درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

چطورفیلمنامه یک سریال را بنویسیم؟
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:33 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: اکبرخوردچشم
آخرین ارسال: علی اکبر رنجبر
پاسخ 3
بازدید 1153

امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.53
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چطورفیلمنامه یک سریال را بنویسیم؟
#1

سریال تلویزیونی و فیلم بلند شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارند. روشن است که عناصر موجود درهریک از آن‌ها مشترک است. اما این عناصر در مرحله پرداخت فیلم‌نامه است که تفاوت‌هایشان آشکار می‌شود. پرداخت درسریال تلویزیونی اهمیت ویژه‌ای دارد. فراموش نکنیم که سریال حداقل درسیزده قسمت سی تا شصت دقیقه‌ای نوشته و ساخته می‌شود و باید تا آخرین قسمت جذابیت‌های لازم را برای مخاطب داشته‌باشد. این‌را هم درنظر داشته‌باشید که حداکثری برای تعداد قسمت‌ها وجود ندارد. در سریال‌های ایرانی تابه‌حال بیشتر از 90 قسمت نداشته‌ایم، اما دردیگر کشورها گاهی محدودیتی برای تکثر قسمت‌ها وجودندارد وهستند نمونه‌هایی که تاسال‌ها پخش می‌شوند. این سریال‌ها لزوماً عامه‌پسند(soap opera) هم نیستند و غرض این‌که برای داشتن کشش و پرداخت مناسب نیاز به تبعیت از دستورالعمل‌های مشخصی دارند. طبیعی‌است که پرداخت مناسب باعث می‌شود که این سریال‌ها مدت‌های طولانی آنتن داشته‌باشند. یک ویژگی شاخص در این سریال‌های طولانی مدت وجود دارد که به‌صورت فصلی نوشته و ساخته‌می‌شوند و در هرفصل یک موضوع اصلی و چندین موضوع فرعی وجود دارد. درپایان هرفصل موضوعات اصلی و فرعی به نتیجه‌می‌رسند. اما در طول قسمت‌های آخرِهرفصل موضوعات جدیدی مطرح می‌شوند که زمینه را برای ادامه و گسترش فصل‌های بعد مهیا می‌سازند.
سريال‌هاي تلويزيونی به گونه‌ای طراحی مي‌شوند كه نظر مخاطبين بيشتری را جلب كند. بسياری از اوقات مفاهيم و موضوعات بسط داده می‌شوند تا بتوانند نيازهای يك شبكه‌ به خصوص را تأمين كنند. هرشبكه يك فلسفه متفاوت برای اين امر دارد. زمانی كه موضوع توسعه داده می‌شود محيط اصلی برای سريال تنظيم می‌شود و شخصيت‌ها بايد در چهارچوب كاری و در اماتيك داستان جايگاه خود را تطبيق دهند. در فرآيند نوشتن داستان الگوهای طراحی معين می‌شوند و يكي از اين الگوها غالب می‌شود و به ساختار موضوعی يك داستان تبديل می‌شود.
عناصر سريال‌های تلويزيونی
ابراهيم يونسی در كتاب هنر داستان‌نويسی عنصر غالب بيشتر داستان‌ها را تم، شخصيت و موضوع داستان مي‌داند. «بهترين داستان، داستانی است كه موضوع و تم و شخصيت داستانی را به هم‌می‌آميزد و با عمل متقابل آنها شكل می‌گيرد.» (يونسی، 1379، ص 32). این‌ها عناصر اصلی داستان هستند. . اما فراموش نکنیم که عناصر دیگری هم وجود دارند که در شکل‌گیریِ فیلمنامه یک سریال تلویزیونی و اصولاً هر داستانی وجود دارند. درباره‌ی هرکدام از این عناصر در شماره‌های بعد به‌تفصیل صحبت خواهیم کرد و ویژگی‌هایی که هریک از این عناصر را در سریال با فیلم بلند متمایز می‌کند، برخواهیم شمرد. دراین‌جا به کلیدی‌ترین عنصر شکل‌گیری هر گونه‌ی داستان‌گویی یعنی ایده می‌پردازیم.
ايده و مفهوم
خيلي از مردم فكر می‌كنند كه ايده مهمترين عنصر يك سريال تلويزيونی است. هر روز بسياری از مردم نامه‌هايی به شبكه‌هاي تلويزيوني مي‌نويسند تا ايده‌ها و طرح‌هاي خود را براي نگارش سريال‌هاي جديد پيشنهاد دهند. شبكه‌هاي تلويزيوني حرفه‌اي نيز مي‌دانند كه ايده مي‌تواند يكي از مهمترين عناصر در شكل‌گيري و بسط و روايت يك سريال باشد. ايده را به صورت مجرد هركسي مي‌تواند داشته باشد. اما به اجرا درآوردن و پرداختن موفقيت‌آميز ايده‌هاست كه ارزشمند است.
سوالي كه ايجاد مي‌شود اين است: ايده‌هاي تأثيرگذار تلويزيوني كدامند؟و چه چيزي ايده مناسب براي بسط سريال ايجاد مي‌كند. براي ايده مناسب سه قاعده اصلي وجود دارد: مقبوليت ايده، توانايي ايده كه در قسمت‌هاي طولاني كشش داشته باشد. كشمكش بين شخصيت‌هاي سريال.
مقبوليت ايده
اولين سؤالي كه اغلب در ابتداي يك سريال جديد پرسيده مي‌شود اين است: كه چرا مردم بايد به اين سريال نگاه كنند. در سريال‌سازي بايد بتوان به اندازه كافي مخاطب جذب كرد تا سريال، خود را به عنوان يك نمايش تلويزيوني پرطرفدار جا بياندازد. سريال بايد بتواند با شبكه‌هاي مختلف و برنامه‌هاي مختلف به رقابت بپردازد و در نظر بينندگان موفق و جذاب باشد. ايده يك سريال بايد حداقل به يكي از سؤالات زير پاسخ دهد.
آيا فضاي كلي داستان جذاب است؟ آيا مكان وقوع حادثه جالب است؟ آيا مشاغل شخصيت‌هاي اصلي جذاب است؟ آيا از وسائل، ماشين‌آلاتِ متفاوت، ابزار مدرن و... جذاب استفاده مي‌كند و مي‌تواند مخاطبين را با تكنولوژي مطروحه شيفته خود كند؟ آيا ايده به ارضاي روحي و يا خواست‌هاي نهفته مخاطب پاسخ مي‌گويد؟ آيا ايده و موقعيت داستان با عينيت‌هاي جامعه همخواني دارد؟
درست است كه سريال‌هاي تلويزيون مثل برنامه‌هاي مستند با واقعيت‌ها سروكار ندارند. اما نمايش‌ها و شخصيت‌ها بايد واقعي به نظر برسند.
تونايي ايده كه در قسمت‌هاي مختلف كشش داشته باشد:
يكي از دلايل شكست سريال‌هاي تلويزيوني عدم توانايي در تداوم ايده اوليه در قسمت‌هاي متوالي است. نويسندگان سريال بايد بدانند ايده‌هايي كه در زمان‌هاي طولاني در سريال‌ها ادامه نمي‌يابند فاقد چه عناصري هستند.
محلِ وقوع داستان و شخصیت‌پردازی مناسب غالباً نمادي كليدي در سريال‌هاي تلويزيوني مي‌باشد. برخي از شهرها و مناطق روستايي و برخي از لهجه‌ها بر روي مخاطب مي‌تواند تأثير مثبت يا منفي داشته باشد. همچنين برنامه‌سازان موفق آموخته‌اند كه شخصيت‌هاي اصلي عنصر كليدي براي هر سريال موفقي هستند. نویسندگان موفق توصيفات كاملي از شخصيت‌های اصلي دارند. این توصیفات غالباً شامل بيوگرافي‌هايي هستند كه ممكن است به بسياري از آنها در داستان و وقايع سريال اشاره‌اي نشود. اما نویسنده همه چیز شخصیت را می‌داند. چنين بيوگرافي كاملي، بينشي با ارزش براي گسترش ايده فراهم مي‌كند.
سؤال غير قابل اجتنابي كه هميشه پابرجا مي‌باشد اين است كه چگونه سريال تلويزيوني را مي‌توان طي قسمت‌هاي مختلف نگه‌داري كرد. چه داستان‌هايي را مي‌توان در مدتي طولاني بيان كرد.
اينكه ايده را بتوان در قسمت‌هاي مختلف ادامه داد طي چند اينرود اول مشخص مي‌شود. يك ايده تقريباً هميشه توصيف مختصري از داستان پيشنهادي را شامل مي‌شود كه سريال با آن آغاز مي‌گردد. اين داستان‌ شخصيت‌ها را در جاي خود تنظيم مي‌كند و نقطه جهشي را براي سريال مشخص مي‌كند. در مرحله ايده، اين داستان ممكن است تنها چندين صفحه باشد. اگرایده‌ی اولیه مورد پذيرش قرار گيرد، ابتدا به يك داستان كامل بسط داده مي‌شود و پس از آن به متن اصلي تبديل مي‌شود»
كشمكش بين كاراكترهاي سريال
يك جزء ضروري براي مقبوليت ايده، ناسازگاري دروني شخصيت‌ها مي‌باشد. اين ناسازگاري داخلي ساده‌ترين روش براي احساسات كاراكتر مي‌باشد و نيازهاي عمده ايده راتكميل مي‌كند. (در اين باره درسرفصل مربوط به شخصیت در شماره‌های بعد صحبت خواهیم کرد.)
منابع ايده‌ها
اگر چه منابع الهام ايده در هر داستاني ممكن است از تخيل نويسنده سرچشمه بگيرد، اما مخاطب بايد ايده را باور كند.
به‌طور کلی منابع ايده‌ها يكي از موارد زير است:
اتفاقات جاري، تجارب شخصي نويسنده، تاريخ، كتاب‌ها، فيلم‌ها يا پروژه‌هاي سفارشي شبكه‌اي.
اتفاقات جاري:
اتفاقات گوناگوني كه زندگي را تشكيل مي‌دهند غالباً‌نقاط قوتي براي سريال‌هاي تلويزيوني مي‌باشند نويسنده‌ها گاهي روزنامه‌ها را براي به دست آوردن ايده‌هاي جديد مطالعه مي‌كنند. مجله‌هاي ملي و منطقه‌اي نيز منابع خوبي براي چنين مطالبي هستند. گاه‌گاهي اینترنت وحتي مجله‌هاي الكترونيكي نيز مي‌توانند موضوعات جديدي داشته باشند.
تجارب شخصي خالق:
این تجارب مي‌توانند بسيار باارزش باشند. مسائلي كه نويسندگان تجربه كرده‌اند در گرفتن ايده بسيار مؤثراست. حتي گاهي نويسندگان بيوگرافي خود را مي‌نويسند و يا چند نويسنده داستان زندگي خود را به عنوان پايه و اساس يك سريال جديد استفاده مي‌كنند.
تاريخ:
تاريخ منبع مهمي براي موضوعات سريال‌هاي تلويزيوني مي‌باشد. موضوعات تاريخي يك تجربه منحصر به فرد تصويري براي تماشاگران فراهم مي‌سازد. دسترسي به جزئيات تاريخ نيز از طريق كتب نشريات و داستان‌هايي كه سينه به سينه نقل شده است ممكن است.
كتاب‌ها و داستان‌ها:
سريال‌هايي كه براساس كتاب‌ها و داستان‌ها هستند جنبه عمومي دارند.
فيلم‌هاي ويژه:
بسياري از نويسندگان تلويزيوني از بسياري از فيلم‌ها براي انتخاب موضوع سريال‌هاي جديد تلويزيوني ايده مي‌گيرند.تطبيق يك فيلم ويژه براي يك سريال تلويزيوني هميشه موفقيت‌آميز نبوده است ولي اين امر اشتياق براي اين منبع را كم نكرده است.
پروژه‌هاي سفارشي شبكه‌اي:
بسياري از دست اندركاران تلويزيون ايده و موضوعي را انتخاب و سپس آن را به نويسنده يا تهيه‌كننده براي پيشرفت كار واگذار مي‌كنند.
ادامه دارد....
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
#2
موضوعات سریال
شناخت موضوع اولین گام در پیشرفت یك سریال از ارائه ایده تا اجرای سریال می‌باشد. برخی تم و ایده را با موضوع یكسان می‌دانند. درحالی كه مفاهیم این‌ها با هم متفاوت است و نباید این‌ها را به جای یكدیگر به كار برد. چنین اشتباهی موجب سردرگمی و آشفتگی بیننده می‌شود. درون‌مایه چیزی است كه از موضوع به دست می‌آید و روال‌هایی وجود دارد كه ایده‌ها را به مرحله تم و موضوع و فیلم‌نامه‌ی نهایی حركت می‌دهند. شاید ذکر یک مثال بتواند این تفاوت‌ها را آشکارتر کند. در سریال درمسیر زاینده‌رود که ماه رمضان امسال از شبکه‌ی یک سیما پخش می‌شد، ایده‌ی اولیه درباره‌ی اتفاقات و زدوبندهای پشتِ پرده‌ی فوتبال ایران است. موضوع درباره‌ی فوتبالیست معروفی‌است که پسر جوانی را می‌کشد و خانواده‌اش درصدد گرفتن رضایت از خانواده‌ی مقتول هستند. اما تم اصلی سریال تحول و دگراندیشی است. (درادامه درمورد تم بیش‌تر خواهم گفت)
اما موضوع چیست؟ موضوع مهمترین عنصر هرفیلمنامه است. نیرویی است كه همه چیز را در كنار هم نگه می‌دارد. موضوع عاملی است كه درباره آن سخن می‌رود و محتوا از آن برانگیخته می‌شود. موضوع، یا درباره انسان است یا وابستگی‌های زندگی انسان، یا طبیعت است و یا ماوراء طبیعت. در نوشته‌هایی كه موضوع آن انسان است، انسان از دیدگاه اخلاقی، اجتماعی، پرورشی، فلسفی، دینی، تاریخی، سیاسی،‌روانی، عشقی، علمی و هنری مورد بررسی قرار می‌گیرد.
در نوشته‌هایی كه موضوع آن دلبستگی‌های زندگی انسان است، محیط،‌ ابزار و كار انسان مورد نظر است درنوشته‌هایی كه موضوع آن طبیعت است، طبیعت از دیدگاه‌های علمی و هنری توصیف یا بررسی می‌شود.
بدیهی است كه به‌طور کلی موضوع سریال با هر اثر نمایشی تفاوت چندانی ندارد و این ظرفیت و گنجایش موضوع است که تفاوت موضوع سریال با دیگر گونه‌ها را ایجاد می‌کند. موضوع سریال باید قابلیت بسط و گسترش در تعداد قسمت‌های سریال را داشته باشد. نویسندگان سریال پیش از هر چیزخود نیاز به موادی دارند كه درباره آنها به‌تفصیل بنویسند. نویسنده برای بسط موضوع یک سریال نمی‌تواند تنها به تجربه‌های خود متكی باشد و از میان آن گذر كند، بلكه باید آنها را با مطالب فراموش نشدنی برجسته و ممتد سازد.
برای تهیه این مطالب فراموش نشدنی و ممتد، لازم است كه نویسنده خود یك مشاهده‌گر دقیق باشد و با قرار دادن خود درمحدوده واقعیت‌هایی كه ناگهان روی می‌دهند و فوری از میان می‌روند، به لمس و احساس آنها بپردازد. جزئیات در فیلمنامه‌ی سریال اهمیت ویژه‌ای دارند. نویسنده باید به طور فطری حس كنجكاوی داشته باشد تا به سوی احساسی رهنمون شود كه به آن نبض و خلق و خوی رفتار زمان گفته می‌شود. او باید بداند كه جهان پیش از او وجود داشته و راهی را طی كرده است و تنها در این مسیر است كه قدرت درك زمان حال را به دست خواهد آورد. احساس زمان گذشته، ‌جهت سنجش تجربه‌های شخصی و درك واقعیت‌های موجود، مورد نیاز نویسنده است و به او این امكان را می‌دهد كه از محدودیت‌های ذهنی و تجربی خود خارج شود. تجربه‌های شخصی به زودی كم مایه و یكنواخت خواهند شد و كسی كه تنها به این تجربه‌ها اتكا می‌كند، واقعیت‌های زمان را آن گونه كه لازم است، حس نخواهد كرد.
جذابیت و سرگرم كنندگی موضوع در سریال بر واقعیت‌های عام زندگی ترجیح دارد. هرچند كه برخی از نویسندگان خیال، وهم، تمثیل و نماد و كنایه را با واقعیتها درهم می‌آمیزند و مرزی بین واقعیت و غیرآن مشخص نیست که این باعث جذابیت بیشتر موضوع یک سریال می‌شود.
انواع موضوع
چندین سال قبل یك منتقد (جرج پولتی) سی و شش وضعیت طراحی دراماتیك (سرفصل موضوعی) را مشخص كرد كه قلب تمامی داستان‌های دراماتیك به نظر می‌رسید. بعدها لوئیس هرمان تعداد سرفصل‌ها را به نه كاهش داد. ریچارد بلوم این نه مورد را در كتاب نویسندگی برای تلویزیون با عنوان «از مفهوم تا قرارداد» تجزیه و تحلیل می‌كند. این‌ها برخی از پركاربردترین الگوهای طراحی در تلویزیون هستند: عشق و مسائل عاطفی، هوس، انتقام، مخاطره یا زندگی، جستجو، گره‌های گروهی و خانوادگی، بازگشت و موفقیت. هرچند این لیست حتماً كامل نیست. اما این‌ها الگوهای كلی جهانی است
درون‌مایه (تم)
در بررسی عناصر فیلمنامه در سریال (یا هر اثر داستانی)، توجه ما پیوسته به فكر و معنای حاكم بر داستان است و این توجه، طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است. فیلمنامه وقتی می‌تواند دارای ساختار متناسب و محكمی باشد كه ساخت و تركیب آن، در عناصر تشكیل‌دهنده‌اش، وحدت و یكپارچگی داشته باشد و همه عناصر حیاتی و اساسی در آن به هم وابسته باشند و هر عنصری دلالت ضمنی بر دیگر عناصر كند. این خصوصیت یعنی ایجاد هماهنگی و وحدت را درون‌مایه در داستان به عهده می‌گیرد. به بیانی دیگر، هر فیلمنامه خوبی از درون‌مایه یا فكر و اندیشه ناظر و حاكم بر فیلمنامه شكل می‌گیرد. ودرون‌مایه، تمام عناصر داستان آن را انتخاب می‌كند و هماهنگ‌کننده موضوع با عناصر دیگر داستان است. این عناصر عبارتند از: شخصیت‌ها، كنش، پیرنگ و موضوع، نتیجه‌ی حاصل از كشمكش و هرچیز دیگری كه نویسنده برای ارائه‌ی كل معنای موردنظرش به كار می‌گیرد.
درون‌مایه یا مضمون، برداشتی است كه تماشاگر بعد از تماشای سریال یا فیلم یا خواندن داستان و تفكر پیرامون مساله اصلی آن احساس می‌كند. در حقیقت نیروی محركه و پیش برنده معنی و مفهوم هر داستانی همان درون‌مایه است. درون‌مایه چیزی است كه داستان در احساس تماشاگر به وجود می‌آورد و این چیزی است كه هیچ گاه به طور مستقیم در داستان به آن اشاره نمی‌شود.
چیزی كه تماشاگر تجربه می‌كند پس از احساس غصه، دلتنگی، شادی و یا نشاطی است كه از درون موضوع كشمكش، كشمكشی كه متوجه شخصیت اصلی است رشد كرده است. اگر نویسنده سریال، پیش از نگارش معنی و مفهوم اساسی فیلمنامه خود را بداند، خط و ربط و چگونگی توسعه و گسترش داستان سریال را یافته است.
آیا درون‌مایه همان پیام است؟
نكته مهم اینست كه نویسنده نباید نكته‌ای را بنویسد كه هیچ ربطی به درون‌مایه داستان نداشته باشد. درون‌مایه در کنش‌ها، رفتار وگفتار شخصیت‌ها و وقایع داستان مستتر است ولی این هرگز نباید به‌صورت مستقیم پیام درون‌مایه درگفتارها آورده شود. نباید جملات و دیالوگها به شعار نزدیك شوند. اگر شخصیتهای داستان از پیام بویی ببرند، مطمئناً درباره آن صحبت خواهند كرد، به طوری كه رهایی از آن غیرممكن خواهد شد و از پیام چیزی جزیك تكرار شعارگونه و خسته كننده، باقی نخواهد ماند.
لحظه‌ای كه نویسنده گفتاری را در خصوص درون‌مایه سرزبان شخصیتهایش می‌اندازد، درونمایه برمساله حاكم می‌شود و شخصیت‌ها آنچه درذهن نویسنده است، به جای آن چیزی منعكس می‌كنند كه درذهن خودشان وجود دارد. آنچه در ذهن شخصیتها می‌گذرد مربوط به موضوع و ایده است نه درون‌مایه.
اگر نویسنده‌ای درصدد باشد كه مساله یا نكته‌ای را از طریق بحث بین شخصیتها به اثبات برساند، بهتر است یک گفتگوی تلویزیونی را وسیله انتقال فكر و نظرش قرار دهد! امروزه حتی برنامه‌های گفتگومحور هم به‌صورت مستقیم از تفکر حاکم برموضوع برنامه صحبت نمی‌کنند و گفتگو را به‌سمتی می‌برند که فکر و ذهن مخاطب را به درونمایه مورد نظرشان سوق دهند. نویسندگان موفق با خلق شخصیت‌ها و کنش‌های داستانی احساسات تماشاگر رابرمی‌انگیزند و او را به تفکر وادار می‌کنند.
خلاصه اینكه درون‌مایه، نیازی به آب و تاب و بزرگنمایی ندارد. درونمایه خوب و قوی در توانایی نویسنده برای روشن كردن نكته‌ای معمولی نهفته است، یعنی با قدرت تخیل و به كمك ذوق هنری و با تحقیق و مطالعه و بررسی، از هیچ، چیزی آفریدن است.
یكی از منتقدین به نام والتر كر[3] می‌گوید: «اگر دنبال روشی در جهت خراب كردن یك اثر هنری نمایشی هستید. درصدد حل مسائل اجتماعی، سیاسی حاد از طریق نمایش شوید.» بنابراین بهتر است كه تم به خدمت گرفته شود و نه اینكه برداستان سریال مسلط شود. این می‌تواند نویسنده را در نقطه‌ای از سریال كه نیازمند تمركز و تبلور است یاری دهد.
درون‌مایه یا«تم» زمانی اثرمطلوب داردكه:
1- درباره مسایل مهم زندگی باشد.
2- درك آن برای بیشتر مخاطبان ممكن باشد.
3- درارتباط با سئوالهای درونی و عاطفی و احساسی بشر مطرح شود.
بهترین درون‌مایه‌ها آنهایی هستند كه توانایی برقراری ارتباط با احساس عمیق مخاطبان دارند. درون‌مایه‌های خشك و سرد و خیلی روشن‌فكرانه، مانعی در جهت نیروی هیجان سریال به وجود می‌آورند. نیازی نیست كه«تم» انتخابی برای سریال اندیشه تازه‌ای باشد.
آنچه از نظر نویسنده حایز اهمیت است، ابتكار و خلاقیت او در آنچه كه می‌گوید، نیست بلكه چگونگی بیان مسئله، بسیار مهم است. تم سریالهای تلویزیونی اغلب همان مسائلی است كه بارها و بارها از آنها گفتگو شده است. بسیاری از اوقات پاسخ سئوالی كه«تم» ازآن برمی‌خیزد آن اندازه واضح و روشن است كه نیازی نیست در مورد آن صحبت شود. گرچه اغلب موضوعات و تم‌ها مسائل حقیقی هستند، ولی ممكن است برخی در مورد مسایل غیرحقیقی یا حقیقی باشند كه هنوز برای بشر ناشناخته است. «تم» چیزهای متفاوت در مورد مردم متفاوت است.
لازم به توضیح است كه درونمایه همان پیام نیست. درونمایه هر اثر ممكن است به پیام آن اثر تعبیر شود اما به ضرورت هر درونمایه‌ای نمی‌تواند پیام آن اثر باشد. پیام عنصر اخلاقی فیلمنامه است. جنبه‌ای مثبت و آموزنده دارد. و درونمایه لزوماً ازاین كیفیت برخوردار نیست. بنابراین نباید درونمایه را با پیام كه رسالت هر اثر تلقی می‌شود یكی دانست. حتی در بعضی از آثار درونمایه خصوصیتی ضدپیام دارد.
انعكاس یك اندیشه در سریالهای تلویزیونی غالباً به موجه بودن اجتماعی مضمونی بستگی دارد كه هنرمند را تحت تاثیر قرار می‌دهد با این حال آنچه اهمیت ایدئولوژیك و زیبایی شناختی یك سریال را تعیین می‌كند، نفس درون‌مایه نیست. اندیشه‌های مهم متناسب با زمان، حتی در سریالهایی قابل بیان هستند كه حاوی بخش‌های مهمی از زندگی نباشند. آنچه حائز كمال اهمیت است خود درون‌مایه نیست، بلكه تعبیر و عرضه ایدئولوژیك و زیبایی شناسی آن دریك سریال است. این سخن به این معنی نیست كه درون‌مایه در سریال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار نیست.
هر درون‌مایه‌ای، حتی درون‌مایه‌ای را كه از حیث اجتماعی ناموجه است، می‌توان به كمك ذوق و قریحه نویسنده به صورت اثر بزرگی درآورد. این امر در تصویرگری هنرمند از پدیده‌ها، به صورت چیزهایی انعكاس می‌یابد كه یا به لحاظ زیبایی‌شناسی جالب است و شایسته همدلی و دریافت ما هستند یا عاری از جذبه است و مایه اكراه و روی برتافتن‌اند.
لازم است که یادآوری کنم در مورد موضوعات سريال در ايران تفاوت‌هايي وجود دارد. براساس مصوبه شوراي عالي برنامه‌هادر سال هفتاد موضوع نامه شماره 3671-24 مورخ 28/10/70، سرفصل‌هاي موضوعي برنامه‌هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي به شرح زير تعيين شد: اجتماعي، فرهنگي، ادب وهنر، اطلاعات عمومي، اقتصادي، تاريخي، تربيتي، دفاع مقدس و انقلاب اسلامي، ديني و معارف اسلامي، سياسي، خبر، ورزش و تفريحات سالم (طنز)
شخصيت در سريال‌هاي تلويزيوني
يكي از پرسش‌‌هاي مهمي كه در فيلمنامه‌ی یک سريال تلويزيوني مي‌تواند مطرح باشد اين است كه شخصيت اصلي، كسي كه در مركزيت داستان و قلب سريال قرار دارد كيست؟
بيشترين چيزي كه پس از مشاهده يك سريال خوب در خاطر انسان باقي مي‌ماند، پيچيدگي‌هاي طرح سريال يا احساس و عواطفي نيست كه در زمان مشاهده سريال به بيننده دست داده، بلكه شخصيت‌هاي سريال است.
اين شخصيت‌‌ها هستند كه هر اثر نمايشي را جاودان مي‌سازند. در تاريخ ادبيات هنري آثاري موفق بوده است كه شخصيت‌هاي آنها بر مخاطبان اثر گذاشته و در خاطر آنها باقي مانده‌اند.
شخصيت يا طرح هريك ممكن است نقطه شروع آفرينش داستان سريال باشند. چنانچه انديشه خلق شخصيتي خاص جرقه‌اي در ذهن نويسنده بيفروزد، مي‌بايد نويسنده موقعيت‌هاي مختلفي را كه شخصيت مورد نظر درگير آنها است، مجسم سازد. شخصيت دراين موقعيت‌ها نقش داردوباايفاي نقش، چگونگي شخصيت اوبراي مخاطبان آشكارمي‌شود. در سريال‌هايي كه مسير آن راشخصيت داستان تعيين مي‌كند، نويسنده به دنبال شخصيت مي‌رود واجازه مي‌هد كه گره داستان رااو خلق كند.
اما ممكن است ابتدا فكر و طرح داستان در ذهن نويسنده جرقه بزند، بدين ترتيب كه نويسنده گره و نقطه اوج را در ذهن خود مجسم مي‌سازد و براين اساس شخصيت‌هايي را خلق كند كه قادرند موقعيت مورد نظر نويسنده را مجسم سازد و صحنه‌هاي سريال را به صورت قابل پذيرش در‌آورند. در اين گونه از سريال‌ها، پيرنگ به شخصيت‌ها جهت مي‌دهد. اگر فيلمنامه نويس توجه خود را تنها براعمالي كه در پيرنگ مطرح است معطوف سازد و به گسترش شخصيت‌هاي سريال بي‌توجه بماند، اين امكان وجود خواهد داشت كه سريال به صورت ملودرامي سبك از كار بيرون آيد. در اين گونه سريال‌ها كه كانون توجه نويسنده بيشتر بر روي اعمالي قرار دارد كه نتيجه آن تسلط بر هدفي خاص است، هدف اصلي خيلي بيشتر از تصميم‌گيري‌هاي شخصيت داستان مورد نظر است؛ در حالي كه در درون گره داستان بايد تأكيد بر روي ارزش‌هاي شخصيت باشد؛ زيرا گشوده شدن گره توسط شخصيت تحقق مي‌يابد. البته اين امر بدان معنا نيست كه شخصيت، داستان راطراحي مي‌كند.بلكه بهتراست مسير گسترش داستان درجهت هدف‌ها وعملكرد شخصيت‌ها درارتباط با هدف قرارگيرد.
يافتن شخصیت مركزي داستان براي تمام روايت‌هاي داستاني امري حياتي است. اين شخصيت مي‌تواند روايت را تحت الشعاع خود قرار داده و آن را به سمت و سوي خاص هدايت كند.
گاهي در روايت يك سريال اساس داستان برپايه اين است كه شخصيت اصلي چه چيزي مي‌خواهد و به دنبال چيست؟ نكته مهم و اساسي درباره عنصر شخصيت در فيلم‌نامه سريال اين است كه عموماً شخصيت‌ها نياز به شخصيت‌پردازي عميق و كامل دارند. همچنين در سريال علاوه برشخصيت اصلي يا قهرمان به شخصيت‌هاي فرعي و ضد قهرمان نيز نيازمنديم كه آنها نيز نياز به شخصيت‌پردازي خاص خود دارند. تا اساس كشمكش و شكل‌گيري و پيرنگ‌هاي فرعي قابل انجام باشد.
تعريف شخصيت و شخصيت‌پردازي
«شخصيت يا منش عبارت از مجموع نفسانيات (احساسات، افكار، عواطف و …) هركسي است كه براي هر شخصيت دو ركن است. يكي وحدت و ديگري هويت.» (دهخدا، 1377، ص 14181).
سيدفيلد شخصيت خوب را قلب و روح و سيستم اعصاب يك فيلنامه مي‌داند. به عقيده او تماشاگر عواطف و احساسات را از طريق شخصيتهاي خوب (پرداخته شده) تجربه مي‌كند. همچنين او بيان مي‌كند كه چهار عنصر يك شخصيت خوب را مي‌سازد: نياز دراماتيك، ديدگاه، تغيير، طرز برخورد.
شخصيت‌پردازي در سريال تا حد زيادي به تجربه‌هاي شخصي و يادداشت‌هاي نويسنده از اشخاص واقعي يا تخيلي بستگي دارد. اولين قدم در پرداخت شخصيت، تصوير فردي خاص در ذهن نويسنده است كه برخي از ارزش‌ها بر رفتار او سايه افكنده‌اند و خلق و خوي او را در موقعيت‌ها و ارتباط با ديگران و بازتاب‌ها كنترل مي‌كند. اضافه‌كردن برخي عادات و خصوصيات فردي، جذابيت و عمق بيشتري به شخصيت مي‌دهد. به هر حال عادات و خصوصيات بهتر است در پيوند با پيرنگ سريال باشند.
آيا لازم است تمام وجوه شخصيت معرفي شود؟
گاه اين سؤال مطرح مي‌شود كه آيا لازم است تمام وجوه شخصيت معرفي شود؟ آيا اگر تنها قسمتي از كل شخصيت در سريال معرفي شود، سريال مي‌تواند اثري مطلوب داشته باشد؟
انتخاب چند صفت و خصوصيات رفتاري و ظاهر ساختن آنها به صورت عميق و گسترده مناسب‌تر از تصوير و تجسم سيماهاي گوناگون از رفتارهاي شخصيت نمايشي به صورت سطحي است. اگر نويسنده با نگرشي عميق تعدادي از سيماهاي شخصيت سريال را بررسي كند، گرچه آنچه از وجوه مختلف شخصيت ظاهر مي‌شود در مقابل آنچه باقي مي‌ماند محدود است، ولي چنانچه همين چند وجه عميقاً معرفي شوند، شخصيت غني و كامل به نظر خواهد آمد. هدف اصلي، رسيدن به عمق شخصيت است كه در هر قسمت بعد از قسمت بعدي آشكار مي‌شود. ناگفته نماند آنچه از وجوه مختلف شخصيت انتخاب مي‌شود بايد در مجموع وجودي كامل را ارائه دهد و آن اندازه عميق و راضي‌كننده باشد كه مخاطبان سريال احساس كنند آن شخصيت را به طور كامل مي‌شناسند. زماني كه نويسنده برخي از عوامل متشكله را مي‌يابد، بايد بقيه رابه طريقي انتخاب كند كه با خصايص قبلي همسان باشد. نويسنده به سختي مي‌تواند اميدوار باشد كه شخصيتي را به طور كامل، حتي در يك سريال طولاني تلويزيوني، بنا نهد يا حتي اگر بتواند تمام وجوه شخصيتي را معرفي كند، مشكل مي‌تواند ميان مخاطبان و تمام سيماهاي يك شخصيت ارتباط برقرار كند.
تكميل شخصيت
بازنمايي و ارائه شخصيت، يا به عبارت ديگر تكميل شخصيت، كاري است كه بايد به تدريج و به طور مداوم در طول سريال صورت گيرد. بهتر است خصوصيات فردي شخصيت‌هاي سريال در مسير داستان معرفي شوند و نويسنده بر روي برخي از اين خصوصيات تأكيد كند. اگر تمامي ابعاد شخصيت‌هاي نمايش بعد از دو يا سه قسمت معرفي شوند، نويسنده در قسمت‌هاي بعد با خلاء مواجه خواهد شد كه ناگزير بايد با مقداري مطالب بيهوده سريال را پر كند. شخصيت‌هاي سريال بهتر است درطول سريال و ضمن تلاش ومبارزه مشخص شوند. تلاش و مبارزه شخصيت‌هاي سريال در راه دستيابي به هدف، محور يا مسير اصلي داستان را مي‌سازد. حال اين امر كه آيا بازيگر اول به هدف خواهد رسيد يا نه، آيا موفق مي‌شود يا شكست خواهد خورد، چيزي است كه در نقطه اوج سريال حل مي‌شود. هرصحنه وهر رويدادي كه درسريال جريان مي‌يابد، بايد درجهت رسيدن به نقطه اوج باشد. تلاش بازيگر اول نيرويي است كه مسير داستان رابه سوي نقطه اوج هدايت مي‌كند. وجود تلاش، حضور موانع راايجاب مي‌كند. موانع حالت بستري رادارند كه تلاش، درمسير آن حركت مي‌كند وهيجان آفريده مي‌شود. دريك سريال تلويزيوني كه ازطراحي موفقي برخوردار است، خط سير پيرنگ داستان ومعرفي شخصيت‌ با يكديگر آنچنان آميخته‌اند كه به صورت يك واحد جلوه مي‌كنند. پيرنگ ومعرفي شخصيت، چه در قطه اوج و چه درنقطه بازگشت، پيوندي تنگاتنگ بايكديگردارد كه حتي درذهن مخاطبان نيز ازهم مجزا نيستند.
هدف اصلي بسياري از سريال‌ها، نشان دادن خصلت و طبيعت شخصيت‌هاست. چون آنچه آدم دوست دارد يا به آن معتقد است، بيشتر در هنگامي ظاهر مي‌شود كه او تحت فشار قرار گرفته باشد و نسبت به وضعيت و موقعيتي كه بر او فشار مي‌آورد (ممكن است اين وضعيت و موقعيت را خودش به وجود آورده باشد) از خود واكنش نشان مي‌دهد. از اين نظر غالباً نويسندگان براي خلق داستان جالب توجه، كشمكش مهمي را در زندگي شخصيت اصلي سريال انتخاب مي‌كنند.
منابع آفرينش شخصيت
نويسنده چگونه مي‌تواند با استفاده از اصول شخصيت‌پردازي شخصيت خود را خلق كند. ديگر سخن آنكه او از كجا مي‌تواند شخصيت‌هاي داستانش را پيدا كند. او مي‌تواند از هركجا، بويژه از ميان مردمي كه در محيط زندگي او هستند و به خوبي با آنها آشناست، شخصيت‌هاي نمايش را بيابد. بسياري از شخصيت‌ها در داستان‌هاي ادبي، زاده تخيل و ارزش‌هايي كه نويسنده به آنها توجه دارد و نيز عواطف و احساسات وي در برخورد اجتماع، ‌با اين ارزش‌ها هستند. يكي از بهترين منابع براي نويسنده، تجربه‌هايي است كه در برخورد با مردم واقعي كسب مي‌كند يا داستان‌هايي كه دوستان و اقوام درباره مردم گذشته يا حال براي وي تعريف مي‌كنند. اين داستان‌ها مي‌توانند تخيلي باشند، ولي اغلب شخصيت‌هايي كه نويسندگان خلق مي‌كننددر زندگي واقعي موجود هستند
البته اين شخصيت‌هاي واقعي در سريال‌ها به همان صورت كه وجود دارند، به تصوير كشيده نمي‌شوند. معرفي هر شخصيت در سريال بهتر است كه با حوادث و موقعيت‌هايي كه براي او اتفاق مي‌افتد هماهنگ باشد. ايجاد برخي هماهنگي‌ها بين شخصيت و موضوع يا نكته‌هايي كه تم داستان در پي رساندن آنهاست، ضروري است. براي نويسنده كمتر اين امكان به وجود مي‌آيد كه شخصيت داستان را كاملاً آن‌گونه كه قبل از نوشتن در نظر داشته است، معرفي كند. ضمن نوشتن و با ملاحظه ارزش‌ها و رفتارهايي كه با طرح داستان در ارتباط هستند، محدوديت‌هايي براي نويسنده به وجود مي‌آيد. ابعاد شخصيت‌ها زماني براي نويسنده به طور كامل شكل مي‌گيرند كه نويسنده كار نوشتن را آغاز مي‌كند
يكي‌ديگرازمنابع‌آفرينش‌شخصيت،‌استفاده‌ازبيوگرافي‌انسان‌هاي‌دوران‌گذشته‌وازاين‌راه‌خلق‌شخصيت‌هاي‌تاريخي‌وافسانه‌اي‌ست
در برخي از موارد نيز نويسنده براساس تم و موضوع سريال شخصيت‌ها را خلق مي‌كند. در واقع صفات و رفتار شخصيت نمايش براساس خواسته‌هاي تم و موضوع خلق و گسترش مي‌يابد.
شخصيت بايدباورپذير وچندبعدي باشد وازلحاظ عاطفي تماشاگررادرگير كند. فيلمنامه‌نويسان دراين راستاازتمام اندوخته‌هاي تجربه خود استفاده مي‌كنند. اما بررسي عميق مذكور في‌البداهه رخ نمي‌دهد. بعد از اين كه نويسنده روز‌ها، هفته‌ها يا ماه‌هاي متوالي به ساختار طرح انديشيدو تعيين كرد كه چه شخصيت‌هايي براي كاركردن طرح لازمند، رخ مي‌نمايد.
نويسندگان پس ازپيداكردن خط سيراصلي داستان، شخصيت راعميقاً مورد بررسي قرار مي‌دهند. وقتي درمورد ويژگي‌ عمده شخصيت‌هاي اصلي تصميم‌گيري كردند، زندگي‌ نامه‌اي مي‌نويسدكه وجوه پراهميت سابقه شخصيت‌ها رامشخص كند.
وظيفه زندگي نامه شخصيت، خلق محيط و حوادث است كه باعث رشد شخصيت شده‌اند و اين‌ها ما را به كنش شخصيت در داستان خاص رهنمون مي‌شوند
افشاي شخصيت
وقتي كه شخصيت‌هاخلق شدندوبعدپيداكردند درحوادث ووقايع فيلمنامه وارد مي‌شوند وداستان راپيش مي‌برند.
شخصيت‌ها از طرق مختلف ماهيت خود را براي تماشاگر سريال افشاء مي‌كنند و بيشتر به مخاطب معرفي مي‌شوند. ویژگی‌هایی مثل: مشخصات اجتماعي، مشخصات روحي، كنش‌ها، كلام، وجوه جسماني و ظاهري و نام، آداب و عادات، برخورد با ديگر شخصيت‌ها واغراق در پرداخت شخصيت.
براي شناخت ارزش‌هاي موجود درذهن شخصيت‌هاي سريال كه عمل خاصي ازآن ناشي مي‌شود، نيازي نيست كه عمل در حين وقوع نشان داده شود. براي اين منظور نتيجه عمل هم مي‌تواند كافي باشد. باوجود اينكه وقايع داستان سريال درحال وقوع نشان داده‌مي‌شوند، ولي نويسنده مي‌تواندتنها بازمان حال سروكارنداشته باشد. گذشته وآينده نيزمي‌تواند بخشي از قصه‌ زندگي شخصيت‌هاي سريال راتشكيل دهد. گذشته‌وحال وآينده هرسه باهم مي‌توانند دريك سريال تلويزيوني منعكس شوند.
هرشخصي براي منظوري خاص در فيلم‌نامه جاي مي‌گيرد. او وسيله‌اي است براي انتقال مضمون فيلم‌نامه و ابزاري است ساختاري كه داستان را به پيش مي‌برد و به نتيجه مي‌رساند. شخصيت‌ها آزادانه انتخاب مي‌شود و خلقتشان به گونه‌اي است كه با اعمالشان هماهنگ باشند. هرشخصيتي يك هدف داستاني دارد و يك هدف شخصي دروني. هر شخصيتي كار خاصي انجام مي‌دهد و به جريان خاصي كمك مي‌كند. بنابراین اضافه کردن شخصیت بدون استفاده کارکردی از آنها تنها به منظور بسط ماجراهای سریال امریست غیرحرفه‌ای.
تصويركردن هر شخصيت در سريال به صورت منحصر به فرد، به طوري كه ويژگي‌هايي مخصوص به خود داشته باشد، نياز به مهارت دارد. اگرشخصيت‌ها درسريال همه يكنواخت و مشابه هم باشند، سريال شكست خواهدخورد؛ زيرامخاطبان قادر نخواهندبود شخصيت‌ها راازيكديگر تميزدهند. يكي ازبيشترين انتقادهايي كه دردنيا نسبت به نويسندگان واردمي‌آيد، در مورد نوشتن گفتگوهاست. گفتگوها (ديالوگ) مي‌بايد به طريقي انتخاب شوند كه مناسب شخصيتي باشند كه به نمايش درمي‌آيد.
عادات كلامي، شخصيت‌ها را متمايز مي‌سازد، عادات كلامي، نگرش شخصيت‌ها به جنسيت، نژاد، مذهب و سياست را روشن مي‌كند. آيا شخصيت كم حرف است؟ روده درازي مي‌كند؟ آيا لكنت زبان دارد؟ با تأني سخن مي‌گويد؟ آيا كلمات يا عبارت خاصي را تكرار مي‌كند؟ آيا داراي لهجه‌ خارجي يا محلي است؟
اينها سؤالاتي است كه پاسخ آنها وجوه بيشتري از شخصيت سريال را براي مخاطب روشن مي‌كند.
جنبه‌هاي ظاهري شخصيت‌هاي سريال مي‌تواند به طرق مختلف تأثيرات متفاوتي ايجاد كند. برخي از اين تأثيرات مشهود است. يعني در برخورد اوليه جنبه‌هايي از شخصيت را معرفي مي‌كند. برخي مواقع اين جنبه‌هاي ظاهري به صورت نشانه‌هاونمادها معرفي مي‌شوند. اين نشانه‌هاهمان نشانه‌هاي ظاهري، گفتاري ورفتاري است.
گاه نويسنده در كار پرداخت يك شخصيت نظرها و واكنش‌هاي مغاير و متضادي را از جانب افراد مختلفي كه در داستان سريال نقش دارند، در مورد يك شخصيت واحد ارائه مي‌دهد. اين روش، تصوير جالب و تعمق‌انگيزي را ازشخصيت‌ موردنظر ايجاد مي‌كند وروش مطلوبي براي پيچ و تاب دادن معرفي شخصيت است.
وسيله‌ ديگرآشكارسازي مشخصات شخصيت درسريال، توصيف آن مشخصات اززبان ديگربازيگران است. اين روش مي‌بايد با انگيزه‌اي خاص ودرجاي مناسب به كارگرفته شود. بعلاوه همچنان كه درزندگي واقعي آنچه كه يك فرد درباره فردديگري مي‌گويد، هميشه توصيف درستي ازشخصيت آن فردنيست، درسريال هم گاهي جهت ايجاد تضاد ازاين روش استفاده مي‌شود. به طورمثال درسريال، شخصي درغياب كسي ازوي بدمي‌گويد. تماشاگر تصورمي‌كند كه فردمورد نظر انسان نابابي است، وي درطول سريال درمي‌يابد كه غيبت‌كننده انسان ناباب ونادرستي بوده است ولذا نظرش رادرباره فردي كه ازاو بدگفته شده است تغيير مي‌دهد.
اغراق در پرداخت شخصيت
در سريال‌هاي تلويزيوني با توجه به عدم تمركز كافي مخاطب تلويزيون نسبت به سينما لازم است كه روي برخي از وجوه شخصيت تأكيد بيشتري صورت گيرد. چون در اينجا مقصود صفت و يا ويژگي‌ خاصي است كه نويسنده گوشه چشمي به آن دارد و اين ويژگي بر ديگر اعمال و رفتار شخصيت سايه مي‌افكند. در سريال لازم است اين ويژگي مورد تأكيدواقع شود. بدين ترتيب كه اين ويژگي رفتاري در چند صحنه پشت سرهم تكرار شود. اما مي بايد تكرار در موقعيت‌هاي مختلف، با روش‌هاي گوناگون به طريقي كه در بطن سريال جا بيفتد و يكنواخت نباشد، صورت پذيرد.
تحول شخصيت
برخي از سريال‌ها تصويركننده تغيير و دگرگوني و تحول يك يا چند شخصيت از داستان خود است.
البته ما درهرسريالي نبايد انتظارتحول شخصيت‌ها راداشته باشيم. دربرخي ازسريال‌هاي تلويزيوني تغييرات در شخصيت‌ها اغلب سرسري وقلابي وناگهانيست وصرفاً به‌خاطر خشنودي بيننده وپايان خوش‌آن ويا رضايتمندي مديران شبكه‌ها است. چنين تغييراتي قاعدتاً كم‌تر باوركردني و معقولانه است. براي متقاعد كردن بيننده بايدسه عامل مهم، يعني امكانات شخصيت، اوضاع واحوال ومقتضيات زيستي محيط وزمان رادرنظر گرفت.
1: تغييرات و تحولات بايد درحد امكانات آن شخصيتي باشد كه اين تغييرات را موجب مي‌شود.
2: تغييرات بايد به حد كافي معلول اوضاع و احوالي باشد كه شخصيت در آن قرار مي‌گيرد.
3: بايد زمان كافي وجود داشته باشد تا آن تغييرات به تناسب اهميتش به طور باوركردني اتفاق بيفتد.
کشمکش بین شخصیت‌ها
كشمكش از اجزاء اصلي يك سريال تلويزيوني و اصولاً هر نوع اثر نمايشي است. موفقيت سريال به شدت به نيرويي بستگي دارد كه در موضوع كشمكش ايجاد ميشود و مقدار اهميتي كه شخصيت اصلي به موضوع مي‌دهد. همچنين شخصيت‌هايي كه برخورد مشابهي نسبت به اتفاقات داستان دارند تنش و كشمكش كمي ايجاد مي‌كنند. اين گونه شخصيتها حرف زيادي براي گفتن ندارند. در حقيقت يك شخصيت‌اند. از طرف ديگر « اگر تمامي كاراكترها دريك سريال تلويزيوني همديگر را دوست داشته باشند. تنها كاري كه انجام مي‌دهند حمايت كردن از هم و لبخند زدن به يكديگر مي‌باشد. اين موضوع نه تنها مي‌تواند نهايت بي محتوايي باشد. بلكه خسته كننده نيز هست. از آنجايي كه ناسازگاري يك اصل براي تمامي درام‌ها و كمدي‌ها است نبود ناسازگاري و كشمكش دروني به معناي اين است كه بايد برخي ناسازگاريهاي بيروني، در اپيزود وجود داشته باشد. اين به معناي معرفي كردن يك شخصيت بيروني است كه مشكلش ظاهر شده است. درصورت بروز مشكل وايجاد كشمكش، فرصت‌هايي براي جستجو و كاووش درهريك ازشخصيت‌ها براي مخاطبين فراهم مي‌آيد.
درطول تحقیقاتی که برای ویژگی‌های نگارش سریال تلویزیونی انجام می‌دادم (که تحت عنوان چگونه برای یک سریال فیلمنامه بنویسیم در شماره‌های پیشین چاپ شد) به موضوعات جالبی در الگوهای جهانی برخوردم. یکی از این موضوعات، شیوه‌های ارائه‌ی طرحِ سریال توسط تهیه‌کنندگان به شبکه‌های تلویزیونی (قطعاً در یک سیستم استاندارد!) بود. این‌که نگارش طرح سریال و اصولاً هر برنامه‌ی تلویزیونی یک طرف و شیوه‌‌ی ارائه‌ی آن یک طرف دیگر. یعنی طرح چگونه و در چه شرایطی ارائه شود که ضریبِ امکان تصویب آن را بالا ببرد.
روالي كه توسط آن ايده‌هاي جديد به مديران برنامه‌ريز ارائه مي‌شود از شبكه به شبكه و از كشوري به كشور متفاوت است. مثلاً در کشور ما گاهي وقت‌ها حتي يك تماس تلفني مي‌تواند نقطه عطفي براي شروع به ساخت يك سريال تلويزيوني باشد! شرایط متعارفِ مطرح‌شده در سیستم تلویزیون ایران در درجه‌ی چندم اهمیت است. مشکلی که متأسفانه گریبان‌گیرِ اکثریت قریب به‌اتفاق مدیران و تصمیم‌گیرانِ تلویزیون است. در این سیستم رابطه حرف اول را می‌زند. تخصص و تجربه بعد از یافتن این رابطه معنا پیدا می‌کنند. هنرمندي كه با تلويزيون سروكار دارد، بايد نه تنها خلاقيت و استعداد هنري لازم و كافي، بلكه شناخت و تجربه درخوري از فرهنگ عمومي جامعه، ديدگاه‌ها و معضلات و مشكلات اجتماعي داشته باشد. اگر برنامه‌ساز چنین ویژگی‌ نداشته باشد، آثار خلق‌شده نمی‌توانند هدف غایی تلویزیون را که همانا ساخت برنامه‌های آگاه‌کننده و اثربخش در زمینه‌ی باورها و اعتقادات فرهنگی، ملی و مذهبی است، تأمین کنند. نتیجه‌اش هم می‌شود این‌که مخاطب تبدیل می‌شود به مخاطب مقطعی و در بسیاری از موارد نمی‌تواند ارتباط مناسبی با برنامه‌های تلویزیون برقرار کند.
ادامه دارد.....
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ
#3
عالی بود
«شعبده‌باز چیزی را به شما نشان می‌دهد،‌ بعد آن را غیب می‌کند، و در آخر دوباره آن را ظاهر می‌کند و هنر او، در این ظاهر کردن دوباره است نه غیب کردن» مایک کین(فیلم Prestige)
پاسخ
آگهی


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تأملی کوتاه بر سریال های تلویزیونی اکبرخوردچشم 2 664 21-3-1392، 02:50 عصر
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم
  چگونه داستان کوتاه بنویسیم؟ A-SO 0 2,248 29-6-1391، 04:07 عصر
آخرین ارسال: A-SO
  چگونه داستان طنز بنویسیم mehrbod 7 8,242 23-5-1391، 06:54 عصر
آخرین ارسال: mehrbod
  چطور یک فیلمنامه بنویسیم G.Manager 1 2,031 6-5-1390، 04:19 عصر
آخرین ارسال: G.Manager

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :