درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

من مادر هستم
زمان کنونی: 14-9-1395، 09:31 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: MariTimo
آخرین ارسال: mohamadpour
پاسخ 51
بازدید 8930

امتیاز موضوع:
  • 20 رأی - میانگین امتیازات: 3.35
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من مادر هستم
#1
Rainbow 
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
ایران نوشت : در حالی که ساعاتی قبل تازه ترین بیانیه انصار حزب ا.. در اعتراض به اکران «من مادر هستم» از طریق تعدادی رسانه نزدیک به این ارگان منتشر شد، به نظر می رسد اصلی ترین عامل این گونه بیانیه های تهدیدآمیز، هرج و مرجی است که به واسطه عدم تمکین حوزه هنری به قوانین وزارت ارشاد گریبان سینما را گرفته است! از همان نوروز که حوزه هنری بیخود و بی جهت نمایش دو فیلم «خصوصی» و «گشت ارشاد» را با داشتن مجوز قانونی در سینماهای تحت امر خودش ممنوع کرد می شد حدس زد که دیری نمی گذرد که این بی قانونی دستاویزی می شود برای ارگانها و نهادهایی دیگر که کوچکترین اعتراض و نقد نسبت به یک فیلم خاص را مجالی کنند برای تسویه حسابهای سیاسی خویش.

با این حال در آن هنگام هرچقدر که کارشناسان سینمایی بر ایرادات بدعت حوزه هنری تاکید کردند گوش شنوایی وجود نداشت تا اینکه به شرایط فعلی رسیدیم که ارگانی مانند انصار حزب ا.. با ارائه یک بیانیه مستقیما وزیر ارشاد را تهدید می کند که اگر اسباب توقیف یک فیلم مجوزدار را فراهم نکند، در برابر وزارت ارشاد تحصن خواهد کرد.

اما واقعا مشکل انصار حزب ا.. چیست؟ فیلمی مانند «من مادر هستم»، کارگردانی به نام فریدون جیرانی یا مساله اصلی مشکل با شخص وزیر ارشاد است که حالا به واسطه یک فیلم می توان عملکرد او را به چالش کشید!

آیا مشکل فریدون جیرانی است؟

فریدون جیرانی پیش از این هم در سینما و هم در مطبوعات فعالیت می کرد ضمن اینکه مدت دو سال یک برنامه سینمایی به نام «هفت» را هم روی آنتن می برد! پس حتی اگر بپذیریم که جیرانی به خاطر سبک خاص فیلمسازی اش که علاقمند به درامهایی با محوریت موضوعات اجتماعی است در حلقه فیلمسازان نزدیک به انصار نباشد نمی تواند به مانند کسانی مانند داریوش مهرجویی در موضع اپوزیسیون هم قرار گیرد و حداقلش این است که او را باید در زمره فیلمسازان میانه قرار داد.

آیا محتوای فیلم مشکل ساز شده؟

آیا مشکل انصار با محتوای «من مادر هستم» است؟ بعید است چنین مساله ای هم در میان باشد؛ برای روشن شدن قضیه مروری می کنیم بر خط داستانی این فیلم که به لحاظ لحن روایی فیلم یکی از بهترین آثار سالهای اخیر سینمای ایران است. «من مادر هستم» داستان دختر جوانی(با بازی باران کوثری) را روایت می کند که در آستانه ازدواج با پسر جوانی(با بازی امیرحسین آرمان) قرار دارد که اتفاقا هر دوی اینها یعنی هم پسر و هم دختر به هم علاقه دارند اما گره اصلی درام جایی رقم می خورد که این دختر جوان شبی از شبهای بحرانی زندگیش به نزدیکترین دوست خانوادگی شان که مردی است میانسال(با بازی حبیب رضایی) پناه می برد و عشق قدیمی این مرد جوان به دخترک آن هم دخترکی که این مرد را مانند پدرش می دیده مجالی را فراهم می کند برای تجاوز به دخترک و از اینجا به بعد است که داستان مسیری پرپیچ و خم را می پیماید. چراکه دخترک در دفاع از خود برآمده و این دوست خانوادگی را به قتل می رساند اما مادر این دخترک(با بازی هنگامه قاضیانی) به خاطر اینکه دختر را از مجازات اعدام رها کند خود قتل را بر گردن می گیرد و از آن سو پدر این دخترک(با بازی فرهاد اصلانی) هم در معادله ای چندمجهولی گرفتار می شود و به جستجوی اشتباهات زندگی خویش می پردازد. در این بین همسر آن دوست خانوادگی(با بازی پانته آ بهرام) هم تحت هیچ شرایطی از خون همسرش نمی گذرد و شرایطی را فراهم می کند که عامل واقعی قتل پای چوبه دار برود.

داستان «من مادر هستم» تلخ و تکان دهنده است اما فارغ از تکان دهندگی آن قدر عبرت آموز است که بتواند حداقل نیمی از مخاطبانی که فیلم را می بینند به اصلاح روابط رفتاری خود با فرزندان و رفقای صمیمی شان وادارد ضمن اینکه آن طور که انصار حزب ا.. در بیانیه اش آورده هیچ جای فیلم نه حرفی از زنا زده می شود و نه به عادی سازی فحشا پرداخته می شود! ضمن اینکه در فیلم تنها تصویری ارائه می شود از مراودات دو خانواده ای که به واسطه گره داستان به هم ربط پیدا می کنند پس باز هم آن طور که دوستان انصار گفته اند فیلم بخش عمده ای از جامعه را گرفتار فحشا تصویر نکرده!!!

تئوریسینهای انصار حزب ا.. حتما آرشیوی کامل از روزنامه های کشور را در اختیار دارند. پس برای آن که درک کنند داستان فیلم نه برآمده از سوء نیت که بیشتر در راستای رونمایی از بخشی از اتفاقات دردناکی است که در جامعه ما روی می دهد کافی است نگاهی بیندازند به صفحه حوادث یکی از همین روزنامه ها! مطمئنا بیان حقیقت همواره تلخ است اما اینکه بخواهیم با ندیدن و نگفتن حقیقت، خط بطلانی بکشیم بر حضور آن، کاری عبث کرده ایم که فقط و فقط به افزایش تلخی می انجامد.

تسویه حساب با وزیر ارشاد

با این حال آنچه هویداست اینکه مشکل نه فریدون جیرانی است و نه خط داستانی «من مادر هستم»؛مساله تسویه حساب با وزیری است که احتمالا به لحاظ خط فکری همراه هسته اصلی انصار حزب ا.. نیست و البته یک ضرب شست نشان دادن به مدیر سینمایی این وزیر. کیست که نداد شمقدری از همان ابتدای روی کار آمدنش سعی داشت با ایحاد رایطه ای حسنه با فیلمسازان مطرح کشور شرایطی آرام برای امتداد فعالیت آنها فراهم آورد؛ اولین نتیجه این تلاش هم رفع توقیف فیلمهایی بود مانند «به رنگ ارغوان»، «تسویه حساب» و «آتشکار» و امتداد آن هم به جایی رسید که شمقدری شخصا اعلام کرد که برای ساخت «اشغال» بیضایی هر کمکی از دستش برآید انجام خواهد داد اما متاسفانه مخالف خوانهای سیاسی که سازوکار بالاترین مقام سینمایی دولت را عاملی می دانستند برای دوستی دولتمردان با سینما و در نهایت خط بطلان کشیده شدن بر تصورات غلطی که آنها از دیدگاه سینمایی دولت ارائه کرده بودند تا توانستند در مسیر برنامه های شمقدری سنگ انداختند. این سنگ اندازی ها بعد از تعطیلی خانه سینما به اوج خود رسید و کار به جایی رسید که گروهی از حلقه مفسدان اقتصادی خانه سینما با سنگر گرفتن پشت حوزه هنری خود را به عنوان متولی فرهنگ کشور جا زدند.

شکی وجود ندارد که بیانیه اخیر انصار حزب ا.. هم در امتداد تخریب وجهه فرهنگی دولت است وگرنه انتقاد وارد کردن به یک اثر هنری می تواند با دیدگاهی کاملا تعاملی تر از این هم صورت گیرد؛ مثلا سران انصار که متاسفانه هیچ کجای بیانیه های خود نامشان را ذکر نمی کنند می توانستند وقت ملاقاتی از وزیر ارشاد یا رییس سازمان سینمایی گرفته و در این باره با وی صحبت کنند اما از آنجا که هدف بیشتر تخریب یک خط سیاسی است و دعوا ربطی به مقوله ای به نام سینما ندارد، به سرعت یک بیانیه که حتی به لحاظ ادبی ویرایش نشده تنظیم شده و روانه خبرگزاریهای نزدیک به تفکر مقابل دولت می شود تا شرایطی جدید برای هجمه علیه دولت فراهم شود.

دوستان انصار کافی بود به طور عمیق تر به پاراگراف دوم بیانیه خویش بنگرند تا رفتاری معقولتر از این نشان دهند. منظورم آنجایی است که با مدد گرفتن از کلام امام حسین(ع)، امر به معروف و نهی از منکر را نخستین فریضه قرار می دهند! بله، دوستان انصار آنچه شما از آن نام بردید نخستین فریضه است اما مساله اینجاست که شما با دیدگاهی یکجانبه دور امر به معروف را خط کشیده و فقط و فقط نهی از منکر را در دستور کار قرار داده اید.

اینها را که کنار بگذاریم هیچ گاه نفهمیده ایم چرا انصار حزب ا.. در هر بیانیه ای که صادر می کند به جای اینکه به طور صریح دیدگاههای خویش را به عنوان دیدگاه یک تشکل با تعداد افرادی خاص مطرح نماید از مردم متدین مایه می گذارد و نظر خود را نظر مردم متدین می داند. به خدا قسم ما هم دین داریم و اگر خدا قبول کند، سعی می کنیم متدین باشیم و اتفاقا با این افراطی گری ها هیچ میانه ای نداریم.

راستی این دوستان انصار اگر واقعا در عرصه سینما صاحب نظر هستند چرا از امکانات و ابزاری که در اختیارشان قرار گرفته برای ساخت تعدادی اثر درجه یک استفاده نمی کنند؟ آثاری که الگوهایی باشند برای سایر فیلمسازان تا از روی دست انصار، مشق کنند؟
متاسفانه این فیلم هنوز روی سینماهای شیراز نیامده و من آن را ندیدم
خوشحال می شوم دوستانی که این فیلم را دیدند نقد کوتاهی بر فیلم داشته باشند
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*

بازیگر فیلم سینمایی «من مادر هستم» می‌گوید این فیلم به نقد مسائل غیر اخلاقی می‌پردازد و برداشت غلطی از فیلم شده است.
فرهاد اصلانی که روز شنبه در حمایت از این فیلم جدید فریدون جیرانی مقابل ساختمان وزارت ارشاد حاضر شده بود، درگفت‌و‌گو با خبرآنلاین درباره شرایط سینما و اتفاقات بوجود آمده در این حوزه در سال جاری گفت: «این مناقشات به سینما و فرهنگ کشور آسیب می‌زند و در شرایطی که وزارت ارشاد به عنوان نهاد قانونی برای فیلم‌ها مجوز تولید و اکران صادر می‌کند دلیل ندارد افراد، اشخاص یا گروه‌هایی بنا بر تشخیص خود با اکران فیلم‌های دارای مجوز مقابله کنند و خواستار اکران نشدن این فیلم‌ها شوند.

او که از ابتدای سال در دو فیلم سینمایی «زندگی خصوصی» و «من مادر هستم» ایفای نقش کرد که هر دوی آن‌ها با اعتراض مواجه شد گفت: «از نظر من «من مادر هستم» هیچ گونه موارد ضد اخلاقی ندارد و اتفاقا به نقد این گونه مسائل می‌پردازد.»

او با اشاره به روند داستان این فیلم سینمایی گفت: «در این فیلم کسانی که مسائل اخلاقی را رعایت نمی‌کنند به عقوبت سختی دچار می‌شوند و این یکی از پیام‌های فیلم است که در این شرایط احساسی نادیده گرفته شده است.»

مخالفان و موافقان فیلم سینمایی «من مادر هستم» که از چهارشنبه پیش اکران شده، روز شنبه مقابل ساختمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجمع کردند.

ماجراي فيلم «من مادر هستم» چيست؟
اما اين فيلم چه چيزي را روايت مي کند؟ اين فيلم ماجراي اعدام دختري (با بازي باران کوثري) را روايت مي کند که در جريان فيلم از سوي دوست صميمي پدرش به او تجاوز مي شود. دختر براي نجات خود مجبور به قتل غير عمد فرد (با بازي حبيب رضايي) مي شود. همسر او (با بازي پانته آ بهرام) رضايت نمي دهند و از دادگاه تقاضاي قصاص را مي کند. اين عدم رضايت و انتقام زن به دليل يک کينه کهنه از پدر دختر (با بازي فرهاد اصلاني) مي باشد.

پاسخ
#2
مــــــــــن این فیلم و دیدم ... یه فیلم متوسط که می تونست بهتر باشه ، با بازی عالی فرهاد اصلانی و همچنین هنگامه قاضیانی ، با یک فیلمنامه متوسط و البته یک کارگردانی متوسط تر ( بخش آزار دهنده اش قسمت گفتگوی سیمین ( پانته آ بهرام ) با روانشناس بود ) .7

این که خیلی ها می گن این اثر بهترین فیلم فریدون جیرانی ، شاید بیشتر به خاطر حمایت از فیلمساز در برابر هجمه گروه انصار باشه .

کلاً بعد از چهارشنبه سوری ( اصغر فرهادی ) فیلمسازان اجتماعی سازمون یک تغییر جهت 180 درجه ای دادند و از پرداختن به موضوعاتی مانند اعتیاد که غالب فیلم های اجتماعی مون رو پر کرده بود ( از شمعی در باد بگیر تا خون بازی و سنتوری و این اواخرم مرهم ) به موضوعاتی حول و حوش خانواده های از هم پاشیده الاخصوص ، تم همیشه جالب خیانت بین زوجین تغییر مسیر دادند ... اما یک فرق اساسی بین آثار اصغر فرهادی و دیگرون اینه که آثار فرهادی لایه لایه هستند و یک نقد بزرگ اجتماعی اند در حالی که در آثار دیگر فیلمسازان بیشتر نمایش هیستریک ( دیوانه وار ) این از هم پاشیدگی در اولویته ... از این نمونه هم زیاده ( سعادت آباد ، من مادر هستم ، زندگی خصوصی خانم و آقای م ، انتهای خیابان هشتم ... بهترین فیلم این نمونه برف روی کاج ها است که اجازه اکران پیدا نکرده )
متاسفانه این همه موضوع اجتماعی مانند : ازدواج جوانان ، فقر ، دروغ و ... یا موضوعات کلان سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... بعد همه فیلم ها شبیه هم شده .

اما در مورد من مادر هستم ، من نمی دونم چرا حس می کنم ، روند داستان مصنوعی ... چیزی که باعث ارتباط من با جدایی نادر از سیمین می شد ، تو این فیلم نیست و اون اینه که آدمای قصه غیر واقعی اند یا حداقل تعدادشون خیلی کمه ... من نمی گم بی بند و باری نیست ، اما نحوه این بی بند و باری در سطح شهر و اون چیزی که مثلاً من می بینم با چیزی که در فیلم هست متفاوته ...
اساساً حالا من نمی دونم چون از باران کوثری خوشم نمی یاد یا چی اصلاً نمی شه با آوا ( باران کوثری ) همذات پنداری کرد یا بهش نزدیک شد که بگیم بیچاره اعدام شد ، و از طرفی نقش پسری که عاشق آوا است هم خیلی بد و خشک بازی شده ، و این که با مصرف مشروب چند درصد الکل ، انقد یه فرد از خود بیخود نمی شه که حالا قصد تجاوز داشته باشه یا هر چی .
تمام جذابیت این فیلم برای من دیدن صحنه هایی که فرهاد اصلانی بازی می کنه و به ویژه صحنه درگیری و روبرو شدن اون با ناهید ( هنگامه قاضیانی ) 56
حالا این فیلم به کنار هم زمان با اون فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم م اکران شده که به نظرم فاجعه است ... تو این فیلم هیچ چیزی اتفاق نمی افته به جز ، جر و بحث های بیهوده و هیستریک ، شک و تردید های الکی و ... که اعصاب تماشاگر رو واقعاً بهم می ریزه .50
فهمیدن و نفهمیدن
تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش
چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم
آسایش و خوشبختی بخشیده است
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟
پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی .
امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن
پاسخ
#3
(11-9-1391، 08:51 عصر)پدرام نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*مــــــــــن این فیلم و دیدم ... یه فیلم متوسط که می تونست بهتر باشه ، با بازی عالی فرهاد اصلانی و همچنین هنگامه قاضیانی ، با یک فیلمنامه متوسط و البته یک کارگردانی متوسط تر ( بخش آزار دهنده اش قسمت گفتگوی سیمین ( پانته آ بهرام ) با روانشناس بود ) .7


مرسی پدرام جان عالی بود....
باهات موافقم بازی فرهاد اصلانی فوق العادست...لااقل نسبت به بازی بازیگران ایرانی
البته به نظر من بازیگران خوب و آینده دار در سینمای ایران کم نیستن
پاسخ
آگهی
#4
این جوری که داره پیش می ره می شه گفت بهنره سینما گرا از این به بعد قبل از گرفتن مجوز از وزارت ارشاد از انصار حزب الله مجو ز بگیرن .خب البته هیچ هم معلوم نیست که فردا مجبور نشن از انصار بقیه احزاب هم اجازه بگیرن ! بهتر نیست از همون اول هر کس کا
این جوری که داره پیش می ره می شه گفت بهنره سینما گرا از این به بعد قبل از گرفتن مجوز از وزارت ارشاد از انصار حزب الله مجو ز بگیرن .خب البته هیچ هم معلوم نیست که فردا مجبور نشن از انصار بقیه احزاب هم اجازه بگیرن ! بهتر نیست از همون اول هر کس کار خودشُ بکنه !
پاسخ
#5
مرسی فیروزه خانوم
افرادی که در وزارت ارشاد مسئول صدور مجوز هستند یا مورد اعتماد هستند و همه ایشان را قبول دارند یا قبول ندارند ...خوب اگه قبول دارند وقتی به یه فیلم مجوز می دهند یعنی فیلم مشکلی ندارد ....اگه قبول ندارند برکنارشان کنند افراد عالم تری رو قرار دهند
اینطوری که نمیشه سرمایه ی تهیه کننده و تمام تلاش یک گروه فیلمسازی رو هدر می دهند اگه فیلم نیاز به اصلاح دارد مجوز ندهند تا اون بنده خدا فیلمشو سانسور کنه اینجوری تهیه کننده هم ضرر نمی کنه
پاسخ
#6
واقعا یعنی این فیلمسازا موضوعات بهتر از این (مثلا خیانت، بدبختی و ....) رو برای ساختن ندارن؟
یعنی اینهمه موضوعات جذاب سیاسی، اقتصادی ،نظامی و.... که وجود دارد رو نمی بینن؟
یا فکر می کنند موضوعی مثل خیانت که کم کم داره تو افرادی مثل خودشون زیاد میشه درد همه ی جامعه است؟
شایدم موضوعی بهتر برای بد نشون دادن فضای ایران ندارن؟
یکی که می گه همه دروغ گو و خشن هستند بجز زنی که می خواد بره خارج ، یکی هم که می گه همه خیانت کارنند.
جای تاسف داره واسه چنین سینمایی
پاسخ
آگهی
#7
فیلمسازا شجاعت خودشون رو از دست دادن تو این شرایط گرونی واقعا سینماها به طور عجیبی خلوت شدند به خاطر همین می ترسند که فیلم های متنوع بسازند و ترجیح می دهند از موضوعاتی استفاده کنند که امتحانشون رو پس دادند و مردم استقبال کردند واقعا به نظر من فیلمی مثل تو و من لایق نصف فروشی که داشته هم نیست خوب کارگردان دیده فیلم دو خواهر با اسقبال بینندگان مواجه شده سعی می کند فیلمی را بسازد که تدائی کننده ی فیلم دو خواهر باشد....هر چند نمیشه گفت فیلم دو خواهر هم فیلم خیلی خوبی بود ولی خوب نسبت به تو و من خیییییلی بهتر بود
پاسخ
#8
فیلم «من مادر هستم» یک جسارت واقعی در فیلم سازی در سینمای ایرانه. موضوع خیانت هم گرچه موضوع نخ نما شده ایه، اما تم اصلی داستان رو تشکیل نمی ده. تم اصلی داستان، ماجرای از هم گسیختگی خانوادگیه که منجر به چه فاجعه ای می تونه بشه. دعواهای بی پایان نادر و ناهید همراه با بدبینی ناهید به پدرام و بی توجهی او به خواسته دخترش، دور شدن آوا از والدینش و پناه بردنش به دوست پدرش سعید، همه این ها داره از فجایعی حرف می زنه که در زندگی انسان ها رخ می ده و فقط با کمی صمیمی تر شدن اعضای خانواده با هم، قابل حله. در مورد بازیها بی انصافیه اگه بازی عالی «باران کوثری» رو نادیده بگیرید که بار اصلی فیلم هم بر دوش اونه. همینطور بازی عالی «پانته آ بهرام» و شخصیت روان پریش و دیوانه اون که داره سعی می کنه درمان بشه... درسته داستان چند سکته کوچولو داره و من در فرصتی مناسب تر شاید بهش بپردازم، اما انصاف نیست که فیلم رو متوسط رو به پایین ببینیم. دوستان، فیلم های ایرانی رو با فیلم های خارجی مقایسه نکنید. فیلم های ایرانی در ایران ساخته می شن و برای گرفتن مجوز باید هفت خان رستم که سهله وحشتناک ترش رو هم رد کنن تازه وقتی اکران شدن، بیان جواب بقیه رو بدن و الی تا ماشاءالله... بنابراین قبول کنید، ساختن فیلمی با این مضمون و با این شکل و شمایل در سینمای ایران جسارت بالایی می خواد که از آدمی مثل «جیرانی» بر میاد. من به شخصه از دیدن فیلم لذت بردم. گرچه آدم باید اعصاب پولادین داشته باشه برای دیدن این فیلم، اما از نظر داستان و شخصیت پردازی (به جز شخصیت پدرام) فیلمیه که خوب عمل کرده. اتفاقات تقریبا در خدمت داستان هستن (البته به جز صحنه دادگاه و اعترافات نادر)...

راستی، لطفا فیلمای روی پرده اگه هم خواستین ازش صحبت کنید، خلاصه داستان رو قرار ندین، چون من اصلا خوشم نمیاد به دیدن فیلمی برم که خلاصش رو می دونم چیه. اگه هم لازم می دونید خلاصه ای یه خطی باشه که فقط خط روایی رو تعریف کنه. نه اینکه ماجرا رو بیان کنه. مثلا برای این فیلم باید می نوشتی: داستان از هم گسیختگی دو خانوادس که منجر به فاجعه ای غیرقابل جبران می شه...
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#9
(15-9-1391، 08:20 عصر)دیبا نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*[align=justify]
راستی، لطفا فیلمای روی پرده اگه هم خواستین ازش صحبت کنید، خلاصه داستان رو قرار ندین، چون من اصلا خوشم نمیاد به دیدن فیلمی برم که خلاصش رو می دونم چیه. اگه هم لازم می دونید خلاصه ای یه خطی باشه که فقط خط روایی رو تعریف کنه. نه اینکه ماجرا رو بیان کنه. مثلا برای این فیلم باید می نوشتی: داستان از هم گسیختگی دو خانوادس که منجر به فاجعه ای غیرقابل جبران می شه...

بله درست می گین ببخشید من خودمم اصلا خوشم نمیاد خلاصه داستان فیلمیرو که می بینم بدونم
فرقی نمی کند برکه کوچک باشی یا دریای بیکران زلال که باشی آسمان در تو پیداست
پاسخ
آگهی
#10
حامد عزیز،خیلی ممنون بابت ارسالت
در همین جا جا داره که از آقای فراستی تشکر کنیم که اینطور صادقانه از فیلم دفاع می کنن
فرض رو بر این بذاریم هنرمندهایی هایی مثل تارنتینو یا نولان یا گای ریچی یا جان لوگان تو ایران باشن
خب...الان باید واسه کی فیلم بسازن؟واسه یه قشر محدود تحت عنوان انصار حزب الله یا عموم مردم ایران؟
با اجازه ی کی باید فیلم بسازن؟اجازه ی سازمان مربوطه یا قشر چند صد نفره ی انصار حزب الله؟
این کارهاست که وجهه ی هنر توی ایران رو کریه می کنه
مگه بهونه تون واسه خیلی از فیلم ها،بدحجابی نیست؟پس اون خانم های سانتیمانتال توی اخراجی های 3 مترسک بودن؟
(ببخشید،اشتباه نکنید،هیچ مشکلی با بدحجابی ندارم،مسئله ی اصلی اینه که حرفاشونو به خودشون برگردونم)
چرا پس واسه وضع آدم های منفی محور فیلم به اصطلاح فاخر قلاده های طلا،صداتون در نیومد؟
آقایون،به پیر به پیغمبر سینما آلت دست شما نیست
سینما باید با مردم،از مردم و برای مردم باشه
(اصلا هم شبیه جمله ی آبراهام لینکلن درباره ی دولت نیست) 6
نباید سینما رو از آن عده ی معدودی کج فهم و مغرض و ناراضی بدونیم
نباید حتی به این افراد میدون داد
چرا اعتراض اونها،باید اینقدر بین مسئولین اعتبارش بیشتر از حرفهای ما باشه؟
مگه اون ها هم انسان نیست؟
چرا سینما رو سیاسی می کنید؟
چرا اینقدر با آبروی هنر بازی می کنید؟
فکر می کنید از گناه پاکید؟
آقای رسایی که از معترضان این فیلمه،تو شورای نظارته،جایی که اعضاش باید بنا به مقتضیات وظیفه شون،به سینمای دنیا واقف باشند
یه روز آقای رسایی،مهمان آقای جیرانی توی برنامه ی هفت بود،توجه تون رو به یه قسمت از مکالمه ی این عضو شورای نظارت جلب می کنم
جیرانی اسم چند فیلم مشهور رو آورد،از گلادیاتور گرفته تا هر فیلمی که فکرشو بکنید،آقای رسایی گفت نه ندیدمشون
جیرانی:حالا گلادیاتور رو چطور دیدید؟
رسایی: خیر
-سعادت آباد چطور؟
- نه ندیدم ولی از منتقدهاشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(آخه مرد مومن،وقتی ندیدی،چطور منتقدشی؟)
رسایی:آقای جیرانی،شما که اینقدر می پرسید،مردم فکر می کنن ما اصلا فیلم ندیدیم،والله اینطور نیست
(آخه مرد حسابی،همین مونده بود که جیرانی آرشیو کل هالیوود رو بذاره جلوت،هر چی که گفت گفتی ندیده)
جیرانی:خب حالا که اینطوریه،خودتون چه فیلمی رو دوست دارید؟
رسایی:آها...بنده این اواخر فیلمی رو دیدم که بسیار زیبا و فاخر و ارزشی(!)بود و دیدنش رو به همه پیشنهاد می کنم
جیرانی:کدوم فیلم؟
رسایی:فیلم یوسف پیامبر!!!!!!!!!!!!!!!!171717
پاسخ
#11
(15-9-1391، 10:21 عصر)hamidreza نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*یه روز آقای رسایی،مهمان آقای جیرانی توی برنامه ی هفت بود،توجه تون رو به یه قسمت از مکالمه ی این عضو شورای نظارت جلب می کنم
جیرانی اسم چند فیلم مشهور رو آورد،از گلادیاتور گرفته تا هر فیلمی که فکرشو بکنید،آقای رسایی گفت نه ندیدمشون
جیرانی:حالا گلادیاتور رو چطور دیدید؟
رسایی: خیر
-سعادت آباد چطور؟
- نه ندیدم ولی از منتقدهاشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(آخه مرد مومن،وقتی ندیدی،چطور منتقدشی؟)
رسایی:آقای جیرانی،شما که اینقدر می پرسید،مردم فکر می کنن ما اصلا فیلم ندیدیم،والله اینطور نیست
(آخه مرد حسابی،همین مونده بود که جیرانی آرشیو کل هالیوود رو بذاره جلوت،هر چی که گفت گفتی ندیده)
جیرانی:خب حالا که اینطوریه،خودتون چه فیلمی رو دوست دارید؟
رسایی:آها...بنده این اواخر فیلمی رو دیدم که بسیار زیبا و فاخر و ارزشی(!)بود و دیدنش رو به همه پیشنهاد می کنم
جیرانی:کدوم فیلم؟
رسایی:فیلم یوسف پیامبر!!!!!!!!!!!!!!!!17171717

فقط می تونم بگم، متأسفم...
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#12
منم نظرم و بدم 74 ، چرا مثلاً تا سال پیش گروه انصار نبود ، یعنی تا سال پیش فیلم به گفته این افراد غیر اخلاقی یا هر چی ساخته نمی شد ... متاسفانه همه اینا یه بازی که بعد از تعطیل کردن خانه سینما شروع شد ( که کاری بس اشتباه بود ) ، و اوج این اختلافاتم از اکران عید نوروز سر در آورد ، بحث بر سر اکران شدن فیلم بوسیدن روی ماه و عدم اکران خصوصی و ...
بعضی از همین آقایون داخل سینما شروع کردن به لجبازی ( افرادی که خیلی هاشونم کارگردان و تهیه کننده بودند ) و این وسط دو گروه علم دار یا پرچمدار شدند ، یکی حوزه هنری ( که پشت سر این گروه بسیاری از افراد داخل سینما بودند ) و دیگری که بصورت ناخواسته ایجاد شد همین گروه انصار بود ... متاسفانه وقتی دو فیلم گشت ارشاد و خصوصی اکران شدند ، بسیاری از همین دوستان سینمایی ساکت بودند و حتی پشت سر کارگردان و فیلم رو خالی کردند ، اما الان همشون ادعای سینمای آزاد و ... دارند . 71
و من این و مطمئنم با انتخابات سال بعد ، و تغییر و تحولاتی که از جهت مدیریتی رخ می ده ، به گفته خود آقای سهیلی ( کارگردان گشت ارشاد ) که بیشتر از همه حق فیلم ایشون تباه شد ، این قائله و هیاهو هم تموم می شه .

اما در مورد فیلم من مادر هستم ، من هنوزم اعتقاد دارم حاشیه های فیلم بیشتر از خود فیلم توجه برانگیخته ، فیلم ، فیلم بدی نیست ، چون فریدون جیرانی کارگردان خوبیه ، اما فیلمی ام نیست که بپذیریم مثلاً مسعود فراستی که اون نقد جدی رو به جدایی یا خیلی از فیلم های دیگه داشت ، بخواد این طوری از فیلم حمایت کنه ...
بیشتر جنگ بین سینما و گروه انصار ، اما خیلی از همین دوستان سینمایی با اشتباهاشون باعث شدند که این گروه متحجر هر چه بیشتر دیده بشن .

و من بیشتر از همه دلم برای فیلم برف روی کاج ها می سوزه که به عنوان اولین فیلم پیمان معادی هم فیلم خیلی خوبیه ( با این که این فیلم هم به مسئله خیانت می پردازه ، اما نه فیلم تلخیه ، نه این که ما باید محکوم به دیدن یک سری صحنه های اغراق شده ، درباره از هم پاشیدگی اخلاقی یک خانواده باشیم ، که آخرشم بخوایم شعاری تموم کنیم و بگیم این بده یا اون خوبه ) ، هم نحوه فضاسازی و کارگردانی چشم نوازه ... این فیلم فعلاً اجازه اکران پیدا نکرده . 777


فهمیدن و نفهمیدن
تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش
چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم
آسایش و خوشبختی بخشیده است
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟
پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی .
امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن
پاسخ
آگهی
#13
دوستان عزیز من این فیلم رو دیدم. تا اینجا هم نظر دوستان و مطالب جالبی که دوستان از بزرگان سینما گذاشته بودند رو خوندم. پس کلام رو کوتاه می کنم و درباره فیلمنامه نقدی که نه نظرم رو می نویسم. کسانی که فیلم رو ندیدن و نمی خوان بدونن قضیه از چه قراره نقد رو نخونن.
ساختن چنین فیلمی جسارتی می خواد که از کسی مثل جیرانی بر آمده. فیلمنامه شروعی دارد که گیراست و مخاطب را جذب می کند. صحنه ای که سیمین با بازی درخشان پانته آ بهرام در حضور روانپزشکش شروع می شود. سیمین از کابویسی رنج می برد که مدت هاست خوابش را آشفته کرده. از دختری حرف می زند که این کابوس ها را برایش آفریده. اینجاست که مخاطب پی به داستانی در پشت پرده فیلم می برد و برایش جالب است که پیگیر شود این چه داستانی است که این زن را این چنین آشفته کرده. از آنجاست که مخاطب با آوا دلنواز با بازی فوق العاده باران کوثری، آشنا شده و وارد داستان پر پرچ و خم سیمین می شود. داستان شروع خوبی دارد و همان ابتدا مخاطب را جذب می کند و می توان به جرات گفت در هیچ کجا از تب و تا نمی افتد. شاید ایراد های فیلمنامه ای کوچکی را شاهد باشیم اما در کل بی انصافی است که به آن رتبه متوسط بدهیم. حال می خواهم وارد داستان وشخصیت ها بشوم.
آوا دختری نوزده ساله است با تمام آرزوها و احساسات پرشوری که مقتضی این سن است. او به دنبال تحقق رویای خود به دنیای موسیقی و هنر پا گذاشته و به همراه دوست پسرش پدرام در مقابل دنیای بی روح و سرد و سرشار از مشکلات پدر و مادرش ایستاده. آوا شخصیتی است که خوب پرداخت شده و در تمام داستان کاری بیرون از پرداخت خوب شخصیتش انجام نمی دهد. پدرام اما با بازی امیر حسین آرمان از شخصیت خارج شده و بیشتر شاهد تیپی منفعل هستیم تا شخصیت. پدرام تیپ آشنای پسر شهرستانی فقیر و اتفاقا موزیسینی است که عاشق دختری پولدار می شود. دختری که از لحاظ فرهنگی و طبقاتی با او فاصله بسیار دارد. با کمی اغماض می توان گفت شخصیت پدرام شاید قابل حذف باشد. اگر بتوان ابتدای داستان آوا به جای پدرام کل گروه را قرار داده و زیر سوال برد می توان شخصیت پدرام را حذف کرد. کما اینکه در طول فیلم می بینیم این شخصیت کارکرد بنیادینی در داستان ندارد. به جز اینکه در جایی از داستان که پدرام تقریبا پی به قضیه آوا، ناهید مادر آوا و قصد انتقام سیمین می برد به آوا متذکر می شود که حداقل قضیه را برای پدرش بازگو کند. این اتفاق با شناختی که از آوا به مخاطب داده می شود می توانست توسط وجدان خودش پیش بیاید و خودش بعد از شنیدن خبر قصاص مادر و آشفتگی روحی پدرش( به خیال اینکه همسرش ناهید با بهترین دوستش سعید به او خیانت کرده) قضیه را با پدر در میان بگذارد. یا جایی که بعد از فهمیدن قضیه آوا که آوا زندانی است، فردین وار برمی گردد و در مقابل نگاه اشک بار پدر و مادر آوا می گوید که دوستش دارد. اینجا ما را به شدت به یاد فیلمفارسی های قبل از انقلاب می اندازد که نقش این چنینی را اغلب کسانی مثل ملک مطیعی یا فردین و... بازی می کردند. یا اگر این اتفاق در داستان افتاد ای کاش برگشتش بدون دیالوگ بود و این جمله (( دوسش دارم)) از زبان پدرام بیان نمی شد که باعث خنده ی مخاطب ها در سالن سینما شد. آن هم در فضایی که واقعا جایی برای خنده وجود ندارد. و در ادامه داستان هم در قالب راننده آوا و پدرش ایفای نقش می کند. کاری که می توانست توسط راننده آژانسی یا معتمدی انجام گیرد. فقط جایی در دادگاه نادر به پدرام اشاره می کند و از او به عنوان دامادم نام می برد، که شاید این جمله برای توجیه وجود پدرام در فیلم باشد.فکر می کنم این شخصیت بهتر از این می توانست کار کند به خصوص ما شاهد بازی های خوبی از آرمان در فیلم های دیگری بوده ایم و اینجا متاسفانه این استعداد نادیده گرفته شده.
پدر و مادر آوا با بازی های ماندگار فرهاد اصلانی و هنگامه قاضیانی، خوش درخشیده اند اما باز هم کمی تا قسمتی شاهد پدر، مادرهای پولدار کلیشه ای فیلم های ایرانی هستیم که جز به خودشان به چیز دیگری فکر نمی کنند. از یک طرف ما ناهید را داریم که به خاطر مسائل ریز و درشت از جمله مشروب خوری نادر او را ترک کرده و به علاوه نظرش در زمینه تربیت و فعالیت هنری آوا با ناصر زمین تا آسمان متفاوت است و در طول داستان تمام توانش را به کار می برد که پدرام را از آوا دور کند حتی به قیمت خرد کردن شخصیت پدرام در مقابل آوا و سعید. نادر هم برآمده از خانواده ای است که داشتن روابط آزاد برایش امری عادی است، به همین دلیل به اندازه ناهید به وجود پدرام یک لا قبا در زندگی دخترش اهمیت نمی دهد و نه تنها با فعالیت موسیقی آوا مخالف نیست حتی می توان فکر کرد که از او دفاع هم می کند. نتیجه می شود خانواده ای با دو سویه فرهنگی و فکری متفاوت که آخرش به از هم گسیختگی رسیده و تمام ضرر این رابطه رو به پایان و شلخته متوجه آوای نوزده ساله می شود.
شخصیت سعید با بازی باورپذیر حبیب رضایی، یک پایه تمام اتفاقات داستان است. او چند ماهی در خانه ناصر زندگی می کرده. شخصیتی که آوا به دلیل زندگی نافرجام و شلوغ والدینش به او پناه برده به عنوان دوست یا پدری که دوست داشته این گونه باشد با او رفتار می کند. سعید او را درک می کند و با او هم پا و همزبان است. از طرف دیگر ازدواجی نه چندان موفق با سیمین دارد. سیمینی که سعید شک دارد که در گذشته روابط و عاطفه ای بین او و دوستش نادر وجود داشته. سیمینی که در طول داستان پی می بریم به چه دلیل نمی تواند بچه دار شود و سعید سرخورده از این زندگی مشترک و احساس حقارتی که از این سرخوردگی از طرف دوست و همسرش احساس می کند، پناه آوا شده و همزمان خود نیز به نوعی به او پناه می برد و شاید تمام آرزوهای دست نیافته خود را در وجود آوا می بیند. شاید به همین دلیل است در یک سوم انتهای داستان بعد از اتفاق شومی که به دست خود در سرنوشت آوا رقم می زند به او می گوید که به هیچ وجه پشیمان نیست. فقط از این ناراحت است که زودتر از این در مورد احساساتش با آوا حرف نزده. سعید ضربه زندگی بی بند و بار سیمین و نادر را در گذشته می خورد و به نحوی با وجود آوا که هم می تواند به جای دختر نداشته اش باشد و هم به جای معشوقی که هرگز در زندگی احساس نکرده، اندکی از ناکامی خود را جبران می کند. با این حال سعید می داند که این احساس درست نیست و نوعی خیانت در حق خانواده دوستش و اعتمادی که به او کرده اند محسوب می شود. با وجودی که مخاطب در طول داستان متوجه نگاه نامتعارف سعید به آوا می شود ( نگاهی که از جنس نگاه پدر به دخترش یا عمو خوانده ای به برادرزاده اش نیست) در جایی به اصرار از آوا می خواهد که او را عمو سعید خطاب کند، شاید به زعم مخاطب تلاشی است برای کشتن این احساس در وجود خودش. اما در طول داستان می بینیم که وقتی آوا ناراحت، بی پناه و داغان به سعید که همیشه او را عموی خود دانسته پناه می برد، چگونه دست به کاری می زند که هم به نابودی خودش می انجامد هم به نابودی آوا.
از طرف دیگر سیمینی را داریم که در این میانه سرگردان هر بار واقعیتی تلخ درباره قتل همسری که دوستش نداشته می شنود. سیمین تمام زندگی، جوانی و هستی اش را به خاطر نادر باخته. حال برگشته تا بتواند با سعید دوباره زندگی کند که این اتفاقات راهی تازه پیش پای او می گذارد. سیمین به فکر انتقام می افتد و تصمیم می گیرد با وجودی که به بیگناهی آوا واقف است، برای انتقام از نادر، دخترش آوا را قربانی کند.
به جرات می توان گفت تمام سکانس های فیلم جذاب و موثر است. فقط سکانسی در دادگاه وجود دارد که نادر در مقابل دادگاه و همه کسانی که در آن حضور دارند اعترافی به زعم من احمقانه می کند. این سکانس از جنس این فیلم نیست. با دیدن آن احساس می کنید که به طرزی ناشیانه در فیلم چپانده شده و به آن تحمیل شده است، در آن خبری از روایت گره گشای جذاب طول داستان دیده نمی شود. نادر در مقابل دادگاه به گذشته خود و روابط آزاد و بی بند و بار خود با سیمین اعتراف می کند و دلیل بچه دار نشدن سیمین را سقط نافرجام بچه نامشروعش از خود می داند. او به دادگاه می گوید که مقصر تمام این ا تفاقات اوست و سیمین باید از او انتقام بگیرد و دست از سر دختر بیگناهش بردارد که برای دفاع از شرفش دست به این قتل زده. در پایان هم ابراز پشیمانی می کند و می خواهد این احساس را به مخاطب منتقل کند که متحول شده. چرا که ما در طول فیلم متوجه رابطه نادر و سیمین می شویم و اتفاقی که باعث شده سیمین برای همیشه لذت مادر شدن را از دست بدهد. اوج این گره گشایی در سکانسی است که نادر و ناهید برای گرفتن رضایت نزد سیمین می آیند و سیمین شرط رضایت را بیرون کشیدن بچه پنج ماهه اش از زیر خاک و بازگرداندن جوانی و سلامتی اش می داند. به علاوه ما شاهد نتیجه این روابط بی بند و بار و تاثیری که بر زندگی نادر و اطرافیانش گذاشته هستیم. پس دیگر نیازی به این اعتراف در حضور دادگاه نیست، که اگر هدف نادر از این کار عوض کردن نظر دادگاه و انداختن حکم قصاص بر گردن خودش است، به عنوان یک وکیل می داند که این کار بی نتیجه است. اگر هم هدفش جلب رضایت سیمین باشد باید بداند با این اعتراف دیوانه وار به گذشته و خصوصی ترین روابطی که با سیمین داشته، ضرر را بیش از پیش متوجه وضعیت آوا می کند. حتی دیالوگ های شعارگونه این سکانس نچسب و دور از فضای فیلم است. به نظر بنده شاید این سکانس برای بیان روشن پیام فیلم به کارگردان وفیلمنامه نویس تحمیل شده باشد که بتوند مجوز ساخت و پخش بگیرد که با توجه به شرایط دور از ذهن نیست.
می خواهم درمورد سکانس پایانی و زیبای فیلم هم صحبتی کنم. در صحنه پایانی که ما پی به دلیل روانپریشی سیمین می بریم، که البته با بازی جذاب پانته آ بهرام به شدت باورپذیراست، رونپزشک که حال دلیل این ام را مثل ما عذاب وجدان بی اندازه سیمین می داند، درحالی که دوربین روی چهره پریشان سیمین است شروع به توصیه های پزشکی می کند. اما هم ما و هم خود سیمین و حتی شاید خود پزشک هم می دانیم که این توصیه ها دردی از سیمین دوا نمی کند و سیمین حالش خوب نیست، و با این توصیه ها هم خوب نمی شود. شاید دیگر هرگز روی آرامش را در زندگیش نبیند.
به نظر من فیلم در کل روایتی است تلخ اما واقعی از روزگاری که در آن زندگی می کنیم. با کتمان این حقایق نمی توان گفت در جامعه چنین چیزهایی وجود ندارد یا به گفته بعضی از دوستان کم است. پیام فیلم نه سوءمصرف مواد مخدر است که کلا در فیلم نمی بینیم هیچ کدام از شخصیت ها مواد مصرف کنند، و نه خیانت به شکل جا افتاده میان زن و شوهرها در سینمای امروز، بلکه خیانت به اعتماد است. اعتمادی که نادر به سعید داشته و به او اجازه می دهد تا خصوصی ترین زوایای زندگی اش رخنه کند و نیز به اعتماد خود آوا به سعید. پیام اصلی فیلم روابط خانوادگی سست و از هم گسیخته است که منجر به ضررهای قطعا جبران ناپیذیری در زندگی بچه های چنین خانواده هایی است.
آسمانی ترینم...
می دانم که همیشه با منی، همه جا,
اما گاهی کاش، فقط گاهی،
هرم نفس هایت را روی گونه هایم حس می کردم...
دلخور نشو؛ بگذار به حساب زمینی بودنم...
پاسخ
#14
با سلام خدمت همه ي دوستان
من نه نماينده جشنواره ها هستم نه نماينده انصار نه نماينده صداو سيما و نه نماينده بقيه ارگان ها
اما محض اطلاع دوستان مي گم:
70 درصد مردم ايران تو شهر هاي کوچک و روستاها زندگي مي کنند و اصلا دغدغه شون اين مسائل نيست.
از شما سوال مي کنم:
آيا سينماگران ما تعهدي نسبت به مردم احساس ميکنند؟
مردمي که از روز اول انقلابشون تا امروز ايستادگي کردند.
16000 نفرشون بابت همين ايستادگي ترور شدند.
300000 نفرشون شهيد شدند.
کساني که فرار(بخوانيد مهاجرت) نکردند ايستادگي کردند و آرزوشون اينه که اين انقلاب رو به صاحبش برسونند.
اما سينماگران(منظورم همه نيست) شون براشون چيکار کردند؟
جز اين که گفتند اشتباه کرديم که جنگيديم.(البته اون ها به سوراخ موشي پناه برده بودند)
جز اينکه نق زدند.
سينما گري که براي جوايز خارجي له له مي زنه به چه درد اين ملت مي خوره
سينما گري که تو مملکتش اتفاقي به بزرگي تسخير لانه جاسوسي و بعد هم واقعه طبس اتفاق مي افته اما بعد 33 سال بجز يک اثر درباره طبس هيچ چيزي نمي سازه تا اينکه آمريکايي ها راجع به گرفتن سفارت فيلم بسازنند.
از اين سينماگر چه توقعي مي شه داشت؟
يه خبرنگار به يکي از همين سينماگرا گفت چرا اينقدر تو فيلم هاي شما خيانت هست؟ جواب داد من هر چي دور و برم مي بينم خيانته.
يه قطره اي روي يه مورچه افتاد گفتش دنيا رو سيل برد.
متاسفانه داستان اين مورچه شده داستان سينماگراي ما(البته نه همه شون)
رفم رو با سخني از شهيد آويني تمام مي کنم:
سینمای ما یک سینمای جهانی نیست. جشنواره ای است. میان این دو تعبیر فرق بسیار است. فیلم های کوروساوا به شدت ژاپنی است و حتی آنجا که مکبث و شاه لیر را می سازد ، هرگز مرعوب فرهنگ انگلیسی نیست و بلکه صورت مثالی مکبث و شاه لیر را اقتباس می کند و به آن هویتی ژاپنی می بخشد. شما چنین فیلمسازی را در داخل ایران و با هویت ایرانی به من نشان دهید ؛ حتی مصطفی عقاد هویتی اسلامی دارد. سینمای ما یک سینمای محلی کوچک با ذائقه اروپایی است و کارگردانان آن ، در فضای سوبژکتیویته هنر مدرن و پست مدرن ، فرصت رشد و بزرگ شدن حتی در حد مصطفی عقاد را ندارند...ایرانی ستودنی است اما شما فیلمی را به من نشان دهید که از ژرفنا و باطن ایرانی باشد نه در سطح و در حیطه اشیاء و فضاها و دیالوگ ها. و عرض کردم اگر ایرانی گری این است که رژیم گذشته برای حفظ محله عودلاجان و سقاخانه ها و قهوه خانه های سنتی آن ، از ما مصمم تر بودند. ماسوله و کاشان و یزد و عقدا و ...و معماری اصیل آنها سنگی بود که آریستو کرات های هزار فامیل هم بیش از ما به سینه می زدند... و البته فقط در حد حرف...

پاسخ
#15
(18-9-1391، 11:16 صبح)amir nabi نوشته است: *شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*با سلام خدمت همه ي دوستان
من نه نماينده جشنواره ها هستم نه نماينده انصار نه نماينده صداو سيما و نه نماينده بقيه ارگان ها
اما محض اطلاع دوستان مي گم:
70 درصد مردم ايران تو شهر هاي کوچک و روستاها زندگي مي کنند و اصلا دغدغه شون اين مسائل نيست.
از شما سوال مي کنم:
آيا سينماگران ما تعهدي نسبت به مردم احساس ميکنند؟
مردمي که از روز اول انقلابشون تا امروز ايستادگي کردند.
16000 نفرشون بابت همين ايستادگي ترور شدند.
300000 نفرشون شهيد شدند.
کساني که فرار(بخوانيد مهاجرت) نکردند ايستادگي کردند و آرزوشون اينه که اين انقلاب رو به صاحبش برسونند.
اما سينماگران(منظورم همه نيست) شون براشون چيکار کردند؟
جز اين که گفتند اشتباه کرديم که جنگيديم.(البته اون ها به سوراخ موشي پناه برده بودند)
جز اينکه نق زدند.
سينما گري که براي جوايز خارجي له له مي زنه به چه درد اين ملت مي خوره
سينما گري که تو مملکتش اتفاقي به بزرگي تسخير لانه جاسوسي و بعد هم واقعه طبس اتفاق مي افته اما بعد 33 سال بجز يک اثر درباره طبس هيچ چيزي نمي سازه تا اينکه آمريکايي ها راجع به گرفتن سفارت فيلم بسازنند.
از اين سينماگر چه توقعي مي شه داشت؟
يه خبرنگار به يکي از همين سينماگرا گفت چرا اينقدر تو فيلم هاي شما خيانت هست؟ جواب داد من هر چي دور و برم مي بينم خيانته.
يه قطره اي روي يه مورچه افتاد گفتش دنيا رو سيل برد.
متاسفانه داستان اين مورچه شده داستان سينماگراي ما(البته نه همه شون)
رفم رو با سخني از شهيد آويني تمام مي کنم:
سینمای ما یک سینمای جهانی نیست. جشنواره ای است. میان این دو تعبیر فرق بسیار است. فیلم های کوروساوا به شدت ژاپنی است و حتی آنجا که مکبث و شاه لیر را می سازد ، هرگز مرعوب فرهنگ انگلیسی نیست و بلکه صورت مثالی مکبث و شاه لیر را اقتباس می کند و به آن هویتی ژاپنی می بخشد. شما چنین فیلمسازی را در داخل ایران و با هویت ایرانی به من نشان دهید ؛ حتی مصطفی عقاد هویتی اسلامی دارد. سینمای ما یک سینمای محلی کوچک با ذائقه اروپایی است و کارگردانان آن ، در فضای سوبژکتیویته هنر مدرن و پست مدرن ، فرصت رشد و بزرگ شدن حتی در حد مصطفی عقاد را ندارند...ایرانی ستودنی است اما شما فیلمی را به من نشان دهید که از ژرفنا و باطن ایرانی باشد نه در سطح و در حیطه اشیاء و فضاها و دیالوگ ها. و عرض کردم اگر ایرانی گری این است که رژیم گذشته برای حفظ محله عودلاجان و سقاخانه ها و قهوه خانه های سنتی آن ، از ما مصمم تر بودند. ماسوله و کاشان و یزد و عقدا و ...و معماری اصیل آنها سنگی بود که آریستو کرات های هزار فامیل هم بیش از ما به سینه می زدند... و البته فقط در حد حرف...

شما که فیلمنامه نویس هستی و مثل ما وارد این مسیر شدی، این حرفا رو بزنی، از بقیه چه انتظاری می شه داشت؟ داستانی که نشون داده شد، مال شهراست؟!!! مال شهرای کوچک و روستاها نیست؟!!! آها... یعنی اونجا آدما به دوستی هاشون خیانت نمی کنن؟ به اعتمادی که بهشون شده، خیانت نمی کنن؟ پدر مادرا کاملا حرف بچه هاشون رو می فهمن؟ بچه ها خیلی راحت دغدغه هاشون رو به والدینشون می گن؟ بچه ها برای درد دل کردن دنبال دیگران نمی گردن؟ فضای اونجا سفید و نوربارانه؟ تا حالا کسی به خاطر حفاظت از شرافتش و خشم از اینکه رو دست خورده و به اعتمادش خیانت شده، آدم نکشته؟ تا حالا اونجاها کسی سعی نکرده، با نابود کردن یه نفر دیگه، از یه نفر دیگه انتقام بگیره؟ اونجا پدر مادرایی که تفاهم ندارن، به خاطر نداشتن تفاهم، زندگی بچه هاشون رو ویران نمی کنن؟ اونجا طلاقای عاطفی و دادگاهی رخ نمی ده؟
از چی فیلم بسازیم؟ چه شکلی بنویسیم که هم خدا رو خوش بیاد هم پیغمبرو هم مردمو!!!
سینماگرانی که به فکر مردمن؟ منظورتون همون کسایین که فیلمای امثال «قلاده های طلا» رو می سازن که با ساختنش به شعور مخاطب توهین می کنن و فعالیت های اطلاعات رو به شدت زیر سئوال می بردن و اطلاعاتی ها رو انقدر بی دست و پا نشون می دن که از یه گروه چهار پنج نفره خود فروخته مدام رو دست می خورن؟ فیلم «من مادر هستم» دغدغه جامعه ایرانی نیست؟
چرا درباره مشکلات ایرانی فیلم نمی سازیم؟ چرا فیلم هامون رنگ و بوی ایرانی نداره؟ برین از کسایی که مجوز ساخت فیلم می دن بپرسین. از آدمایی که برای فیلم «من مادر هستم» هیاهو راه می ندازن، جار و جنجال راه می ندازن، اونوقت برای فیلم های مثلا عاشقانه یا طنز سخیف، سکوت می کنن و صداشون در نمیاد. خوب وقتی آدم این تناقض ها رو در رفتارشون می بینه، نمی تونه قبول کنه این رفتار مغرضانه نیست. خودتون قضاوت کنید، بین فیلمایی مثل «من مادر هستم» و «تو و من» و امثال این فیلم، کدوم یکی باید داد این دوستداران ایران و مذهبیون غیرتی رو در بیاره؟!!
ما غرب زده، ما از ایران بی خبر، ما به فکر خودمون و جیبمون... باشه.... اونایی که به فکر همه این چیزا هستن، موقع اکران فیلم های مزخرف سخیف و سبک کجا هستن؟
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :