درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

مهارت و خلاقیت داستان‌گویی از ایده‌ اولیه‌ تا فیلمنامه‌ کامل
زمان کنونی: 20-9-1395، 11:59 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: A-SO
آخرین ارسال: A-SO
پاسخ 1
بازدید 824

امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهارت و خلاقیت داستان‌گویی از ایده‌ اولیه‌ تا فیلمنامه‌ کامل
#1
چه چیزی ممکن است ما را تکان دهد یا به هیجان بیاورد؟

*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

چه چیزی ممکن است ما را تکان دهد یا به هیجان بیاورد؟ به عبارت دیگر نطفه‌ یک داستان چه زمانی در ذهن ما شکل می‌گیرد؟ در سال 1965 اینگمار برگمان به نوعی عفونت ویروسی در گوش داخلی دچار شد که باعث می‌شد بیمار حتا زمانی که در خواب است، دچار سرگیجه‌ دائمی باشد. برگمان هفته‌ها در بستر بود و سعی می‌کرد برای جلوگیری از سرگیجه به نقطه‌ای زل بزند، اما کوچکترین نگاه به اطراف کافی بود تا اتاق شروع به چرخیدن کند. او در حالی‌که به سقف خیره مانده بود ناگهان در خیال خود دو چهره را مجسم کرد که در هم ادغام شده‌اند. چند روز بعد در حالی‌که سلامت خود را بازمی‌یافت از پنجره نگاهی به بیرون کرد و دید که یک پرستار و یک بیمار کنار هم نشسته‌اند و دست‌هایشان را با هم مقایسه می‌کنند. این تصاویر، یعنی رابطه‌ پرستار و بیمار و صورت‌های ادغام شده، نطفه‌ اولیه‌ شاهکار برگمان یعنی «پرسونا» شد.

سوال این است از کجا باید شروع کنیم؟ از هرجایی ممکن است؛ از اخبار رادیو و تلویزیون، از خوابی که مادرتان دیده یا سوال کودکانه‌ فرزندتان یا یک نگاه گذرا به بیرون پنجره... هر چیزی می‌تواند منبع الهام شما باشد. جرقه‌های شهود و الهام اساساً تصادفی و خلق‌الساعه‌اند و در واقع نوعی مکاشفات ناگهانی‌اند. در حقیقت اطراف ما پُر از داستان است؛ گویندگان خبر، صفحه‌ حوادث روزنامه، خطیبان واعظان بر سر منابر، شب‌نشینی‌های فامیلی و... همه به نوعی داستان می‌گویند، آن‌چه که اهمیت دارد این است که یک داستان یا ایده شما را از لحاظ عاطفی تکان داده و شوق نوشتن را در شما برانگیزد. ممکن است شما بعدتر ایده‌ اولیه یا منبع الهامتان را کنار بگذارید ـ کاری که فرهادی انجام داد، به قول مکی‌کی:

"مسئله این نیست که از کجا آغاز می‌کنید، بلکه تداوم در کار و یافتن منبع الهام جدید است که اهمیت دارد"

اگر جادویی

یکی از راه‌های بیان ایده‌ اولیه، نوشتن آن در قالب یک جمله‌ پرسشی ساده است. پرسشی با پایانی نامعلوم؛ چه خواهد شد اگر...؟ چه خواهد شد اگر کهنه‌سرباز بازمانده از جنگ برای فرستادن همرزم بیمارش به خارج دست به گروگانگیری بزند؟ آژانس شیشه‌ای. چه خواهد شد اگر مردی ترسو بالاجبار راهی خط مقدم جبهه شود؟ لیلی با من است. البته این فقط یک شکل از نگارش ایده‌ اولیه است که استنیسلاوکی آن را «اگر جادویی...» می‌نامد. خاصیت نوشتن ایده‌ اولیه در قالب سوال آن است که ما وقتی به دنبال پاسخ به سوال برمی‌آییم دری به روی دنیای تخیلاتمان گشوده می‌شود.

ویژگی‌های ایده‌ اولیه

اساتید فیلمنامه معتقدند که ایده‌ اولیه باید دارای ویژگی‌هایی باشد. به عنوان مثال یورگن وُلف و کری کاکس در کتاب راهنمای نگارش فیلم‌نامه (1) ویژگی‌هایی را برای ایده‌ی اولیه برمی‌شمرند که بیشتر جنبه‌ی بیرونی مثل بازاریابی و یافتن تهیه‌کننده و مخاطب دارد، بر خلاف نظرات کسانی مثل مک‌کی و آن‌جونز که بیشتر به جنبه‌های درونی ایده توجه دارند. از جمله ویژگی‌های که کاکس ـ وُلف برای ایده اولیه برمی‌شمرند این است که؛ ایده باید قلاب داشته باشد یعنی دارای ویژگی‌ای باشد که گوش مخاطب را برای شنیدن ادامه‌ داستان تیز کند. به عنوان مثال سکوت بره‌ها (تامس هریس ـ جاناتان دمی) قلابی قوی دارد؛ کلاریس استارلینگ افسر اف بی آی برای یافتن یک قاتل زنجیره‌ای مجبور به همکاری دکتر هانیبال لکتر روانشناسی مخوف و جنایت‌پیشه می‌شود، یا به عنوان یک نمونه‌ ایرانی آدم‌برفی (داوود میرباقری) ؛ عباس برای گرفتن ویزای آمریکا به شکل و شمایلی زنانه درمی‌آید، یا مارمولک (پیمان قاسم‌خانی ـ کمال تبریزی) یک دزد برای فرار از دست مأموران به هیئت یک روحانی درمی‌آید. البته بسیاری فیلم‌نامه‌های قوی لزوماً قلابی محکم ندارند به عنوان مثال در آمریکا ساخته‌ جیم شرایدن که داستان یک خانواده‌ ایرلندی است که به آمریکا مهاجرت می‌کنند. متن شرایدن چنان قدرتمند و پرجزئیات است که بسیار جذاب‌تر از یک قلاب اولیه عمل می‌کند.

ایده باید بحث‌انگیز باشد. البته منظور لزوماً کارکردی ژورنالیستی نیست، بلکه ایده می‌تواند دل‌مشغولی توده‌های مردم باشد و حساسیت آن‌ها را برانگیزد، به عنوان مثل سریال «دوران سرکشی» نوشته‌ علیرضا طالب‌زاده که به مسئله‌ دختران فراری می‌پرداخت یا فیلم «شوکران» نوشته‌ بهروز افخمی که موضوع زن صیغه‌ای را در کانون خود داشت هر دو به موضوعاتی حساسیت‌برانگیز می‌پردازند که در زمان خود واکنش‌های متفاوتی برانگیختند. هوشمندی فیلم‌نامه‌نویس در یافتن ایده‌های بحث‌انگیز می‌تواند سکوی پرشی برای نگارش یک فیلم‌نامه‌ جذاب باشد.

ایده باید قابلیت بسط و گسترش داشته باشد. بسیاری از ایده‌ها هستند که به درد فیلم‌کوتاه می‌خورند، اما با تصور غلط کارگردان از کش‌ آمدن ایده تبدیل به یک فیلم بلند می‌شوند و هدر می‌روند.

ایده باید بدیع و نو باشد. البته کاری سخت و نزدیک به محال است. آن‌چه که امروزه بیشتر شکلی نو به خود می‌گیرد زاویه‌ دید نسبت به ایده است. هنوز هم گاهی سر و کله‌ ایده‌های بکر و ناب در دنیای فیلم‌نامه نویسی پیدا می‌شود مثل " آفتاب ابدی یک ذهن پاک" یا " شرکت هیولاها" . البته یکی از تمهیدات برای نو کردن کلیشه‌ها واژگون کردن موقعیت‌های تکراری یا تغییر قهرمان از مرد به زن یا تغییر مکان و زمان وقوع داستان است... و ویژگی‌های دیگری از جمله این‌که آیا ایده دارای قهرمان و ضد قهرمان قدرتمند، درون‌مایه‌ اثرگذار، کشمکش مناسب، ارزش بصری و... است؟ رابرت مک‌کی معتقد است که ایده‌ اولیه ضمیر ناخودآگاه نویسنده را آشکار می‌کند و نویسنده باید شهامت ابراز عقیده‌ و دیدگاهش را داشته باشد، حتا اگر دیگرانی حکم کنند که نگاه او نسبت به زندگی تعصب‌آمیز و جزمی است. نویسندگان خنثی و ملایم عموماً ملال‌انگیز و بی‌روح‌اند. "آلن آرمر" نویسنده‌ی کتاب راهنمای فیلمنامه‌نویسی برای سینما و تلویزیون می‌گوید داستان‌هایی دارای گیرایی و جذابیت بیشتری هستند که به سویه‌ تاریک زندگی بشری می‌پردازند، هم‌چنان که صفحات روزنامه‌ها پر از خبرهای قتل و غارت و خشونت است و مردم تشنه‌ شنیدن اخبار تکان‌دهنده، بنابراین سویه‌ شر ایده باید قدرتمند و اثرگذار باشد. همه‌ این ویژگی‌ها درست، اما چیزی که حقیقتاً به ایده قابلیت تبدیل شدن به فیلمنامه را می‌دهد، نسبت اصیل و یگانه‌ای است که نویسنده با ایده برقرار می‌کند. این نسبت اصیل از تجربیات زندگی او برمی‌آید و منجر به سوالات بنیادین نویسنده از عمیق‌ترین لایه‌های درونی‌اش می‌شود؛ من از جان این ایده چه می‌‌خواهم؟ یا این ایده چه نیروی حیاتی‌ای را در من برمی‌انگیزد؟

منبع : سینما خبر


فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستانهایی کوچک و ایده هایی بزرگ G.Manager 3 588 23-12-1394، 03:25 عصر
آخرین ارسال: سمیرگلی
  چگونه از ایده‎‎های‎مان یک داستان بسازیم؟ sarouye 1 682 2-12-1394، 03:31 عصر
آخرین ارسال: porsafar90
  سنجش کشمکش در داستان G.Manager 0 369 14-11-1394، 02:01 صبح
آخرین ارسال: G.Manager
  نگاهي به فيلم نامه گاو و داستان بر اساس عزاداران بيل ( قصه چهارم ) majid-chesta 0 555 31-4-1393، 02:34 عصر
آخرین ارسال: majid-chesta
  داستان، زیربنای فیلمنامه اکبرخوردچشم 0 379 27-1-1393، 01:11 صبح
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :