمیت را برای بازی در نقش جانگو در نظر داشت:

در یکی از تعطیلات آخر هفته چند ساعتی را کاملا با هم بودیم و این زمانی بود که ویل در نیویورک مشغول بازی در قسمت سوم «مردان سیاه پوش» بود... فکر می کنم که نیمی از این فرآیند صرفا بهانه ای برای ما دو نفر بود تا زمانی را در کنار هم بگذرانیم.... ویل انتخاب صد در صد درستی برای این نقش نبود و ما زمان زیادی در اختیار نداشتیم تا تغییرات لازم را برای حضور ویل در این فیلم اعمال کنیم.



درباره دوباره نویسی تاریخ در «حرامزاده های بی آبرو» و «جانگوی رها شده»:

شما شروع به دیدن یک فیلم می کنید و از پیش هم می دانید که روال بیشتر فیلمها بر چه منوال است. هر از چند گاهی فیلمهایی ساخته می شوند که با قوانین مرسوم سازگار نیستند. زمانی که نمی دانید در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد احساس آزادی می کنید...پیش خود فکر کردم چطور است این قبیل داستانها را به شیوه خودم روایت کنم: خشن و نابهنجار اما نهایتا لذت بخش.



درباره همسر ایده آل اش:

اگر بخواهم یک سالی را در پاریس زندگی کنم، هر غلطی که خواستم بکنم، مجبور نباشم که هیچ چیز را برنامه ریزی کنم؛ فقط بتوانم انجامش دهم، و اگر بازیگر یا کارگردانی وجود داشته باشد که بخواهم او را دغدغه ذهنی خود کنم و در دوازده روز آینده بر روی فیلمهایش مطالعه داشته باشم، باید بتوانم که این کارها را انجام دهم. زوج ایده آل همدمی خواهد بود که از این شرایط لذت ببرد و با آن کنار بیاید.



درباره حادثه تیراندازی در جریان نمایش بتمن و موضوع باشکوه جلوه دادن خشونت در فیلم‌ها:

فکر می کنم که آن آدم یک دیوانه بود. او به آن جا رفت تا گروهی از مردم را بکشد چون می دانست که مردم زیادی در آنجا حاضر هستند... این درست مانند فردی است که به یک رستوران مک دونالد می رود و به مردم موقع صرف ناهار تیراندازی می کند چون می داند که مردم زیادی در رستوران حاضر هستند. تفاوتی بین این دو وجود ندارد.



درباره صعود به مرتبه کارهای اولیه اش:

می خواهم که برای فیلمهایم انتظاری وجود داشته باشد. من واقعا به خود افتخار کردم زمانی که اینجا و آنجا خواندم که «جانگو» یکی از معدود فیلمهای امسال است که خیلی ها منتظرش هستند. این فیلم یک وسترن سیاه پوستانه است. این انتظار از کجا می آید؟ حدس می زنم که قسمت عمده آن به خاطر من باشد. لامصب محشر است.
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تارانتینوئیسم!(بررسی سینمای کوئنتین تارانتینو) Raggedy Man 23 5,859 15-7-1392، 05:29 عصر
آخرین ارسال: Raggedy Man

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :