درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

نگاهی دیگر به کیمایی و فیلم جرم
زمان کنونی: 14-9-1395، 09:31 صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: shawshank
آخرین ارسال: shawshank
پاسخ 3
بازدید 1056

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.74
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی دیگر به کیمایی و فیلم جرم
#1
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
نگارنده:شاوشنگ
راسیاتش من در اوایل خیلی با سینمای کیمیایی حال نمیکردم و سینماشو متوهم خطاب میکردم یه خورده که جلوتر رفتم دیدم راسیاتش از خودش خوشم میاد اما از فیلماش هنوز نه ،جلوتر که رفتم و اخرین فیلمش یعنی جرم رو دیدم به معنای واقعی درکش کردم و فهمیدم چی میکشه !......
شاید مسخره باشه که با این سن و سال بخوام سینمای مردی رو نقد بکنم که اونو استاد سینمای ایران خطاب میکنند اما خوب ما هم زدیم به راه بادیه........
در این پست فقط راجع به فیلم جرم آخرین اثر کیمیایی صحبت میکنم چون معتقدم این فیلم تمام حرفهای کیمیایی و شخصیت اول اون مثل خود مسعود کیمیاییه و از این طریق یافته هامو از سینمای کیمیایی برایتان حول این فیلم میگم....

جرم درباره ی مردی(پولاد کیمیایی)است که با رفیقش(حامد بهداد)مرتکب قتلی سیاسی سازمان دهی میشود که مرد در زندان متوجه میشود فریب خورده و یک آدم بیگناه را کشته،این میشود که از زندان بیرون می آید و تصمیم به تلافی میگیرد.........

فیلم جرم در جشنواره فجر فیلم پرسروصدایی بود و سیمرغ بهترین فیلم رو بالاتر از جدایی نادر از سیمین خرس نقره ایی دار گرفت،درضمن در برنامه ی 7 هم پرسروصدا بود چرا که در یکی از برنامه ها مسعود فراستی فیلم یا بهتر بگیم کارگردان رو با لفظ استمنا خطاب قرار داد که بدجوری به طرفداران کیمیایی برخورد و فراستی هم درجواب اظهار کرده بود منظور من از این لفظ این بود که این فیلم و اصولا این فلسفه فقط کارگردان را راضی میکند وبس......حال آیا کیمیایی برای خودش فیلم میسازد یا بیننده پاسخ این است که اول برای خودش و بعد برای بیننده،بعدا به این موضوع میرسم...
.
نمیدانم میدانید یا نه که کیمیایی آدم تنهایی است و تمام کارهایش را هم تنهایی انجام میدهد،خوب میپرسید چرا ابن را گفتم؟برای اینکه به شما ثابت کنم شخصیت اول فیلم یکجورایی خود کیمیاییست و از نوع قیصری که افسانه ی کیمیایی بوده بیرون آمده ....
کاراکتر اول فیلم در جایی به رفیقش(حامد بهداد)در یک دیالوگ میگه:من کلا تنهام و کارامم تنهایی انجام میدم.......
ببینید سینمای کیمیایی بدجوری وام گیر سینمای اسکورسیزیه و حتی اینو خودشم یک جورایی عنوان کرده ،مثلا به نظر شما بهروز وثوق قیصر شبیهه رابرت دنیروی راننده تاکسی نیست؟دو شخصیتی که میخواهند جامعه ی خود را دگرگون کنند واساسا این روند در اکثر فیلمهای کیمیایی دیده میشود منتها با ظاهری بومی شده و کافه ایی و لوتی وار که این شخصیتهای کاریکاتوری و کاریزماتیک تبدیل میشوند به مردان افسانه ایی کیمیایی ،مردانی که قهرمانند،و دنبال اصلاح و تغیر،واینها آرزوهای کیمیاییست.
این را گفتم که بگویم کیمیایی فیلم میسازد برای دل خودش ،برای اینکه سینما توتمش استفاگر بیننده از فیلمش خوشش آمد خوشحال میشود اما اگر هم خوشش نیمامد خیلی مهم نیست چون نفس اثر برای خودش بوده،....

حالا بگذارید از جنبه ی فیلمنامه نویسی به او نگاه کنم.....
کیمیایی موهبتش این است که اهل داستان گفتن است ،هرچند که فیلمهای اواخرش کمی از داستان گویی خارج شده و از پیرنگ به خرده پیرنگ گرایش پیدا کرده ،نمونه ی بزرگش هم فیلم بسیار بد سربازان جمعه بود.
با فیلم جرم جلو میروم ،داستان مردی که عقیده دارد قاتل نیست چون ماشه ی اسلحه اش را با عقل نچکانده ! وحالا میخواهد با عقلش جلو رود،او اکنون در زندان متحول شده،و در بیرون آمدن از زندان از دستفروش بازاری دو چیز میخرد یکی عینک(برای اینکه بهتر ببیند)و یکی هم ساعت(نمادی ازدقت)و میرود که بدمن قصه را بشکد.
خوب تا اینجای کار قبول داستان جالبیست اما معلوم است که کیمیایی به زور میخواهد این داستان را بگوید تا حرفهای دل خودش را به وسیله ی سینما بزند و این یعنی ایست دست نگه دارید....!
بزرگترین ایراد فیلمهای کیمیایی و همین فیلم جرم این است که میخواهد زیادی حرف بزند حالا چرا؟چون میخواهد حرفهای دلش را بزند،حالا اینکه به داستان ربط داشته باشد یه نه براش مهم نیست ،بگذارید از اول فیلم جلو بیایم و بهتر منظورم رو برسونم...
در اول فیلم که یک تعقیب و گریز بین ماموران و پولاد و حامد بهداد رخ میدهد،پولا در یک عمل شدیدا بهروز وثوقی و فردین زده رفیقش را که تیر خورده سوار وانت میکند اما خودش سوار نمیشود حالا چرا؟به نظرم چون کیمیایی میخواهد به زور وارد داستان شود و دنبال منطق نمیگردد.نمونه های دیگه ی فیلم مثلا حامد بهداد با اینکه آمبولانس دارد اما یک مریضی که حالش به شدت بد است را سوار نمیکند حالا چرا؟بازهم به نظرمن کیمیایی میخواهد حرفهای دلش را بزند....
اما اینکه بگوییم زیاد حرف زدنش الکیست و هدفی ندارد کمی بی مهریست،مثلا در همین فیلم جرم یکی از عواملی که باعث تغییر قهرمان داستان میشود خانواده ی اوست که رویش تاثیر میگذارد،اما تا یه جاهایی خوب است و بعدا تبدیل میشود به نوستالژیهای کیمیایی ودوباره برای دلش نوشتن...
به هرحال مسعود کیمیایی در این سینما صاحب سبک است،وطرفداران زیادی دارد اما من هوادارش نیستم ولی خودش را درک میکنم چون انسان قابل احترامیست
خوشحال میشم شما دوستان هم نظرتون رو درباره ی سینمای کیمیایی بگید

سپاس
پاسخ
#2
حقیقتش فیلم "جرم" واقعا منو شگفت زده کرد. باور نمی کردم این کار آقای کیمیایی باشه. نمی شه با گفتن این حرف ها اشتباهات رو نادیده گرفت و صرف «کیمایی» بودن باعث تحسین و تشویق بشه. بنیان اصلی فیلم روی به زندان افتادن رضا سرچشمه شکل می گیره اما به زندان افتادن رضا سرچشمه خیلی احمقانس و باور نکردنی، برای همین برقراری ارتباط با ادامه کار رو مشکل می کنه. نمی شه پایه های یه قصر بتنی رو روی آب بریزی و انتظار به به و چه چه داشته باشی.
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#3
من در متن هم گفتم که کیمیایی برای دل خودش فیلم میسازه واصلا دنبال منطق داستانی نیست
همونطور که شما هم گفتید هم زندان افتادن رضاسرچشمه غیرقابل باوره و هم کل داستان
اما نمیدونم چرا من پایان داستان رو اینقدر دوست دارم خصوصا با موزیک فوق العاده ی کارن همایونفر
شاید احساس کردم اونی که داره جون میده رضا سرچشمه نیست بلکه خود مسعوده کیمیاییه
پاسخ
آگهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :