درود مهمان گرامی! ( - ثبت نام)
شما هنوز ثبت نام نکرده اید؟ یا وارد حساب کاربری خود نشده اید! برای استفاده از تمامی امکانات انجمن لازم است ثبت نام کنیدیا info@scenario.ir    
*نادان بمانید و جستجوگر *

مفهوم؛ سنگ بنای اولیه ی فیلمنامه
زمان کنونی: 18-9-1395، 09:33 عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: اکبرخوردچشم
آخرین ارسال: اکبرخوردچشم
پاسخ 1
بازدید 591

امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 3.52
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مفهوم؛ سنگ بنای اولیه ی فیلمنامه
#1
مقاله ای ترجمه شده از رابرت مک کی
هر فيلمنامه اي با ايده اي درباره يك داستان آغاز مي شود. مفهوم (concept) را به طور خلاصه مي توان چنين معني كرد: ضروري ترين مواد موجود در داستان. اگر نتوانيد مفهوم فيلمنامه اي را كه قصد نوشتنش را داريد به درستي درك كنيد، در به كنترل درآوردن عناصر مختلف فيلمنامه دچار مشكل مي شويد و اصطلاحاً فيلمنامه از دستتان درمي رود. مفهوم شامل چه چيزهايي مي شود؟ در وهله اول، شما بايد يك داستان خلاصه شده و چهارچوب دار داشته باشيد؛ داستاني كه داراي نقطه شروع، نقطه مياني و نقطه پاياني باشد. همچنين بايد يك دسته شخصيت براي خود تعريف كنيد و نقش آنها را در داستانتان معين كنيد. بايد جهاني را كه هر كدام از اين شخصيت ها در آن زندگي مي كنند و آنتي تز جهان آنها را هم تعريف كنيد. در آخر، بايد سير زماني داستانتان را بشناسيد و در واقع، درك درستي از زمان در داستانتان داشته باشد. يعني بايد بدانيد كه وقايع داستان را چگونه و به چه ترتيبي بايد پشت سر هم بچينيد تا تماشاگر را پله پله وارد جهان (فضاي) داستانتان كنند. در ادامه بيشتر درباره ترتيب زماني وقايع داستان صحبت خواهم كرد. هر فيلمنامه نويسي، پيش از آن كه قلم را روي كاغذ بگذاريد، بايد از موارد بالا اطلاع داشته باشد و در واقع آنها را در ذهن خود حلاجي كرده باشد. فيلمنامه نويسان مبتدي علاوه بر اين كه بايد بدانند مفهوم در فيلمنامه به چه معني است، بايد بدانند كه مفهوم در فيلمنامه به چه معني نيست. بايد بدانند كه يك ايده اوليه، كه به عنوان نطفه فيلمنامه در نظر گرفته مي شود، به هيچ عنوان به معني مفهوم فيلمنامه نيست. اگر شما برويد و با پنجاه نفر سينماروي حرفه اي گفت و گو كنيد، خواهيد ديد كه تقريباً همه آنها ايده هايي بكر و جالب براي يك فيلمنامه دارند. اين ايده ها مي توانند آغازگر يك داستان باشند، اما به هيچ وجه به شما نمي گويند كه داستان به كجا خواهد رفت و در نهايت به چه شكلي درخواهد آمد. ايده هاي اوليه بسيار مفيد هستند و هر نويسنده اي بايد يك مخزن از اين نوع ايده ها براي خود آماده داشته باشد. يك ايده اوليه يعني چه؟ ايده يا فرض اوليه مي تواند مقدمه اي باشد بر كل داستان شما، سال هاي پيش، تهيه كننده اي به من مراجعه كرد و گفت كه يك ايده عالي براي فيلمنامه دارد. او ايده اش را چنين توضيح داد: يك مرد و يك زن جوان وارد سانفرانسيسك مي شوند و از فرودگاه يك تاكسي به مقصد خانه بزرگي كه اجاره كرده اند مي گيرند. تاكسي در مقابل خانه نگه مي دارد، زن مشغول حساب كردن كرايه مي شود و مرد به طرف در خانه مي رود و كليد خانه را وارد در مي كند. ناگهان تمام خانه منفجر مي شود! اين، يك آغاز و پيش فرض عالي براي يك داستان است اما تهيه كننده مذكور فقط همين را داشت. يعني تنها اين قسمت از داستان را در ذهن آماده كرده بود و چيز ديگري از داستان و شخصيت هايش نمي دانست. به بيان بهتر، مفهومي براي داستانش درنظر نگرفته بود. بسياري از فيلمنامه نويس هاي حرفه اي هم ايده اي را سال ها در ذهنشان نگه مي دارند و با آن كلنجار مي روند، اما وقتي شروع مي كنند به نوشتن فيلمنامه اي بر مبناي آن ايده،‌ مي بينند كه چيزي براي گفتن ندارند. اين ايده ها، گرچه براي شروع داستان عالي هستند، اما هرگز نمي توانند توضيحي درباره مفهوم فيلمنامه بدهند و در نتيجه نمي توانند چهارچوب مستحكمي براي يك داستان باشند. مثلاً من يك بار به رم رفته بودم و در آنجا گربه هاي ولگردي را ديدم كه در قسمت هاي فقيرنشين شهر پرسه مي زنند. نكته جالب براي من اين بود كه عده اي خانم مسن، كه لباس هاي عزاداري به رنگ سياه به تن داشتند، به اين گربه ها غذا مي دادند و اين،‌ تقريباً هر روز تكرار مي شد و هربار، خانم هاي جديدي را مشغول اين كار مي ديدم. يك لحظه به نظرم آمد كه اين منظره، زيبايي خاصي دارد و مي تواند ايده جالبي براي يك فيلمنامه باشد، اما هرچه فكر كردم، نتوانستم از اين واقعه، مفهوم خاصي را در ذهن تصوير كنم. يعني اين واقعه، به صورت مجزا وجود داشت و نمي شد چيز ديگري را به آن مرتبط كرد. همچنين ممكن است ايده آغازين شما، مربوط به يك شخصيت باشد، اما بايد بدانيد كه يك شخصيت هم نمي تواند به تنهايي مفهوم فيلمنامه را بسازد. ممكن است عموي شما، شخصيتي منحصر به فرد داشته باشد يا بهترين شخصيتي باشد كه تاكنون ديده ايد. او ممكن است عادات جالبي داشته باشد، مثلاً ممكن است دندان هاي مصنوعي اش را در كلاهش بگذارد، يا هميشه با خود اسلحه اي اسباب بازي حمل مي كند، اما ويژگي هاي شخصيتي او به تنهايي نمي توانند مفهوم فيلمنامه شما را تعيين كند. شما تا نتوانيد داستاني را با مشخصات اين شخصيت مرتبط كنيد، نمي توانيد استفاده اي مناسب از او داشته باشد. بعضي از ايده هاي داستاني نيز نتيجه يك سري تحقيقات مفصل درباره يك موضع خاص و واقعي -مثلاً اختلاس كلان در بانك فدرال- هستند. ولي تحقيق صرف درباره يك موضوع نيز نمي تواند به تنهايي مفهوم يك فيلمنامه را دربرداشته باشد. موضوعات واقعي بسياري،نظير حوادث تاريخي ،بيگرافي افراد مهم،حواث جنايي وجودارند كه مي توانند دست مايه يك فيلم نامه شوند، اما شما بايد آنها را تنها يك دستمايه يا ايده در نظر بگيريد و سپس آنها را تبديل به مفهوم كنيد. در غير اين صورت، حتي مهم ترين وقايع تاريخي يا جنايي هم نمي توانند وقايع مناسب و تأثير گذاري براي يك فيلمنامه باشند.
نكته مهم اين است كه شما بايد قبل از آغاز نوشتن،‌ مفهوم فيلمنامه تان را تعيين كنيد. نبايد فكر كنيد كه مفهوم، خود به خود و در ضمن مراحل نوشتن به ذهنتان مي آيد. اين خيلي مهم است كه شما پيشاپيش مفهوم فيلمنامه تان را بدانيد. ممكن است شما مجبور باشيد ده ها يا صدها ساعت وقت صرف انديشيدن درباره مفهوم فيلمنامه تان بكنيد، اما مطمئن باشيد كه پيدا كردن اين مفهوم، بار عظيمي از رنج و زحمت نوشتن را از دوش شما برخواهد داشت. براي اين كه بهتر منظورم را توضيح داده باشم بايد بگويم كه نوشتن يك فرايند است و اولين مرحله از اين فرايند، مرحله تفكر است. يعني چه شما بخواهيد يك مقاله بنويسيد، چه يك رمان و چه يك فيلمنامه، قبل از هر كاري بايد فكر كنيد و زياد هم بايد فكر كنيد. وقتي شما در جست و جوي مفهوم فيلمنامه تان باشيد، خود به خود سؤالاتي اساسي برايتان پيش مي آيد. جواب دادن به اين سؤالات، بخش عظيمي از اين فيلمنامه را برايتان روشن مي كند. اين سؤالات شامل اين موارد اساسي مي شوند: در داستان شما اساساً چه اتفاقي قرار است بيفتد؟ نقاط عطف داستان شما، يا فصل هايي كه نقاط عطف داستانتان را مي سازند و داستانتان را به پيش مي برند، چگونه هستند و در كجاي داستان قرار دارند؟ بخش آغازين، مياني و پاياني داستان شما چگونه است؟ شخصيت هاي اصلي شما چه كساني هستند؟ دقت داشته باشيد كه منظور از شخصيت هاي اصلي، قهرمان (يا قهرمانان) نيست. اگر شما تمام توجه تان را به قهرمان معطوف كنيد، آن وقت فيلمنامه اي خواهيد داشت تك شخصيتي و بي مايه. شما نه تنها بايد درك درستي از قهرمانتان داشته باشيد، بلكه بايد ضد قهرمان و شخصيت هاي فرعي (كمكي) داستانتان را بشناسيد و بتوانيد آنها را به نحوي مؤثر معرفي كنيد. درك درست از شخصيت ها، روابط آنها و دنيايي كه هر كدام از آنها در آن زندگي مي كنند،‌ سهم مهمي در موفقيت فيلمنامه شما دارد. سؤال بعدي اين است كه جهاني كه مفهوم شما در آن قرار دارد، چگونه است و چه كيفيتي دارد. اين تنها به مكان و زمان داستان مربوط نمي شود. جهان داستان شما،‌ به حس و فضاي حاكم بر داستانتان مربوط مي شود. آيا فضاي فيلمنامه اي كه مي خواهيد بنويسيد،‌ رمانتيك است؟ نوستالژيك است؟ سياه است؟ اميد بخش است؟ ... سؤال بعدي اين است كه هدف شخصيت هاي شما چيست؟ شما بايد نيازها و اهداف شخصيت هايتان را تعيين كنيد. اهداف آنها ممكن است فيزيكي (نظير شكست دادن يك حريف در مسابقه بوكس)، اجتماعي (مثلاً كمك به فقرا)، احساسي (مثلاً رسيدن به عشق) و يا حتي روان شناختي (مثلاً فائق آمدن بر كمپلكس هاي احساسي) باشد. تعيين كردن اهداف گنگ براي شخصيت هايي مبهم، بيشترين ضرر را به يك فيلمنامه مي زند و مي توان ايده هاي عالي مطرح شده در آن را كاملاً از بين ببرد. آخرين سؤالي كه درباره مفهوم فيلمنامه مي زند و مي تواند ايده هاي عالي مطرح شده در آن را كاملاً از بين ببرد. آخرين سالي كه درباره مفهوم فيلمنامه بايد از خود بپرسيد اين است كه سرانجام و نتيجه داستان شما چيست؟ اگر شما مقصد نهايي داستانتان را ندانيد، در ميان راه نوشتن گم مي شويد. درست مثل اين است كه شما به سفري برويد كه مقصدي ندارد. در ابتدا ممكن است اين سفر به نظرتان لذت بخش بيايد،‌ اما در ادامه، وقتي مي بينيد سفر هيچ وقت قرار نيست تمام شود، آرزو مي كنيد كه اي كاش از اول سفر را شروع نكرده بوديد.
هرگاه توانستيد پاسخ هايي قانع كننده و شفاف براي سؤال هايي كه در بالا مطرح شد - و هر سؤال ديگري كه در حين مرحله تفكر برايتان پيش مي آيد- پيدا كنيد، مي توانيد نوشتن را آغاز كنيد. البته ابتدا بايد مفهوم مورد نظر را در قالب يك جمله منفرد و موجز براي خود تعريف كنيد. البته جمله شما نبايد يك جمله يك صفحه اي باشد. قبول دارم؛ پيدا كردن و ساختن چنين جمله اي كار آساني نيست. دقت كنيد كه جمله شما بايد جواب تمام پرسش هاي مطرح شده را بدهد. اولين كاري كه من از شاگردانم مي خواهم اين است كه قبل از شروع كردن فيلمنامه، اين جمله راهگشا را آماده كنند. اگر نتوانيد مفهوم فيلمنامه تان را به شكلي موجز و فشرده و در قالب يك جمله بيان كنيد، معلوم مي شود كه درك درستي از عناصر داستانتان نداريد يا اصولاً اين عناصر را در مفهوم داستان وارد نكرده ايد. پس هميشه به ياد داشته باشيد كه قبل از آغاز نوشتن، مفهوم فيلمنامه را تعيين و آن را در قالب يك جمله براي خود تعريف كنيد. مطمئن باشيد كه عدم انجام اين كار و موكول كردن آن به آينده،‌ كار درستي نيست و به احتمال زياد باعث غيرمنسجم شدن و خراب از كار درآمدن فيلمنامه تان مي شود.
این مقاله در ارسال بعدی با عنوان داستان فیلمنامه ادامه پیدا خواهد کرد
 نویسنده، فقط و فقط به خاطر نوشتن آفریده شده است( هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  قلاب داستان، ضرورت اولیه فیلمنامه اکبرخوردچشم 3 917 16-3-1392، 11:16 عصر
آخرین ارسال: cinemams
  مهارت و خلاقیت داستان‌گویی از ایده‌ اولیه‌ تا فیلمنامه‌ کامل A-SO 0 822 28-8-1391، 04:13 عصر
آخرین ارسال: A-SO

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
در گوگل محبوب کنید :