درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

سید فیلد ( Syd Field)
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:33 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: newlife
آخرین ارسال: A-SO
پاسخ 5
بازدید 2023

امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 3.9
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سید فیلد ( Syd Field)
#1


سید فیلد ( Syd Field) یکی از نظریه‌پردازان آمریکایی سینما در حوزهٔ فیلمنامه‌نویسی است. او کتاب‌های گوناگونی دربارهٔ نحوهٔ نگارش فیلمنامه به تحریر درآورده است و هم‌اکنون فیلمنامه‌نویسان زیادی در سراسر دنیا از سرمش سید فیلد در فیلمنامه‌نویسی تبعیت می‌کنند. الگوی سید فیلد هم‌اکنون یکی از رایج‌ترین الگوهای فیلمنامه‌نویسی در هالیوود است. سید فیلد هم‌اکنون در دانشگاه جنوب کالیفرنیا در بخش نگارش حرفه‌ای فیلمنامه مشغول به تدریس است.




سرمشق فیلمنامه‌نویسی

اصلی‌ترین سرمشقی که سیدفیلد پدید آورده مربوط به ساختار سه‌پرده‌ای در فیلمنامه است. او یک فیلم 120 دقیقه‌ای را به سه بخش به ترتیب 30، 60 و 30 دقیقه‌ای تقسیم می‌کند و در هر بخش وظایفی را به عهدهٔ فیلمنامه‌نویس می‌گذارد. مثلا در ۱۰ دقیقهٔ اول باید شخصیت‌ها معرفی شوند و فیلم تماشاگر را جذب کند. به همین ترتیب نقاط عطف، بحران‌ها، موانع، نقطه اوج و حل و فصل هرکدام شیوه و جای به‌خصوصی در فیلمنامه دارند. دکتر مایکل بتی دانشمند آلمانی علوم رسانه‌ای، فیلمساز و متخصص بازی‌های رایانه‌ای، روش فیلد را وارد علوم رسانه‌ای کرد و به صورت یک تز برای دانش رسانه‌های دیداری درآورد.


کتاب‌شناسی

* فیلمنامه (۱۹۷۹)
* راهنمای فیلمنامه‌نویس (۱۹۸۴)
* فروش یک فیلمنامه: راهنمای فیلمنامه‌نویسی در هالیوود (۱۹۸۹)
* مطالعات در فیلمنامهٔ آمریکایی (۱۹۹۴)
* حل مشکلات فیلمنامه‌نویس (۱۹۹۸)
* جستجو در فیلم‌ها: یک سفر خصوصی در چهار دهه تاریخ فیلم مدرن (۲۰۰۱)
* راهگشای فیلمنامه‌نویسی (۲۰۰۳)
خواستن ، توانستن است.

پاسخ
#2
سلام
یه سوال دارم ، نظریه پردازانی مثل سید فیلد و مک کی ، خودشان هم فیلمنامه نوشته اند ؟
چون مثال هایشان از فیلمنامه های بقیه است و من تا به حال جایی فیلمنامه ای به قلم خودشان ندیده ام.
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ
#3
وقت بخیر
هر نظریه پردازی لزوماً یه عملگرا موفق نیست
به فیلمنامه نویسی ارج نهیم و علاقه مندانش را تشویق نماییم


پاسخ
آگهی
#4
سئوال دوستمون جناب سلیمانی منو یاد دیالوگی از فیلم پرسه در مه انداخت. اونجا که امین (با بازی شهاب حسینی) به استادش (مسعود رایگان) می گه: «پس راست می گن؟ اینکه کسی که کاری رو بلد باشه، انجامش می ده. بلد نباشه، تدریسش می کنه.» !!!! منظوری نداشتم فقط به ذهنم رسید.
راز بلوغ در بردباری فراوان نهفته است.22
پاسخ
#5

گفتگو با سید فیلد
-تفاوت هاي اصلي بين ويرايش اصلي و اين نسخه بازبيني شده چيست؟

نسخه بازبيني شده فيلمنامه يک کتاب جديده. کار من در بازنويسي مثل تغيير شکل يک خانه قديمي بود تا مدرن و جديد بشه. در نتيجه از 18 بخش کتاب بازبيني شده، پنج تا جديد هستند. از صفحه يک کاملاً بازنويسي شد؛ در واقع اين کتاب تقريباً دو برابر کتاب اصلي است. من زيربناي فيلمنامه را استفاده کردم، و گسترشش دادم تا شامل بخش هاي مفصلي درباره آفرينش داستان، شخصيت و صحنه باشد. در بخش صحنه،ده صفحه از خود فيلمنامه اصلي و يک مصاحبه عميق با فيلمنامه نويس، استوارت بيتي، ضميمه همان فصل هستند. بخش مربوط به خط داستان يک روش کاملاً جديد براي استفاده از نظام کارتي ياد مي دهد و بخش مربوط به اقتباس، اقتباس هاي موفق از کتاب به سينما را بررسي مي کند مثل بيسکويت دريايي و رودخانه مرموز. ارباب حلقه ها که پيتر جکسون، فرانک والش و فيليپا بوينز غبا همف نوشتند مثال خوبي است براي بخش کارگروهي. همين طور براي توضيح دادن اصول پايه فيلمنامه نويسي از مثال هاي جديدي استفاده کردم، مثل زيبايي امريکايي، رسالت بورن و بهتر از اين نميشه. تنها فيلمي که از کتاب اولي تغيير نکرده و هيچ وقت هم کنارش نمي گذارم محله چيني است که کمال فيلمنامه است.

-در کتابت يکي از موضوعات جديدي که مطرح مي کني اينه؛ «دو رويداد». مي شه بيشتر راجع به اين مفهوم برامون بگي؟

دو رويداد و مخصوصاً رويداد کليدي، مفاهيم تقريباً جديدي در درس هاي من هستند. رويداد برانگيزنده، رويداد اولي است که فيلمنامه را باز مي کند و داستان را به حرکت درمي آورد. مثلاً در ارباب حلقه ها، رويداد برانگيزنده زماني است که بيلبو بگينز حلقه را کف رودخانه پيدا مي کند.1 اين اولين نمايش بصري از رويداد کليدي است که داستان درباره آن است و همان چيزي است که شخصيت اصلي را به داستان مي کشاند. در ارباب حلقه ها رويداد کليدي وقتي است که از سر سرنوشت، تقدير يا جذبه؛ فرود و حامل حلقه مي شود. رويداد برانگيزندهغمحرکف هميشه ما را به سمت رويداد کليدي رهبري مي کند که نقطه تمرکز داستان است، موتوري که قدرت جلو رفتن به داستان مي دهد. رويداد کليدي براي ما روشن مي کند داستان درباره چيست. همه فيلم ها را مي شود اين طوري خرد کرد. رويداد کليدي عموماً نقطه عطف2 آخر پرده اول است، ولي نه هميشه. يک مثال خوب آدم هاي عادي است. تمام فيلمنامه اطراف رويداد کليدي غرق شدن مي چرخد که قبل از شروع داستان اتفاق افتاده ولي در طول داستان تکه هايش به هم وصل مي شوند و نهايتاً به طور کامل در نقطه عطف دو ديده مي شود.

-به نظر شما تاثيرگذارترين فيلمنامه بيست سال اخير چي بوده؟

پالپ فيکشن. مردم مي گن تارانتينو قالب را شکست، ولي در واقع پالپ فيکشن سه داستان است درباره يک داستان، يک جور تغيير زاويه ديد. در واقع پالپ فيکشن قالب ساختار سه پرده يي را نمي شکند، ولي ازش به روش تازه يي استفاده مي کند. تمام سه داستان از يک رويداد کليدي شروع مي شوند؛ جولز و وينسنت کيف مارسلوس والاس را برمي گردانند. من آزمايشي کردم؛ هر سه تا داستان رو به خط کردم. خيلي خسته کننده شد. تيزهوشي تارانتينو اين بوده که توانسته اين را بفهمد و قصه را به هم بريزد. هر بخش يک داستان کوتاه به شکل خطي است که از زاويه ديد يک شخصيت متفاوت ارائه شده است.

-به نظر شما تاثيرگذارترين تغيير در حرفه فيلمنامه نويسي از 1979 که فيلمنامه چاپ شد چي بوده؟

به نظرم تاثير تکنولوژي مهم ترين تغيير را در داستان هايي که تعريف مي شوند ايجاد کرده است. روش ديدن چيزها متفاوت از بيست سال قبل است، هم در کازابلانکا و هم در رسالت بورن يک داستان عشقي وجود دارد که در گذشته اتفاق افتاده. در کازابلانکا، داستان عشقي را در يک فلاش بک مي بينيم و اين فلاش بک داخل خط داستان جا داده شده است. برخلاف اين، در رسالت بورن؛ بورن تلاش مي کند حادثه يي را به ياد بياورد و غبه اين ترتيبف با خط داستان غتکه تکهف ترکيب مي شود نه اينکه در خط داستان جا داده شود. روش ديدن تکنولوژي، از بلوتوث تا گوشي هاي همراه و تمام اين جنبه هاي مختلف تکنولوژي، ديد ما به داستان و روش بازگو کردنش در فيلمنامه را عوض کردند. مثلاً بوسه بوسه شليک شليک از شين بلک را در نظر بگيريد که سبک بسيار جالبي دارد يا آفتاب ابدي يک ذهن پاک از چارلي کافمن که روش بسيار جالبي براي ديدن يک داستان است.

-بهترين توصيه يي که از يه سينمايي ديگه شنيدين چي بوده؟

از ژان رنوار؛ «کمال فقط در ذهن وجود دارد نه در واقعيت.»
از سایت سینما آنلاین
فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :